![[منوچهر دینپرست] بهای کتاب تا کجا بالا میرود؟](/news/u/2026-07-25/ettelaat-kk5f8.jpg)
شاید در نگاه اول، واکنش بسیاری از ما این باشد که «چرا یک کتاب باید چنین قیمتی داشته باشد؟» اما اگر پای صحبت ناشر بنشینیم، احتمالاً فهرستی از دلایل را خواهیم شنید؛ از افزایش قیمت کاغذ و هزینههای چاپ گرفته تا دستمزدهای مربوط به آمادهسازی و تولید کتاب. بسیاری از این دلایل هم واقعی هستند و نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
اما مسئله فقط قیمت یک کتاب خاص نیست. مسئله بزرگتر، مسیری است که صنعت نشر در آن قرار گرفته است. وقتی کتابی با این حجم و تعداد صفحه به چنین قیمتی میرسد، باید نگران روزی باشیم که کتابهای پانصد صفحهای هم به رقمهایی نزدیک به دو میلیون تومان برسند؛ اتفاقی که چندان دور از ذهن نیست. اینجا دیگر با یک افزایش قیمت معمولی یا گران شدن یک کالا مواجه نیستیم؛ صحبت از بحرانی است که میتواند رابطه جامعه با کتاب و مطالعه را دستخوش تغییر جدی کند.
سالهاست که درباره کاهش سرانه مطالعه در ایران نوشته ام و بارها دیگران هم صحبت کردهاند و دلایل مختلفی برای آن برشمرده ایم؛ از تغییر سبک زندگی و گسترش فضای مجازی گرفته تا کمبود زمان و بیحوصلگی عمومی. اما حالا باید عامل مهم دیگری را هم به این فهرست اضافه کنیم؛ ناتوانی اقتصادی بخشی از مردم برای خرید کتاب.
وقتی یک خانواده برای تأمین نیازهای روزمره خود با مشکلات فراوان مواجه است، طبیعی است که خرید کتاب چندصدهزار یا چند میلیون تومانی به اولویتهای آخر آن تبدیل شود. اینجاست که کتاب، به جای آنکه بخشی از زندگی روزمره مردم باشد، به کالایی لوکس و دور از دسترس تبدیل میشود.
البته این موضوع تنها به حوزه نشر محدود نمیشود. افزایش هزینهها دیر یا زود گریبان تمام بخشهای فرهنگ را خواهد گرفت. قیمت بلیت کنسرتها، تئاترها، سینما و دیگر فعالیتهای فرهنگی نیز افزایش پیدا میکند که چه بسا کرده است، و در نهایت، مخاطب بیشتری از حضور در این فضاها فاصله میگیرد.
اقتصاد فرهنگ در ایران همیشه با دشواریهای زیادی حرکت کرده است؛ چرخهای که از تولیدکننده و هنرمند تا ناشر، کتابفروش و مخاطب را دربرمیگیرد و هر کدام از حلقههای آن با مشکلات متعددی روبهرو بودهاند. حالا تورم میتواند این چرخه شکننده را بیش از پیش تحت فشار قرار دهد و حتی آن را به مرز …












