قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

رخ‌نمایی گرانی در امریکا

گرانی ۳۰۰ درصدی قیمت تخم‌مرغ، افزایش ۱۱۰ درصدی گوجه‌فرنگی، ۱۰۰ درصدی سبزیجات و گرانی قیمت بنزین و گازوئیل، شهروندان امریکا را نگران کرده است
 رخ‌نمایی گرانی در امریکا

جوان آنلاین: جنگ با ایران، اقتصاد امریکا را در بخش‌های مختلف تحت فشار قرار داده است. افزایش قیمت مواد غذایی در امریکا که با پیامد‌های جنگ‌افروزی این رژیم تروریستی در غرب آسیا، به‌ویژه ایران ما مرتبط است، بستری برای تبدیل شدن به یک چالش اساسی است. تحلیل اخیر ایندیپندنت آشکار می‌سازد که اصرار بر ادامه جنگ با ایران و هزینه‌های جانبی آن، آسیب‌های اجتماعی و معیشتی عمیقی را درون خاک امریکا پدید آورده است، به طوری که حتی کوچک‌ترین هزینه‌های غیرمنتظره مانند فیش پزشکی یا تعمیر خودرو، خانواده‌های کم‌درآمد امریکایی را مستقیماً با بحران گرسنگی مواجه می‌کند. بر اساس اعلام وزارت کشاورزی امریکا قیمت تخم‌مرغ از ابتدای ماه جولای ۳۰۰ درصد گران شده است و افزایش ۱۱۰ درصدی گوجه‌فرنگی، ۱۰۰ درصدی سبزیجات و گرانی قیمت بنزین و گازوئیل نگرانی‌هایی را برای شهروندان امریکایی به وجود آورده است. 

 

تصاویر منتشره از صف‌های طولانی دریافت غذا در امریکا بعد از جنگ رمضان همچنان در فضای مجازی دست به دست می‌شود، زیرا بحران غذا در پی جنگ‌افروزی ترامپ علیه ایران در این کشور ادامه دارد. هزاران خانواده امریکایی در شهر لس‌آنجلس ساعت‌ها در صف‌های طولانی خودرو‌ها منتظر ماندند تا بتوانند کمک‌های غذایی دریافت کنند. این صحنه‌ها در حالی رقم خورد که قیمت‌ها در پی ۷۶روز جنگ با ایران، به بالاترین سطح خود رسیده بود و همچنان روند صعودی قیمت‌ها ادامه دارد. 

در نقطه‌ای کاملاً متفاوت از این واقعیت تلخ، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور امریکا، در پاسخ به خبرنگاری که پرسید آیا مشکلات مالی شهروندانش می‌تواند بر تصمیم‌های او برای خاتمه جنگ تأثیر بگذارد یا خیر، صراحتاً اعلام کرد: «حتی ذره‌ای». ترامپ که عازم سفری به چین بود، گفت: «تنها چیزی که برای من مهم است، وقتی درباره ایران صحبت می‌کنم، این است که آنها به سلاح هسته‌ای دست پیدا نکنند. من به وضع مالی امریکایی‌ها فکر نمی‌کنم. به هیچ کس فکر نمی‌کنم. فقط به یک چیز فکر می‌کنم: ما نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران صاحب سلاح هسته‌ای شود. این تنها چیزی است که به من انگیزه می‌دهد.» 

اقتصاددانان هشدار می‌دهند افزایش هزینه‌های حمل‌ونقل، زنجیره‌های تأمین مواد غذایی و پوشاک را نیز تحت تأثیر قرار داده است. برای مثال، افزایش قیمت گاز طبیعی، هزینه تولید کود‌های شیمیایی را بالا برده و فشار بیشتری بر قیمت محصولات کشاورزی وارد کرده است. افزایش تورم در این کشور با جهش ناگهانی ۹ و ۷ درصدی در ماه مارس (فروردین) آغاز شد و در ادامه به افزایش ۱۱۰ درصدی گوجه‌فرنگی، ۱۰۰ درصدی سبزیجات، ۹۰ درصدی گازوئیل منجر شد. اخیراً نیز قیمت تخم‌مرغ در ماه جاری میلادی با ۳۰۰ درصد افزایش روبه‌رو شده است. 

تحلیلگران تأکید می‌کنند که این فقط شروع موج جدید گرانی‌هاست و هزینه‌های سوخت و کود شیمیایی هنوز کامل به قیمت‌ها اعمال نشده است و فشار بیشتری بر سفره‌ها در ماه‌های آینده انتظار می‌رود. نظرسنجی‌ها نیز نشان می‌دهد حدود ۶۳ درصد از امریکایی‌ها معتقدند وضع مالی خانواده‌شان در ماه‌های اخیر به دلیل افزایش قیمت سوخت و محصولات کشاورزی به طور منفی تحت تأثیر قرار گرفته است. بازار تخم‌مرغ امریکا منفجر شد. قیمت تخم‌مرغ در امریکا از ابتدای این ماه سه برابر شده است. به گزارش فارس، بر اساس اعلام وزارت کشاورزی امریکا قیمت تخم‌مرغ از ابتدای ماه جولای ۳۰۰ درصد گران شده است. پس از جنگ ۴۰ روزه، قیمت کود ۹۰ درصد افزایش یافت و عبور و مرور کشتی‌های تجاری به حداقل رسید و در مقاطعی قفل شد؛ کارشناسان پیش‌بینی کرده بودند اثر این اختلال در ماه‌های آینده ظاهر می‌شود. 

 بحران تنگه هرمز ۹ کالای استراتژیک را تحت تأثیر قرار داد 

اخیراً مجمع جهانی اقتصاد در گزارشی تازه به بررسی تبعات اقتصادی جنگ اخیر پرداخته و در همان ابتدای گزارش تأکید می‌کند که بحران تنگه هرمز صرفاً تهدیدی برای بازار انرژی نیست، بلکه دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر دارد. همان‌طور که پیش‌تر نیز اشاره شده، اهمیت این تنگه به ابعاد متنوعی از زنجیره‌های تأمین جهانی گره خورده است. این گزارش با یک دسته‌بندی مشخص، از ۹ کالای استراتژیک نام می‌برد که به‌واسطه اختلال در تنگه هرمز با بحران مواجه شده‌اند. این گزارش نشان می‌دهد که بحران تنگه هرمز فراتر از نفت و گاز، حداقل ۹ زنجیره حیاتی اقتصاد جهانی را با اختلال روبه‌رو کرده است؛ زنجیره‌هایی که آثار آنها در کوتاه‌مدت و میان‌مدت به‌صورت افزایش قیمت‌ها، کاهش تولید و نااطمینانی در بازار‌ها ظاهر خواهد شد. همچنین تجربه این بحران بار دیگر نشان می‌دهد که برخلاف تصور رایج، دور زدن تنگه هرمز راه‌حل ساده‌ای نیست. در حالی که بخشی از نفت را می‌توان از طریق خطوط لوله منتقل کرد، بسیاری از این کالا‌ها به‌ویژه مواد شیمیایی و معدنی فاقد زیرساخت جایگزین مؤثر هستند یا انتقال آنها با هزینه و ریسک بسیار بالا همراه است. حتی مسیر‌های جایگزین نیز به‌شدت آسیب‌پذیر بوده و در مواردی هدف حملات قرار گرفته است. 

 تبعات جنگ به سفره خانوار‌های امریکایی رسید 

جنگ امریکا و تبعات اقتصادی ناشی از آن، شکاف اجتماعی و طبقاتی در امریکا را تشدید کرده است. نتایج پژوهش جدید بانک مرکزی نیویورک نشان می‌دهد بحران امنیت غذایی در ایالات متحده به سطحی به مراتب وخیم‌تر از دوران اوج همه‌گیری کووید- ۱۹ در شش سال گذشته رسیده است. این گزارش با اتکا به «نظرسنجی انتظارات مصرف‌کننده» و تحلیل‌های شبکه رادیویی ان‌پی‌آر (NPR)، ابعاد پدیده گرسنگی در سایه هزینه‌های سرسام‌آور زندگی و پیامد‌های جنگ سال ۲۰۲۶ با ایران را بررسی کرده است که محور‌های آن به این شرح است: 

۱. جهش خیره‌کننده آمار گرسنگی و حذف وعده‌های غذایی 

یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که در حال حاضر حدود ۱۰درصد از خانواده‌های امریکایی به دلیل ناتوانی مالی، وعده‌های غذایی خود را حذف می‌کنند؛ این در حالی است که در سال ۲۰۲۰ و در بحبوحه پاندمی کرونا، این آمار تنها ۴ درصد بود. وخامت اوضاع به حدی است که نزدیک به ۱۶ درصد از پاسخ‌دهندگان برای تأمین مایحتاج خود به اعانه‌ها و کمک‌های غذایی مردمی وابسته شده‌اند. 

۲. ضربه سنگین به طبقات کم‌درآمد و محروم 

بر اساس آمار‌های بانک مرکزی نیویورک، این بحران بیشترین آسیب را به خانواده‌های دارای تحصیلات کمتر، قشر کم‌درآمد و خانوار‌هایی با فرزندان کوچک وارد کرده است. در میان خانواده‌هایی با درآمد زیر ۵۰ هزار دلار، نزدیک به ۲۰ درصد مجبور به تحمل گرسنگی یا حذف وعده‌های غذایی شده‌اند؛ آماری که در سال ۲۰۲۰ برای این دهک درآمدی کمتر از ۷ درصد ثبت شده بود و نشان‌دهنده سقوط شدید قدرت خرید طبقات ضعیف است. 

۳. انفجار قیمت سوخت در پی جنگ 

اگرچه نظرسنجی اولیه دقیقاً پیش از آغاز رسمی جنگ علیه ایران در ۲۸ فوریه انجام شده بود، اما تداوم و تشدید جنگ بار مالی سنگینی را به واسطه جهش قیمت بنزین بر مردم تحمیل کرده است. قیمت بنزین از میانگین ۲.۹۲ دلار در هر گالن در اوایل فوریه، به ۳.۷۰ دلار در مارس و در نهایت به میانگین چشمگیر ۴.۵۰ دلار در ماه مه ۲۰۲۶ رسیده است؛ امری که خانواده‌ها را مجبور کرده برای تأمین هزینه سوخت رفت‌وآمد به محل کار، از بودجه خرید مواد غذایی خود بزنند. 

۴. هجوم بی‌سابقه مردم به بانک‌های غذا 

مدیران نهاد‌های حمایتی مانند بانک غذای «گولدن هاروست» در جورجیا و «کامیونیتی فود بانک» در آلاباما تأیید می‌کنند که میزان مراجعات مردم عادی و کودکان به شدت افزایش یافته است. در برخی مناطق، مردم برای دریافت سهمیه غذایی از شب قبل حرکت کرده و صف‌های طویلی به طول ۲ تا ۳ مایل تشکیل می‌دهند و مجبورند شب را در خودرو‌های خود سپری کنند؛ وضعیتی که سازمان‌های حمایتی را ناچار به تغییر مکان به ساختمان‌های بزرگ‌تر برای پاسخگویی به تقاضا کرده است. 

۵. وابستگی فزاینده به کمک‌های دولتی (برنامه SNAP) 

تحقیق بانک مرکزی نیویورک نشان می‌دهد که شمار متقاضیان برنامه کمک تغذیه تکمیلی دولت امریکا (SNAP) رشد بی‌سابقه‌ای داشته است. در حال حاضر نزدیک به ۱۸ درصد از کل خانواده‌های امریکایی از این بن‌های غذایی استفاده می‌کنند، در حالی که این رقم در سال ۲۰۲۰ حدود ۱۰.۶ درصد بود. همچنین بیش از ۳۸درصد از خانواده‌های کم‌درآمد اکنون تحت پوشش این برنامه هستند که نسبت به سهم ۲۲ درصدی شش سال پیش، جهش بزرگی را نشان می‌دهد. 

۶. اقتصاد کاملاً قطبی‌شده 

این گزارش تأیید می‌کند که اقتصاد امریکا کاملاً قطبی یا اصطلاحاً «کی‌شکل» شده است؛ در نیمه بالایی این الگو، ثروتمندان و افراد تحصیل‌کرده به لطف رشد بی‌پایان بازار بورس، ارزش بالای املاک و کاهش اقساط وام‌های مسکن، ثروت خالصی را تجربه می‌کنند، در حالی که در نیمه پایینی، بخش عظیمی از طبقه متوسط و ضعیف جامعه با ناامنی اقتصادی شدید و ریاضت معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کنند.



۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

۲۴ میلیون خودروی فرسوده، هزینه پنهان بحران بنزین در ایران/ گران بودن خودرو و ناتوانی مردم از خرید، ناوگان فرسوده می‌سازد/ مردم مقصرند یا خودروهای بی‌کیفیت و پرمصرف خودروسازان؟

 بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در ایران، فقط یک بحران حمل‌ونقلی نیست؛ بخشی از معادله ناترازی بنزین و اتلاف منابع کشور است. خودرو‌هایی که گاه دو یا سه برابر نمونه‌های جدید بنزین مصرف می‌کنند، هر روز هزینه بیشتری به دولت و خانوار‌ها تحمیل می‌کنند؛ اما در شرایطی که سیاست‌گذار مدام از یارانه بنزین و مصرف بالای مردم می‌گوید، کمتر درباره این پرسش صحبت می‌شود که چرا میلیون‌ها ایرانی همچنان امکان جایگزینی خودرو‌های قدیمی و پرمصرف خود را ندارند. پاسخ را باید در گرانی خودرو، شکست سیاست اسقاط، ضعف نوسازی ناوگان و ساختار انحصاری صنعت خودرو جست‌و‌جو کرد.

هر بار که بحث ناترازی بنزین در ایران بالا می‌گیرد، معمولاً یک روایت آشنا تکرار می‌شود. روایتی مبنی بر اینکه مصرف مردم زیاد است، قیمت بنزین پایین است، یارانه سنگینی پرداخت می‌شود و برای جبران کسری باید بنزین وارد کرد. در این روایت، راه‌حل هم عمدتاً در سمت مصرف‌کننده جست‌و‌جو می‌شود؛ افزایش قیمت، تغییر سهمیه، کنترل مصرف و مقابله با قاچاق. اما کسی نمی‌گوید که چه بخشی از این میزان به خاطر خودرو‌هایی است که در اختیار مردم قرار دارد؟

این پرسش وقتی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که بدانیم بیش از ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد؛ ناوگانی که بخش قابل توجهی از آن را خودرو‌ها و موتورسیکلت‌هایی تشکیل می‌دهند که سال‌ها از عمر مفیدشان گذشته است.

فرسودگی این ناوگان فقط به معنای ظاهر قدیمی خودرو‌ها یا افزایش احتمال خرابی نیست. خودرو‌های قدیمی‌تر معمولاً از فناوری‌های کم‌مصرف خودرو‌های جدید بی‌بهره‌اند و در بسیاری موارد برای پیمایش یک مسافت مشخص، سوخت بیشتری مصرف می‌کنند. وقتی این اختلاف مصرف در میلیون‌ها وسیله نقلیه ضرب شود، نتیجه دیگر یک مسئله فردی نیست؛ به یک اتلاف بزرگ منابع انرژی در مقیاس ملی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخشی از پولی که دولت امروز برای تأمین بنزین و جبران ناترازی آن هزینه می‌کند، می‌تواند صورت‌حساب سال‌ها تأخیر در نوسازی ناوگان حمل‌ونقل کشور باشد. بنزین زیاد مصرف می‌شود یا خودرو‌ها زیاد می‌سوزانند؟

برآورد‌های مختلف از مصرف سوخت خودرو‌های موجود در کشور نشان می‌دهد بسیاری از خودرو‌های سواری در ایران در محدوده ۱۰ تا ۱۲ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر مصرف دارند و در برخی مدل‌های قدیمی‌تر این میزان حتی بیشتر می‌شود.

در مقابل، خودرو‌های جدید و کم‌مصرف در بسیاری از بازار‌های جهانی توانسته‌اند مصرف سوخت را به محدوده ۴ تا ۵ لیتر در هر ۱۰۰ کیلومتر برسانند. البته مقایسه مصرف خودرو‌ها باید بر اساس نوع خودرو، حجم موتور، استاندارد آزمون و شرایط رانندگی انجام شود و نمی‌توان برای همه خودرو‌ها یک عدد ثابت در نظر گرفت، اما فاصله کلی میان ناوگان قدیمی و خودرو‌های جدید روشن است.

برای درک ابعاد مسئله کافی است یک مثال ساده را در نظر بگیریم. خودرویی که برای پیمایش ۱۰۰ کیلومتر، ۱۲ لیتر بنزین مصرف می‌کند، نسبت به خودرویی با مصرف ۵ لیتر، در هر ۱۰۰ کیلومتر ۷ لیتر بیشتر سوخت می‌سوزاند.

این اختلاف در یک خودرو شاید چندان چشمگیر به نظر نرسد، اما وقتی میلیون‌ها خودرو هر روز در شهر‌ها و جاده‌های کشور تردد می‌کنند، همین چند لیتر به میلیون‌ها لیتر مصرف اضافه تبدیل می‌شود؛ بنابراین مسئله فقط این نیست که «ایرانی‌ها زیاد بنزین مصرف می‌کنند». بخشی از مسئله این است که ایرانی‌ها با خودرو‌هایی رانندگی می‌کنند که مصرف سوخت آنها با استاندارد‌های روز فاصله دارد.

این تفاوت، اهمیت اسقاط و نوسازی ناوگان را دوچندان می‌کند. اسقاط خودرو‌های فرسوده نباید صرفاً یک سیاست زیست‌محیطی یا ترافیکی تلقی شود؛ اسقاط می‌تواند یکی از ابزار‌های کاهش مصرف سوخت و صرفه‌جویی ارزی کشور باشد.

گزارش‌های رسمی نیز نشان داده‌اند که خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه تردد می‌تواند به صرفه‌جویی قابل توجه در مصرف سوخت منجر شود؛ بنابراین هر خودروی فرسوده‌ای که همچنان در خیابان باقی می‌ماند، فقط یک مسئله مربوط به آلودگی هوا نیست؛ یک مصرف‌کننده اضافی انرژی نیز هست. معادله معکوس واردات بنزین و انحصار خودرو

در سال‌های اخیر دولت بار‌ها درباره هزینه واردات بنزین و فشار ناترازی سوخت بر منابع کشور هشدار داده است. اما برای فهم ریشه این هزینه، باید زنجیره‌ای را دید که از خودرو آغاز می‌شود و به پالایشگاه و واردات سوخت می‌رسد. یک سوی این زنجیره، خودروی پرمصرف قرار دارد؛ خودرویی که فناوری قدیمی دارد و سوخت بیشتری می‌سوزاند. سوی دیگر، دولتی قرار دارد که باید این مصرف را با تولید داخلی یا واردات بنزین پاسخ دهد. در این میان، ساختار بازار خودرو نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.

وقتی واردات خودرو برای سال‌ها با محدودیت مواجه بوده، رقابت در بازار ضعیف مانده و بخش بزرگی از تولید داخلی نیز با فناوری‌های قدیمی و مصرف سوخت بالا ادامه پیدا کرده است، طبیعی است که روند نوسازی ناوگان با مشکل مواجه شود.

در یک بازار رقابتی، خودرو‌های قدیمی به تدریج از چرخه خارج می‌شوند و خودرو‌های جدید جای آنها را می‌گیرند. اما وقتی خودروی جدید به اندازه کافی تولید یا وارد نشود و قیمت آن نیز از توان خرید بخش بزرگی از جامعه فراتر برود، این چرخه متوقف می‌شود.

نتیجه همان چیزی است که امروز در خیابان‌های ایران دیده می‌شود؛ خودرو‌هایی که باید سال‌ها پیش از چرخه خارج می‌شدند، همچنان تردد می‌کنند.

از این زاویه، واردات بنزین را می‌توان بخشی از صورت‌حساب پنهان ساختار ناکارآمد بازار خودرو دانست.

این البته به آن معنا نیست که تمام هزینه واردات بنزین ناشی از خودرو‌های فرسوده است. ناترازی سوخت دلایل مختلفی دارد؛ از رشد تعداد خودرو‌ها و پیمایش گرفته تا حمل‌ونقل عمومی ناکافی، قیمت سوخت، قاچاق و محدودیت‌های تولید. اما نادیده گرفتن نقش کیفیت و سن ناوگان، تصویر ناقصی از بحران ارائه می‌دهد. خودروی گران، ناوگان فرسوده می‌سازد

شاید یکی از مهم‌ترین حلقه‌های مفقوده در بحث خودرو‌های فرسوده همین باشد. مردمی که خودروی قدیمی دارند، لزوماً نمی‌خواهند خودروی قدیمی داشته باشند؛ در بسیاری موارد توان خرید خودروی جدید را ندارند.

مالک یک خودروی ۱۵ یا ۲۰ ساله به خوبی می‌داند که مصرف سوخت آن بالاست، هزینه تعمیراتش افزایش یافته و ایمنی آن با خودرو‌های جدید قابل مقایسه نیست. اما دانستن این واقعیت، منابع مالی لازم برای خرید یک خودروی جدید را ایجاد نمی‌کند.

وقتی قیمت خودرو‌های جایگزین به چند میلیارد تومان می‌رسد، ارزش خودروی فرسوده در برابر آن بسیار ناچیز است. در چنین شرایطی حتی اگر مالک خودروی خود را اسقاط کند، همچنان با یک شکاف مالی بسیار بزرگ برای خرید خودروی جایگزین مواجه است.

به همین دلیل، نمی‌توان صرفاً به مالک خودرو گفت «خودرویت را اسقاط کن» و انتظار داشت مسئله حل شود.

نوسازی زمانی اتفاق می‌افتد که خودروی جایگزین قابل خرید وجود داشته باشد. این همان نقطه‌ای است که گرانی خودرو به بحران انرژی متصل می‌شود.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است

اگر یک خانواده توان خرید خودروی کم‌مصرف را نداشته باشد، ناچار است همان خودروی قدیمی را نگه دارد. خودروی قدیمی بنزین بیشتری مصرف می‌کند. مصرف بیشتر، ناترازی سوخت را تشدید می‌کند. دولت برای جبران ناترازی هزینه بیشتری می‌پردازد و در نهایت بخشی از این هزینه از طریق بودجه، مالیات، تورم یا سیاست‌های قیمتی به جامعه منتقل می‌شود؛ بنابراین ممکن است خودرویی که خانواده به دلیل فقر یا کاهش قدرت خرید نمی‌تواند تعویض کند، در نهایت هزینه بیشتری به کل اقتصاد تحمیل کند.

این مسئله برای رانندگانی که خودرو ابزار کار آنهاست، جدی‌تر است. راننده تاکسی، راننده تاکسی اینترنتی، وانت‌دار یا فردی که با خودروی شخصی امرار معاش می‌کند، نمی‌تواند یک‌شبه خودروی چند ساله خود را کنار بگذارد و چند میلیارد تومان برای خرید خودروی جدید پرداخت کند.

اگر دولت محدودیت تردد، قطع خدمات یا ممنوعیت فعالیت خودرو‌های فرسوده را اعمال کند، اما همزمان تسهیلات واقعی و خودروی جایگزین در اختیار مالک قرار ندهد، هزینه این سیاست مستقیماً به خانوار منتقل خواهد شد.

اصل خروج خودرو‌های بسیار آلاینده و ناایمن از چرخه تردد قابل دفاع است؛ اما نحوه اجرای آن اهمیت دارد.

سیاست درست این است که ابتدا امکان نوسازی ایجاد شود و سپس محدودیت برای خودرو‌های فرسوده اعمال شود، نه اینکه ابتدا ابزار معیشت مردم محدود شود و بعد از آنها خواسته شود خودروی جایگزین تهیه کنند.

در غیر این صورت، سیاستی که با هدف کاهش مصرف بنزین و آلودگی هوا طراحی شده، می‌تواند به افزایش فشار اقتصادی بر گروه‌های کم‌درآمد منجر شود. ۵۰۰ هزار اسقاط؛ قانونی که روی کاغذ مانده است

مشکل دیگر، سرعت پایین اسقاط خودروهاست. بر اساس اهداف تعیین‌شده در قانون برنامه هفتم پیشرفت، باید سالانه حدود ۵۰۰ هزار خودروی فرسوده از چرخه خارج شود. اما آمار عملکرد نشان می‌دهد فاصله زیادی میان هدف قانونی و واقعیت وجود دارد.

در سال گذشته حدود ۲۰۴ هزار دستگاه اسقاط شد؛ یعنی کمتر از نیمی از هدف تعیین‌شده. این عقب‌ماندگی زمانی نگران‌کننده‌تر می‌شود که بدانیم هر سال تعداد قابل توجهی خودروی جدید نیز وارد ناوگان کشور می‌شود. اگر سرعت خروج خودرو‌های فرسوده از چرخه کمتر از سرعت لازم باشد، نوسازی واقعی اتفاق نمی‌افتد و انباشت خودرو‌های قدیمی ادامه پیدا می‌کند.

در واقع، بحران امروز نتیجه شکست یک سیاست در یک مقطع زمانی نیست؛ حاصل سال‌ها انباشت عقب‌ماندگی در اسقاط و نوسازی ناوگان است. چرا چرخه اسقاط قفل شده است؟

چرخه اسقاط در ایران با مجموعه‌ای از مشکلات اقتصادی و مقرراتی مواجه است. از یک سو، مالک خودروی فرسوده انگیزه مالی کافی برای تحویل خودرو ندارد. ارزش خودروی اسقاطی در مقایسه با قیمت خودروی جایگزین بسیار پایین است.

از سوی دیگر، سازوکار گواهی اسقاط و تعهدات خودروسازان و واردکنندگان در سال‌های مختلف با تغییرات متعدد مواجه شده و همین موضوع، بازار اسقاط را با پیچیدگی‌هایی روبه‌رو کرده است.

اصلاح آیین‌نامه ماده ۱۰ قانون ساماندهی صنعت خودرو و تغییر برخی الزامات گواهی اسقاط می‌تواند بخشی از مشکلات مقرراتی را کاهش دهد، اما حتی اصلاح مقررات نیز بدون ایجاد تقاضای واقعی برای اسقاط کافی نیست.

تا زمانی که مالک خودرو نداند پس از تحویل خودروی فرسوده چگونه و با چه منابعی خودروی جدید تهیه کند، اسقاط به یک چرخه پایدار تبدیل نخواهد شد.

به بیان ساده، مشکل فقط این نیست که «خودرو‌ها اسقاط نمی‌شوند»؛ مشکل این است که اقتصاد اسقاط برای مالک خودرو صرفه ندارد.

در بحث خودرو‌های فرسوده، تمرکز افکار عمومی معمولاً بر خودرو‌های سواری است، اما بخش موتورسیکلت‌ها نیز وضعیت بسیار نگران‌کننده‌ای دارد. در برخی آمارها، تعداد موتورسیکلت‌های فرسوده کشور حدود ۱۴ میلیون دستگاه اعلام شده است. سهم بالای موتورسیکلت‌های فرسوده از کل ناوگان موتورسیکلت کشور نیز بار‌ها از سوی مسئولان و نهاد‌های مرتبط مورد هشدار قرار گرفته است. یک تناقض بزرگ؛ بنزین را مقصر می‌کنیم، خودرو را فراموش می‌کنیم

بحث ناترازی بنزین در ایران معمولاً با یک گزاره ساده آغاز می‌شود؛ مصرف زیاد است و قیمت پایین. اما اگر هدف واقعاً کاهش مصرف سوخت است، سیاست‌گذار باید همه عوامل مؤثر بر مصرف را همزمان ببیند. نمی‌توان از مردم خواست کمتر بنزین مصرف کنند، اما خودرو‌هایی در اختیار آنها گذاشت که مصرفشان چند برابر خودرو‌های جدید است. نمی‌توان از مردم خواست خودرو‌های فرسوده را کنار بگذارند، اما خودروی جایگزین را با قیمت‌هایی عرضه کرد که بخش بزرگی از جامعه توان خرید آن را ندارد؛ و نمی‌توان از خودروساز انتظار کاهش مصرف سوخت داشت، اما سال‌ها بازار را از رقابت واقعی دور نگه داشت.

ناترازی بنزین فقط مسئله پالایشگاه نیست؛ مسئله خودرو هم هست. اصلاح قیمت بنزین ممکن است بخشی از رفتار مصرف‌کننده را تغییر دهد، اما اگر خودرو همان خودرو باشد، بخشی از اتلاف انرژی همچنان ادامه خواهد داشت. به همین دلیل، سیاست انرژی و سیاست خودرو در ایران را نمی‌توان از یکدیگر جدا کرد. چرا یک خودروی کم‌مصرف می‌تواند سرمایه‌گذاری باشد؟

یکی از اشتباهات سیاست‌گذاری، نگاه کردن به واردات خودرو صرفاً از زاویه خروج ارز است. طبیعی است که واردات خودرو منابع ارزی نیاز دارد، اما تحلیل اقتصادی نباید به هزینه اولیه محدود شود. اگر خودروی جدید و کم‌مصرف بتواند در طول عمر خود هزاران لیتر کمتر از یک خودروی قدیمی بنزین مصرف کند، بخشی از هزینه ارزی اولیه آن از محل صرفه‌جویی در مصرف سوخت جبران می‌شود. به همین دلیل، سؤال درست این نیست که «واردات خودرو ارز می‌برد یا نه؟» سؤال درست این است که کدام خودرو، با چه میزان مصرف، با چه قیمتی و در چه مقیاسی وارد شود و هزینه و فایده آن برای کل اقتصاد کشور چیست؟

همین منطق درباره صنعت خودروسازی داخلی نیز صدق می‌کند. اگر خودروساز داخلی بتواند با استفاده از فناوری روز، مصرف خودرو را کاهش دهد، نتیجه فقط ارتقای محصول نیست؛ کاهش مصرف بنزین، کاهش آلودگی و کاهش فشار بر منابع ارزی کشور نیز خواهد بود؛ بنابراین رقابت در صنعت خودرو را نباید فقط از زاویه کیفیت خودرو یا رضایت مصرف‌کننده دید؛ رقابت می‌تواند بخشی از سیاست انرژی کشور نیز باشد. صرفه‌جویی بنزین می‌تواند خرج نوسازی شود

راه دیگری که می‌تواند چرخه اسقاط را از بن‌بست خارج کند، استفاده از منافع حاصل از صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی نوسازی است. اگر خروج یک خودروی فرسوده از چرخه باعث کاهش مصرف بنزین می‌شود، بخشی از ارزش اقتصادی این صرفه‌جویی می‌تواند به صندوق یا سازوکاری اختصاص یابد که تسهیلات نوسازی به مالک همان خودرو یا سایر مالکان خودرو‌های فرسوده ارائه دهد.

در این صورت، یک چرخه اقتصادی شکل می‌گیرد. یعنی خودروی فرسوده خارج می‌شود؛ مصرف سوخت پایین می‌آید؛ هزینه تأمین بنزین کاهش پیدا می‌کند؛ بخشی از منابع آزادشده صرف نوسازی می‌شود؛ خودرو‌های کم‌مصرف بیشتری وارد ناوگان می‌شوند و مصرف دوباره کاهش پیدا می‌کند.

این مدل با سیاستی که صرفاً بر افزایش جریمه، محدودیت تردد یا افزایش قیمت سوخت تکیه دارد، تفاوت اساسی دارد.

در سیاست نخست، دولت تلاش می‌کند علت مصرف بالا را اصلاح کند؛ در سیاست دوم، عمدتاً تلاش می‌شود هزینه مصرف بالا را از مردم دریافت کند. راه‌حل، فقط اسقاط نیست؛ نوسازی واقعی است

اگر قرار است میلیون‌ها خودروی فرسوده از چرخه خارج شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر قرار است مردم خودرو‌های قدیمی خود را کنار بگذارند، باید توان مالی این کار را داشته باشند؛ و اگر قرار است ناوگان کشور واقعاً کم‌مصرف شود، خودرو‌های جدید باید از نظر فناوری و مصرف سوخت یک گام جدی جلوتر از ناوگان فعلی باشند؛ بنابراین راه‌حل واقعی در یک بسته سیاستی به‌هم‌پیوسته قرار دارد؛ شکستن انحصار بازار خودرو، افزایش رقابت، تسهیل واردات خودرو‌های کم‌مصرف و استاندارد با تعرفه منطقی، ارتقای فناوری تولید داخلی، ارائه تسهیلات واقعی برای نوسازی، توسعه حمل‌ونقل عمومی و استفاده از منافع صرفه‌جویی سوخت برای تأمین مالی همین فرآیند.

در چنین چارچوبی، واردات خودرو دیگر صرفاً یک هزینه ارزی نخواهد بود و اسقاط نیز صرفاً به تحویل یک خودروی قدیمی و دریافت مبلغی ناچیز محدود نمی‌شود.

هدف باید ایجاد چرخه‌ای باشد که در آن خودروی پرمصرف و فرسوده با خودروی کم‌مصرف و استاندارد جایگزین شود.

بحران امروز فقط این نیست که ۲۴ میلیون وسیله نقلیه فرسوده در کشور وجود دارد. مسئله این است که این ناوگان همچنان در حال مصرف بنزین، تولید آلودگی و تحمیل هزینه به اقتصاد است و همزمان سرعت جایگزینی آن با خودرو‌های جدید بسیار کمتر از نیاز کشور است.

در سال‌هایی که سیاست‌گذار بار‌ها از ضرورت اصلاح مصرف انرژی و واقعی‌سازی قیمت‌ها سخن گفته، یک واقعیت نباید نادیده گرفته شود: مصرف‌کننده ایرانی فقط انتخاب نمی‌کند که چقدر بنزین مصرف کند؛ او تا حد زیادی با خودرویی مصرف می‌کند که ساختار بازار و سیاست صنعتی در اختیارش گذاشته است.

اگر خودرو‌های کم‌مصرف، ایمن و استاندارد با قیمت قابل دسترس وجود نداشته باشند، نمی‌توان تمام مسئولیت مصرف بالا را بر دوش مردم گذاشت. اگر خودرو‌های فرسوده باید اسقاط شوند، باید خودروی جایگزین وجود داشته باشد. اگر دولت از هزینه یارانه بنزین ناراضی است، باید به هزینه‌ای که از ناکارآمدی ناوگان و صنعت خودرو پرداخت می‌کند نیز نگاه کند؛ و اگر هدف کاهش مصرف سوخت است، یکی از مؤثرترین مسیر‌ها می‌تواند کاهش مصرف خودرو‌ها باشد، نه فقط گران‌تر کردن بنزین.

در نهایت، خودرو‌های فرسوده فقط مشکل خیابان‌های ایران نیستند؛ بخشی از بحران انرژی، بودجه، آلودگی هوا و معیشت کشورند. بنابراین، اگر قرار است ناترازی بنزین واقعاً درمان شود، سیاست‌گذار باید از نگاه کردن به جایگاه سوخت به‌عنوان نقطه شروع و پایان بحران دست بردارد.

بخشی از پاسخ ناترازی بنزین در کارخانه‌های خودروسازی، سیاست واردات، مراکز اسقاط و توان خرید مردم قرار دارد؛ جایی که سال‌هاست مسئله نوسازی ناوگان میان انحصار، گرانی و سیاست‌های ناکارآمد گرفتار مانده است.

بحران بنزین را نمی‌توان فقط با گران کردن سوخت حل کرد؛ همان‌طور که بحران خودرو‌های فرسوده را نمی‌توان فقط با جریمه مالک حل کرد.

خودرویی که کمتر بنزین می‌سوزاند، شاید یکی از واقعی‌ترین پاسخ‌ها به ناترازی سوخت باشد؛ به شرط آنکه امکان خرید و جایگزینی آن برای مردم وجود داشته باشد.




 حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

حسام‌الدین آشنا: بنزین نباید سوخت بسیار ارزان برای هر نوع سفر باشد | سیاست‌گذاری می‌تواند از «مدیریت حامل» به «مدیریت خدمت» تغییر جهت دهد

اقتصادنیوز: حسام الدین آشنا معتقد است مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 رسمی: ازری کنسا به آرسنال پیوست
۵ ساعت قبل / سایت ورزش ۳

رسمی: ازری کنسا به آرسنال پیوست

ازری کنسا، مدافع استون ویلا، با قراردادی ۴+۱ ساله به آرسنال پیوست.

 اختلال در جست‌وجو و برخی خدمات گوگل
۲ ساعت قبل / سایت سیتنا

اختلال در جست‌وجو و برخی خدمات گوگل

همزمان با افزایش گزارش کاربران از بروز مشکل در استفاده از گوگل، شماری از کاربران از اختلال در جست‌وجو، بارگذاری محتوا و دسترسی به وب‌سایت این شرکت خبر داده‌اند؛

 رمزگشایی از سفر رئیس تیم مذاکره‌کننده با آمریکا به بغداد
۲۷ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

رمزگشایی از سفر رئیس تیم مذاکره‌کننده با آمریکا به بغداد

سفر محمدباقر قالیباف به عراق و دیدارش با مقامات این کشور با چه هدفی انجام شد و چه دستاوردهایی داشت؟ این ویدئو را ببینید.

 چارلز ملتون در آستانه پیوستن به لایواکشن Naruto؛ مذاکره برای نقش کاکاشی نهایی می‌شود
۴۶ دقیقه قبل / سایت سلام سینما

چارلز ملتون در آستانه پیوستن به لایواکشن Naruto؛ مذاکره برای نقش کاکاشی نهایی می‌شود

چارلز ملتون، بازیگر May December، در مرحله نهایی مذاکره برای ایفای نقش کاکاشی در اقتباس سینمایی و لایواکشن Naruto قرار دارد؛ پروژه‌ای که لایونزگیت توسعه آن را پیش می‌برد و طبق برنامه، فیلم‌برداری‌اش اوایل سال آینده آغاز می‌شود.

 گردشگری خلیج فارس زیر آتش جنگ ۲۰۲۶؛ آیا برند «امنیت» منطقه قابل احیاست؟
۴۷ دقیقه قبل / سایت جماران

گردشگری خلیج فارس زیر آتش جنگ ۲۰۲۶؛ آیا برند «امنیت» منطقه قابل احیاست؟

جنگ ۲۰۲۶ میان ایران و متحدان آمریکا، تنها آسمان و آبراه‌های خلیج فارس را به میدان بحران تبدیل نکرد؛ بلکه یکی از مهم‌ترین پایه‌های اقتصاد غیرنفتی کشورهای عربی منطقه، یعنی گردشگری و حمل‌ونقل هوایی را نیز با شوکی جدی مواجه کرده است. لغو ده‌ها هزار پرواز، کاهش ورود گردشگران و آسیب به تصویر «خلیج فارس امن»، خطر ورود منطقه به دوره‌ای از بی‌ثباتی فرسایشی را افزایش داده؛ بحرانی که کشورهای شورای همکاری اکنون با بسته‌های تشویقی و پروژه «شینگن خلیج فارس» در تلاش برای مهار آن هستند.