
دو جای دیدنی و جذاب

راغفر: گرانی انرژی، فشار اصلی را به جیب طبقات پایین میزند
صفحه سیاست-
حسین راغفر در همایش «انرژی، معیشت و امنیت ملی» با اشاره به سابقه چند دههای سیاست افزایش قیمت نهادههای انرژی در کشور اظهار کرد: این تفکر که با افزایش قیمت بنزین، برق، آب و گاز میتوان مشکلات اقتصادی را حل کرد، سابقهای ۳۸ ساله دارد و پس از جنگ هشتساله بارها شاهد افزایش قیمتها بودهایم.
وی ادامه داد: از نظر نظری، هدف این سیاستها حاکم شدن بازار و مناسبات اقتصادی بر کشور بوده است؛ رویکردی که پس از بحران جهانی بدهیها در سال ۱۹۸۲ و تحت عنوان سیاستهای «تعدیل ساختاری» به کشورهای بدهکار توصیه شد.
راغفر گفت: این سیاستها بهتدریج در ایران نیز مستقر شد و دولتهای مختلف، صرفنظر از گرایشهای سیاسی، عملاً مسیر مشابهی را در حوزه اقتصاد دنبال کردند. افزایش قیمتها و تشدید نابرابری
این اقتصاددان با بیان اینکه دولت بهتدریج مدیریت اقتصاد را به بازار واگذار کرد، افزود: در ۳۸ سال گذشته پیامدهای این سیاستها را شاهد بودهایم که یکی از مهمترین آنها رشد گسترده نابرابری در کشور است.
وی اظهار کرد: بسیاری از وعدهها درباره واگذاری امور به بازار محقق نشده و برخلاف ادعاهای مطرحشده، توسعه بخش خصوصی به افزایش سرمایهگذاری، اشتغال و عدالت اجتماعی منجر نشده است.
راغفر همچنین بیانضباطی مالی و افزایش کسری بودجه را از دیگر مشکلات سیاستهای اقتصادی چند دهه گذشته دانست و گفت: فاصله میان درآمدها و هزینههای دولت هر سال بیشتر شده است. انتقاد از افزایش نرخ ارز
راغفر افزایش نرخ ارز را یکی از عوامل تشدیدکننده مشکلات اقتصادی عنوان کرد و گفت: افزایش قیمت ارز بر همه کالاها اثر میگذارد، هزینه تولید را بالا میبرد و همزمان با سرکوب دستمزدها، شکاف درآمدی میان نیروی کار و تولیدکنندگان را افزایش میدهد.
وی افزود: در سالهایی که تورم به ۵۰ تا ۶۰ درصد رسیده، افزایش دستمزدها حداکثر حدود ۲۰ درصد بوده و همین مسئله موجب کاهش قدرت خرید مردم شده است.
این اقتصاددان افزایش نرخ ارز را نوعی «مالیات تورمی» دانست و مدعی شد که تنها در سال ۱۴۰۲، بهدلیل افزایش قیمت ارز، از هر ایرانی یک میلیون و ۷۰۰ هزار تومان از قدرت خریدش کاسته شده است. «افزایش قیمت انرژی به طبقات پایین فشار میآورد»
راغفر با تأکید بر لزوم جلوگیری از افزایش بیرویه قیمت حاملهای انرژی گفت: راههای دیگری برای تأمین منابع دولت وجود دارد و این ادعا که دولت پول ندارد، درست نیست.
وی تأکید کرد: افزایش قیمت ارز و حاملهای انرژی، اصلیترین فشار را به طبقات پایین جامعه وارد میکند؛ یعنی همان افرادی که از ثروت بالایی برخوردار نیستند.
راغفر درباره قیمت بنزین نیز گفت: افزایش قیمت بنزین از سالهای گذشته ادامه داشته و امروز نیز گفته شده است که دیگر بنزین ۱۵۰۰ تومانی وجود ندارد. هشدار درباره فرسایش اعتماد عمومی
این اقتصاددان با انتقاد از نحوه اطلاعرسانی درباره قیمت حاملهای انرژی اظهار کرد: اعلام تدریجی قیمتها میتواند باعث شود جامعه به مرور افزایش قیمتهای بالاتر را بپذیرد.
وی این روند را عامل آسیب به اعتماد عمومی دانست و گفت: بزرگترین سرمایه هر جامعه اعتماد مردم به حاکمان است و آسیب دیدن این سرمایه، پیامدهای جدی به همراه دارد.
راغفر در پایان با اشاره به تضعیف سرمایه اجتماعی تأکید کرد که بدون اعتماد و سرمایه اجتماعی، امکان حل بحرانهای موجود کشور دشوار خواهد بود.
خودرو فوق لوکس گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی
عصر ایران؛ امیر صدرا صیام - تصویر خودروی فوقلوکس محمد رضا گلزار درفضای مجازی، در نگاه اول شاید فقط تصویری از سبک زندگی، ثروت و موفقیت فردی باشد، اما در جامعهشناسی فرهنگی، هیچ تصویری صرفاً یک تصویر نیست. اشیاء، برندها، پوشش، خانهها و خودروها همگی حامل معنا هستند و در مناسبات اجتماعی، جایگاه افراد را به نمایش میگذارند. از این منظر، نمایش خودرویی با ارزش صد میلیارد تومان در شبکههای اجتماعی، آن هم در شرایطی که بخش بزرگی از جامعه با دشواری تأمین نیازهای روزمره دستوپنجه نرم میکند، صرفاً نمایش یک دارایی نیست؛ ،نمایش یک موقعیت طبقاتی است.
مسئله محمدرضا گلزار نیست. او در این یادداشت بیش از آنکه یک فرد باشد، نماینده پدیدهای گستردهتر است: تبدیل ثروت به نمایش عمومی و تبدیل سبک زندگی طبقات برخوردار به محتوای سرگرمکننده در شبکههای اجتماعی. اتفاقاً همینجا است که موضوع از «خودروی فلان بازیگر» فراتر میرود و به مسئلهای فرهنگی و اجتماعی تبدیل میشود.
در جامعهای که شکاف طبقاتی عمیق شده، اشیای لوکس دیگر فقط وسیله مصرف نیستند؛ نشانه منزلتاند. خودروی گرانقیمت، ساعت لوکس، خانه مجلل یا سفر خارجی صرفاً چیزی نیست که فرد از آن استفاده میکند، به زبان بیکلام اعلام میکند که «من در کجای نردبان اجتماعی ایستادهام». این همان چیزی است که جامعهشناسان از آن بهعنوان مصرف نمایشی یاد میکنند؛ مصرفی که بخشی از کارکردش نه رفع نیاز، بلکه نمایش توان اقتصادی و کسب منزلت اجتماعی است.
شبکههای اجتماعی نیز این وضعیت را تشدید کردهاند. در گذشته، ثروتمند بودن لزوماً به معنای آن نبود که زندگی خصوصی فرد هر روز در معرض دید میلیونها نفر قرار بگیرد. امروز اما اینستاگرام و دیگر پلتفرمها، خانه، خودرو، لباس، سفر و حتی صبحانه افراد مشهور را به ویترین عمومی تبدیل کردهاند. در این ویترین، سبک زندگی گروه کوچکی از جامعه میتواند به شکل مداوم در برابر چشم میلیونها نفر قرار گیرد.
این اتفاق یک پیامد فرهنگی مهم دارد: نابرابری از یک واقعیت اقتصادی به یک تجربه روزمره و بصری تبدیل میشود.مردمی که با تورم، کاهش قدرت خرید، هزینه مسکن، درمان، آموزش و خوراک مواجهاند، وقتی هر روز تصاویر زندگیهای فوقلوکس را میبینند، فقط با اختلاف درآمد مواجه نیستند؛ با نمایش دائمی اختلاف «سبک زندگی» مواجهاند. این تفاوت میتواند احساس محرومیت نسبی را تشدید کند؛ یعنی فرد خود را نه صرفاً در مقایسه با گذشته خودش، بلکه در مقایسه با زندگی دیگران ارزیابی کند.اینجاست که شکاف طبقاتی، شکاف فرهنگی هم میشود.
جامعهای که در آن یک نفر برای خرید یک خودرو دهها میلیارد تومان هزینه میکند و دیگری برای تأمین هزینههای ابتدایی زندگی ناچار به حذف بسیاری از نیازهایش است، فقط با اختلاف ثروت مواجه نیست. این جامعه با دو تجربه متفاوت از «زندگی» مواجه است. برای یکی، خودرو نماد انتخاب میان مدلهای لوکس است؛ برای دیگری، داشتن یک خودروی معمولی ممکن است به آرزویی دستنیافتنی تبدیل شده باشد.در جامعهای که اکثریت زیر فشار اقتصادیاند، تبدیل ثروت افسانهای به سرگرمی عمومی، خطر عادیسازی نابرابری را دارد.
البته باید میان «داشتن ثروت» و «نمایش ثروت» تفاوت گذاشت. ثروتمند بودن به خودی خود نه جرم است و نه لزوماً غیراخلاقی. جامعه سالم قرار نیست همه را به یک سطح اقتصادی برساند. مسئله زمانی آغاز میشود که فاصله طبقاتی چنان گسترده شود که نمایش تجمل برای عدهای به سرگرمی و برای عدهای دیگر به یادآوری روزانه محرومیت تبدیل شود.از این منظر، نقد اجتماعی به یک سلبریتی به معنای مطالبه فقر از او نیست. قرار نیست هنرمند یا بازیگر پاسخگوی سیاستهای اقتصادی، تورم، بحران مسکن یا ناکارآمدی ساختارهای اقتصادی باشد. اما چهره مشهور، به دلیل سرمایه اجتماعی و قدرت دیدهشدن، نمیتواند کاملاً از معنای اجتماعی تصاویرش بیخبر باشد.سرمایه فرهنگی و شهرت، فقط امتیاز نیست؛ قدرت تولید معنا هم هست. وقتی یک چهره مشهور خودرو یا خانه فوقلوکس خود را به نمایش میگذارد، در واقع بخشی از فرهنگ عمومی را نیز شکل میدهد؛ فرهنگی که در آن موفقیت ممکن است بیش از هر چیز با قیمت داراییها سنجیده شود.
خطر بزرگتر، شکلگیری نسلی است که به جای پرسیدن «چگونه جامعهای عادلانهتر بسازیم؟»، دائماً از خود میپرسد «چگونه به این سبک زندگی برسم؟» در چنین شرایطی، مسئله نابرابری ممکن است از یک مسئله سیاسی و اجتماعی به یک مسابقه فردی برای دیدهشدن تبدیل شود.بنابراین جنجال بر سر یک خودروی میلیاردی را نباید سطحی دید. خودرو فقط خودرو نیست؛ نماد است. نماد فاصلهای که میان طبقات اجتماعی ایجاد شده، نماد قدرت خریدی که برای گروهی رؤیاست و برای گروهی دیگر امری عادی، و نماد جامعهای که شکاف اقتصادی را نه فقط تجربه، بلکه هر روز در صفحه تلفن همراهش تماشا میکند.
اگر امروز دیدن یک خودروی چند ده میلیاردی خشم یا تلخی ایجاد میکند، شاید علت اصلی خود خودرو نباشد. خشم واقعی متوجه جامعهای است که در آن تجمل با سرعتی چشمگیر به نمایش درمیآید، اما برخورداری از حداقلهای زندگی شرافتمندانه برای بخش بزرگی از مردم روزبهروز دشوارتر میشود.
و شاید پرسش اساسی همین باشد: آیا واقعاً مشکل این است که یک نفر چنین خودرویی دارد، یا اینکه در جامعهای با چنین شکاف طبقاتی، دیدن آن خودرو برای میلیونها نفر به نماد فاصلهای تبدیل شده که دیگر نمیتوانند نادیدهاش بگیرند؟ پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : خطر بزرگ در کمین نظام حکمرانی اقتصاد ملی بیشتر بخوانید: سبد معیشت کارگران به ۳۳ میلیون رسید تهران شبیه تایتانیک ؛ بالا شهر جشن میگیرند، پایین شهر اعتراض میکنند تقابل کالابرگ با لکسوسهای ۱۱۰ میلیاردی!/ قشر متوسط هم به زیر خط فقر سقوط می کند تماشاخانه یک جرعه آب برای هدهد؛ یک گودال مرگ برای کل و بزها / دو تصویر از یک ماجرا چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
پزشکان نامآور ایران به روایت تقدیر رئیسجمهور
صفحه سیاست-
مسعود پزشکیان در این مراسم از زرینتاج کیهانی، پروین منصوری، صدیقه حنطوشزاده، انوش برزیگر، رویا ستارزاده بادکوبه، حسنیه تاجرزاده، احمد خالقنژاد طبری، امیرحسین امیرحیدری، محمد برزگر جلالی، بهروز کاظمی، جعفر اصلانی و محسن جعفرزاده اصفهانی به عنوان نامآوران پزشکی ایران تقدیر کرد.
رئیسجمهور در لوحهای اهدایی، پزشکان و متخصصان حوزه سلامت را پاسداران سلامت جامعه توصیف کرد و نقش آنان را در کاهش رنج بیماران، توسعه دانش پزشکی و ارتقای نظام سلامت کشور مؤثر و ماندگار دانست. تأکید بر نقش پزشکان در سلامت جامعه
پزشکیان با اشاره به دستاوردهای علمی و پژوهشی پزشکان کشور، این دستاوردها را موجب افتخار ایران دانست و از تلاشهای آنان برای خدمت به جامعه و کاهش آلام بیماران قدردانی کرد.
وی همچنین با گرامیداشت یاد شهدای عرصه سلامت و کادر درمان، از خدمات و تلاشهای این ۱۲ چهره پزشکی در اعتلای دانش پزشکی و سلامت جامعه تقدیر و برای آنان در مسیر خدمت به حوزه علمی کشور آرزوی توفیق کرد.

اختلال در جستوجو و برخی خدمات گوگل

شناسنامه ملی زمین؛ شرط شفافیت مالکیت و مهار زمینخواری

روایتی از تولید، پایداری و توسعه دریامحور

چراغ سبز واشنگتن به فروش ۴.۵ میلیارد دلاری تسلیحات به قطر

والاستریت ژورنال: فشار ترامپ به «دبی»، یکی از بزرگترین شریانهای حیاتی اقتصادی ایران | امارات نگران تلافی نظامی ایران و آسیب اقتصادی است

