
به گزارش خبرنگار اجتماعی رکنا، در خانهای که درآمد ثابت مانده اما قیمتها هر روز تغییر میکنند، تورم دیگر واژهای اقتصادی نیست؛ تبدیل به یک مهمان ناخوانده شده که از سفره صبحانه تا تصمیمهای آخر شب خانواده حضور دارد.
عددها آرام حرف میزنند، اما اثرشان در زندگی مردم دیده میشود. تورم دهک دوم به ۱۰۰ درصد رسیده؛ یعنی برای بخشی از جامعه، یک سال گذشته نه با افزایش درآمد، بلکه با کوچکتر شدن قدرت خرید اندازهگیری میشود.
برای این گروه، افزایش قیمتها در گزارشهای رسمی اتفاق نمیافتد؛ در صف خرید، هنگام پرداخت قبض، در فروشگاه محله و در لحظهای که باید میان چند نیاز ضروری یکی را انتخاب کنند، خود را نشان میدهد.
دهک دوم جامعه، گروهی است که بخش قابل توجهی از درآمد خود را صرف نیازهای پایه مانند خوراک، مسکن، درمان و حملونقل میکند؛ بنابراین کوچکترین تغییر در قیمتها میتواند تعادل اقتصادی زندگی آنها را برهم بزند. تورم برای همه یکسان نیست؛ فقیرترها بیشتر احساسش میکنند
دو خانواده ممکن است با یک افزایش قیمت مشابه روبهرو شوند، اما یکی تنها یک انتخاب لوکس را کنار میگذارد و دیگری مجبور میشود از یک نیاز ضروری عبور کند. تفاوت تورم، تفاوت در قدرت انتخاب است.
تورم یک پدیده عمومی است، اما اثر آن میان گروههای مختلف جامعه یکسان توزیع نمیشود. خانوارهای پردرآمد معمولاً سهم بیشتری از درآمد خود را میتوانند به کالاهای غیرضروری اختصاص دهند، اما دهکهای پایین بیشتر با هزینههای اجتنابناپذیر زندگی درگیرند.
وقتی قیمت مواد غذایی، اجاره خانه یا هزینههای درمان افزایش پیدا میکند، خانوادههای کمدرآمد امکان کمتری برای جبران دارند. آنها نمیتوانند به سادگی هزینهها را کاهش دهند، زیرا بخش بزرگی از مخارجشان مربوط به نیازهای اصلی زندگی است.
تورم بالا برای این گروه، پیش از آنکه یک مسئله اقتصادی باشد، یک مسئله اجتماعی است؛ زیرا مستقیماً بر کیفیت زندگی، سلامت و آینده خانوادهها اثر میگذارد. پشت میانگینها، زندگیهای متفاوتی پنهان شده است
میانگینها شبیه یک عکس از فاصله دور هستند؛ تصویر کلی را نشان میدهند، اما چینهای صورت و خستگی آدمهای …









