قیمت طلا امروز




 سایت تابناک / ۱۴۰۵/۰۵/۰۷

هزینه بالای جنگ می‌تواند ایران و آمریکا را دوباره پای میز مذاکره بکشاند/ آثار اقتصادی جنگ بر آمریکا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد

هم تهران و هم واشنگتن ممکن است گمان کنند زمان به نفع آنهاست، اما هزینه‌های فزاینده می‌تواند آنها را دوباره پای میز مذاکره بازگرداند.
 هزینه بالای جنگ می‌تواند ایران و آمریکا را دوباره پای میز مذاکره بکشاند/ آثار اقتصادی جنگ بر آمریکا کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد

به گزارش سرویس بین الملل تابناک، «میدل ایست آی» در مقاله‌ای به بررسی وضعیت کنونی درگیری ایران و آمریکا پرداخته که در ادامه آمده است.

لازم به ذکر است انتشار مقالات خارجی به معنای تایید محتوای آن از سوی تابناک نیست.

جنگ روزافزون میان ایالات متحده و ایران دیگر دربارهٔ برنامهٔ هسته‌ای تهران نیست، و حتی دربارهٔ تغییر رژیم نیز نیست - آن هدفی که در ابتدا «بنیامین نتانیاهو»، نخست‌وزیر اسرائیل، کارزاری را برای کشاندن «دونالد ترامپ»، رئیس‌جمهور آمریکا، به درگیری بر پایهٔ آن به راه انداخت.

اکنون این نبرد، کشمکشی برای تسلط بر تنگهٔ هرمز است.

پس از ماه اول جنگ، ایران خود را در موقعیتی غافل‌گیرانه و سودمند یافت، به طوری که کنترل عملی بر تنگهٔ هرمز را به دست گرفته است. تسلط بر این گلوگاه حیاتی انرژی در جهان، به تهران امکان می‌دهد تا بر قیمت جهانی نفت تأثیر بگذارد و به تبع آن، بر اقتصاد آمریکا فشار آورد و محاسبات سیاسی واشنگتن را شکل دهد.

این موضوع، بازدارنده‌ترین راهبرد استراتژیک جمهوری اسلامی در برابر آمریکا و اسرائیل در دهه‌های اخیر را تشکیل می‌دهد. دقیقاً همین برتری است که واشنگتن اکنون با تمام توان برای گرفتن آن از ایران می‌جنگد.

آخرین دور از درگیری‌ها پس از آن آغاز شد که «ترامپ» و «مسعود پزشکیان»، رئیس‌جمهور ایران، تفاهم‌نامه‌ای را امضا کردند. این توافق به شدت به نفع ایران بود، به طوری که مادهٔ ۵ آن صراحتاً به تهران اختیار می‌داد تا «با استفاده از حداکثر تلاش خود، ترتیباتی را برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری فراهم آورد». تهران نیز سپس یک کریدور کشتیرانی تجاری را کاملاً در محدودهٔ آب‌های سرزمینی خود تعیین کرد.

سه روز پس از امضای این توافق، در تاریخ ۲۰ ژوئن، مرکز مشترک اطلاعات دریایی با پشتیبانی آمریکا اعلام کرد که کشتی‌های تجاری می‌توانند تحت راهنمایی ایالات متحده از مسیر جنوبی تنگهٔ هرمز عبور کنند، که این امر مستقیماً برتری تازه‌به‌دست‌آمدهٔ ایران را به چالش می‌کشید. تهران اعلام کرد که واشنگتن با دخالت در مسئولیت ایران برای تأمین امنیت عبور کشتی‌ها، مادهٔ ۵ تفاهم‌نامه را نقض کرده است.

از دیدگاه تهران، این اقدام با هدف سلب کنترل عملی ایران بر تنگه و با منحرف کردن کشتیرانی به کانال جنوبی - که خارج از دسترس مؤثر ایران است - صورت گرفت و در نتیجه، هرمز را به عنوان منبعی برای اهرم ژئوپلیتیکی خنثی می‌کرد. ایران با هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری پاسخ داد که این امر باعث مداخلهٔ آمریکا شد.

جنگ فرسایشی

پرسش اصلی اکنون این است که آیا ایران یا آمریکا می‌توانند یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت را بدون متحمل شدن هزینه‌های بازدارنده ادامه دهند؟

تحلیلی اخیر از «نورنیوز»، ارگان شورای عالی امنیت ملی ایران، استدلال می‌کند که واشنگتن از جستجوی یک پیروزی نظامی سریع، به راهبرد فرسایشی روی آورده است که با هدف تضعیف توانایی‌های نظامی، تاب‌آوری اقتصادی و انسجام اجتماعی ایران طراحی شده است. این تحلیل تأکید می‌کند که تهران باید از دفاع منفعلانه پرهیز کرده و هزینه‌های بیشتری را بر آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن تحمیل کند.

با این حال، این راهبرد متقابل، دست‌کم در سه جبهه، خطرات عمیقی را به همراه دارد.

اولاً، چشم‌انداز اقتصادی داخلی به سرعت در حال وخامت است و نرخ تورم در ایران ماه گذشته از ۸۸ درصد فراتر رفت. «مسعود نیلی»، اقتصاددان و مشاور پیشین رئیس‌جمهور، هشدار داده است که ایران ممکن است وارد دورهٔ ابرتورم شود و ونزوئلا را به عنوان مثال هشداردهنده ذکر کرده است: «چهار ماه پیش، هیچ استانی تورم سه‌رقمی نداشت. ماه گذشته، ۱۱ استان داشتند.»

بازار کار نیز تحت فشار مشابهی است. بر اساس برخی برآوردها، بین ۳ تا ۴.۵ میلیون ایرانی به دلیل جنگ شغل خود را از دست داده‌اند.

دوماً، جنگ به تدریج می‌تواند زیرساخت‌های حیاتی ایران را به شدت ویران کند. این خطر از زمانی افزایش یافته که «ترامپ» راهبردی را اتخاذ کرده که می‌توان آن را «پل در برابر کشتی» نامید و تهدید کرده است که در برابر هر حملهٔ ایران به کشتیرانی تجاری در تنگهٔ هرمز، با تخریب یک پل یا نیروگاه تلافی خواهد کرد. یک تبادل طولانی‌مدت در نهایت می‌تواند بخش‌های وسیعی از زیرساخت‌های حیاتی ایران را از کار بیندازد و کشور را عملاً غیرقابل اداره کند.

سوماً، اصرار تهران بر ادامهٔ هدف قرار دادن کشتی‌های تجاری که از آب‌های عمان عبور می‌کنند، در آزمون ابتدایی منطق استراتژیک مردود می‌شود. این حملات پیش از این توانایی ایران را در مختل کردن یکی از مهم‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان به نمایش گذاشته و بنابراین، بازدارندگی استراتژیک را ایجاد کرده است. چرا زمانی که این کار خطر تشدید غیرضروری را به دنبال دارد، به حمله به کشتیرانی تجاری ادامه دهیم؟

تضاد استراتژیک

«ترامپ» نیز با محدودیت‌های قابل توجهی در تداوم یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت روبروست. با وجود ادبیات جنگی که از دولت او برمی‌خیزد، شواهد فزاینده نشان می‌دهد که آمریکا فاقد منابع لازم برای یک کارزار نظامی گسترده علیه ایران است، به طوری که یک مقام آمریکایی به «واشنگتن پست» گفته است: «ما [به اندازه کافی]پدافند هوایی و مهمات دوربرد برای تداوم امن عملیات‌ها نداریم و فکر نمی‌کنم کاخ سفید از این موضوع آگاه باشد.»

گزارش جداگانه‌ای از «واشنگتن پست» در هفتهٔ گذشته به ارزیابی‌های اطلاعاتی آمریکا اشاره کرد که به این نتیجه رسیده بودند کارزار رو به گسترش «ترامپ» به بن‌بست رسیده است - یافته‌هایی که «معضل» پیش روی واشنگتن را برجسته می‌کند.

تأثیرات اقتصادی جنگ بر آمریکایی‌ها به طور فزاینده‌ای نادیده‌گیرانه شده است. تورم که در ماه مه به ۴.۲ درصد - که از ۲.۴ درصد در فوریه افزایش یافته بود - پس از امضای تفاهم‌نامه و کاهش قیمت نفت، در ماه ژوئن اندکی به ۳.۵ درصد کاهش یافت.

حمایت عمومی از جنگ نیز کاهش یافته است. بر اساس نظرسنجی جدید «پلیتیکو» که هفتهٔ گذشته منتشر شد، در ماه مه، نیمی از پایگاه هواداران «ترامپ» (Maga) معتقد بودند جنگ با ایران ارزش هزینه‌های اقتصادی آن را دارد؛ امروز، این رقم به حدود یک سوم کاهش یافته است.

به گفتهٔ «اکونومیست»، در میان تمام جنگ‌های آمریکا که داده‌های قابل مقایسه‌ای از افکار عمومی برای آنها وجود دارد، جنگ ایران کم‌محبوب‌ترین جنگ است.

این تغییر می‌تواند پیامد‌های مهمی برای انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر داشته باشد، جایی که پیش‌بینی‌ها نشان می‌دهد دموکرات‌ها در حال حاضر بیش از ۷۰ درصد شانس پیروزی در مجلس نمایندگان را دارند، در حالی که رقابت برای سنا همچنان نزدیک‌تر است. اگر درگیری ادامه یابد و تشدید شود، نارضایتی عمومی احتمالاً عمیق‌تر شده و شانس ضرر جمهوری‌خواهان را افزایش می‌دهد.

در عین حال، با وجود تهدید غیرمسئولانهٔ «ترامپ» مبنی بر بمباران ایران «به عصر حجر»، کارزاری برای ویرانی سیستماتیک زیرساخت‌های این کشور - که تحمیل رنج‌های غیرقابل تحمل بر میلیون‌ها ایرانی معمولی را به دنبال دارد - با محدودیت‌های عملی، سیاسی و انسانی عظیمی رو‌به‌رو خواهد بود.

این واقعیت که «ترامپ» در نهایت آتش‌بس را پذیرفت و به میز مذاکره بازگشت، نشان می‌دهد که این محدودیت‌ها بسیار تأثیرگذارتر از آن چیزی هستند که ادبیات او القا می‌کند.

نتیجه، یک تضاد استراتژیک است. هم تهران و هم واشنگتن ممکن است باور داشته باشند که زمان به نفع آنهاست، اما هزینه‌های انباشته و محدودیت‌های فزایندهٔ یک جنگ فرسایشی طولانی‌مدت، در نهایت می‌تواند گزینه‌های استراتژیک آنها را محدود کرده و آنها را به سمت مذاکرات بازگرداند.



۱۵ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

کاهش تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به ۴ درصد پیش از جنگ

جوان آنلاین: مرکز عملیات تجارت دریایی انگلیس اعلام کرد تردد کشتی‌ها از مبدأ و به مقصد خلیج فارس به چهار درصد سطح پیش از درگیری کاهش یافته است.

این گزارش در حالی است که طبق تازه ترین داده های شرکت کپلر (Kpler) که در زمینه ردیابی حرکت کشتی ها فعالیت می کند، تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز به شدت کاهش پیدا کرده است.

طبق این داده‌ها، طی دیروز پنج شنبه گذشته تنها ۷ شناور از تنگه هرمز عبور کرده اند.

نشریه آمریکایی پولیتیکو پیشتر در گزارشی نوشته بود که دولت ترامپ مدعی است که تنگه هرمز برای تجارت باز است و عبور و مرور نفتکش‌ها در جریان است، اما ردیاب‌های بازار تصویر چندان خوش‌بینانه‌ای در این خصوص ندارند.

مقام های کشورمان هم همیشه تأکید کرده اند که تا رفتار آمریکا تغییر نکند و هزینه نقض تفاهم‌نامه اسلام آباد را متقبل نشود، تغییری در وضعیت تردد تنگه هرمز ایجاد نخواهد شد و عبور و مرور شناورها بر اساس تصمیم نیروهای مسلح ایران خواهد بود.


۴۲ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

جنگ ایران، بازار گاز آلمان را تحت فشار گذاشت

صفحه سیاست-

ظرفیت مخازن گاز آلمان امسال به میزان قابل توجهی کمتر از سطح برنامه‌ریزی‌شده است و کارشناسان نسبت به پیامدهای آن در ماه‌های سرد سال هشدار داده‌اند.

نزدیک به ۵۰ مرکز ذخیره‌سازی گاز در آلمان در حال حاضر تنها حدود ۵۰ درصد پر هستند؛ در حالی که میزان پر بودن ذخایر در مدت مشابه سال گذشته حدود ۶۵ درصد بود. کارشناسان دستیابی به هدف ۷۰ درصدی تا ماه نوامبر را نیز در شرایط فعلی دشوار می‌دانند. افزایش قیمت گاز و کاهش ذخیره‌سازی

آندریاس شرودر، کارشناس انرژی از شرکت تحلیلی ICIS، وضعیت کنونی بازار را پرریسک توصیف کرده و هشدار داده است که همزمانی چند عامل می‌تواند شرایط را بحرانی کند.

به گفته وی، تغییر وضعیت بازار گاز یکی از عوامل اصلی کاهش ذخایر است. شرکت‌ها معمولاً در تابستان گاز را با قیمت پایین‌تر خریداری و در زمستان که تقاضا افزایش می‌یابد، عرضه می‌کنند؛ اما این الگوی تجاری در شرایط کنونی دیگر اطمینان سابق را ندارد.

جنگ علیه ایران و بسته شدن تنگه هرمز، در کنار افزایش تقاضای جهانی به‌ویژه در آسیا، موجب افزایش قیمت گاز شده است. قیمت گاز اکنون به بیش از ۶۰ یورو به ازای هر مگاوات ساعت رسیده و همین مسئله باعث شده برخی معامله‌گران ذخیره‌سازی گاز را به تعویق بیندازند. وابستگی جدید برلین به LNG

آلمان پس از اختلال در انتقال گاز از طریق خطوط لوله روسیه، تأمین انرژی خود را بازتنظیم کرده و گاز طبیعی مایع یا LNG نقش مهمی در این روند پیدا کرده است.

دولت آلمان با توسعه پایانه‌های LNG و افزایش ظرفیت واردات، امکان تأمین انعطاف‌پذیرتر گاز را فراهم کرده است؛ با این حال، این سیاست وابستگی‌های جدیدی نیز ایجاد کرده است.

حدود ۹۵ درصد از LNG تحویلی به بنادر آلمان در شرایط فعلی از آمریکا تأمین می‌شود؛ موضوعی که نگرانی‌هایی را درباره وابستگی برلین به بازار جهانی LNG و کشورهای تأمین‌کننده ایجاد کرده است.

کارشناسان هشدار می‌دهند در صورت وقوع زمستان سرد و همزمانی آن با اختلال در عرضه، سطح پایین ذخایر می‌تواند فشار بیشتری بر بازار انرژی آلمان وارد کند.


۴۳ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ۲۴

روایت فایننشال تایمز از بحران مهمات آمریکا/ مشکلات بازگرداندن ذخایر مهمات واشنگتن به سطوح قبل

اقتصاد۲۴-«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیاز‌های منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیاز‌های جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیر‌های پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشور‌ها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیاز‌های با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود.

جماران: فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت افت شدید ذخایر تاد، پاتریوت و تاماهاک، توان واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین در منطقه هند-آرام را با چالشی جدی روبه‌رو کرده است.

رمزگشایی فایننشال تایمز از پشت پرده بحران مهمات آمریکا/ بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی واشنگتن به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد

«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیاز‌های منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیاز‌های جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیر‌های پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشور‌ها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیاز‌های با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود. منبع: جماران




 مخالفت دولت پزشکیان با طرح «نفوذ»/ بازنشر پیام رهبری همزمان با تصویب کلیات طرح جدید مجلس چه پیامی دارد؟
۱ ساعت قبل / سایت خبرآنلاین

مخالفت دولت پزشکیان با طرح «نفوذ»/ بازنشر پیام رهبری همزمان با تصویب کلیات طرح جدید مجلس چه پیامی دارد؟

مجلس شورای اسلامی در حالی کلیات طرح مقابله با نفوذ سرویس‌های اطلاعاتی و دولت‌های بیگانه را به تصویب رسانده است که این طرح با مخالفت صریح دولت و نگرانی‌های گسترده درباره پیامدهای آن برای آزادی‌های علمی، فرهنگی و مدنی مواجه شده است.

 علم‌الهدی:  آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

علم‌الهدی: آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد

امام جمعه مشهد گفت: شش ماه پس از شهادت رهبر، ملت ایران همچنان پرچم‌ها و اجتماعات را رها نکرده و مردانه ایستاده اند تا انتقام مظلومیت و خونخواهی قائد امت را محقق کند.

 یارانه این دهک‌ها ۳ برابر می‌شود + جزئیات
۲۸ دقیقه قبل / سایت اقتصاد ایرانی

یارانه این دهک‌ها ۳ برابر می‌شود + جزئیات

اقتصادایرانی: جزییات واریز واریز یارانه نقدی مرداد ۱۴۰۵ را در این گزارش بخوانید.

 چین و امارات رزمایش مشترک برگزار می‌کنند/ «سپر شاهین ۲۰۲۶» در سین‌کیانگ به پرواز درمی‌آید
۴۷ دقیقه قبل / سایت اکوایران

چین و امارات رزمایش مشترک برگزار می‌کنند/ «سپر شاهین ۲۰۲۶» در سین‌کیانگ به پرواز درمی‌آید

وزارت دفاع چین اعلام کرد که نیروهای هوایی چین و امارات از اواخر ماه اوت تا اواسط سپتامبر، رزمایش مشترکی را در سین‌کیانگ در شمال‌غرب چین، برگزار خواهند کرد

 قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
۵۰ دقیقه قبل / روزنامه تعادل

قیمت جدید گوشت قرمز امروز ۳۰ مرداد ۱۴۰۵

تازه‌ترین قیمت گوشت قرمز در بازار ۳۰ مردادماه ۱۴۰۵ اعلام شد.

 رضاییان بی چشم و رو است که اینطور حرف می زند | جوانان جانشین خوب کسانی هستند که پیراهن استقلال را به پول فروختند
۵۹ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

رضاییان بی چشم و رو است که اینطور حرف می زند | جوانان جانشین خوب کسانی هستند که پیراهن استقلال را به پول فروختند

محمد نوری پیشکسوت تیم استقلال اعتقاد دارد؛ اگر به جای استقلال تیم پرسپولیس صدرنشین فصل گذشته بود مسئولان فدراسیون فوتبال جام قهرمانی را در مقابل درب باشگاه به آنها تقدیم می کردند.