قیمت طلا امروز




 روزنامه دنیای اقتصاد / ۱۴۰۵/۰۵/۰۲

کاهش وام بین‌المللی به اژدهای زرد

دنیای اقتصاد: بانک جهانی اعلام کرده است که اعطای وام به چین را تا سال ۲۰۳۱ به‌تدریج متوقف خواهد کرد. این تصمیم در چارچوب برنامه همکاری پنج‌ساله جدید میان بانک جهانی و چین برای دومین اقتصاد بزرگ جهان اتخاذ شده است. بر اساس این برنامه، وام‌دهی بانک بین‌المللی بازسازی و توسعه (IBRD) به چین در دوره اجرای برنامه از ۲‌میلیارد دلار فراتر نخواهد رفت و در پایان این دوره، در حالت عادی انتظار دریافت وام جدید از این نهاد وجود ندارد.
 کاهش وام بین‌المللی به اژدهای زرد

بانک جهانی این اقدام را نشانه ورود همکاری ۴۵ ساله خود با چین به مرحله‌ای جدید دانسته است؛ مرحله‌ای که در آن چین کمتر به منابع مالی خارجی و بیشتر به انتقال دانش، فناوری، نوآوری و همکاری‌های فنی نیاز دارد. این تغییر رویکرد در شرایطی رخ می‌دهد که چین طی دهه‌های گذشته رشد اقتصادی چشم‌گیری داشته و ‌میلیون‌ها نفر را از فقر خارج کرده است. وام‌های بانک جهانی به چین در سال‌های اخیر روندی نزولی داشته است؛ به‌طوری‌ که از اوج ۲.۴۲‌میلیارد دلار در سال ۲۰۱۷ به حدود ۷۵۰‌میلیون دلار در سال ۲۰۲۵ کاهش یافته است. برنامه جدید بانک جهانی بر حمایت از رشد اقتصادی چین، ایجاد مشاغل بهتر، افزایش تاب‌آوری اجتماعی و حرکت به سمت اقتصاد کم‌کربن تمرکز دارد. مقام‌های چینی نیز اعلام کرده‌اند که کاهش وام‌دهی مانع از ادامه همکاری با بانک جهانی نخواهد شد.

این تصمیم همچنین تحت‌تاثیر فشارهای سیاسی آمریکا قرار دارد؛ دونالد ترامپ در دوره نخست ریاست‌جمهوری خود خواستار توقف کامل وام‌دهی بانک جهانی به چین شده بود، هرچند در دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش تاکنون چنین درخواستی را به‌طور مشخص تکرار نکرده است. با وجود کاهش وام‌ها، چین همچنان یکی از تامین‌کنندگان مالی مهم بانک جهانی است و با تعهد ۱.۵‌میلیارد دلاری به صندوق توسعه بین‌المللی (IDA)، پنجمین تامین‌کننده بزرگ منابع این صندوق محسوب می‌شود. این مطلب برایم مفید است 0 نفر این مطلب را پسندیده اند کپی شد



۳ ساعت قبل / سایت صفحه اقتصاد

غول‌های هوش مصنوعی جهان چند می‌ارزند؟ / آنتروپیک و اوپن‌اِی‌آی در صدر رقابت میلیارددلاری

صفحه اقتصاد -

بر اساس فهرستی که توسط گروه تحقیقاتی رند آمریکا منتشر شده، شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی به یکی از ارزشمندترین دارایی‌های اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده‌اند. این رتبه‌بندی که بر مبنای آخرین ارزش‌گذاری‌های بازار خصوصی تا ژوئیه ۲۰۲۶ تهیه شده، نشان می‌دهد فاصله میان شرکت‌های پیشتاز با سایر فعالان این صنعت بسیار قابل توجه است.

در صدر این فهرست، شرکت آنتروپیک (Anthropic) با ارزش‌گذاری حدود ۹۶۵ میلیارد دلار قرار دارد. این شرکت که توسعه‌دهنده مدل‌های هوش مصنوعی مولد و رقیب جدی دیگر بازیگران بزرگ این حوزه محسوب می‌شود، توانسته جایگاه نخست بازار خصوصی هوش مصنوعی را به دست آورد.

پس از آن، اوپن‌اِی‌آی (OpenAI) با ارزش تقریبی ۸۵۲ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار گرفته است. رشد سریع تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی مولد، استفاده گسترده از مدل‌های زبانی بزرگ و سرمایه‌گذاری سنگین شرکت‌های فناوری از مهم‌ترین عوامل افزایش ارزش این شرکت‌ها عنوان می‌شود.

در رتبه سوم، شرکت دیتابریکس (Databricks) با ارزش حدود ۱۸۸ میلیارد دلار قرار دارد؛ شرکتی که در حوزه تحلیل داده، زیرساخت‌های هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات فعالیت می‌کند و نقش مهمی در اتصال داده‌های سازمانی به سامانه‌های هوشمند دارد.

در ادامه این فهرست، شرکت چینی دیپ‌سیک (DeepSeek) با ارزش‌گذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار قرار گرفته و پس از آن شرکت‌های دیگری مانند Moonshot AI با ۳۰ میلیارد دلار، Scale AI با ۳۰ میلیارد دلار، Reflection AI با ۲۸ میلیارد دلار، Cognition AI با ۲۶ میلیارد دلار، Mistral AI فرانسه با ۲۳ میلیارد دلار و Perplexity با ۲۰ میلیارد دلار جای گرفته‌اند.

بررسی این رتبه‌بندی نشان می‌دهد آمریکا با حضور چندین شرکت بزرگ، همچنان مرکز اصلی توسعه و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی جهان است؛ با این حال، ظهور شرکت‌های چینی مانند DeepSeek و Moonshot AI نشان می‌دهد رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی وارد مرحله تازه‌ای شده است.

رشد ارزش این شرکت‌ها تنها به دلیل فناوری نیست؛ سرمایه‌گذاران جهانی هوش مصنوعی را زیرساخت نسل آینده اقتصاد می‌دانند؛ حوزه‌ای که می‌تواند صنایع مختلف از خدمات مالی و پزشکی گرفته تا تولید، آموزش و حمل‌ونقل را متحول کند. به همین دلیل، رقابت برای ساخت مدل‌های قدرتمندتر و جذب سرمایه بیشتر، به یکی از مهم‌ترین نبردهای اقتصادی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. مطالعه بیشتر: جزئیات اختلال گسترده جهانی در چت‌جی‌پی‌تی اعلام شد اخبار مرتبط circle ساعت بازی فرانسه و مراکش امروز پنجشنبه ۱۸ تیر (جام جهانی ۲۰۲۶) circle ادعای دانمارک درباره مشارکت در ماموریت اروپایی در تنگه هرمز circle زمان پخش زنده والیبال ایران و آمریکا در مرحله مقدماتی لیگ ملت های ۲۰۲۶ امروز پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ circle رقابت‌های عجیب هفته دوم لیگ ملت‌های والیبال 2026 پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟


۱ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

فرهنگ می‌تواند زبان اتحاد ملت‌های جبهه مقاومت باشد

جوان آنلاین: سریال «رویای نیمه‌شب» اقتباسی آزاد از رمان مطرح «رویای نیمه‌شب» نوشته مظفر سالاری و محصول سازمان هنری رسانه‌ای اوج است. این سریال به کارگردانی حسن آخوندپور، تهیه‌کنندگی سعید سعدی و نویسندگی سیدحسین امیرجهانی، داستان فتاح، جوانی سنی‌مذهب، و تلما، دختری شیعه را در شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میان تعصبات مذهبی، مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌افکنانه حاکمان شهر گرفتار می‌شود، اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند. 

کاظم هژیرآزاد، بازیگر نقش ابوراعد در سریال «رویای نیمه‌شب»، حضور بازیگران سوری در این سریال را فرصتی برای تقویت پیوند فرهنگی میان ایران و سوریه دانسته و می‌گوید: این همکاری می‌تواند فراتر از مناسبات سیاسی، پیام دوستی و همبستگی ملت‌هایی را منتقل کند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی کرده‌اند. او همچنین با اشاره به مسئله فلسطین و جبهه مقاومت تأکید کرد که این اتحاد می‌تواند در عرصه فرهنگ نیز خود را نشان دهد. وی همچنین با اشاره به تجربه حضور خود در آثار تاریخی همچون «مختارنامه»، «امام‌علی (ع)» و «ولایت عشق»، می‌گوید که بازی در یک اثر تاریخی برای او تفاوتی با دیگر گونه‌های نمایشی ندارد و مهم‌ترین وظیفه بازیگر، نزدیک شدن به تصویری است که کارگردان از نقش در ذهن دارد. هژیرآزاد، ابوراعد را شخصیتی خشن، فرمانبردار و فاقد پیچیدگی‌های درونی توصیف می‌کند که مأموریتش اجرای دستورات مافوق است. «جوان» در گفت‌و‌گو با این بازیگر پیشکسوت سینما، تلویزیون و تئاتر کشورمان به پیچیدگی‌های بازی در این اثر، چگونگی تولید آثار اقتباسی و همچنین تفاوت‌های بازی در آثار تاریخی و غیرتاریخی می‌پردازد. 

وقتی پیشنهاد بازی در «رویای نیمه‌شب» و نقش ابوراعد به شما شد، چه چیزی در این شخصیت برایتان جذاب بود؟

من قصه را نخوانده بودم و فقط برای نقشی انتخاب شدم که آن را نمی‌شناختم. آقای آخوندپور برای کارگردانی این پروژه آمدند و من هم پیش از آن با ایشان کار نکرده بودم. البته کارهایشان را دیده بودم، اما تجربه همکاری با ایشان را نداشتم. در واقع، نقش ابوراعد در ابتدا هیچ جذابیتی برای من نداشت و من سعی کردم خودم را به این شخصیت نزدیک کنم، تا آنجا که می‌توانم. ابوراعد آدم خشنی است؛ آدمی جنگجو و بی‌رحم. زندانبان است و با جماعتی از آدم‌های بسیار خشن و بی‌رحم سروکار دارد. این افراد به گریه‌ها، التماس‌ها و درخواست‌های زندانیان پاسخ مثبت نمی‌دهند. اگر چنین نباشد، به هر حال مورد خشم بالادستی‌های خود قرار می‌گیرند. بنابراین سعی کردم خودم را به این نقش نزدیک کنم. 

ابوراعد در جهان داستان چه جایگاهی دارد؟ آیا شخصیت او در رمان اصلی وجود دارد؟

من خبر ندارم، چون رمان را نخوانده‌ام. حتی خود سناریو را هم از ابتدا تا انتها نخواندم و فقط نقش خودم را مطالعه کردم. با تخیلی که داشتم و با راهنمایی‌هایی که از دکور، لباس و کارگردان می‌گرفتم، تصور می‌کردم این آدم باید شخصیت خشنی باشد؛ کسی که زندانیان از او بترسند و شورش نکنند. این شغلی است که به هر حال به من داده‌اند و من باید آن را به بهترین شکل انجام بدهم. محل ارتزاق من همین شغل است. باید به بالادست و رئیس خود هر کسی که است، خدمت و از او اطاعت کنم و این زندان را نگهداری کنم، این کار من بود. 

«رویای نیمه‌شب» از یک رمان اقتباس شده است. از نگاه شما، اقتباس تلویزیونی چه چیزی به جهان یک رمان اضافه می‌کند و در مقابل، چه چیز‌هایی را ممکن است از آن بگیرد؟

به نظر من اقتباس، یک نگارش جدید است. آنچه نویسنده در تخیل خودش به روی صفحات کاغذ می‌آورد، حالا باید زندگی پیدا کند؛ باید به زندگی تبدیل شود. آدم‌ها باید بلند شوند، حرکت کنند، با هم حرف بزنند و ارتباط داشته باشند. بنابراین تفاوت بسیار مهمی میان نوشته و زنده‌کردن یا حیات بخشیدن به عناصر و انسان‌هایی وجود دارد که نویسنده به تصویر کشیده است. این اقتباس حتی می‌تواند از رمان قوی‌تر باشد. اگر کارگردانی خوبی باشد و بازیگران خوبی در اختیار داشته باشد و بتواند به این شخصیت‌ها زندگی ببخشد، اثر می‌تواند از رمان تصویری‌تر، دیدنی‌تر و جذاب‌تر باشد. امیدوارم این اتفاق افتاده باشد. به هر حال، سعی و تلاش کارگردان و دیگر عوامل این بوده که آن نوشته‌ها و تخیل نویسنده را به زندگی تبدیل کنند، آنها را زنده کنند و به حیات واقعی برسانند. قضاوتش با تماشاگر است؛ با کسی که اثر را می‌بیند، یا کسی که کتاب را خوانده و حالا باید زنده‌شدن شخصیت‌ها را ببیند. قضاوت نهایی با تماشاگر است. 

شما در چند پروژه تاریخی مهم بازی کرده‌اید، اما امروز، بعد از سال‌ها تجربه، آیا حضور در یک پروژه تاریخی برایتان با همان دشواری‌های سال‌های اول همراه است یا نوع نگاهتان کاملاً تغییر کرده است؟

من بازیگرم و برای من پروژه تاریخی و غیرتاریخی تفاوتی ندارد. وقتی برای بازی در کاری انتخاب می‌شوم، بیشتر به این فکر می‌کنم که آیا این کار می‌تواند زندگی من را بچرخاند یا نه. شغل من بازیگری است و کار دیگری غیر از بازی کردن ندارم. بنابراین همه نقش‌ها، همه ژانر‌های هنری و همه قصه‌ها و داستان‌ها برای من تفاوتی ندارند. فرقی نمی‌کند تاریخی باشد، غیرتاریخی، اجتماعی، کمدی یا تراژدی. من از نقطه‌نظر کارگردان و تهیه‌کننده انتخاب می‌شوم، چون سوابق من را در کار‌های قبلی دیده‌اند و روی من حسابی باز کرده‌اند که این نقش به درد این بازیگر می‌خورد؛ این چهره، این هیکل و این صدا برای این نقش مناسب است. در انتخاب شدنم، خودم نقشی ندارم. انتخاب می‌شوم و کار‌های قبلی من در واقع ملاک تعیین‌کننده برای انتخابم هستند، اما وقتی انتخاب شدم، دیگر باید سعی و تلاش خودم را بکنم تا به چیزی که کارگردان و تهیه‌کننده می‌خواهند برسم. 

بازیگر در یک اثر تاریخی گاهی مجبور است با محدودیت‌هایی مثل لحن، پوشش، گریم، میزانسن و ادبیات دوره تاریخی کنار بیاید. کدام‌یک از این محدودیت‌ها بیشتر روی بازی شما اثر می‌گذارد؟

همان‌طور که عرض کردم، من برای بازی در یک نقش انتخاب می‌شوم و سعی می‌کنم آن نقش را به بهترین نحو ارائه بدهم. اینکه لباس ممکن است باعث دست‌وپاگیری من باشد یا گریم به شکلی باشد که زیاد خوشم نیاید، طبیعی است. ممکن است کفشی که به پا دارم آزارم بدهد، یا لباس آنقدر ضخیم باشد که عرق کنم. گاهی لباس از نظر جنس پارچه یا نوع دوخت به شکلی است که پوست را آزار می‌دهد و وقتی آن را درمی‌آورم، کاملاً خیس عرق است. در کار‌های تاریخی، لباس و نوع انتخاب پارچه یا ابزار و به اصطلاح زره جنگی، گاهی از الیاف سخت و خشن ساخته شده است. گاهی در زمستان آنقدر سرد بوده که ما خودمان را با چیز دیگری می‌پوشاندیم تا این سرما که وارد لباس می‌شد و بدن را آزار می‌داد، کمتر اذیت‌مان کند. در تابستان هم شرایط به شکل دیگری سخت می‌شد. مثلاً در زندان، فضای زندان باید به‌گونه‌ای باشد که راحت نباشد؛ زندانی باید تحت شکنجه باشد. بنابراین مجبورند فضا را دودآلود کنند. اسفند دود می‌کنند یا شمع‌هایی را برای ایجاد نور ضعیف در زندان قرار می‌دهند. این شمع‌ها وقتی روشن می‌شوند، دود ایجاد می‌کنند. وقتی کارمان تمام می‌شود و بیرون می‌آییم، بینی‌مان گرفته است. وقتی بینی‌مان را می‌شوییم، سیاهی از بینی بیرون می‌آید. حتی در حلقمان هم در واقع حالت دود ایجاد شده است. اینها مشکلات کار است؛ مشکلات کار تاریخی. زندان را حتماً باید به گونه‌ای بسازند که برای زندانی راحت نباشد و تحت شکنجه باشد. زندانبان هم در واقع از همان شرایط برخوردار است، چون به هر حال زندانبان هم نوعی زندانی است؛ باید در زندان باشد و مراقب زندانیان باشد. بنابراین همان هوایی را استنشاق می‌کند که زندانی استنشاق می‌کند. به همین دلیل کار در پروژه‌های تاریخی سخت‌تر می‌شود و به تناسب سختی، کار پرهزینه‌تر هم می‌شود و از نظر زمانی ممکن است طولانی‌تر از یک کار اجتماعی روزمره باشد. اینکه محدودیت برای ما ایجاد کند، بستگی به خصوصیات آن نقش دارد. مثلاً من تا به حال برای جلوی دوربین قرار گرفتن، مو‌های سرم را نتراشیده بودم. اینجا پیشنهاد شد که اگر موی من تراشیده باشد، شخصیت خشن‌تر می‌شود. حالا که قرار است فرمانده زندانیان و فرمانده یک قسمت باشم، باید شباهتی به بقیه فرمانده‌ها داشته باشم؛ کسانی که موهایشان را می‌تراشند. با وجود میل خودم، چون موهایم سفید بود، مو‌های من را تراشیدند و کچلم کردند. خود این یکی از دلخوری‌های من بود که چرا باید کچل باشم! می‌توانم یک فرمانده مودار باشم، اما به هر حال این سلیقه کارگردان بود که من باید سرم کچل و موهایم تراشیده شود و من هم زیر بار رفتم. چاره‌ای نداشتم. نقش باید زیبا و باورکردنی می‌شد. مثل بقیه که سرشان را تراشیده بودند، سر من را هم تراشیدند. حالا که نگاه می‌کنم، می‌بینم با آن گریم و سر تراشیده، خیلی خشن‌تر شده‌ام. امیدوارم مورد پسند مردم هم قرار بگیرد. 

در «مختارنامه»، «امام علی (ع)» و «ولایت عشق» با جهان‌های تاریخی متفاوتی روبه‌رو بودید. آیا تجربه آن پروژه‌ها هنگام بازی در «رویای نیمه‌شب» به کمک‌تان آمد یا سعی کردید تجربه‌های قبلی را کاملاً کنار بگذارید؟

هر قصه‌ای سعی می‌کند متکی به عناصر خودش باشد. نه نویسنده و نه کارگردان نمی‌خواهد از کار دیگری تقلید کند. بازیگر هم به طریق اولی سعی می‌کند متفاوت‌تر از بازی‌های گذشته باشد. البته بعضی وقت‌ها می‌شود و بعضی وقت‌ها نمی‌شود. اینکه یک بازیگر برای یک کار تاریخی انتخاب می‌شود، قطعاً کارگردان، نویسنده یا تهیه‌کننده به چهره، اندام، صدا و کار‌هایی که قبلاً انجام داده توجه می‌کند. مثلاً کسی که در «ولایت عشق» بازی کرده، امام‌حسن یا امام‌رضا (ع) را بازی کرده، یک چهره از خودش ارائه داده که کارگردان می‌گوید این چهره به درد این کار می‌خورد. حالا نقش ممکن است منفی یا مثبت باشد و ما هم مجبوریم بپذیریم، چون آمده‌ایم که کار کنیم و شغل‌مان همین است. نمی‌توانیم چانه بزنیم که قیافه ما اینطور باشد بهتر است. سرمان را می‌تراشند، سیبیل برایمان می‌گذارند؛ اگر سیبیل داشته باشیم، سیبیلمان را می‌تراشند، ریش برایمان می‌گذارند و اگر ریش داشته باشیم، ریشمان را می‌تراشند. این خاصیت زندگی هنری است. اولاً باید شبیه همدیگر نباشیم و متفاوت باشیم. همه دوست دارند، هم بازیگر و هم کارگردان و تهیه‌کننده که این نقش نسبت به گذشته متفاوت‌تر باشد. ما هم سعی می‌کنیم متفاوت باشیم. حالا اینکه چقدر موفق شویم، بستگی به شرایط و موقعیتی دارد که نویسنده پیشنهاد می‌کند. زندگی هزار رنگ و هزار جور بازی دارد. قطعاً این هزار جور بازی می‌تواند در هر داستانی تکرار شود، ولی بازیگر باید تلاش کند که تکراری بازی نکند؛ هم لباسش، هم گریمش باشد، هم لحنش و هم اعمال و رفتارش متفاوت باشد. بازیگر سعی خودش را می‌کند. اینکه چقدر به آن میزانی که تلاش کرده، می‌رسد و موفق می‌شود، بستگی به استعداد، توانایی و قضاوت تماشاگر دارد. 

فکر می‌کنید بازیگر امروز نسبت به چند دهه قبل، برای ایفای یک نقش تاریخی با چه چالش تازه‌ای مواجه است؟

بازیگر امروز و دیروز و فردا ندارد. بازیگر، بازیگر است؛ چه دیروز، چه امروز و چه فردا. وقتی یک نقش به او ارائه و پیشنهاد می‌شود، باید سعی و تلاش خودش را بکند تا به آن نقش برسد. فرقی نمی‌کند نقش مربوط به گذشته باشد، حال باشد یا آینده. قطعاً باید میل، رغبت و ذوق و سلیقه کارگردان و تولیدکننده را در اجرای نقش در نظر بگیرد و در نهایت تماشاگر هم باید با دیدن آن قانع شود که این نقش به این بازیگر می‌خورد و انتخاب درستی بوده است. اگر انتخاب نادرست باشد، کمکی نمی‌کند که بازیگر به نقش برسد. بازیگر ضعیف به نقش می‌رسد و این موضوع در زمان تماشا برای همه مشخص می‌شود. چشم باز می‌شود و می‌بینیم بازیگر ادای این کار را درمی‌آورد، اما به قیافه‌اش نمی‌خورد که اصلاً چنین شخصیتی باشد. این ممکن است پیش بیاید و در واقع می‌تواند اشتباه کارگردانی باشد؛ اینکه در انتخاب، شخصی را انتخاب کرده‌اند که ناتوان است یا چهره‌اش به نقش نمی‌خورد، اما تا به حال در مورد من صادق نبوده و نقش‌هایی که بازی کرده‌ام، تاریخی بوده و کارگردان از من راضی بوده است؛ ان‌شاءالله. 

در «رویای نیمه‌شب» با جامعه‌ای مواجهیم که اختلافات مذهبی و اجتماعی روی زندگی آدم‌ها اثر می‌گذارد. از نگاه شما، جذابیت اصلی این داستان در بخش تاریخی آن است یا در روابط انسانی‌ای که در دل آن تاریخ شکل می‌گیرد؟

«رویای نیمه‌شب» قصه شیرینی است؛ مخلوطی از تضاد‌های مختلف بین زن و مرد، ثروت و فقر، حسادت و گذشت و فداکاری. اگر خوب دقت کنیم، می‌بینیم که مثل همه داستان‌های دیگر این خاصیت را دارد که انسان‌ها را به چالش می‌کشد و آنها گاهی به مقاصدشان می‌رسند و گاهی نمی‌رسند و شکست می‌خورند. این سرنوشت انسان است. حالا این قصه به این شکل درآمده، به این شکل نوشته شده و به این شکل به تصویر کشیده شده، اما از قاعده اصلی مستثنی نیست؛ قاعده اصلی، یعنی تضاد بین خیر و شر، تضاد بین آدم‌های خوب و آدم‌های بد و کار‌های خوب و کار‌های بد. این تضاد همیشه باعث قصه و داستان و روایت می‌شود و شنیدن آنها برای تماشاگر جذاب است. این سریال هم از این قاعده مستثنی نیست. به‌خصوص اینکه یک یا دو بازیگر سوری هم به آن اضافه شده‌اند که می‌تواند از جنبه‌های مختلف سیاسی و اجتماعی هم اعتبار بیشتری به کار بدهد؛ به این معنا که تماشاگران سوری هم از این سریال استقبال کنند. اگر این اثر ترجمه و به زبان عربی ارائه شود، دوستان ما در سوریه هم می‌توانند آن را ببینند؛ چه دوستان سیاسی و چه اجتماعی ما در سوریه، چه شیعه و چه سنی. ما با این کار و انتخابمان، یک نوع کوشش کرده‌ایم که دوستی خودمان را اعلام کنیم؛ اینکه ما با سوریه یک نوع اتحاد و دوستی داریم که می‌تواند در عالم فرهنگ هم خودش را نشان بدهد، نه فقط در عالم سیاست. در عالم فرهنگ هم می‌توانیم این دوستی را داشته باشیم. با ملت سوریه که ملت مظلومی است. واقعاً به سوریه و فلسطین ظلم و ستم شد و متأسفانه دنیای خشن سوریه را به این روز انداخت. من خوشحالم که دو بازیگر سوری در این نمایش حضور دارند و این نمایش به نوبه خودش توانسته به تهیه‌کنندگی آقای سعدی، یک جور دوستی خودش را به جهانیان ابلاغ کند؛ اینکه ما می‌توانیم متحد باشیم و متحد هستیم. ما در جبهه مقاومت، در مقاومت با ظلم و ستم امریکا و اسرائیل، می‌توانیم کنار هم باشیم؛ هم فرهنگی، هم سیاسی و هم نظام. از این بابت، به نظر من این موضوع حائز اهمیت است. ما متحد همه کسانی هستیم که دارند در مقابل امریکا و اسرائیل مقاومت می‌کنند. 

اگر بخواهید یک ویژگی از ابوراعد را انتخاب کنید که به نظرتان مخاطب ممکن است در تحلیل‌های اولیه‌اش از شخصیت متوجه آن نشود، آن ویژگی چیست؟

ابوراعد شخصیت پیچیده‌ای ندارد که تماشاگر متوجه آن نشود. اعمالی که انجام می‌دهد و همه دستوراتی که از بالادستش می‌گیرد، اجرا می‌کند و این اعمال و رفتار هم پیچیدگی خاصی ندارند. به نظر من، او مثل همه آدم‌هایی است که از بالا دستور می‌گیرند و عمل می‌کنند. شخصیت خیلی پیچیده‌ای ندارد؛ خیلی ساده و عادی و عامی است. ما پیچیدگی‌های درونی او را نمی‌بینیم. بیشتر یک آدم بیرونی است تا درونی؛ دستوری را می‌پذیرد و آن را انجام می‌دهد و براساس همین کار زندگی‌اش را می‌گذراند. نمونه این آدم می‌تواند حتی یک آدم کت‌وشلواری هم باشد. در جامعه ما آدم‌هایی وجود دارند که از خودشان مایه، اندیشه یا نقشه‌ای ندارند که بتوانند زندگی خودشان را تغییر بدهند. فقط از بالا دستور می‌گیرند و عین همان دستور را انجام می‌دهند. هرچقدر در انجام وظایفشان موفق‌تر باشند، خودشان را به آن شخصی که دستور داده نزدیک‌تر می‌کنند؛ حالا فرمانده باشد، پادشاه باشد، وزیر باشد یا هر کس دیگری. آدم‌های سر به راه و حرف‌گوش‌کن، برای رسیدن به مقصود و هدفی که به آنها داده شده، به نحو احسن سعی می‌کنند کارشان را انجام دهند. برای همین هم این آدم از یک مقام خیلی پایین‌تر، یعنی زندانبان یا شکنجه‌گر، به این نتیجه می‌رسد که به او ارتقای مقام بدهند و فرمانده یک قسمت کنند. این به خاطر گوش‌به‌فرمان بودن و توانایی اوست که یک مسئولیت بزرگ‌تر و پیچیده‌تر را به او محول می‌کنند. ابوراعد اینگونه است. فقط دستور اجرا می‌کند. تفکر و اندیشه ندارد. تفکر و اندیشه در کسانی است که در چالش با زندگی زمین می‌خورند، بلند می‌شوند، یاد می‌گیرند و راه بهتری را انتخاب می‌کنند. این ویژگی در شخصیت‌های دیگر و شخصیت‌های مثبت وجود دارد، اما در شخصیت ابوراعد من پیچیدگی خاصی نمی‌بینم. او فقط می‌خواهد زنده باشد، مثل دیگران زندگی خوب داشته باشد و برای خوب زندگی کردن، بهترین حرف‌گوش‌کن و بهترین دستورانجام‌دهنده باشد. در گرفتن دستورات و انجام آنها تلاش خودش را می‌کند و کم نمی‌آورد؛ در هر صورت، فکر می‌کنم پیچیدگی آن‌چنانی ندارد.


۳ ساعت قبل / سایت جماران

امام خمینی: حضرت صاحب(عج) ذخیره الهی برای اجرای عدالت است/ مهدی منتظر از کعبه ندا می‌دهد و بشریت را به توحید می‌خواند

به گزارش خبرنگار جماران، بی تردید غیبت حضرت مهدی(عج) اسرار نهفته فراوانی دارد؛ بلکه خود از اسرار نهفته الهی است؛ چنانکه امام صادق(ع) در پاسخ شخصی که از سبب غیبت حضرت مهدی(عج) سوال کرد، فرمود:

«ان هذا الامر، امر من امرالله و سرّ من سرّ الله و غیب من غیب الله؛ و متی علمنا انه تعالی حکیم، صدقنا بان افعاله کلها حکمة، و ان کان وجهها غیر منکشف لنا»؛ مساله غیبت امری الهی و سرّی از اسرار خداوند و غیبی از غیب های اوست و چون ما می دانیم که حق تعالی حکیم است، معتقدیم که کارهای او حکیمانه است، هر چند وجه و اسرار حکمت آن برای کسی مکشوف و ظاهر نباشد.»(1)

از این کلام نورانی به دست می آید که غیبت حضرت مهدی(عج) اسرار نهفته فراوانی دارد و دسترسی کامل به آن برای کسی میسور نیست و تنها جلوه ای از آن اسرار مطرح شده است.(2)

در آثار عرفانی امام خمینی درباره فلسفه غیبت به نکته عمیقی اشاره شده است: 

«قضیه غیبت حضرت صاحب، قضیه مهمی است که به ما مسائلی می فهماند؛ من جمله اینکه برای یک همچو کار بزرگی که در تمام دنیا عدالت به معنای واقعی اجرا بشود، در تمام بشر نبوده کسی الا مهدی موعود ـ سلام الله علیه - که خدای تبارک و تعالی او را ذخیره کرده است برای بشر. هر یک از انبیا که آمدند برای اجرای عدالت آمدند... لکن موفق نشدند... اینکه این بزرگوار را طول عمر داده خدای تبارک و تعالی برای یک همچو معنایی، ما از آن می فهمیم که در بشر کسی نبوده است دیگر، قابل یک همچو معنایی نبوده است و بعد از انبیا که آنها هم بودند، لکن موفق نشدند، کسی بعد از انبیا و اولیای بزرگ، پدران حضرت موعود، کسی نبوده است که بعد از این، اگر مهدی موعود هم مثل سایر اولیا به جوار رحمت حق می رفتند دیگر در بشر کسی نبوده است که این اجرای عدالت را بکند، نمی توانسته، و این یک موجودی است که ذخیره شده است.»(3)

در کلمات امام بر این مساله که حضرت مهدی آخرین ذخیره الهی برای نجات بشر است، تاکید فراوانی شده است. در برخی از آموزه های دینی نیز از آن حضرت به ذخیره الهی یاد شده به عنوان نمونه، فرازی از زیارت حضرت صاحب الامر، خطاب به آن حضرت گفته شده است: 

«ذخرک الله لنصرة الدین و اعزاز المومنین»؛(4) خداوند تو را برای عزت مومنان و یاری دین ذخیره کرده است.

بنابراین ظرف غیبت گنجینه ای است که عصاره عالم خلقت در آن ذخیره شده است. یکی از عارفان پارسی گوی، در مقام بیان عظمت وجودی حضرت مهدی  اینکه غیبت این ذخیره الهی تا چه زمانی ادامه می یابد، سخن عمیقی دارد:

چنانکه به مظهریت اسم «الرحمن» خاتم انبیا رحمة للعالمین گشت، خاتم اولیا نیز مظهر رحمت عام که رحمت رحمانی است گشت و سعادت دو جهانی در مشایعت آن حضرت منحصر شود و اصول بر یک اساس قرار گیرد و اختلاف کثرات به حکم ظهور احکام وحدت از ما بین بر خیزد و آنچه شیخ سعدالدین حموی فرمود: «لن یخرج المهدی حتی یسمع من شراک نعله اسرار التوحید» به منصه ظهور جلوه کند.(5)

با توجه به اینکه حضرت مهدی مظاهر توحید را در سراسر عالم احیا می کند و شرایطی را به وجود می آورد که همه چیز منادی توحید شود، بنابراین تا زمانی که زمینه برای این هدف بزرگ فراهم نشود او همچنان از دیده ها پنهان خواهد بود و زمانی که زمینه ظهور فراهم شد او خلیل وار و محمدگونه، از کعبه ندای توحید سر می دهد و برای تجلی کامل توحید بر همه عالم از فرا سوی غیبت بیرون خواهد آمد. از این رو در آثار عرفانی امام خمینی از او به منادی توحید در آخر الزمان یاد شده است: 

«ابراهیم خلیل در اول زمان و حبیب خدا و فرزند عزیزش، مهدی موعود -روحی فداه - در آخر زمان، از کعبه ندای توحید سر دادند و می دهند... مهدی منتظر در لسان ادیان و به اتفاق مسلمین از کعبه ندا سر می دهد و بشریت را به توحید می خواند.»(6)

با توجه به آنچه درباره زمینه های لازم برای ظهور گذشت، عمق سخنان بلند امام خمینی معلوم خواهد شد:

«امید آن است که مسلمانان و مستضعفان جهان به پا خیزند و داد خود را از مستکبران بگیرند و مقدمات فرج آل محمد -صلی الله علیه و آله - را فراهم نمایند.»(7)

«ما با خواست خدا... با صدور انقلابمان، که در حقیقت صدور اسلام راستین و بیان احکام محمدی - صلی الله علیه و آله - است؛ به سیطره و سلطه و ظلم جهانخواران خاتمه می دهیم و به یاری خدا راه را برای ظهور منجی مصلح و(8) کل و امامت مطلق حق امام زمان - ارواحنا فداه - هموار می کنیم.»(9)

«ان شاءالله اسلام را به آنطور که هست در این مملکت پیاده کنیم و مسلمین جهان نیز اسلام را در ممالک خودشان پیاده کند... و [این] مقدمه باشد برای ظهور ولی عصر، ارواحنا فداه.»(10)

بنا بر این ممکن است یکی از اسرار غیبت مهدی موجود(عج) نبودن استعداد فکری و رشد عقلانی لازم برای پذیرش آگاهانه و با معرفت برنامه های آن حضرت باشد.

امام خمینی معتقدند که در سایه اسلام و عمل به احکام و دستورهای اسلام، چنین زمینه ای برای بشر عموما و جهان اسلام خصوصا فراهم می شود. در چنین شرایطی است که بذر فطرت توحیدی که در نهاد همه انسان ها نهفته است، شکوفه می زند و به بار می نشیند و بشر با تمام وجود احساس می کند که باید توحید را از گوش به آغوش بکشد و اعتقاد تقلیدی و تعبدی خود را به مرتبه ایمان عقلانی و قلبی برساند و از دل و جان به ندای آخرین فریادگر توحید، سفیر هدایت و وارث نبوت و ولایت لبیک بگوید.

 

 

 

 

1. نص النصوص فی شرح الفصوص؛ ص 254.

2. کمال الدین و تمام النعمه، ج 2، ص 231؛ کتاب الغیبه، ص 199.

3. صحیفه امام؛ ج 12، ص 480-481.

4. مفاتیح الجنان؛ زیارت صاحب الزمان(عج).

5. مفاتیح الاعجاز فی شرح گلشن راز؛ ص 317.

6. صحیفه امام؛ ج 18، ص 87.

7. همان؛ ص 462.

8.«و» اضافه است.

9.صحیفه امام؛ ج 20، ص 345.

10. همان؛ ج 15، ص 262.

 

 

برشی از کتاب سیمای اهل بیت علیهم السلام در عرفان امام خمینی؛ ص 233-236

 

 

 




 ویدئو | صدوهفتادوچهارمین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۳۰ مرداد ۱۴۰۵)
۳ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

ویدئو | صدوهفتادوچهارمین شب حضور مردم مشهد در خیابان (۳۰ مرداد ۱۴۰۵)

مردم مشهد همچنان پای رهبر و انقلاب ایستاده‌اند و در یکصد و هفتاد و چهارمین شب حضور در سنگر خیابان، بر حفاظت از ایران و نظامشان و همچنین آرمان‌های الهی خویش تاکید می‌کنند.

 تولیدکننده  یا  نگهبان ؟
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

تولیدکننده یا نگهبان ؟

هر بار که بحث کوچک‌سازی یا بزرگ‌شدن دولت مطرح می‌شود، یک پرسش بنیادین دوباره جان می‌گیرد: اساسا دولت برای چه به وجود آمده است؟ آیا دولت باید تولیدکننده، تاجر، کارفرما، بانکدار، صنعتگر و حتی بنگاه‌دار باشد یا آنکه رسالت اصلی آن در جای دیگری تعریف می‌شود؟ اقتصاددانان، فیلسوفان سیاست و نظریه‌پردازان حکمرانی طی بیش از یک قرن گذشته پاسخ نسبتا روشنی به این پرسش داده‌اند. دولت پیش از هر چیز نهادی است که باید «کالاهای عمومی» را تامین کند؛ کالاهایی که بازار به دلیل ویژگی‌های ذاتی خود قادر به تولید کارآمد آنها نیست یا اگر هم تولید کند، جامعه با کمبود، نابرابری یا شکست بازار مواجه خواهد شد. از همین نقطه، مفهوم کالای عمومی به یکی از مهم‌ترین پایه‌های نظری دولت مدرن تبدیل شد.

 سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد
۵۳ دقیقه قبل / خبرگزاری ایسنا

سازمان ملل خواستار تسهیل حضور مقامات فلسطینی در آمریکا شد

سازمان ملل متحد ضمن ابراز بی‌اطلاعی از دریافت هرگونه اطلاعیه رسمی از واشنگتن درباره ممانعت احتمالی از سفر محمود عباس به نیویورک، از آمریکا به عنوان کشور میزبان خواست به تعهدات خود در قبال تسهیل ورود مقامات و دیپلمات‌ها برای حضور در نشست‌های این سازمان پایبند باشد.

 افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

افزایش تولید راه‌حل ناترازی نیست

مدیرعامل شرکت ملی پالایش و پخش فرآورده‌های نفتی ایران گفت: راه‌حل پایدار چالش ناترازی سوخت فقط افزایش تولید و عرضه نیست، بلکه باید از مسیر اصلاح الگوی مصرف، ارتقای بهره‌وری، سرمایه‌گذاری در بخش تقاضا و مشارکت همه ذی‌نفعان در تصمیم‌سازی محقق شود.

 رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد
۳ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد

دنیای اقتصاد: رشته کارشناسی بازی‌سازی پس از تصویب در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، از مهرماه امسال در دانشگاه اصفهان به‌عنوان نخستین دانشگاه مجری، پذیرش دانشجو را آغاز می‌کند. این تصمیم در نشست مشترک بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و دانشگاه علم و فرهنگ جهاد دانشگاهی اعلام شد. هم‌زمان، دانشکده هوش مصنوعی و کامپیوتر دانشگاه علم و فرهنگ نیز تا دو هفته دیگر افتتاح می‌شود تا زمینه آموزش تخصصی در این حوزه‌ها فراهم شود. 

 بیرون پریدن موتور از پژو حین تصادف!
۱۷ دقیقه قبل / سایت تابناک

بیرون پریدن موتور از پژو حین تصادف!

ویدیویی از یک تصادف در ایران وایرال شده که خودروی پژو از محصولات ایران خودرو پس از تصادف، چرخش کنده می‌شود و موتورش نیز به بیرون پرت می‌شود! این لحظات عجیب ر...