
پرسپولیسیها چمدانهای شان را میبندند

سهم بلیت فروشی دربی مشخص شد/ 90 درصد استقلال 10 درصد پرسپولیس
سخنگوی سازمان لیگ: طبق قانون باتوجه به میزبانی استقلال در دربی ۹۰ درصد ظرفیت ورزشگاه در اختیار هواداران این تیم است.
کودتای خاموش در پرسپولیس!
خبرآنلاین: پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.
سوریه میدان تقابل ترکیه و اسرائیل؛ اگر نخستین ترک کشته شود، اردوغان چه میکند؟
رومان گوفمن، رئیس موساد، ۱۴ اوت( 19 مرداد) در تماسی تلفنی با اسعد الشیبانی، وزیر خارجه دولت موقت سوریه، درباره گسترش حضور نظامی ترکیه در سوریه گفتوگو کرده است. منابع مطلع میگویند محور اصلی این تماس، میزان حمایت نظامی آنکارا از ارتش سوریه، از جمله ارسال تسلیحات، پهپادها و افزایش حضور نیروهای ترکیه بوده است. اهمیت این تماس زمانی بیشتر میشود که تنها چهار روز بعد، رژیم صهیونیستی پایگاه هوایی «ابوالظهور» در شمالغرب سوریه را هدف قرار داد؛ اقدامی که از نگاه بسیاری، بیش از آنکه صرفا حملهای به یک پایگاه سوری باشد، هشداری مستقیم به ترکیه درباره گسترش نفوذ نظامی این کشور در سوریه است.
اسرائیل مدعی است دمشق با فراهم کردن زمینه استقرار نیروهای ترکیه و بازسازی پایگاه ابوالظهور، در حال ایجاد شرایطی است که میتواند آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل در سوریه را محدود و تهدیدی جدید علیه این رژیم ایجاد کند. گزارشهایی نیز درباره بازدید یک هیئت ترکیهای از این پایگاه پیش از حمله منتشر شده است؛ ادعایی که آنکارا رد کرده و حمله اسرائیل را تلاشی برای توجیه نقض حاکمیت سوریه دانسته است.
هشدار درباره برخورد مستقیم اسرائیل و ترکیه
ابعاد این حادثه زمانی جدیتر میشود که تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، حمله اسرائیل را «تشدیدی غیرضروری» توصیف کرده و هشدار داده است که این عملیات میتوانست به رویارویی مستقیم با نیروهای ترکیه منجر شود.
واشنگتن اکنون بهدنبال ایجاد یک سازوکار ارتباطی میان اسرائیل، ترکیه و سوریه است تا طرفها از تحرکات نظامی یکدیگر مطلع باشند و از محاسبات اشتباه و برخوردهای ناخواسته جلوگیری شود.
در واقع، خطر اصلی در سوریه دیگر صرفا واکنش دمشق به حملات اسرائیل نیست؛ بلکه حضور رو به گسترش نیروهای ترکیه، احتمال برخورد مستقیم دو بازیگر نظامی قدرتمند را افزایش داده است.
رقابت آنکارا و تلآویو بر سر آینده سوریه
پس از سقوط بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، سوریه به میدان تازهای برای رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل شده است. ترکیه با حمایت از دولت جدید دمشق، همکاریهای نظامی خود با سوریه را گسترش داده و در آموزش نیروها، تأمین تجهیزات و تقویت ساختار نظامی این کشور نقش پررنگتری گرفته است.
در مقابل، اسرائیل نگران شکلگیری یک ساختار نظامی سوری تحت حمایت ترکیه است؛ ساختاری که میتواند موازنه قدرت را تغییر داده و آزادی عمل اسرائیل در آسمان سوریه را محدود کند.
از همین رو، به نظر میرسد تلآویو در حال ترسیم یک خط قرمز برای آنکاراست: ترکیه میتواند در سوریه نفوذ سیاسی و اقتصادی داشته باشد، اما اسرائیل با تبدیل سوریه به یک پایگاه نظامی تحت نفوذ ترکیه مخالفت خواهد کرد.
با این حال، شواهد موجود نشان نمیدهد که اسرائیل یا ترکیه بهدنبال جنگی تمامعیار باشند. مسئله اصلی، افزایش خطر یک درگیری محدود و ناخواسته است؛ بهویژه اگر یکی از حملات اسرائیل به کشته شدن نیروهای ترکیه منجر شود.
در چنین شرایطی، پرسش تعیینکننده دیگر این نیست که آیا تنش میان آنکارا و تلآویو افزایش خواهد یافت، بلکه این است که اردوغان در صورت کشته شدن نخستین نظامی ترکیه در حمله اسرائیل، چه واکنشی نشان خواهد داد؟ پاسخ به این سؤال میتواند مشخص کند بحران سوریه همچنان در سطح جنگ نفوذ و تهدید باقی میماند یا به نخستین رویارویی مستقیم میان دو قدرت منطقهای تبدیل خواهد شد.

ورشکسته شدن پلتفروم فروش طلا با 200 هزار کاربر!

تنش دیپلماتیک ایران و لبنان شدت گرفت؛ وزیر خارجه لبنان از «دخالت تهران» گفت

حالوهوای بازار مسکن در چند قدمی پایتخت | با حداقل 500 میلیون تومان پول رهن، وارد بازار اجاره شوید+جدول

درس بزرگ جنگ علیه ایران برای اعراب خلیجفارس | الجزیره: نبرد پهپادها و موشکهای ارزان با پدافندهای میلیارد دلاری؛ معادلات را تغییر داد

قیمت طلا امروز پنجشنبه ۲۹ مرداد 1405/ افزایش قیمت طلا

