قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۳

میناب؛ داغی که دوباره تازه شد/ در روز خاکسپاری اول خانواده‌ها در شوک و بهت بودند، این بار عزاداری‌شان سنگین‌تر بود

چهارشنبه، میناب دوباره سیاه‌پوش شد. داغ آنها تازه شد. اگر خانواده‌ها در روز خاکسپاری اول یعنی دوازدهم اسفند در شوک و بهت بودند، این بار عزاداری‌شان سنگین‌تر بود.
 میناب؛ داغی که دوباره تازه شد/ در روز خاکسپاری اول خانواده‌ها در شوک و بهت بودند، این بار عزاداری‌شان سنگین‌تر بود

روزنامه شرق نوشت: 

زنگ مدرسه را زده‌اند، دارد دیر می‌شود. معلم و هم‌کلاسی‌ها منتظرند. مردی با لباس پلنگی قرمز، دستش را دراز می‌کند، تکان می‌دهد، می‌گوید: بدهید. اما آن سو، آن پدر و مادر و خواهر و برادر ویران‌شده، دل نمی‌کَنند. کلاس درس کمی پایین‌تر است؛ ۲۰، ۳۰ سانت آن‌طرف‌تر گودالی حفر شده. شاگردان کنار هم، با نظم و ترتیب قرار گرفته‌اند، کلاس‌شان اما نه صندلی دارد، نه نیمکت و نه تخته‌سیاه. همه‌اش خاک است. لباس مدرسه‌شان این بار سفید است؛ همه یکدست سفید. گلبرگ‌‌باران‌شان کرده‌اند و میان سفیدی و قهوه‌ای خاک، گلبرگ‌های قرمز، روی تنشان نقاشی شده؛ روی تن‌های کوچک‌شان، بسیار کوچک.

خانواده راضی نمی‌شود، آن تکه را برای خودش می‌خواهد، بعد از ۱۴۵ روز، دوباره عزیزشان را تکه‌ای از او را در آغوش گرفته‌اند. دیر است، از دستشان بیرون می‌کشند. زن بر سرش می‌کوبد، آن یکی دست‌ها را به نشانه عزاداری می‌لرزاند، مرد جوان اما تلاش می‌کند تکه را از دستشان بیرون بکشد تا تحویل مدرسه دهد، تکه در آغوش زنی است گریان، بی‌تاب و آشفته؛ یک زن ویران. چند نفری روی زمین خاکی نشسته‌اند و عده‌ای پشت‌شان در حال تماشای نهایت سوگواری. مرد تکه سفید کیسه‌شده از دل زنان را بیرون می‌کشد و تحویل مرد پلنگی‌پوش می‌دهد. زنان بی‌تاب‌تر می‌شوند و مرد دستش را برای آرام‌کردنشان روی دهانشان می‌گذارد. چه مسئولیت سنگینی است آرام‌کردن آنها. میناب دوباره عزادار شد

اهالی از شب قبل خاکسپاری می‌گویند؛ از لحظاتی که خانواده‌ها مثل مرغ سرکَنده به قبرستان آمده بودند. چند روز قبل خبرشان کرده بودند که تکه‌‌هایی از بدن عزیزشان پیدا شده است، یک تکه جدید و همین دنیا را روی سرشان خراب کرد. آنها آشفته و پریشان، این سؤال را می‌پرسیدند که چرا حالا؟ چرا بعد از پنج ماه؟ چرا خوب تفحص نکرده بودند؟ عده‌ای پریشان، عده‌ای خشمگین و عصبانی. حتی چند نفرشان گفته بودند نمی‌خواهیم تشییع عمومی باشد. گروهی هم همان تکه را برداشته و به روستایشان برده بودند؛ همان‌جا که اندک پیکرهایی را دفن کرده بودند. چهارشنبه صبح سی‌و‌یکم تیرماه‌ اما صحرای محشر بود؛ فضایی عجیب و سنگین و دردآور. خانواده‌ها سرگردان بودند. مدام این سؤال را تکرار می‌کردند مگر آزمایش دی‌ان‌ای چقدر طول می‌کشد تا نتیجه بدهد؟ خاکسپاری دوم داغ‌شان را تازه‌تر کرد. آنها می‌گفتند ‌به‌تازگی در حال برگشت به زندگی عادی بودند که خبر شناسایی تکه‌های جدید را دادند. آن‌طور که روایت می‌شود، برخی از مادران نمی‌دانستند پیکر فرزندشان کامل نیست و به‌تازگی فهمیده‌اند فقط یک تکه از بدن فرزندشان پیدا شده بود. رنج آنها بزرگ‌تر از بقیه است. ماجرا برای بازماندگان اما طور دیگری بود؛ کودکانی که نجات‌یافته یا آسیب دیده بودند، دوباره به وضعیت آشفته قبلی بازگشتند. مادر یکی از آنها می‌گوید ‌فرزندش دچار شب‌ادراری شده. آن یکی هم از اینکه فرزندش دوباره هراسیده و از هر صدایی می‌ترسد، سخن می‌گوید. برخی از مادران روایت می‌کنند که در این شب‌ها خواب به چشم‌شان نیامده؛ گویی دوباره همان روزها برایشان تکرار شده است. ماکان سهمی نداشت

قبلا رئیس دادگستری هرمزگان اعلام کرده بود‌ ۶۲ قطعه جدید در تفحص‌‌ها شناسایی شده و قرار است به خاک سپرده شوند. به گفته فرماندار شهرستان میناب نیز این قطعات متعلق به ۳۲ دانش‌آموز مدرسه است. در موشک‌باران میناب، ۱۶۸ دانش‌آموز و معلم به شهادت رسیدند. همان روز بود که او خبر از مفقود‌ماندن ماکان نصیری داد و گفت ‌به نظر می‌رسد موشک مستقیم به محل حضور این کودک اصابت کرده است. پیش از این، «شرق» در گزارشی خبر از خالی‌بودن قبر ماکان و پیدا‌نشدن پیکرش داده بود. در همان گزارش اعلام شد‌‌ فقط یک لنگه‌کفش و بلوز آبی ماکان پیدا شده است. آسیه راهی‌نژاد، مادر ماکان اما روز چهارشنبه نتوانست به گلزار شهدا برود، پدر اما رفت. بعد از سه روز از خاکسپاری جدید، هنوز صدایش پر از غم است و بی‌حوصله به «شرق» می‌گوید که هنوز چیزی از ماکان پیدا نشده است: «ما پیگیریم اما پرونده بسته شده و باید ببینیم چطور می‌شود». او نخواست توضیح بیشتری بدهد. تکه‌های کفن‌پیچ

ویدئوی بعدی در اینستاگرام منتشر می‌شود؛ مادر بوسه می‌زند، یک بار، دو بار، سه بار، هزار بار. بوسه بر تکه‌ای از بدن دخترش که با پارچه‌ای سفید پیچیده شده و داخل کیسه‌ای است. پارچه سفید دومین کفنش است؛ یک بار دوازدهم اسفند ‌‌و یک بار سی‌ویکم تیر‌ماه. کفن برای کدام تن؟ همان تکه، دست به دست می‌شود. مادر دل نمی‌کند، اشک‌ها جاری است، تکه را به پدر می‌دهد. پدر می‌بوسد و می‌دهد به دیگری. دست به دست می‌گردد تا در میان خاک آرام گیرد. تکه جدیدی از پیکر مهسا رنجبری، معلم پرورشی ۲۸‌ساله مدرسه شجره طیبه میناب، چهارشنبه سی‌و‌یکم تیرماه‌ در خاک رفت؛ درست کنار مزارش، حفره‌ای باز شد و در آن قرار گرفت.

چهارشنبه‌ای که گذشت، گلزار شهدای میناب‌ قیامت بود. شهر دوباره سیاه‌پوش شد و تابوت‌های کوچک، خیلی کوچک، روی دست‌ها قرار گرفت تا تصویری دردناک از سفیدی تابوت و سیاهی رخت عزای جمعیت‌ ثبت کند. «خاکسپاری دوم دردناک‌تر از اولی بود»؛ مریم صادقی، مادر «مهسا رنجبری» این را می‌گوید. او نهم اسفند سال گذشته‌ در خانه بود که صدای انفجار را شنید و فکرش را نمی‌کرد مدرسه محل کار دخترش، موشک‌باران شده باشد. «مریم صادقی»، مادر مهسا رنجبری‌ ۵۰ساله، صبح نهم اسفندماه در حیاط خانه بود که صدای جنگنده‌ها را شنید. وقتی هم صدای انفجار بلند شد، تمام تصورش این بود‌ جای دیگری مورد اصابت موشک قرار گرفته تا اینکه دختر کوچکش تماس گرفت و گفت ‌‌مهسا تلفن را جواب نمی‌دهد. مادر آرام بود، ظهر شد و خبری از مهسا نشد. با همسرش تماس گرفت، جواب نداد. با اسماعیل، همسر مهسا، تماس گرفت؛ او هم پاسخ نداد. به یکی از بستگان زنگ زد و همان‌جا فهمید مدرسه را زده‌اند. به او گفتند اینجا نیا، برو بیمارستان و مادر تمام آن روز پریشان و آشفته‌حال در سردخانه و بیمارستان بود. سردخانه‌ای که برای نگهداری ماهی و میگو بود، آن روز تبدیل به سردخانه اجساد کودکان و معلمان میناب شد. مهسا جوان‌ترین معلم مدرسه بود. ساعت ۱۱ همان روز قبل از انفجار، با همسرش تماس گرفت و گفت ‌جنگ شده و باید بروند خرید. همسر پاسخ داد که ساعت ۱۱‌و‌نیم به سراغش می‌آید و با هم به خرید می‌روند، اما او و پسر سه‌ساله‌شان که شهریور‌ تولدش است، هیچ‌وقت دیگر مهسا را ندیدند. مریم صادقی می‌گوید‌ مدرسه شجره طیبه در شهرک المهدی قرار داشت و با خانه آنها حدود ۱۵ دقیقه با ماشین فاصله بود. در آن مجموعه یک کارواش، یک درمانگاه و داروخانه هم قرار داشت و مادر تصور نمی‌کرد مدرسه مورد اصابت موشک قرار گرفته باشد. چهارشنبه قبل از موشک‌باران مدرسه، مهسا را دیده بود. آنها دو، سه روز در خانه‌شان مانده بودند و حالا بیشتر از ۱۴۵ روز است که او را ندیده است.

مادر وقتی به سردخانه رسید دید که همسرش نشسته و تلفنش را جواب نمی‌دهد. اسماعیل همسر مهسا به خرابه‌های مدرسه بازگشته بود تا شاید اثری از همسرش پیدا کند. آن روز را کامل در همان سردخانه ماندند تا شاید خبری شود. در شوک و بهت و حیرت‌شان، جنازه‌های کودکان را می‌آورند، تکه‌های گوشت داخل کیسه‌های پلاستیکی که برای خرید سیب‌زمینی و پیاز استفاده می‌شود. شرایط سختی بود: «شب با پدر مهسا به مدرسه برگشتیم. آنجا گفتند جنازه چهار معلم را بیرون کشیده‌اند. گفتند یکی از معلم‌ها چهار قسمت شده است. ما هم برگشتیم به بیمارستان. شب را همان‌جا ماندیم تا روز بعد ساعت دو ظهر. همچنان قطعه‌های گوشت می‌آوردند. باز هم از مهسا خبری نشد تا روز دوشنبه. یعنی غروب قبل از خاک‌سپاری و تشییع دسته‌جمعی بچه‌های میناب». مادر یک کیسه پلاستیکی فسفری در گوشه سردخانه دیده بود اما کسی سراغش نمی‌رفت. تمام کاورها را همراه همسر و برادر همسر و همسر مهسا باز کرده بودند تا شاید چیزی پیدا کنند. آنها یک به یک گشتند تا رسیدند به همان کیسه پلاستیک فسفری. آنجا بود که تکه‌هایی از پوست جداشده مهسا را روی صورتش پیدا کردند. کمی از پوست صورت، کمی از پوست گردن و تکه‌ای از پوست روی سینه. چشمانش باز بود و پدر و همسرش، با سرم صورتش را شستند. مادر می‌گوید که استخوان پیشانی نداشت، تنش هم جدا شده بود. اما صورت به همان شکل مانده بود و دو خال کنار لبش مشخص بود. آن‌قدر بدنش تکه‌تکه شده بود که حتی نتوانستند تیمم کنند. خاکسپاری اول روز سه‌شنبه یعنی دوازدهم اسفند ماه سال قبل در گلزار شهدای میناب انجام شد. همان موقع هم گفتند که تعدادی از اجساد شناسایی نشده‌اند و مادر مهسا می‌گوید سه کودک مدرسه هم اشتباهی دفن شده بودند. این را زمانی متوجه شدند که تکه‌های جدیدی از بدن آنها پیدا شد و در خاکسپاری اخیر دفن شد. راضیه زمانی معلم کلاس سوم دبستان و محمدطاها جعفری، دانش‌آموز کلاس چهارم، در میان آنها بودند. از خانم زمانی فقط یک مچ پا پیدا شده بود. بوسیدیم، بغل کردیم و به خاک سپردیم

«سیما کریمی» دخترعمه مهسا هم معلم همان مدرسه بود. معلم قرآن که ۴۱ ساله بود و همان روز اول یک دست و یک پا و یک نصف بالاتنه از او پیدا شده بود. از میان انگشت‌ها فقط یکی برایش مانده بود. او مادر دو پسر ۱۵ و ۱۰ ساله بود. خواهرش او را از پاهایش شناخته بود.

حدود دو ماه پیش بود که تک به تک به در خانه‌ خانواده‌های شهدای میناب رفتند و از آنها آزمایش دی‌ان‌ای گرفتند. گفته بودند بخشی از اجساد هنوز شناسایی نشده و نیاز به آزمایش دارد. روز یکشنبه بنیاد شهید برایشان جلسه‌ای گذاشت و به آنها اعلام کرد که تکه‌هایی شناسایی شده و یک بخش‌هایی هم مربوط به مهساست. اما نگفتند که کجای بدنش است. روز چهارشنبه قبل از خاکسپاری، مادر به محل رفت، پرس‌وجو کرد تا بالاخره فهمید که دو مچ پای مهسا شناسایی شده و باید دفن شود: «تکه‌های پیداشده را باز نکردیم. آنها در همان کفن‌ها داخل کیسه‌های پلاستیکی بودند. ما فقط گرفتیم بوسیدیم، بغل کردیم و خاک کردیم. برخی این تکه‌ها را کنار قبر بچه‌هایشان خاک کردند. گوشه‌ای از قبر را کندند و روی آن گذاشتند. برخی هم تکه‌ها را در یک مکانی تحت عنوان یادمان شهدای میناب، قرار دادند. یعنی کنار قبرها نبودند. برای دفن این تکه‌ها نبش قبری انجام نشد».

مریم صادقی می‌گوید که بخشی از تکه‌های شناسایی‌شده از کبد و احشام شهدا بود که همه را جمع کردند و در قبری تحت عنوان یادمان، دفن کردند. از سیما کریمی، دخترعمه مهسا هم یک دست پیدا شد، یک دست از زیرآرنج که او را هم در همان یادمان دفن کردند. سه پیکر هنوز گمنام هستند و کسی آنها را شناسایی نکرده است.

چهارشنبه، میناب دوباره سیاه‌پوش شد. داغ آنها تازه شد و صادقی می‌گوید اگر خانواده‌ها در روز خاکسپاری اول یعنی دوازدهم اسفند در شوک و بهت بودند، این بار عزاداری‌شان سنگین‌تر بود. چون رنج بسیاری را در این مدت تحمل کرده بودند: «من نمی‌خواستم چیزی از مهسا پیدا شود. چون می‌دانستم که دوباره داغمان تازه می‌شود. وقتی هم به من خبر دادند تکه‌های دیگری شناسایی شده پاهایم سست شد و سوزشی در مغزم احساس کردم. با دارو توانستم کمی آرام شود و به خاک‌سپاری بروم. چهارشنبه روز بسیار وحشتناک و غم‌انگیزی بود». خانواده مهسا قرار است سنگ بزرگ‌تری برای مزارش تهیه کنند، تکه جدید را که دفن کردند، مزارش بزرگ‌تر شده است. دانیال پسر مهسا، شهریور ماه سومین تولدش را بدون مادر سپری می‌کند. در تصور او مادر او را رها کرده و رفته. مادربزرگ به او گفته، مهسا فرشته شده و دانیال در جواب گفته که می‌خواهد خودش هم فرشته شود. مادر مهسا می‌گوید که در ماه‌های اول بسیار بهانه‌گیر شده بود، شب‌ها با گریه بیدار می‌شد اما حالا کمی بهتر است. ویرانی یک خانه

زهرا میردادی نهم اسفندماه با مادرش به سمت مدرسه رفت، هم‌زمان با خواهرش مریم حرف زد. وارد مدرسه شد اما هیچ‌وقت بیرون نیامد. بعدها فهمیدند زهرا به علی پسرش رسیده اما محیا را پیدا نکرده و هر سه همان‌جا در موشک‌باران جان دادند. حسن سالاری، پدر خانواده از همان روز ویران شد. مریم میردادی، خواهر زهراست و صدای غمناک و پردردی دارد. آنها هنوز از فاجعه روز چهارشنبه که دومین خاک‌سپاری بوده بیرون نیامده‌اند. او خواهر و دو خواهرزاده‌اش را از دست داده است. نهم اسفندماه از خواهرش دو پا و یک مچ دست پیدا شد. مریم، خواهر را از انگشتری که دستش بود و نشانه‌ای که روی کف پایش بود شناخت. از علی یک کف دست پیدا شد و یک جامدادی که در دستش بود. داخل جامدادی روی کاغذ اسمش نوشته شده بود. از محیا دو دست و دو پا، یک بدن له‌شده بدون سر پیدا شد. آنها را چهارشنبه دوازدهم اسفند در روستای پدری‌‌شان به اسم سرنی دفن کردند. تحقیق و تفحص که شد، از علی دو پا پیدا شد و یک تکه گوشت از تن زهرا که همه را در همان یادمانی که برای شهدای میناب است، دفن کردند. زهرا ۳۰ ساله بود، علی پسرش، دانش‌آموز کلاس اولی بود و محیا کلاس سومی: «خواهرم آن روز بعد از اعلام مدرسه، دنبال بچه‌هایش رفته بود که این اتفاق افتاد». مریم، روز چهارشنبه در گلزار شهدای میناب بود و سخت‌ترین لحظه‌هایش ثبت شد. او می‌گوید خانواده‌‌ها از اینکه در این مدت اتفاقی نیفتاده است، گلایه فراوان داشتند، عصبانی بودند و این مسئله عزاداری‌شان را سنگین‌تر کرد.

از میان این کودکان، تکه‌هایی از بدن «علیرضا شهرجو» هم پیدا شد. خانواده او اما توانایی صحبت نداشتند. پدر که مشکل تکلم دارد، به دلیل معلولیت، تحت پوشش بهزیستی است. مادر هم نمی‌تواند حرف بزند. به گفته یکی از اعضای خانواده‌شان، آنها از نظر اقتصادی بسیار ضعیف بودند. پدر که شغلش رنگ‌کاری بود، ساختمان مدرسه را رنگ کرده بود و به جای مزد، خواسته بود پسرش علیرضا در مدرسه ثبت‌نام شود. مدرسه شجره‌طیبه غیردولتی بود و جز از این طریق، توانایی ثبت‌نام نداشتند.

 

بخش سایت‌خوان، صرفا بازتاب‌دهنده اخبار رسانه‌های رسمی کشور است. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۲۹ دقیقه قبل / خبرگزاری جام جم

جنگ اخیر فرصت ترویج فرهنگ ایثار و شهادت به نسل جوان است

به گزارش جام جم آنلاین کرمان ؛ محمدعلی طالبی، پیش از ظهر پنجشنبه در جلسه شورای هماهنگی دفاع مقدس گفت: در آستانه برگزاری هفته دفاع مقدس قرار داریم و رشادت، ایثار، ازخودگذشتگی و قهرمانی‌های نیروهای مسلح و مردم و همچنین حمایت مسئولان از نیروهای مسلح در جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و جنگ اخیر، حاصل و برآیند مجموعه اقدامات و فعالیت‌هایی است که در راستای زنده نگه داشتن دفاع مقدس و فرهنگ دفاع مقدس در کشور انجام شده است.

وی با اشاره به جایگاه بزرگداشت هفته دفاع مقدس افزود: شاخص‌ترین اقدام در این زمینه، بزرگداشت هفته دفاع مقدس بوده که با اجرای برنامه‌های متنوع، توانسته رسالت بزرگ انتقال فرهنگ دفاع مقدس از پایان جنگ تا امروز را به خوبی دنبال کند.

وی تأکید کرد: این نشان‌دهنده اهمیت کاری است که ما در راستای بزرگداشت هفته دفاع مقدس داریم.

استاندارکرمان با اشاره به ضرورت انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل جوان گفت: همواره بر انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل جوان تأکید داشته‌ام، زیرا بخشی از نسل جوان روزبه‌روز از این فرهنگ فاصله می‌گیرد و این موضوع دغدغه همه ماست.

طالبی، ادامه داد: وقوع دو جنگ در طول یک سال و چند ماه گذشته، در کنار همه تهدیدها و مشکلاتی که ایجاد کرده، فرصت‌هایی نیز به وجود آورده است که باید از آنها برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس به نسل جدید استفاده کرد.

وی افزود: نسلی که بیش از هر نسل دیگری مورد توجه ما برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس است، اکنون جنگ را دیده و درک نزدیکی از جنگ، نوع تعاملات در شرایط جنگی، دشمنی‌های صورت‌گرفته با نظام جمهوری اسلامی ایران و جنایت‌های رخ‌داده توسط دشمن پیدا کرده است.

استاندار کرمان تصریح کرد: ما کار راحت‌تری برای انتقال فرهنگ دفاع مقدس و فرهنگ ایثار، شهادت و مقاومت به نسل جدید داریم.

طالبی، با ابراز امیدواری از اینکه این ظرفیت در فعالیت همه ساختارها و کمیته‌های مرتبط مورد توجه قرار گیرد و گفت: امیدوارم بتوانیم رسالت خود را در پاسداشت ایثار و شهادت و جانفشانی‌های رزمندگان دوران دفاع مقدس و همچنین دفاع مقدس دوم و سوم، به بهترین شکل در استانی که ریشه در مقاومت و ایثار دارد، نشان دهیم.


۳۵ دقیقه قبل / سایت مشرق

پولیتیکو: جنگ اقتصادی کارساز نیست/ ایران پرچم تسلیم را بالا نمی‌برد

به گزارش مشرق، در حالی که با پایان به‌اصطلاح مهلت ۶۰ روزه تعیین‌شده در مذاکرات اسلام‌آباد، تحلیل‌های متعددی در رسانه‌های منطقه‌ای و بین‌المللی و نیز منابع صهیونیستی در مورد سناریوهای مرحله جدید و محدودیت‌های گزینه‌های آمریکا ارائه می‌شود، محافل آمریکایی تاکید دارند که استراتژی دونالد ترامپ رئیس جمهور این کشور، برای خفه کردن اقتصاد ایران از طریق تحریم‌ها و محاصره دریایی با آزمون دشواری روبرو است، زیرا تهران همچنان در موضع خود ثابت قدم است و حاضر است به جای پذیرش شرایط آمریکا، بارهای اقتصادی قابل توجهی را تحمل کند.

در این زمینه مجله آمریکایی پولیتیکو، در گزارشی با استناد به مقامات سابق دولت ترامپ، سفرای آمریکا و کارشناسان منطقه اعلام کرد که تردیدهای زیادی درباره جنگ اقتصادی وعده داده شده توسط آمریکا علیه ایران وجود دارد و اسکات بیسنت، وزیر خزانه داری، مدعی بود که این جنگ با جنگ‌های قبلی متفاوت خواهد بود، اما به نظر می‌رسد که اینگونه نیست.

ایران پرچم سفید را بالا نخواهد برد

پولیتیکو در این مقاله به بررسی مخمصه ترامپ در جنگ با ایران و دلایل عدم تسلیم کشورمان در برابر فشارهای آمریکا پرداخته و نوشت: دونالد ترامپ منتظر است تا ایران در نتیجه جنگ اقتصادی پرچم سفید را بالا ببرد، اما به نظر می‌رسد تهران آماده است تا بیشتر منتظر بماند و از خواسته‌های او برای لغو هزینه‌های اعمال شده بر کشتی‌هایی که از تنگه هرمز عبور می‌کنند یا سایر خواسته‌هایی که ترامپ می‌خواهد برای پایان دادن به درگیری به آنها دست یابد، پیروی نخواهد کرد.

بر اساس این گزارش، جیمز جفری، سفیر سابق آمریکا که در سه دولت، از جمله دولت اول ترامپ، خدمت کرده است، در این زمینه گفت: این یک جنگ فرسایشی است و من مطمئنم که وزارت خزانه‌داری در حال انجام اصلاحات جزئی در اینجا و آنجا برای بستن روزنه‌ها یا گسترش تحریم‌ها است. اما باور اینکه پس از ۲۰ سال تحریم‌های ایالات متحده و تجربه ایران در دور زدن آنها، اتفاق قاطعی رخ دهد، دشوار است.

این رسانه آمریکایی تصریح کرد: در این میان دولت ترامپ در بحبوحه یک جنگ نامحبوب که قیمت نفت را به نزدیک ۹۰ دلار در هر بشکه رسانده و به افزایش هزینه‌های استقراض بلندمدت به بالاترین سطح خود در تقریباً دو دهه گذشته کمک کرده است، با انتخابات میان‌دوره‌ای مهمی روبرو است، آن هم در زمانی که امیدها برای توافق صلح در حال کمرنگ شدن است.

پولیتیکو افزود که در مقابل، رهبران ایران این درگیری را حیاتی می‌دانند، که به تهران توجیهی برای تحمل سختی‌های اقتصادی عظیم به جای تسلیم شدن می‌دهد، به ویژه با توجه به تورم بالای مداوم در ایالات متحده و قیمت پایین اوراق قرضه خزانه‌داری. بازده اوراق قرضه ۳۰ ساله خزانه‌داری ایالات متحده، شاخصی که ترامپ مدت‌هاست به آن علاقه زیادی دارد، روز سه‌شنبه به بالاترین سطح خود از قبل از بحران مالی جهانی رسید.

در ادامه این گزارش آمده است که افزایش بازده به بالاترین حد خود در تقریباً دو دهه گذشته صرفاً به جنگ شش ماهه مربوط نمی‌شود. کمبود سوخت جهانی و بی‌ثباتی عمومی نیز در بالا نگه داشتن قیمت انرژی برای مدت طولانی نقش داشته و خطر تورم پایدار را افزایش داده است. این امر، خطرات بازارهای اوراق قرضه جهانی را که مدت‌هاست تحت تأثیر منفی شوک‌های مربوط به موضع‌گیری‌های متناقض ترامپ قرار گرفته‌اند، افزایش داده است.

مقاومت ایران، آمریکایی‌ها را درباره اثربخشی جنگ اقتصادی دچار تردید کرده است

پولیتیکو خاطرنشان کرد که در این زمینه، مقاومت عجیب ایران یکی از دلایلی است که موجب شده برخی از مقامات سابق دولت آمریکا تردید داشته باشند که محاصره دریایی هر اندازه هم بزرگ باشد یا هر استراتژی جدیدی که آمریکا در سطح تحریم‌ها رونمایی کند، برای تغییر محاسبات ایران کافی باشد.

بر اساس این یادداشت، یک مقام سابق دولت ترامپ که نخواست نامش فاش شود، گفت: «من فکر می‌کنم فشار اقتصادی باید به روش‌های جدیدی اعمال شود که هنوز ندیده‌ایم و تاکنون هیچ یک از روش‌ها برای تسلیم کردن ایران کارساز نبوده است». دولت آمریکا هنوز اقدامات اضافی که قصد انجام آن را دارد اعلام نکرده است، اما گزینه‌های موجود شامل هدف قرار دادن بانک‌های بزرگ چینی که تجارت نفت ایران را تسهیل می‌کنند، گسترش تحریم‌های ثانویه بر کشورهایی که با ایران تجارت می‌کنند و مصادره دارایی‌های ایران به جای صرفا مسدود کردن آنها است.

رسانه مذکور آمریکایی ادامه داد: در این راستا مقامات ایرانی علناً تلاش‌های ایالات متحده برای مطیع کردن آنها با تحریم‌ها را به سخره گرفته‌اند. محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، روز سه‌شنبه در پلتفرم X نوشت: «آمریکایی‌ها فکر می‌کنند که اعمال فشار بر ایران به امتیازاتی منجر می‌شود که هرگز بخشی از توافق نبوده‌اند. بسنت و پیت هگست برای این کار مناسب نیستند و منتظر این نباشید که این دلقک‌ها گندی را که شما به پا کرده‌اید، درست کنند».

در ادامه این گزارش آمده است که در شش ماه پس از آغاز جنگ علیه ایران، ترامپ مجموعه‌ای از تاکتیک‌های فشار را برای خفه کردن اقتصاد ایران به کار گرفته است، از جمله جلوگیری از فروش مهمترین صادرات ایران، یعنی نفت، از طریق محاصره دریایی مداوم بنادر ایران. دولت ایالات متحده همچنین تحریم‌هایی را علیه خریداران خارجی نفت ایران اعمال کرده، ناوگان کشتیرانی غیررسمی که نفت را حمل می‌کند را هدف قرار داده و تلاش کرده است تا ایران را از شبکه‌های مالی که برای انتقال وجوه استفاده می‌کند، قطع کند.

مجله پولیتیکو در ادامه تاکید کرد که با این حال، افرادی که در مذاکرات قبلی با ایران کار کرده‌اند، می‌گویند این میزان فشار برای وادار کردن این کشور به تسلیم به خصوص ۶ ماه بعد از حملات گسترده علیه آن به هیچ وجه کافی نیست و هیچ نقطه شکستی برای ایران وجود ندارد.


۳۵ دقیقه قبل / سایت افکارنیوز

سوریه میدان تقابل ترکیه و اسرائیل؛ اگر نخستین ترک کشته شود، اردوغان چه می‌کند؟

رومان گوفمن، رئیس موساد، ۱۴ اوت( 19 مرداد) در تماسی تلفنی با اسعد الشیبانی، وزیر خارجه دولت موقت سوریه، درباره گسترش حضور نظامی ترکیه در سوریه گفت‌وگو کرده است. منابع مطلع می‌گویند محور اصلی این تماس، میزان حمایت نظامی آنکارا از ارتش سوریه، از جمله ارسال تسلیحات، پهپادها و افزایش حضور نیروهای ترکیه بوده است. اهمیت این تماس زمانی بیشتر می‌شود که تنها چهار روز بعد، رژیم صهیونیستی پایگاه هوایی «ابوالظهور» در شمال‌غرب سوریه را هدف قرار داد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری، بیش از آنکه صرفا حمله‌ای به یک پایگاه سوری باشد، هشداری مستقیم به ترکیه درباره گسترش نفوذ نظامی این کشور در سوریه است.

اسرائیل مدعی است دمشق با فراهم کردن زمینه استقرار نیروهای ترکیه و بازسازی پایگاه ابوالظهور، در حال ایجاد شرایطی است که می‌تواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل در سوریه را محدود و تهدیدی جدید علیه این رژیم ایجاد کند. گزارش‌هایی نیز درباره بازدید یک هیئت ترکیه‌ای از این پایگاه پیش از حمله منتشر شده است؛ ادعایی که آنکارا رد کرده و حمله اسرائیل را تلاشی برای توجیه نقض حاکمیت سوریه دانسته است.

هشدار درباره برخورد مستقیم اسرائیل و ترکیه

ابعاد این حادثه زمانی جدی‌تر می‌شود که تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، حمله اسرائیل را «تشدیدی غیرضروری» توصیف کرده و هشدار داده است که این عملیات می‌توانست به رویارویی مستقیم با نیروهای ترکیه منجر شود.

واشنگتن اکنون به‌دنبال ایجاد یک سازوکار ارتباطی میان اسرائیل، ترکیه و سوریه است تا طرف‌ها از تحرکات نظامی یکدیگر مطلع باشند و از محاسبات اشتباه و برخوردهای ناخواسته جلوگیری شود.

در واقع، خطر اصلی در سوریه دیگر صرفا واکنش دمشق به حملات اسرائیل نیست؛ بلکه حضور رو به گسترش نیروهای ترکیه، احتمال برخورد مستقیم دو بازیگر نظامی قدرتمند را افزایش داده است.

رقابت آنکارا و تل‌آویو بر سر آینده سوریه

پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، سوریه به میدان تازه‌ای برای رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل شده است. ترکیه با حمایت از دولت جدید دمشق، همکاری‌های نظامی خود با سوریه را گسترش داده و در آموزش نیروها، تأمین تجهیزات و تقویت ساختار نظامی این کشور نقش پررنگ‌تری گرفته است.

در مقابل، اسرائیل نگران شکل‌گیری یک ساختار نظامی سوری تحت حمایت ترکیه است؛ ساختاری که می‌تواند موازنه قدرت را تغییر داده و آزادی عمل اسرائیل در آسمان سوریه را محدود کند.

از همین رو، به نظر می‌رسد تل‌آویو در حال ترسیم یک خط قرمز برای آنکاراست: ترکیه می‌تواند در سوریه نفوذ سیاسی و اقتصادی داشته باشد، اما اسرائیل با تبدیل سوریه به یک پایگاه نظامی تحت نفوذ ترکیه مخالفت خواهد کرد.

با این حال، شواهد موجود نشان نمی‌دهد که اسرائیل یا ترکیه به‌دنبال جنگی تمام‌عیار باشند. مسئله اصلی، افزایش خطر یک درگیری محدود و ناخواسته است؛ به‌ویژه اگر یکی از حملات اسرائیل به کشته شدن نیروهای ترکیه منجر شود.

در چنین شرایطی، پرسش تعیین‌کننده دیگر این نیست که آیا تنش میان آنکارا و تل‌آویو افزایش خواهد یافت، بلکه این است که اردوغان در صورت کشته شدن نخستین نظامی ترکیه در حمله اسرائیل، چه واکنشی نشان خواهد داد؟ پاسخ به این سؤال می‌تواند مشخص کند بحران سوریه همچنان در سطح جنگ نفوذ و تهدید باقی می‌ماند یا به نخستین رویارویی مستقیم میان دو قدرت منطقه‌ای تبدیل خواهد شد.

 




 رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!
۴ ساعت قبل / سایت فوتبالی

رسمی؛ رونالدینیو بعد از ۱۱ سال به فوتبال برگشت!

پایگاه خبری فوتبالی- دنیای فوتبال شاهد یکی از عجیب‌ترین بازگشت‌های سال‌های اخیر است؛ رونالدینیو، اسطوره برزیلی و برنده توپ طلای ۲۰۰۵، در ۴۶ سالگی بار دیگر به فوتبال ایتالیا برگشته و به‌عنوان بازیکن راونا در سری C فعالیت خواهد کرد. به گزارش فوتبالی، باشگاه راونا در ماه ژوئن رسما اعلام کرده بود که رونالدینیو به‌عنوان بازیکن ثبت خواهد شد و حتی قرار است پیراهن شماره ۱۰ را بر تن کند. این اتفاق بیش از یک دهه پس از آخرین حضور حرفه‌ای رونالدینیو در زمین رخ می‌دهد. آخرین بازی رسمی او در سپتامبر ۲۰۱۵ با پ ...,سری سی,راونا,رونالدینیو,بارسلونا,تیم ملی برزیل,نقل و انتقالات,پیشنهاد سردبیر

 بازی تراکتور و پرسپولیس 100 درصد بدون تماشاگر است
۴ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

بازی تراکتور و پرسپولیس 100 درصد بدون تماشاگر است

حجت الله بهمنی سخنگوی سازمان لیگ: بازی تراکتور پرسپولیس این فصل هم رفت هم برگشت بدون تماشاگر برگزار خواهد شد

 نماز مایک تایسون در کافه نژادپرست آمریکایی
۴ ساعت قبل / سایت تابناک

نماز مایک تایسون در کافه نژادپرست آمریکایی

یک کافه در آمریکا جلوی در ورودی‌اش تابلوی «ورود سگ و مسلمان‌ها ممنوع» گذاشته بود، مایک تایسون (یکی از بهترین بوکسورهای تاریخ) که در سال‌های اخیر مسلمان شده،...

 [محمدعلی حیدری‌هایی] چالش حشد الشعبی و تدبیر بزرگان عراق
۵ ساعت قبل / سایت اطلاعات آنلاین

[محمدعلی حیدری‌هایی] چالش حشد الشعبی و تدبیر بزرگان عراق

این روزها درباره سرنوشت طرح خلع سلاح حشد الشعبی و بحث انحصار سلاح در دست دولت عراق که موعد آن ۳۰ سپتامبر اعلام شده، نگرانی‌هایی بروز کرده است…

 حساب یارانه‌بگیران شارژ شد؛ جزئیات واریز یارانه مرداد اعلام شد
۵ ساعت قبل / سایت جهان صنعت نیوز

حساب یارانه‌بگیران شارژ شد؛ جزئیات واریز یارانه مرداد اعلام شد

یارانه نقدی مرحله ۱۸۶ مربوط به مردادماه ۱۴۰۵ به حساب سرپرستان خانوارهای دهک‌های چهار تا نه در سراسر کشور واریز و قابل برداشت شد.

 امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران
۶ ساعت قبل / سایت جماران

امارات؛ حلقه کلیدی فشار تازه آمریکا بر ایران

در حالی که دولت دونالد ترامپ از آغاز مرحله‌ای کم‌سابقه از فشار اقتصادی علیه ایران سخن می‌گوید، امارات متحده عربی به یکی از مهم‌ترین بازیگران این راهبرد تبدیل شده است. محدود کردن مبادلات مالی و تجاری با تهران، تشدید کنترل بر شبکه‌های مستقر در دبی و برخورد با مسیرهای دور زدن تحریم‌ها می‌تواند یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصادی ایران را تحت فشار قرار دهد؛ هرچند ابوظبی همچنان می‌کوشد این فشار را به‌صورت تدریجی اعمال کرده و کانال‌های سیاسی با تهران را کاملاً نبندد.