
به گزارش مشرق ، حمله متجاوزانه اوکراین در بامداد شنبه سوم مرداد به یک شناور تجاری ایرانی در دریای خزر، به انفجار کشتی، شهادت یک ملوان و زخمیشدن یک نفر دیگر انجامید. وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران این تعرض را اقدامی خصمانه و جنایتکارانه خواند و کاردار اوکراین را برای اعتراض رسمی احضار کرد.
کییف نیز انجام عملیات دوربرد علیه چند شناور در دریای خزر را پذیرفت اما کوشید با طرح ارتباط این شناورها با انتقال محمولههای نظامی، حمله به یک هدف تجاری و کشتهشدن خدمه آن را توجیه کند! این اقدام نشان داد که دولت اوکراین برای جبران ناکامیهای خود در میدان جنگ، از هدفقراردادن منافع کشورهای دیگر و نقض امنیت کشتیرانی غیرنظامی نیز پرهیز نمیکند.
از نگاه ناظران، اهمیت این حادثه تنها به خسارت واردشده به یک کشتی محدود نمیشود بلکه عبور عامدانه اوکراین از محدودههای پیشین جنگ و انتقال ناامنی به دریای خزر را آشکار میکند. این پهنه آبی طی دهههای گذشته با وجود اختلافات سیاسی میان کشورهای ساحلی، از حضور نظامی قدرتهای فرامنطقهای و درگیری مستقیم جنگ اوکراین دور مانده بود. حمله به شناور ایرانی را میتوان بخشی از همان الگوی فشار چندلایهای دانست که دشمنان ایران پس از ناکامی در تحریم، تهدید نظامی، عملیات اطلاعاتی و ایجاد آشوب داخلی دنبال کردهاند تا با گشودن کانونهای پراکنده تنش، محاسبات امنیتی تهران را پیچیدهتر کنند.
با این حال، تجربه پروژههای پیشین نشان داده است که افزایش تعداد جبهههای فشار الزاماً به تغییر رفتار ایران منجر نمیشود و در بسیاری از موارد، هماهنگی تهران با شرکای منطقهای و بینالمللی را تقویت میکند.
سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه یکشنبه چهارم مرداد، این اقدام را نقض آشکار منشور سازمان ملل دانست و تصریح کرد که حمله با تحریک رژیم صهیونیستی و با هدف کشاندن اروپا به دامنه گستردهتری از جنگ انجام شده است. وی همچنین در تماس با کایا کالاس مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا و سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه، تأکید کرد که این اقدام فرصتطلبانه نمیتواند بیپاسخ بماند.
اکنون این پرسش مطرح میشود که دولت اوکراین با انتقال عملیات خود به دریای خزر و هدف قراردادن شناور تجاری ایرانی، چه اهداف سیاسی، نظامی و ژئوپلیتیکی را دنبال میکند؟
رمزگشایی …











