
روز ۱۴۰ جنگ | انفجار در سیریک

پنتاگون از افشاگران وضعیت بغرنج آبراهام لینکلن انتقام گرفت
به گزارش عصر خبر، پنتاگون «اریک اسلاوین» سردبیر روزنامه نظامی «استارز اند استرایپس» را به همراه «لارا کورت» خبرنگار حوزه خاورمیانه و «مک لدرر» ناشر این نشریه اخراج کرده است؛ اقدامی که درست پس از انتشار گزارشهای انتقادی این رسانه درباره شرایط فاجعهبار ملوانان ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن صورت میگیرد.
این ناو آمریکایی که از نوامبر گذشته در طولانیترین مأموریت تاریخ ناوهای هواپیمابر این کشور در منطقه غرب آسیا مستقر شده، در هفتههای اخیر به کانون رسوایی ارتش آمریکا تبدیل شده است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که شرایط پرسنل نظامی مستقر در این ناو به دنبال این ماموریت طولانی مدت وخیم شده و شماری از ملوانان این ناو اقدام به خودکشی کرده یا تلاش کردهاند خود را از عرشه به دریا بیندازند. نوشته های مشابه افشاگری سرویس اطلاعات خارجی روسیه از انگیزه انگلیس و فرانسه برای ارسال تسلیحات هستهای به اوکراین 1404/12/05 پنتاگون: روسیه ممکن است امروز به اوکراین حمله کند 1400/12/02
روزنامه استارز اند استرایپس در گزارشهای خود ضمن افشای ابراز تمایل ملوانان به خودکشی، فشار خانوادههای خدمه بر «هونگ کائو» مقام ارشد غیرنظامی نیروی دریایی آمریکا را نیز پوشش داده بود. با این حال، دولت ترامپ این گزارشها را «اغراقآمیز و غیرصادقانه» خوانده و به جای رسیدگی به بحران، به سرکوب رسانههای افشاگر روی آورده استاسلاوین سردبیر اخراجشده این نشریه تأکید کرده که برکناری وی اقدامی تلافیجویانه به دلیل دفاع از استقلال تحریریه و اعلام این موضع بوده که «سانسور اخبار برای نیروهای نظامی خط قرمز است».
این سرکوب رسانهای در حالی تشدید میشود که «شان پارنل» سخنگوی پنتاگون پیشتر اعلام کرده بود وزارت جنگ محتوای این نشریه را از «حواشی منحرفکننده» پاکسازی خواهد کرد و آن را به مأموریت «گزارشدهی برای نیروهای رزمی» محدود میسازد؛ رویکردی که ناقدان آن را تلاشی آشکار برای خفه کردن صدای منتقدان در ارتش آمریکا میدانند.
در واکنش به این اقدام، سه سناتور دموکرات با ارسال نامهای به «پیت هگست» وزیر جنگ آمریکا خواستار پاسخگویی درباره «تضعیف استقلال» این روزنامه شدند و هشدار دادند اعتماد نیروهای نظامی به این نشریه مستلزم حفظ مرز میان روزنامهنگاری مستقل و دستگاه تبلیغاتی پنتاگون است.
گفتنی است بحران در ناو آبراهام لینکلن در حالی علنی شده که آمریکا در ماههای اخیر با تشدید تنشآفرینی در منطقه غرب آسیا، این ناو را به بهانه عملیات نظامی در منطقه نگه داشته و خدمه آن را در شرایط فرسایشی طولانیمدت قرار داد. کارشناسان معتقدند فرسودگی نیروها و افزایش نارضایتیها در صفوف ارتش آمریکا، نشانهای از پیامدهای سیاستهای جنگافروزانه واشنگتن در منطقه است. برچسب هاافشاگری انتقام بغرنج پنتاگون ناو آبراهام لینکلن کپی لینک لینک کپی شد
روزنامه خراسان: چرا ایران و امریکا توافق نمی کنند؟
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه خراسان نوشت: البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشماندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بنبستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.
واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.
ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمیبیند و پذیرش توافقی مانند تفاهمنامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.
در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد.
ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامیاش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.
در مجموع، وضعیت کنونی را باید بنبستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.
البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگیهای فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریمها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی میکنند که نقض غرض جنگ است.
از همین رو، بعید به نظر میرسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنهای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.
آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفتهها و ماههای آتی نیز بسیار جدی است.
در مقابل نیز احتمال حملات پیشدستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.
روزنامه اصولگرا: وزیر عزل شده توسط رئیسی با این حرفهای بیربط، پز رزومهاش را هم میدهد
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه خراسان نوشت: حجتا… عبدالملکی برای اثبات ادعای خود، بهجای ارائه ی داده، فهرست عناوینش را قرائت میکند. استاد دانشگاه، عضو تیم ۲۰ نفره اقتصاددانان و عضو تیم اقتصادی دولت. اما هیچکدام از این عناوین جای مدل اقتصادی را نمیگیرد. وقتی کسی ادعا می کند سهم جنگ در گرانی حتی یک درصد نیست، باید مشخص کند درباره کدام شاخص قیمت، کدام دوره زمانی و براساس کدام سناریوی اقتصاد بدون جنگ سخن میگوید. عبدالملکی هیچکدام را ارائه نکرده است.
درست است که تورم ایران پیش از جنگ نیز بهدلیل کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکی و تحریم مزمن بود؛ اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت جنگ اثری برابر با صفر داشته است. رهبر انقلاب در بخشی از پیام نوروزی
می فرمایند:« آمریکا و نظام صهیونی به تصور این که مردم ایران در اثر مشکلات اقتصادی تحمیل شده، نظر دشمن را عملی می نمایند، با استفاده از مزدوران خود فجایع بی شماری را رقم زدند .»این یعنی در کنار سوء مدیریت های داخلی،نقش تحریم های اقتصادی و محدودیت های دشمن خارجی بر اقتصاد این کشور را نمی توان نادیده گرفت.
جنگ از مسیر افزایش ریسک، جهش انتظارات تورمی، محاصره و اختلال در صادرات نفت و عدم واردات کالاهای اساسی کشور، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و فشار بر بازار ارز، مستقیماً وارد قیمت کالاها میشود. حتی تولیدکننده داخلی نیز به مواد اولیه، ماشینآلات و قطعات وارداتی وابسته است. این ادعاهای عبدالملکی سادهسازی مسئلهای چندمتغیره و سپس فروش عنوان دانشگاهی بهجای فکت های واقعی است. کسی که می گوید گرانی هیچ ربطی به جنگ ندارد، باید با حساب و کتاب این را اثبات کند نه این که عناوین و رزومه خودش را برای اثبات این گزاره غلط به خورد مخاطب دهد. وزیر معزول رئیسی چه می گوید؟
آقای عبدالملکی که توسط شهید آیت ا… رئیسی از دولت سیزدهم برکنار شد و عموما به نظریه عجیب ایجاد شغل با یک میلیون تومان (در همان زمان) معروف است، گفته که گرانی های اخیر «هیچ، حتی یک درصد هم به جنگ ربطی ندارد». برخی از کانالهای ضدانقلاب هم آن را پوشش دادهاند که ببینید بدنه نظام میگوید این وضعیت تورم به جنگ و داخل پرانتز آمریکا و اسرائیل ربطی ندارد و همگی به علت خود نظام و جمهوری اسلامی است.
البته اصل حرف هم پوچی آن را مشخص میکند. جایی که محاصره دریایی، ضربات پرشمار دشمن به زیرساختهای کشور در جنگ (در یک مورد بیش از چهار هزار مگاوات برق که با ضربات دشمن از مدار خارج شده) و عدم فروش نفت و عدمالنفعهای متعدد در حوزه تولیدی کشور به ویژه پتروشیمی و گاز نادیده گرفته میشود و حتی یک درصد هم برای آن ها در نظر گرفته نمیشود. یعنی این استاد اقتصاد و مدیر ارشد که یک بار از صد میلیارد دلار سرمایهگذاری امارات در ایران سخن گفته بود، این همه واقعیت عینی را که مردم کوچه و بازار هم میفهمند، کنار گذاشته و حرف سیاسی خود را میزند. قطعا دولت در این وضعیت مقصر است و سوء مدیریتها در نقاط مختلف مشهود است. اما بیان چنین سخن نادرست و غیرواقعی قطعا کمک به دشمنی است که میخواهد همه چیز را بر سر جمهوری اسلامی خراب کند و در رسانه دوباره مردم را بدبین به ساختار مدافع ایران کند.
برای بخش بزرگی از مردم تفکیکی میان دولت پزشکیان و جمهوری اسلامی وجود ندارد. پس این سخن سیاسی و غیرکارشناسانه عبدالملکی اتفاقا به نظام میخورد. جایی که رسانههای فارسیزبان دشمن با پاس گل عبدالملکی، میگویند «دیدید که آمریکا و اسرائیل مقصر گرانی و تورم نیستند و خود همین جمهوری اسلامی سرچشمه همه دشواریهای زندگی شماست و شاهد هم سخنان مسئولان سابق و پرچم به دستان امروز» این تطهیر آمریکا و اسرائیل از دشمنی و مقصرسازی کامل از نظام، نتیجه این بازی سیاسی عبدالملکی و دوستان است.
درخور ذکر است که نقد دولت واجب و لازم است. کمااین که ما در چند روز گذشته تصمیم بنزینی و اشتباه دولت را نقد کردیم. اما حرف کارشناسی و دقیق باید زد و علاوه بر فنی بودن سخن باید به معانی سیاسی آن و نتایج رسانهای حرف هم توجه کرد. لذا امید است که دیگر انقلابیون دلسوز از چنین سخنانی که در جامعه بازخورد برعکسی دارد پرهیز کنند و اگر میخواهند دولت را نقد کنند، نقدی مشخص بیان کنند و دشمنی و ضربات دشمن را به همان اندازه و نه بیش از آنچه بوده یا ترس ایجاد میکند، به مردم توضیح دهند. نه این که با بازی در زمین دشمن، بهانههای جدیدی برای انشقاق و ناامیدی تولید کرده و بخشی از ساختار نظام را این طور زیر ضرب ببرند.

سخنگوی ارتش: ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل به دلیل چابکسازی در مقابل دشمن انجام شده است

گردشگری خلیج فارس زیر آتش جنگ ۲۰۲۶؛ آیا برند «امنیت» منطقه قابل احیاست؟

قدردانی نماینده آیت ا... سیستانی از پزشکیان برای مدیریت کشور در جنگ

مذاکره پایان هر جنگی است

قالیباف: هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم اما رشد اقتصادی نداشته باشیم،دوام نمیآوریم

