حکایت بنزین و قیمت آن همچنان باقی است و همه معطل ماندهاند که با این زخم عمیق و کهنه چه کنند و این روزها هم دوباره شاهد زمزمههای گرانی آن هستیم. البته سخنگوی دولت چون همیشه افزایش قیمت را شایعه دانسته و آن را تکذیب کرده است اما بسیاری از مردم درست یا غلط و البته به تجربه، آن را تقریباً قطعی دانستهاند چرا که معتقدند معمولا وقتی دولت چیزی را تکذیب میکند اتفاقا اتفاق میافتد!
در اینکه بهای بنزین در ایران چیزی در حد شوخی است و یک فاجعه اقتصادی با برون دادهای تخریب محیط زیستی به شمار میرود، تردیدی نیست. و اینکه سالها قبل باید برایش کاری میکردیم و تدبیری میاندیشیدیم نیز کسی تردیدی ندارد اما در ایران معمولا همه عادت کردهایم به اجبار به تصمیمگیری در شرایط ناگزیر و لابد. اصولا نظام تصمیمگیری شوربختانه گرفتار عدم قطعیت و امر موقت است. گویی به نوعی نظم ناشی از بینظمی همه خو گرفته و با آن کنار آمدهایم. کارد که به استخوان برسد تازه به یاد راه چاره میافتیم که حال چه کنیم و چه باید کرد؟ چنان در چنبره بحرانها و گرفتاریها و مشغلهها گیر افتادهایم که میگوئیم بگذار امروز را بگذرانیم فردا خدا کریم است. یاد جمله «اسکارلت اوهارا» در فیلم درخشان «بر باد رفته» میافتم که هرگاه با چند مشکل روبرو میشد میگفت: فردا به آن فکر میکنم... بگذریم.
در رابطه با مشکل سوخت به ویژه بنزین و گازوئیل که حال تقریباًبه نقطه بیبازگشت رسیده، چند نکته گفتنی است که به قدر فهم ووسع به اختصار به آن میپردازم.
۱ـ متوسط مصرف بنزین در کشور به حدود ۱۳۰ میلیون لیتر در روز رسیده است. تولید ما با توجه به آسیبهای اخیر چیزی در حدود صدمیلیون لیتر است یعنی بیش از سی درصد ناترازی. برای آنکه مردم دچار مشکل نشوند با تخصیص حدود ۶ میلیارد دلار واردات به جبران این ناترازی پرداختهایم که گمان میکنم این بودجه تا پایان تابستان بیشتر جوابگو نیست. این ناترازی البته در شرایط تحریمی فعلی حتی اگر ارزی باشد و بتوان با دورزدن تحریمها آن را وارد کرد هماره میتواند به یک پاشنه آشیل بالقوه برای تحت فشار گذاردن کشور بدل شود. …

![[فتحالله جوادی] حکایت بنزین و قیمت آن](/news/u/2026-07-30/ettelaat-nminq.jpg)











