
تلاش برای دور زدن هرمز؟

فوری؛ نفت برنت با عبور از مرز ۹۳ دلار در مسیر صعودی / تداوم توقف تردد در تنگه هرمز و هشدار از بزرگترین شوک انرژی دهههای اخیر
قیمت نفت برنت در روزهای اخیر روندی صعودی به خود گرفته و با عبور از مرز ۹۳ دلار، به بالاترین سطح خود در هفتههای اخیر رسیده است. بر اساس آخرین دادههای بازار، قیمت هر بشکه نفت برنت امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ به ۹۳ دلار و ۱۶ سنت رسیده است. این افزایش قیمت در حالی رخ میدهد که تردد کشتیها در تنگه هرمز به دلیل تداوم محاصره دریایی و عدم شفافیت درباره بازگشایی آن، به کمترین سطح ممکن کاهش یافته است. تنگه هرمز که پیش از جنگ، حدود یکپنجم محمولههای نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان از آن عبور میکرد, اکنون عملاً مسدود شده و این وضعیت، نگرانیهای جدی درباره اختلال در عرضه جهانی انرژی و پیامدهای آن بر اقتصاد کشورها، از جمله ایران، ایجاد کرده است. قیمت نفت برنت؛ از ۹۱ تا ۹۳ دلار در مسیر صعودی
قیمت نفت برنت در هفته جاری رشد قابلتوجهی را تجربه کرده است. روز سهشنبه ۲۷ مرداد، قیمت هر بشکه نفت برنت با افزایش ۲ درصدی به ۹۱ دلار و ۱ سنت رسید. این روند صعودی در روزهای بعد نیز ادامه یافت و روز چهارشنبه ۲۸ مرداد، نفت برنت با چهارمین افزایش پیاپی به ۹۱ دلار و ۵۳ سنت رسید. روز پنجشنبه ۲۹ مرداد، قیمت با جهشی ۲.۴۶ درصدی به ۹۳ دلار و ۸۷ سنت رسید.
امروز جمعه ۳۰ مرداد، قیمت نفت برنت با کاهشی جزئی ۰.۰۵ درصدی، در سطح ۹۳ دلار و ۱۶ سنت معامله میشود. نفت خام وست تگزاس اینترمدیت (WTI) نیز با قیمت ۸۶ دلار و ۷ سنت در هر بشکه معامله میشود. جدول قیمت نفت برنت در روزهای اخیر تاریخ قیمت نفت برنت (دلار) تغییر ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ (امروز) ۹۳.۱۶ ۰.۰۵- (%-۰.۰۵) ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ (دیروز) ۹۳.۸۷ ۲.۲۵+ (%۲.۴۶) ۲۸ مرداد ۱۴۰۵ (۲ روز پیش) ۹۰.۷۰ ۱.۱۷- (%-۱.۲۷) ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ (۳ روز پیش) ۹۱.۰۱ ۱.۷۹+ (%۲.۰) ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ (۴ روز پیش) ۹۱.۱۴ ۰.۳+ تنگه هرمز؛ گلوگاه انرژی در محاصره کامل بحرانی که از اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد
تنگه هرمز که یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان برای تجارت انرژی بهشمار میرود، از ۹ اسفند ۱۴۰۴ توسط ایران مسدود شده است. این وضعیت پس از آن آغاز شد که آمریکا و اسرائیل جنگ با ایران را آغاز کردند. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با صدور هشدارهایی، عبور از تنگه را ممنوع اعلام کرد و به کشتیهای تجاری که قصد نادیده گرفتن این هشدار را داشتند، حمله کرد. از ۱۳ آوریل، آمریکا نیز بهطور همزمان قسمت خارجی تنگه هرمز را محاصره کرد. تردد کشتیها به کمترین سطح رسید
بر اساس دادههای شرکت ردیابی کشتیرانی «کپلر»، تردد کشتیها در تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است. روز سهشنبه، تنها ۶ کشتی حامل کالا از این آبراه عبور کردند که نسبت به ۹ کشتی در روز قبل و میانگین ۱۱ کشتی در ۱۰ روز گذشته، کاهش قابلتوجهی را نشان میدهد.
اکثر مالکان کشتیها به دلیل عدم وجود نشانههای روشن درباره بازگشایی این آبراه از محاصره، از عبور از آن خودداری میکنند. دو شرکت بزرگ کشتیرانی چینی، کوسکو و چاینا مرچنتس، که پیش از جنگ نیمی از واردات نفت خاورمیانه به چین را حمل میکردند، از اواخر ژوئیه نفتکشهای خود را از تنگه هرمز و بابالمندب دور نگه داشتهاند. ادعاهای متناقض آمریکا و ایران
در حالی که مقامات ایرانی تأکید دارند تنگه هرمز همچنان مسدود است,دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز سهشنبه مدعی شد که تنگه هرمز باز است و هیچ مذاکرهای با ایران در جریان نیست. این ادعاها در حالی مطرح میشود که دادههای ردیابی کشتیرانی نشان میدهد تردد در این آبراه به شدت کاهش یافته است. تأثیر مستقیم بر اقتصاد ایران؛ صادرات نفت به صفر رسید
یکی از پیامدهای مهم محاصره تنگه هرمز، تأثیر آن بر اقتصاد ایران است. عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی ایران، روز چهارشنبه اعلام کرد که صادرات نفت ایران در پی جنگ و تحریمها به صفر رسیده است. پیش از جنگ، ایران روزانه حدود ۱.۷ تا ۱.۸ میلیون بشکه نفت صادر میکرد که عمدتاً به پالایشگاههای کوچک مستقل در آسیا (عمدتاً چین) ارسال میشد و قیمت آن معمولاً ۱۰ تا ۱۵ درصد کمتر از قیمت جهانی بود.
با اعمال محاصره دریایی توسط آمریکا از ۱۳ آوریل, ایران روزانه بهطور مستقیم حدود ۱۷۰ میلیون دلار درآمد نفتی را از دست داده است. درآمدهای نفتی ایران از ۴۵ میلیارد دلار در ژوئن به سطحی نزدیک به صفر در ژوئیه کاهش یافته است. هشدار کارشناسان؛ بزرگترین شوک انرژی در دهههای اخیر
کارشناسان انرژی نسبت به ادامه این وضعیت هشدار دادهاند. برخی تحلیلها نشان میدهد که بسته شدن تنگه هرمز میتواند بزرگترین شوک قیمتی کالا در دهههای اخیر را ایجاد کند.
بر اساس پیشبینیها بدترین سناریو، در صورت تداوم محاصره، قیمت نفت برنت میتواند به ۲۰۰ دلار در هر بشکه نزدیک شود، در حالی که قیمت گازوئیل و سوخت جت در مراکز اصلی پالایش میتواند به ۳۰۰ دلار در هر بشکه برسد. حتی در سناریوهای خوشبینانهتر، تحلیلگران پیشبینی میکنند که قیمت متوسط نفت برنت در سهماهه سوم ۲۰۲۶ حدود ۸۵ دلار در هر بشکه باشد.
بانک بارکلیز نیز پیشبینی قیمت نفت برنت را به ۱۰۰ دلار افزایش داده و هشدار داده است که هرچه اختلال در عرضه نفت بیشتر ادامه یابد، شوک قیمتی ناشی از آن بیشتر و طولانیتر خواهد بود. تأثیر بر بازار ارز و طلا در ایران
افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی معمولاً تأثیر مستقیمی بر بازار ارز و طلا در ایران دارد. با توجه به اینکه اقتصاد ایران به شدت به درآمدهای نفتی وابسته است و صادرات نفت ایران عملاً به صفر رسیده است,افزایش قیمت نفت در شرایط عادی میتوانست به افزایش درآمدهای ارزی کشور منجر شود، اما در شرایط فعلی، محاصره دریایی امکان صادرات را از بین برده است.
با این حال، افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی میتواند از دو کانال بر بازار داخلی تأثیر بگذارد:
۱. افزایش هزینههای واردات: با توجه به اینکه بسیاری از کالاهای اساسی و مواد اولیه وارداتی هستند، افزایش قیمت نفت میتواند هزینههای حملونقل و تولید را افزایش داده و به تورم دامن بزند.
۲. انتظارات تورمی: افزایش قیمت نفت در بازارهای جهانی معمولاً با افزایش انتظارات تورمی همراه است که میتواند به افزایش نرخ ارز و قیمت طلا در بازار داخلی منجر شود.
کارشناسان اقتصادی معتقدند با توجه به تداوم بحران در تنگه هرمز و عدم قطعیت درباره آینده آن، بازار ارز و طلا در روزهای آینده تحت تأثیر این تحولات قرار خواهد گرفت. سوالات متداول کاربران ۱. قیمت نفت برنت امروز چقدر است؟
قیمت هر بشکه نفت برنت امروز جمعه ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۹۳ دلار و ۱۶ سنت است. ۲. چرا قیمت نفت در روزهای اخیر افزایش یافته است؟
دلیل اصلی افزایش قیمت نفت، تداوم محاصره تنگه هرمز و نگرانی از اختلال در عرضه جهانی نفت است. حملات به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز و عدم شفافیت درباره بازگشایی آن، بازارهای جهانی را نگران کرده است. ۳. تنگه هرمز چند درصد از نفت جهان را عبور میداد؟
پیش از جنگ، تنگه هرمز حدود یکپنجم (۲۰ درصد) محمولههای نفت خام و گاز طبیعی مایع جهان را عبور میداد. ۴. تردد کشتیها در تنگه هرمز در چه وضعیتی است؟
تردد کشتیها در تنگه هرمز به شدت کاهش یافته است. روز سهشنبه تنها ۶ کشتی از این آبراه عبور کردند که نسبت به میانگین ۱۱ کشتی در روزهای قبل، کاهش قابلتوجهی دارد. ۵. آیا تنگه هرمز باز شده است؟
ادعاهای متناقضی در این باره وجود دارد. ایران تأکید دارد که تنگه هرمز مسدود است، اما دونالد ترامپ مدعی است که این آبراه باز است. دادههای ردیابی کشتیرانی نشان میدهد تردد در سطح بسیار پایینی قرار دارد. ۶. صادرات نفت ایران در چه وضعیتی است؟
بر اساس اعلام رئیس کل بانک مرکزی ایران، صادرات نفت ایران در پی جنگ و تحریمها به صفر رسیده است. ۷. پیشبینی قیمت نفت در آینده چیست؟
پیشبینیها متفاوت است. برخی کارشناسان سناریوی قیمت ۲۰۰ دلار در هر بشکه را مطرح کردهاند، در حالی که تحلیلگران دیگر پیشبینی میکنند قیمت متوسط در سهماهه سوم حدود ۸۵ دلار باشد. ۸. افزایش قیمت نفت چه تأثیری بر بازار ایران دارد؟
افزایش قیمت نفت میتواند از طریق افزایش هزینههای واردات و ایجاد انتظارات تورمی، بر نرخ ارز و قیمت طلا در بازار داخلی تأثیر بگذارد. چشمانداز بازار انرژی در هفتههای آینده
با توجه به تداوم بنبست دیپلماتیک و نظامی در منطقه، به نظر میرسد بازار انرژی در هفتههای آینده همچنان تحت تأثیر تحولات تنگه هرمز قرار داشته باشد. عدم قطعیت درباره بازگشایی این آبراه، مهمترین عامل تعیینکننده قیمت نفت در کوتاهمدت خواهد بود.
کارشناسان معتقدند هرگونه تحول مثبت در مذاکرات یا نشانههایی از بازگشایی تنگه هرمز میتواند به کاهش سریع قیمت نفت منجر شود. در مقابل، تداوم وضعیت فعلی یا تشدید تنشها میتواند قیمت نفت را به سطوح بالاتری هدایت کند. بیشتر بخوانید هشدار؛ توقف کامل تردد در تنگه هرمز و پایان آتشبس، نفت را به اوج ۳ هفتهای رساند / برنت ۹۴ دلاری در سایه بنبست سیاسی قیمت نفت برنت به ۹۱.۵۳ دلار رسید / چهارمین افزایش پیاپی در سایه تشدید تنش در تنگه هرمز و ابهام در عرضه نفت زنگ خطر در بازار انرژی؛ نفت برنت بعد از جهش ۸ درصدی سقوط کرد | مذاکرات پشت پرده تنگه هرمز قیمتها را شوکه کرد + پیش بینی جدید (تاریخ:جمعه ۹ مرداد ۱۴۰۵) آتش جنگ بازارها را شعلهور کرد / تحلیل روز؛ سقوط سهام در برابر صعود نفت و طلا نفت برنت زیر ۶۳ دلار ماند و اوپک نگران شد | تنگه هرمز قیمت نفت جهانی را منفجر میکند؟ | پیشبینی قیمت نفت خام برنت ۱۰ تیر ۱۴۰۵
یک نفتکش از هرمز برگشت خورد
نورنیوز-گروه اقتصادی: یک نفتکش با نام ERECTER پس از تلاش برای عبور از تنگه هرمز ابتدا متوقف و سپس از تنگه دور شد.
این نفتکش روز گذشته برای عبور از مسیر ایرانی به سمت خلیج فارس اقدام کرده بود اما متوقف شد.
ایران پیشتر اعلام کرده برای عبور از تنگه هرمز علاوه بر مسیر ایرانی باید سایر ترتیبات از جمله پرداخت بهای خدمات و همچنین مجوز عبور از ایران رعایت شود.
بازار افغانستان در انتظار سرمایه ایرانی
به گزارش تجارت نیوز، بازار افغانستان با هدفگذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، توسعه زیرساخت و افزایش تقاضا برای کالا و فناوری، به فرصتی تازه برای ایران تبدیل شده؛ اما رقبا برای تصاحب این بازار منتظر نمیمانند.
بازار افغانستان در حالی به یکی از مهمترین مقاصد صادراتی ایران در منطقه تبدیل شده که فاصله میان حجم تجارت فعلی دو کشور و ظرفیت برآوردشده برای توسعه مبادلات، همچنان قابل توجه است. در ماههای اخیر، از ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری تجارت ایران و افغانستان سخن گفته شده؛ ظرفیتی که تحقق آن دیگر صرفاً به افزایش صادرات کالاهای سنتی وابسته نیست و توسعه سرمایهگذاری، خدمات فنی و مهندسی، انتقال فناوری، ترانزیت و ایجاد زنجیرههای تولید مشترک را طلب میکند. همزمان، رقبای ایران نیز در حال افزایش حضور خود در بازار افغانستان هستند و همین مسئله زمان ورود و تثبیت حضور شرکتهای ایرانی را به یک متغیر تعیینکننده تبدیل کرده است. تجارت فعلی کجاست و هدف ۱۰ میلیارد دلاری چه معنایی دارد؟
بر اساس آمار منتشرشده از سوی طرف افغانستانی، حجم تجارت ایران و افغانستان در سال ۱۴۰۳ به ۳ میلیارد و ۳۶۶ میلیون دلار رسید که از این میزان، حدود ۳ میلیارد و ۳۱۱ میلیون دلار سهم واردات افغانستان از ایران و ۵۵ میلیون دلار مربوط به صادرات افغانستان به ایران بوده است. در ادامه این روند، تجارت دو کشور در شش ماه نخست سال ۱۴۰۴ نیز به حدود ۱ میلیارد و ۶۲۶ میلیون دلار رسید؛ رقمی که شامل یک میلیارد و ۶۱۳ میلیون دلار واردات افغانستان از ایران و تنها ۱۳ میلیون دلار صادرات افغانستان به ایران بود.
این ارقام نشان میدهد اگرچه بازار افغانستان ظرفیت قابل توجهی برای توسعه مبادلات دارد، ساختار تجارت همچنان بهشدت نامتوازن است و بخش عمده مبادلات در مسیر صادرات ایران به افغانستان قرار دارد؛ موضوعی که در کنار هدفگذاری تجارت ۱۰ میلیارد دلاری، ضرورت توسعه صادرات افغانستان به ایران، سرمایهگذاری مشترک و ایجاد زنجیرههای تولید میان دو کشور را پررنگتر میکند.
با این حال، برای سال ۱۴۰۵ آمار رسمی کامل و تجمیعی تجارت دوجانبه تا پایان تیر یا مرداد منتشر نشده است؛ بنابراین نمیتوان یک رقم جدید را بهعنوان «حجم تجارت ۱۴۰۵» اعلام کرد. آنچه در دسترس است، مجموعهای از شاخصهای جدید از عملکرد مرزها، صادرات، ترانزیت و زیرساختهای تجاری است که تصویر دقیقتری از مسیر حرکت تجارت دو کشور ارائه میدهد.
درواقع، مسئله امروز بیش از آنکه نبود تقاضا در افغانستان باشد، به توان ایران برای تبدیل این تقاضا به قرارداد، پروژه و سرمایهگذاری مربوط میشود. بازار افغانستان در حال حرکت از تقاضای صرف برای کالاهای مصرفی به سمت ماشینآلات، تجهیزات، خدمات و فناوری است و همین تغییر میتواند ساختار تجارت دو کشور را نیز متحول کند. دوغارون؛ شریان اصلی تجارت با افغانستان
یکی از روشنترین نشانههای ظرفیت موجود، عملکرد مرز دوغارون است. بر اساس گزارشهای منتشرشده در تیر ۱۴۰۵، حجم تجارت ایران با افغانستان سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار برآورد میشود و دوغارون بهعنوان مهمترین گذرگاه تجاری ایران با افغانستان، حدود ۶۰ درصد کالاهای صادراتی ایران به این کشور را عبور میدهد.
این تمرکز نشان میدهد که دوغارون تنها یک مرز تجاری نیست، بلکه بخش مهمی از زنجیره تأمین بازار افغانستان به آن وابسته است. بنابراین اگر قرار باشد تجارت دو کشور به سطوح بالاتر برسد، توسعه ظرفیت این مرز، کاهش توقف کامیونها، تسهیل رویههای گمرکی، توسعه انبارها و افزایش خدمات لجستیکی باید همزمان با رشد صادرات دنبال شود.
در ماههای اخیر نیز بر افزایش چشمگیر صادرات از دوغارون و کاهش زمان توقف کامیونها تأکید شده است؛ موضوعی که نشان میدهد بخشی از سیاست توسعه تجارت با افغانستان اکنون به سمت رفع گلوگاههای فیزیکی و لجستیکی حرکت کرده است. بازار افغانستان دیگر فقط کالا نمیخواهد
تغییر مهم در بازار افغانستان، افزایش تقاضا برای کالاهای واسطهای، سرمایهای و خدمات تخصصی است. افغانستان برای توسعه تولید و زیرساخت خود به تجهیزات، ماشینآلات، مصالح، انرژی، خدمات فنی و مهندسی و فناوری نیاز دارد؛ بنابراین ظرفیت ایران میتواند از صادرات محصول نهایی فراتر رود.
مصالح ساختمانی، فولاد، سیمان، ماشینآلات، قطعات و تجهیزات صنعتی، صنایع غذایی، انرژیهای تجدیدپذیر و تجهیزات خورشیدی، خدمات فنی و مهندسی و فناوریهای مرتبط با تولید از جمله حوزههایی هستند که میتوانند زمینه حضور شرکتهای ایرانی را فراهم کنند
این تغییر برای بخش صنعتی ایران اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا صادرات ماشینآلات و تجهیزات، ارائه خدمات مهندسی و انتقال فناوری، نسبت به فروش مقطعی کالا میتواند رابطه تجاری پایدارتر و ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند. از صادرات کالا تا ساختن بازار
در مدل سنتی، شرکت ایرانی محصول خود را در مرز تحویل میدهد و معامله پایان مییابد؛ اما بازار افغانستان ظرفیت مدلی متفاوت را دارد. شرکتهای ایرانی میتوانند در این کشور علاوه بر صادرات، در ایجاد واحدهای تولیدی، تأمین تجهیزات، آموزش نیروی انسانی، تعمیر و نگهداری و انتقال دانش فنی مشارکت کنند.
این موضوع بهویژه در بخشهایی مانند صنایع تبدیلی، کشاورزی، انرژی و ساختوساز اهمیت دارد. در چنین مدلی، افغانستان تنها «بازار مصرف» نیست، بلکه میتواند به محل استقرار بخشی از زنجیره تولید تبدیل شود و شرکت ایرانی نیز از یک صادرکننده صرف به شریک اقتصادی تبدیل خواهد شد. کشاورزی؛ فرصت دوطرفه برای تجارت
کشاورزی نیز میتواند یکی از مسیرهای ایجاد توازن بیشتر در روابط تجاری باشد. همکاری در زمینه کشت قراردادی، انتقال فناوری، مکانیزاسیون، تأمین تجهیزات و نهادهها و ایجاد صنایع فرآوری میتواند هم برای افغانستان ظرفیت تولید ایجاد کند و هم بازار جدیدی برای فناوری و تجهیزات ایرانی بسازد.
در توافقهای اقتصادی دو کشور نیز موضوعاتی مانند مکانیزهسازی کشاورزی، سرمایهگذاری در معادن، ترانزیت، حملونقل و تسهیل گمرکی در دستور کار قرار گرفته است؛ توافق اقتصادی ایران و افغانستان نیز ۹۲ ماده دارد و اجرای آن میتواند دامنه همکاریها را از تجارت کالا به حوزههای تولید و سرمایهگذاری گسترش دهد. رقیبها منتظر ایران نماندهاند
یکی از مهمترین نکات در شرایط فعلی، افزایش رقابت برای حضور در بازار افغانستان است. محمود سیادت، رئیس اتاق مشترک بازرگانی ایران و افغانستان، با اشاره به شرایط بازار افغانستان تأکید کرد که
رقبای سرمایهگذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سالهای اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است
رقبای سرمایهگذاری ایران در این بازار فعال هستند و ازبکستان نیز در سالهای اخیر رشد قابل توجهی در صادرات به افغانستان داشته است. او همچنین بر نقش بیشتر بانکها و صندوق توسعه صادرات برای تقویت حضور ایران تأکید کرد.
این مسئله اهمیت هدف ۱۰ میلیارد دلاری را دوچندان میکند. اگر ایران صرفاً به افزایش ظرفیت صادراتی خود اتکا کند اما سازوکار مالی، حضور مستقیم شرکتها، شبکه توزیع و شرکای محلی را توسعه ندهد، بخشی از تقاضای جدید افغانستان میتواند توسط رقبای منطقهای پاسخ داده شود.
بنابراین رقابت در بازار افغانستان فقط رقابت بر سر قیمت کالا نیست؛ رقابت بر سر سرعت تحویل، هزینه حمل، تأمین مالی، خدمات پس از فروش، انتقال فناوری و امکان اجرای پروژه نیز هست. راهآهن خواف ـ هرات؛ تجارت روی ریل
در کنار جاده، راهآهن نیز بهتدریج در حال تبدیل شدن به یکی از مسیرهای مهم تجارت ایران و افغانستان است. بر اساس آمار وزارت فواید عامه افغانستان، در سال ۱۴۰۴ بیش از ۶۴۲ هزار تن کالا از مسیر خواف ـ هرات جابهجا شده است. مجموع انتقالات چهار بندر ریلی افغانستان نیز بیش از ۶.۱ میلیون تن اعلام شده و نسبت به سال قبل ۳۹.۱ درصد افزایش داشته است.
اهمیت راهآهن از آن جهت است که افزایش حجم تجارت ۱۰ میلیارد دلاری بدون توسعه مسیرهای حملونقل امکانپذیر نیست. انتقال حجم بالای کالا با جاده، هزینه و فشار بیشتری بر پایانههای مرزی ایجاد میکند و توسعه ریلی میتواند بخشی از این بار را کاهش دهد.
در نتیجه، تکمیل و توسعه مسیر خواف ـ هرات فقط یک پروژه حملونقلی نیست؛ بلکه بخشی از زیرساخت مورد نیاز برای افزایش تجارت ایران با افغانستان و اتصال افغانستان به شبکه حملونقل منطقهای است. افغانستان میتواند از مقصد به مسیر ترانزیتی تبدیل شود
تحولات ۱۴۰۵ یک فرصت بزرگتر را نیز پیش روی ایران قرار داده است. در تیرماه، ایران، افغانستان و تاجیکستان صورتجلسه عملیاتی راهگذر سهجانبه جادهای را امضا کردند. طبق این توافق، قرار است نخستین حمل آزمایشی این مسیر حداکثر ظرف یک ماه انجام شود و سه کشور برای کاهش توقف مرزی، تسهیل روادید رانندگان، توسعه زیرساختهای مرزی و ایجاد سازوکارهای مشترک همکاری کنند. همچنین امکان توسعه این مسیر به کشورهای آسیای مرکزی و چین نیز بررسی شده است. صورتجلسه عملیاتی راهگذر سهجانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان امضا شد
این تحول از منظر تجارت ایران اهمیت زیادی دارد؛ زیرا در صورت عملیاتی شدن، افغانستان دیگر صرفاً مقصد کالاهای ایرانی نخواهد بود و میتواند به حلقهای در مسیر ارتباط ایران با آسیای مرکزی تبدیل شود.
به بیان دیگر، ارزش بازار افغانستان برای ایران تنها در اندازه مصرف داخلی این کشور خلاصه نمیشود؛ موقعیت جغرافیایی افغانستان میتواند آن را به بخشی از زنجیره ترانزیت منطقه تبدیل کند و در این صورت، تجارت، حملونقل و خدمات لجستیکی به یکدیگر پیوند خواهند خورد. چابهار و میلک؛ ضلع دیگر تجارت شرقی
در جنوب شرق نیز زیرساختهای مرتبط با تجارت افغانستان در حال توسعه است. در خرداد ۱۴۰۵، مقامهای سیستان و بلوچستان بر اهمیت احداث پل دوم میلک برای افزایش ظرفیت مبادلات تجاری، تسهیل حملونقل و تقویت جایگاه ترانزیتی استان با تکیه بر ظرفیت بندر چابهار تأکید کردند.
این مسیر میتواند مکمل دوغارون باشد. هرچه مسیرهای دسترسی افغانستان به ایران متنوعتر شود، وابستگی تجارت به یک نقطه مرزی کاهش مییابد و امکان استفاده از ظرفیت چابهار برای دسترسی افغانستان به آبهای آزاد نیز بیشتر میشود.
از این منظر، توسعه تجارت با افغانستان باید همزمان در چند محور دنبال شود و آن اینکه دوغارون برای تجارت شرق و شمال شرق، میلک و چابهار برای جنوب شرق و خواف ـ هرات برای توسعه حملونقل ریلی. مشکل اصلی؛ مدیریت تجارت هنوز یکپارچه نیست
در کنار زیرساخت، یکی از چالشهای مهم روابط اقتصادی دو کشور، نحوه مدیریت این بازار است. رئیس اتاق مشترک ایران و افغانستان از ضرورت بازنگری در ساختار مدیریت روابط اقتصادی با افغانستان سخن گفته و پراکندگی تصمیمات و متولیان را یکی از مشکلات موجود میداند. او همچنین بر ضرورت نقشآفرینی بیشتر بانکها و صندوق توسعه صادرات در حمایت از صادرکنندگان تأکید دارد.
این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که هدف تجارت ۱۰ میلیارد دلاری مطرح باشد. چنین رقمی با فعالیت پراکنده صادرکنندگان محقق نمیشود و به یک سیاست تجاری منسجم نیاز دارد؛ سیاستی که در آن تجارت، حملونقل، تأمین مالی، دیپلماسی اقتصادی و سرمایهگذاری در یک مسیر مشترک قرار بگیرند. افغانستان؛ بازار نزدیک اما نه آسان
نزدیکی جغرافیایی، مرز مشترک، اشتراکات فرهنگی و زبانی و دسترسی ایران به شبکه حملونقل منطقهای، مزیتهای مهمی برای حضور در افغانستان ایجاد کرده است؛ اما این مزیتها بهتنهایی سهم ایران را تضمین نمیکنند.
تجربه سالهای اخیر نشان داده است که فعالان افغانستانی در کنار قیمت، به هزینه حمل، سرعت ترخیص، ثبات مقررات، خدمات پس از فروش و امکان تأمین مستمر کالا نیز توجه دارند. تجار افغانستان در ماههای اخیر نیز بر مشکلات مربوط به پایانههای مرزی، بنادر و افزایش هزینههای حملونقل تأکید کردهاند.
بنابراین افزایش صادرات بدون اصلاح زنجیره لجستیک میتواند حتی با وجود تقاضای بالا، هزینه حضور ایران در بازار را افزایش دهد. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان میدهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. فاصله میان تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلاری و ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، نشان میدهد که برای تحقق این هدف باید نزدیک به سه برابر سطح فعلی تجارت توسعه ایجاد شود. اما این جهش قرار نیست فقط با افزایش صادرات کالاهای سنتی اتفاق بیفتد.
مسیر رسیدن به این رقم از ترکیب چند عامل میگذرد؛ افزایش صادرات صنعتی، توسعه خدمات فنی و مهندسی، سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری، کشت قراردادی، توسعه حملونقل ریلی و جادهای، تقویت چابهار و میلک، کاهش هزینههای مرزی و ایجاد سازوکارهای مالی مناسب برای صادرکنندگان.
در این میان، اجرای راهگذر سهجانبه ایران، افغانستان و تاجیکستان نیز میتواند یک متغیر جدید باشد؛ زیرا نخستین حمل آزمایشی این مسیر و تشکیل کارگروه دائمی برای رفع موانع اجرایی، نشان میدهد همکاری ترانزیتی سه کشور از سطح مذاکره به سمت اجرا حرکت کرده است. فرصت افغانستان را نباید دوباره از دست داد
تصویر امروز روابط اقتصادی ایران و افغانستان، تصویری از بازاری است که همزمان تقاضا، زیرساخت و رقابت در آن در حال افزایش است. تجارت سالانه بیش از ۳ میلیارد دلار، ظرفیت بیش از ۱۰ میلیارد دلاری، سهم بالای دوغارون در صادرات، توسعه خواف ـ هرات، تلاش برای تقویت میلک و چابهار و شکلگیری کریدور سهجانبه، همگی نشان میدهند که بازار افغانستان در حال بزرگتر شدن است.
اما سمت دیگر ماجرا، افزایش حضور رقبا و مشکلات موجود در تأمین مالی، لجستیک و مدیریت تجارت است. به همین دلیل، پرسش اصلی دیگر این نیست که «آیا افغانستان بازار مناسبی برای ایران است؟»؛ پاسخ این پرسش روشن است. پرسش اصلی این است که آیا ایران میتواند پیش از رقبا ظرفیتهای این بازار را به قرارداد و سرمایهگذاری تبدیل کند؟
اگر پاسخ مثبت باشد، افغانستان میتواند برای صنایع ایران از یک بازار صرفاً صادراتی به یک بازار تولید، خدمات، سرمایهگذاری و ترانزیت تبدیل شود؛ اما اگر حضور ایران همچنان به صادرات مقطعی کالا محدود بماند، هدف ۱۰ میلیارد دلاری بیشتر از آنکه یک برنامه عملیاتی باشد، صرفاً یک ظرفیت روی کاغذ باقی خواهد ماند.
منبع: چارسوق

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

بازدهی دلار، یورو و درهم در هفته پایانی مرداد ۱۴۰۵ | یورو صدرنشین بازار ارز شد

مرزهای زمینی جایگزین بنادر جنوبی نمیشوند؛ ۸۵ درصد تجارت ایران از جنوب انجام میشود-مسعود دانشمند

بازار - ۱۴۰۵/۰۵/29

چافست حاشیه سود ناخالص را هدف گرفت

