فرزند آیتالله العظمی محفوظی در دلنوشتهای گفت: دریغم میآید که دو صحنه ماندگار در ذهنم را بازگو نکنم. اول نجات نوزادان در بمباران بیمارستان توسط خانم ندا سلیمی که یک الگوی همیشگیست. دوم پیرمردی که با دستان پینه بسته از دیشب بر سرای مصلا مردم محزون را سقایت میکرد. از پرند آمده بود. در پاسخ سؤال من اشک میریخت و شانههایش تکان میخورد. اینها و میلیونها انسان مؤمن دیگر مبعوث شدهاند. خواب خوابزدگان را تعبیری نخواهد بود.









