به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، صبح نهم اسفند ۱۴۰۴، پیش از آنکه بسیاری از مردم جهان حتی بدانند جنگی آغاز شده، زنگ مدرسه شجره طیبه میناب به جای صدای حضور و غیاب، با صدای انفجار قطع شد.
کودکانی که قرار بود مشق بنویسند، بازی کنند و برای آینده خود رؤیا بسازند، در چند لحظه زیر سقف فروریخته کلاسها گرفتار شدند. این مدرسه، نه یک پادگان بود، نه مرکز فرماندهی، نه یک هدف نظامی؛ یک مدرسه بود. جایی که باید امنترین نقطه برای کودکان باشد.
این مدرسه در سه نوبت هدف اصابت قرار گرفت. سه بار. سه لحظهای که هر کدام میتوانستند فرصتی برای توقف حمله باشند. اما در نهایت، آنچه باقی ماند، دیوارهای ویران، خانوادههای داغدار و کودکانی بودند که دیگر به خانه بازنگشتند.
طبق گزارشهای منتشرشده، در این حمله ۱۵۶ غیرنظامی جان خود را از دست دادند که ۱۲۰ نفر از آنان دانشآموز بودند. ۱۲۰ کودک؛ عددی که نباید فقط در جدولهای آماری جنگ ثبت شود. پشت هر عدد، یک اسم، یک مادر چشمانتظار، یک پدر داغدار و یک آینده نابودشده وجود دارد. …













