قیمت طلا امروز




 سایت جوان آنلاین / ۱۴۰۵/۰۵/۰۶

پایان این نبرد را چگونه باید فهمید

جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود نیست، بلکه صحنه‌ای از یک رقابت راهبردی، چندبعدی و بلندمدت است که م...
 پایان این نبرد را چگونه باید فهمید

جنگ تحمیلی امریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک رویارویی نظامی محدود نیست، بلکه صحنه‌ای از یک رقابت راهبردی، چندبعدی و بلندمدت است که مؤلفه‌های نظامی، امنیتی، سیاسی، اقتصادی، رسانه‌ای، شناختی و روانی را به‌طور هم‌زمان در بر گرفته است. ازاین‌رو، تحلیل سرانجام چنین جنگی تنها با شمارش موشک‌ها، میزان خسارت‌ها یا تصرف یک نقطه جغرافیایی امکان‌پذیر نیست؛ بلکه باید مجموعه‌ای از متغیر‌های قدرت، اراده، مشروعیت، بازدارندگی، افکار عمومی و آینده رقابت را به‌صورت یک منظومه واحد مورد توجه قرار داد. در چنین فضایی، هر دو طرف تلاش می‌کنند روایت خود را از میدان نبرد بر افکار عمومی داخلی و جهانی تحمیل کنند. امریکایی‌ها، به‌ویژه رئیس‌جمهور جنگ‌طلب این کشور، به‌صورت مستمر از موفقیت و برتری خود سخن می‌گویند و هم‌زمان با ادبیاتی تهدیدآمیز، از ادامه اقدامات نظامی و افزایش فشار‌ها خبر می‌دهند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز ضمن حفظ توان بازدارندگی و استمرار عملیات‌های خود، هزینه‌های قابل‌توجهی بر امریکا و هم‌پیمانانش تحمیل کرده و توانسته است توجه بسیاری از ناظران بین‌المللی را به پایداری و ظرفیت‌های خود جلب کند. همین امر سبب شده است که حتی در محافل راهبردی غرب نیز این پرسش مطرح شود که چگونه ایران، با وجود فشار‌های گسترده، همچنان اراده نبرد، انسجام داخلی و توان عملیاتی خود را حفظ کرده و در برخی حوزه‌ها آن را توسعه داده است. در چنین شرایطی، پیش‌بینی پایان جنگ آسان نیست، اما برخی نشانه‌ها می‌تواند درک روشن‌تری از مسیر تحولات ارائه دهد. 

 ۱. پرهیز از خطای راهبردی؛ دشمن را نباید کوچک شمرد.

یکی از مهم‌ترین خطا‌های تاریخی در جنگ‌ها، دست‌کم گرفتن دشمن است. هر اندازه که یک طرف در میدان به موفقیت دست یافته باشد، غفلت از ظرفیت‌های طرف مقابل می‌تواند زمینه‌ساز تغییر موازنه شود. ایالات متحده همچنان بزرگ‌ترین قدرت نظامی جهان، دارای شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی، برتری فناوری، ظرفیت‌های اطلاعاتی، ابزار‌های اقتصادی و نفوذ رسانه‌ای است. این کشور علاوه بر قدرت سخت، از توان بالایی در مدیریت روایت، اعمال فشار سیاسی و بسیج ائتلاف‌های بین‌المللی برخوردار است. 

از سوی دیگر، برای واشینگتن، این جنگ تنها یک عملیات نظامی نیست، بلکه آزمونی برای اعتبار جهانی قدرت امریکاست. خدشه‌دار شدن تصویر برتری امریکا، پیامد‌هایی فراتر از منطقه غرب آسیا دارد و می‌تواند بر موقعیت این کشور در نظام بین‌الملل، اعتماد متحدان و بازدارندگی آن در سایر مناطق جهان نیز اثرگذار باشد. به همین دلیل، امریکا ممکن است برای بازسازی این تصویر، گزینه‌های پرهزینه و حتی پرریسک را نیز مدنظر قرار دهد. 

از منظر راهبردی، بازیگری که خود را در معرض کاهش اعتبار می‌بیند، در بسیاری از مواقع رفتاری پیش‌بینی‌ناپذیرتر از گذشته خواهد داشت. بنابراین، حفظ آمادگی حداکثری در برابر تمامی سناریو‌های محتمل، حتی سناریو‌های کم‌احتمال، یک ضرورت قطعی است. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران باید بدون افتادن در دام تحریکات دشمن، سطح بازدارندگی، آمادگی دفاعی، انسجام ملی و هماهنگی میان همه مؤلفه‌های قدرت را حفظ و تقویت کند. تجربه ماه‌های اخیر نشان داده است که افزایش بازدارندگی، بیش از هر عامل دیگری احتمال گسترش جنگ را کاهش می‌دهد. 

 ۲. آیا رفتار امریکا با ادعای پیروزی سازگار است؟ 

یکی از اصول شناخته‌شده در مطالعات راهبردی آن است که رفتار واقعی دولت‌ها، گویاتر از روایت رسمی آنهاست. اگر امریکا به تمامی اهداف خود دست یافته و پیروز میدان بوده است، پرسش‌های مهمی مطرح می‌شود: 

- چرا همچنان بر ادامه فشار‌های نظامی و سیاسی اصرار دارد؟ 

- چرا تهدید‌های مکرر از سوی عالی‌ترین مقامات این کشور ادامه یافته است؟ 

- چرا ادبیات رئیس‌جمهور امریکا آمیخته با عصبانیت، تناقض و واکنش‌های احساسی است؟ 

- چرا میان تحلیل اندیشکده‌های امریکایی و مواضع رسمی دولت، اختلاف‌های قابل‌توجه مشاهده می‌شود؟ 

این نشانه‌ها می‌تواند حاکی از آن باشد که روند تحولات، مطابق محاسبات اولیه واشینگتن پیش نرفته است. در بسیاری از موارد، امریکا بیش از آنکه ابتکار عمل را در اختیار داشته باشد، ناچار به واکنش در برابر تحولات میدان شده است. همین مسئله موجب شده است که درباره دامنه، هزینه و تداوم جنگ، تردید‌هایی در میان تصمیم‌گیران امریکایی شکل گیرد. البته این برداشت به معنای شکست قطعی امریکا یا پایان توانایی‌های آن نیست، بلکه نشان می‌دهد دستیابی به اهداف اعلام‌شده برای این کشور با پیچیدگی‌ها و هزینه‌هایی بیش از برآورد‌های اولیه همراه بوده است. از همین رو، امریکا تلاش می‌کند با بهره‌گیری از عملیات روانی، مدیریت رسانه‌ای و جنگ روایت‌ها، تصویر متفاوتی از واقعیت میدان ارائه دهد و این نشانی از ناکامی امریکا در میدان دارد. 

 ۳. تثبیت دستاوردها، مهم‌تر از کسب پیروزی 

در بسیاری از جنگ‌های معاصر، پیروزی نظامی زمانی ارزش راهبردی پیدا می‌کند که بتوان آن را تثبیت و به دستاورد سیاسی تبدیل کرد. تجربه تاریخی نشان داده است که برخی کشور‌ها در میدان نبرد موفق بوده‌اند، اما در مرحله پس از جنگ، دستاورد‌های خود را از دست داده‌اند؛ زیرا نتوانسته‌اند میان میدان، دیپلماسی، اقتصاد، افکار عمومی و بازسازی قدرت ملی هماهنگی ایجاد کنند. در شرایط کنونی، مهم‌ترین اولویت جمهوری اسلامی ایران باید حفظ ابتکار عمل باشد. این ابتکار تنها به میدان نظامی محدود نمی‌شود، بلکه عرصه‌های دیپلماسی، اقتصاد، رسانه، افکار عمومی، حقوق بین‌الملل و جنگ شناختی را نیز دربر می‌گیرد. همچنین باید از هر اقدامی که بتواند زمینه تغییر قواعد بازی به سود دشمن را فراهم کند، پرهیز شود. موفقیت راهبردی زمانی حاصل می‌شود که دستاورد‌های میدانی به سرمایه‌ای پایدار برای افزایش قدرت ملی و ارتقای بازدارندگی تبدیل شود. 

 ۴. این جنگ پایان یک منازعه نیست؛ مرحله‌ای از یک رقابت تاریخی است 

تقابل جمهوری اسلامی ایران و امریکا را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک جنگ کوتاه‌مدت تحلیل کرد. این رقابت، ماهیتی راهبردی، تاریخی و چندلایه دارد و در دوره‌های مختلف، اشکال متفاوتی به خود گرفته است؛ گاه در قالب جنگ اقتصادی، گاه در قالب نبرد اطلاعاتی و شناختی، گاه از طریق فشار‌های سیاسی و دیپلماتیک و در مقاطعی نیز با ابزار‌های نظامی. 

ازاین‌رو، نباید پایان یک عملیات نظامی را پایان این نبرد تصور کرد. آنچه امروز اهمیت دارد، مدیریت موفق این مرحله از تقابل و افزایش هزینه‌های راهبردی برای طرف مقابل است. در ادبیات نظامی، هر نبرد تنها یک «راند» از یک رقابت بزرگ‌تر محسوب می‌شود. پیروزی در هر مرحله، زمانی ارزشمند خواهد بود که زمینه موفقیت در مراحل بعدی را نیز فراهم کند. بنابراین، نگاه راهبردی اقتضا می‌کند که ضمن تثبیت موفقیت‌های کنونی، ظرفیت‌های ملی برای مراحل آینده نیز تقویت شود. 

سرانجام این جنگ را نباید صرفاً با معیار‌های کلاسیک نظامی سنجید. پیروزی واقعی، حاصل برآیند مجموعه‌ای از عوامل شامل حفظ تمامیت سرزمینی، افزایش بازدارندگی، تقویت انسجام ملی، ناکام گذاشتن اهداف دشمن، حفظ ابتکار عمل، ارتقای قدرت نرم و تثبیت جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی است. در شرایط کنونی، مهم‌ترین وظیفه، تحلیل واقع‌بینانه میدان، پرهیز از خوش‌بینی یا بدبینی افراطی، حفظ آمادگی در برابر تمامی سناریو‌ها و تبدیل دستاورد‌های موجود به مزیت‌های پایدار راهبردی است. این تقابل، به احتمال فراوان، پایان نیافته است، بلکه وارد مرحله‌ای تازه از نبرد شده است. ازاین‌رو، موفقیت آینده در گرو آن است که همه ابعاد قدرت ملی ــ از توان دفاعی و اقتصادی گرفته تا سرمایه اجتماعی، دیپلماسی، رسانه و جنگ شناختی - به‌صورت هماهنگ و هوشمندانه به کار گرفته شوند تا مسیر دستیابی به امنیت، بازدارندگی و منافع ملی با ثبات بیشتری استمرار یابد. 

آینده از آنِ ملت بزرگ ایران خواهد بود، مشروط بر آنکه نعمت موفقیت‌های امروز را قدر بداند، شکرگزار آن باشد و با هوشیاری و همبستگی، از دستاورد‌های ارزشمند خود صیانت و آنها را روزبه‌روز تقویت کند.



۶ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاست‌گذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاست‌گذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود. سیاست‌گذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند.

بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاست‌گذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

منبع:‌ دیپلماسی ایرانی


۱۰ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

آیا شیوخ دنبال فکر بهتری به‌جای «پایگاه‌های امریکا» هستند؟!

جوان آنلاین: حملات غافلگیرانه و تلافی‌جویانه ایران در قالب راهبرد جنگ منطقه‌ای به پایگاه‌ها و مراکز اطلاعاتی امریکا در منطقه، به ویژه جنوب خلیج‌فارس، نقطه عطفی در راهبرد تهاجمی ایران قلمداد می‌شود. این حملات با وارد کردن شوک به کاخ سفید، نتیجه جنگ را از دسترس آن خارج کرد و ابتکار عمل را در اختیار ایران قرار داد. 

به همین دلیل، ضربات ایران به پایگاه‌های امریکایی هزینه‌های گزاف نظامی، سیاسی و امنیتی را به دشمن وارد کرد که پیش از بسته شدن تنگه هرمز، نقش اولیه و مهمی در ایجاد بازدارندگی ایران و تمنای امریکا برای مذاکرات دارد. 

وجود عنصر تعیین‌کننده غافلگیری در کنار به‌کارگیری تسلیحات پیشرفته موشکی و پهپادی، حملات کوبنده به پایگاه‌های امریکایی را رقم زد و ادعای دست برتری و هیمنه بلامنازع توان نظامی ایالات متحده را فرو ریخت. بسیاری از مقام‌های نظامی امریکایی دلیل ضربات وارده به پایگاه‌ها را عدم پیش‌بینی درست کاخ سفید در جنگ می‌دانند. آنها می‌گویند: «وضعیت پایگاه‌ها نشان‌دهنده برآورد نادرست دولت امریکا از نحوه واکنش ایران است، زیرا پیش از آغاز جنگ، اقداماتی مانند کاهش نیرو‌های غیرضروری در سفارتخانه‌ها یا هشدار به شهروندان امریکایی برای ترک منطقه انجام نشده بود». 

به گفته برخی مقامات نظامی امریکا، این خسارت‌ها به حدی است که نمی‌توان از این پایگاه‌ها در جنگ احتمالی بهره جست. دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس پیشین سازمان سیا، در جدیدترین اظهارات خود اعتراف کرد که پایگاه‌های سابق ما دیگر قابل استفاده نیستند. این مقام امریکایی در ادامه با تشریح خسارت‌های مهم وارده به پایگاه‌های بحرین در پی حملات اخیر ایران، تصریح کرد که تداوم ظرفیت عملیاتی پهپادی و موشکی ایران، تهدید را به‌صورت پایدار حفظ کرده و عملاً بهره‌برداری از این تأسیسات را معلق نگه داشته است. 

واشینگتن‌پست در گزارشی درباره وضعیت پایگاه‌های امریکایی و خسارات وارده به آنها، به نقل از مقامات امریکایی، از احتمال خارج کردن نیرو‌ها از خلیج‌فارس نوشت و دلیل آن را آسیب‌دیدگی بر اثر حملات موشکی و پهپادی ایران دانست. به گفته این رسانه، بردلی کوپر، رئیس سنتکام، نیز از بحث‌هایی درباره انتقال احتمالی نیرو‌های امریکایی از خلیج‌فارس به سمت غرب حمایت می‌کند. این رسانه چند ماه پیش گزارش داده بود که بیش از ۲۰۰ تأسیسات امریکایی در طول این درگیری آسیب دیده یا منهدم شده‌اند. بر اساس گزارش نیویورک‌تایمز در فروردین، بسیاری از ۱۳پایگاه نظامی امریکا در غرب آسیا پس از حملات گسترده ایران عملاً غیرقابل استفاده شده‌اند و این موضوع توان عملیاتی نیرو‌های امریکایی را به‌شدت تحت تأثیر قرار داد. در نتیجه، بسیاری از نیرو‌ها مجبور به ترک پایگاه‌ها و انتقال به هتل‌ها و ساختمان‌های اداری شده‌اند و بخش قابل توجهی از نیرو‌های زمینی عملاً از راه دور فعالیت می‌کنند، در حالی که هزاران نفر از حدود ۴۰ هزار نیروی اولیه به مناطق دورتر، از جمله اروپا، منتقل شده‌اند و این وضعیت اجرای عملیات را با پیچیدگی‌های جدی مواجه کرده است. 

در دور دوم حملات ایران به پایگاه‌های امریکا در اردن که ابعاد جغرافیایی گسترده‌تری داشت، بهره‌برداری کامل و امن از این پایگاه‌های مهم که نقش مهمی برای عملیات هوایی امریکا ایفا می‌کرد، دچار اختلال شد، ظرفیت پهپادی و هوایی کاهش یافت و هزینه‌های حفاظتی و تعمیراتی افزایش پیدا کرد. در نتیجه، امریکا به سمت پراکنده‌سازی و تغییر آرایش نیرو‌ها سوق داده شد. علاوه بر آن، حملات ایران ضرباتی را به ناو‌های امریکا به عنوان رکن اصلی قدرت نظامی وارد کرد. منابع امریکایی می‌گویند مشکلات لجستیک ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن درست پس از آن آغاز شد که ایران بخش عمده‌ای از ناوگان پنجم دریایی امریکا در بحرین را ویران کرد. 

در این بین، اثبات ضعف تعهدات دفاعی امریکا به کشور‌های عرب حاشیه خلیج‌فارس، جایگاه واشینگتن را در میان این کشور‌ها به شدت تنزل داده است. جنگ اخیر با ایران، ماهیت چتر امنیتی امریکا را به چالش کشیده و نشان داده که حضور نظامی گسترده ایالات متحده نه‌تنها بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، بلکه خود میزبانان این پایگاه‌ها را به اهداف مشروع مستقیم حملات تبدیل کرده است. برخی تحلیل‌ها، پیمان مکه را رویدادی برآمده از این نگاه جدید حکام عرب می‌دانند که هدف آن، جایگزین کردن ائتلاف‌های منطقه‌ای به جای اتکای صرف به امریکا است. 

 تلاش مزورانه برای تغییر در محاسبات ایران. 

اما این اظهارات روی دیگر سکه را نیز دارد. گرچه تردیدی درباره ضربه به توان نظامی امریکا وجود ندارد و داده‌ها حکایت از تخریب گسترده در پایگاه‌ها دارد، از منظر دیگر، اذعان به ناکارآمدی پایگاه‌ها می‌تواند برای ایجاد خطا در محاسبات تهران باشد، به این گونه که وانمود کند فعالیت‌های پیدا و پنهان امریکا برای بازسازی و تقویت این پایگاه‌ها در حملات آتی، ناچیز است و با انگیزه‌های مختلفی جز استفاده از آنها در جنگ پیش رو صورت می‌گیرد. ادبیاتی که با هدف کاهش ضریب و عاملیت این پایگاه‌ها به کار می‌رود، اما در رصد نیرو‌های مسلح ایران قرار دارد. 

 جنگ اقتصادی 

امریکا اگر می‌دانست که جنگ نظامی کارساز خواهد بود، لحظه‌ای تعلل نمی‌کرد. اقدام ترامپ برای ایجاد تحریم یا فشار اقتصادی حداکثری خفه‌کننده به این معنا است که امریکا در مورد آغاز جنگی فراگیر دچار تردید راهبردی است و تلاش می‌کند که با ایجاد زمینه‌های مختلف، جنگ یا مقدمات جنگ را فراهم آورد یا به دلیل فقدان راهبرد علیه ایران، به روش‌های کهنه خود همچون تحریم رجوع کند. 

به همین دلیل، جنگ اقتصادی نشان‌دهنده عدم موفقیت، تردید و آشوب تصمیم‌گیری برای ایجاد یک نقشه راه هدفمند با چشم‌انداز روشن در مورد ایران است. تقویت فشار حداکثری در مورد ایران، به نوعی بیانگر نبود گزینه علیه ایران و بازگشت امریکا به سیاست‌هایی است که بار‌ها تحلیل‌گران و مقامات کاخ سفید به ناکارآمدی آن اعتراف کرده بودند. 

استفاده ترامپ از واژگانی، چون «خفه‌کننده»، در واقع تلاشی برای ارعاب، بزرگ‌نمایی اثرات تحریم‌ها و القای احتمال فشار‌های اقتصادی طاقت‌فرسا بر مردم ایران است؛ اقدامی که از یک طرف بازنمایی از وضعیت بلاتکلیفی راهبردی در اتاق فکر کاخ سفید و از طرف دیگر، در بطن خود برنامه‌ای برای آشفتگی و کاهش امنیت روانی در ایران دارد. 

امریکا و رژیم اسرائیل سعی دارند که با راه‌اندازی اغتشاشات با انگیزه اقتصادی و ورود مزدوران مسلح به تجمعات، وقایعی هولناک‌تر و فجیع‌تر از دی‌ماه گذشته رقم بزنند و آن را به مرحله جنگ داخلی بکشانند. اقدامی که پیش از این نیز به عنوان مکمل اهداف جنگ روی میز کاخ سفید قرار داشت. قبل از آغاز جنگ، رسانه نیویورک‌تایمز افشا کرده بود که ترامپ با اطمینان خاطر به طرح موساد برای شعله‌ور شدن مجدد اغتشاشات در ایران در میانه جنگ، نبرد با ایران را کلید زد.


۸ دقیقه قبل / سایت تجارت نیوز

بقائی : جنگ اقتصادی آمریکا علیه ایران، نقض حاکمیت ملی و اعلان جنگ به همه دولت‌ها است

به گزارش تجارت نیوز، اسماعیل بقایی افزود: این اقدام، به منزله تلاش برای اعمال حاکمیت فراسرزمینی آمریکا بر کلیه دولت‌های مستقل عضو سازمان ملل متحد به شمار می‌رود. هیچ دولتی حق ندارد بانک‌ها، بنگاه‌ها یا فرودگاه‌های خارجی را – که هر یک تحت صلاحیت انحصاری حاکمیت خود هستند – وادار کند از تجارت مشروع با کشوری ثالث خودداری نمایند.

بقائی ادامه داد: چنین تحریم‌های ثانویه‌ای هیچ مبنایی در حقوق بین‌الملل ندارد. این تحریم‌ها اصل بنیادین برابری حاکمیت‌ها را که در بند ۱ مادهٔ ۲ منشور ملل متحد تثبیت شده، نقض می‌کنند و ممنوعیت عرفی مداخله در امور داخلی دولت‌ها را که دیوان بین‌المللی دادگستری در پروندهٔ نیکاراگوئه تأیید کرده، زیر پا می‌گذارند.

سخنگوی وزارت خارجه افزود: ارعاب اقتصادی که هدف آن واداشتن یک دولت مستقل به تغییر گزینه‌های سیاستی مشروع خود باشد، یک جرم و عمل متخلفانهٔ بین‌المللی است. وقتی این تحریم‌ها با محاصرهٔ دریایی که خود مصداق عمل تجاوزکارانه است همراه می‌شود، حاکمیت و سیادت سایر دولت‌ها را به امری موقتی و مشروط به اراده و هوس قدرتی دیگر فرو می‌کاهد. تمکین نسبت به چنین ارعاب آشکاری موجب مصونیت هیچ دولتی نخواهد شد بلکه صرفا به منزله اولویت‌بخشی به حاکمیت بیگانه و اذعان به سیطره یک طرف خارحی بر فعالیت‌های قانونی بانک‌ها، بنگاه‌های اقتصادی و فرودگاه‌های کشورهای دیگر خواهد بود.

وی تصریح کرد ، نتیجهٔ نهایی این وضعیت، فرسایش کامل حاکمیت ملی به‌عنوان اصل بنیادین نظام روابط بین‌الدولی مبتنی بر منشور ملل متحد خواهد بود و مقدمه بازگشت فاجعه‌بار به استعمار عریان و تمام‌ع

منبع: ایرنا




 مبارزه‌ مادرانه‌ ثریا عبداللهی در برابر ستیزه‌جویی فرقه‌ منافقین - دیپلماسی ایرانی
۱۴ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

مبارزه‌ مادرانه‌ ثریا عبداللهی در برابر ستیزه‌جویی فرقه‌ منافقین - دیپلماسی ایرانی

آرش رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: داستان خانم ثریا عبداللهی، مادری از شهر اردبیل، روایتی تلخ و در عین حال الهام‌بخش از عشق...

 سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم
۹ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم

سردار طلایی نیک گفت:ویژگی‌های برجسته صنعت دفاعی ما سرعت و قابلیت تولید محصولات دفاعی است.

 حقیقت پور، فرمانده پیشین سپاه: مقصر باخت در سوریه باید محاکمه شود| ترکیه در ماجرای سقوط دمشق به ایران خیانت کرد
۱۳ ساعت قبل / سایت رویداد‌ ۲۴

حقیقت پور، فرمانده پیشین سپاه: مقصر باخت در سوریه باید محاکمه شود| ترکیه در ماجرای سقوط دمشق به ایران خیانت کرد

منصور حقیقت‌پور معتقد است مسئولان این تصمیم‌ها باید پاسخگو باشند و حتی از ضرورت محاکمه مقصران در دادگاه نظامی سخن می‌گوید.

 چراغ سبز واشنگتن به فروش ۴.۵ میلیارد دلاری تسلیحات به قطر
۱۴ ساعت قبل / سایت اکوایران

چراغ سبز واشنگتن به فروش ۴.۵ میلیارد دلاری تسلیحات به قطر

نورنیوز : وزارت خارجه آمریکا فروش احتمالی ۴.۵ میلیارد دلاری تجهیزات نظامی شامل ۴ فروند سوخت‌رسان هوایی KC-۴۶A پگاسوس، موتورهای اضافی، سامانه‌های هشدار راداری و تجهیزات مقابله با موشک به قطر را تأیید کرد و اعلام داشت که این فروش توان دفاعی قطر و همکاری نظامی این کشور با آمریکا را تقویت می‌کند و موازنه نظامی منطقه را تغییر نمی‌دهد .

 واکنش رئیس جمهور ترکیه به اتهامات نتانیاهو؛ اردوغان: اظهارات نتانیاهو علیه ترکیه بخشی از کارزار انتخاباتی اوست
۱۰ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

واکنش رئیس جمهور ترکیه به اتهامات نتانیاهو؛ اردوغان: اظهارات نتانیاهو علیه ترکیه بخشی از کارزار انتخاباتی اوست

دفتر ریاست جمهوری ترکیه در واکنش به حمله لفظی تُند نتانیاهو، اعلام کرد که این سخنان بخشی از کارزار انتخاباتی وی است.

 پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی
۱۱ ساعت قبل / سایت تابناک

پاسخ تند عضو هیات‌رئیسه مجلس به حلبوسی

عضو هیات‌رئیسه مجلس شورای اسلامی، در واکنش به مواضع حلبوسی درباره نام خلیج فارس، با اشاره به سابقه فعالیت‌های حاج قاسم سلیمانی در مبارزه با داعش در الانبار،...