
بازی سخت ایران مقابل آلمان

از نسل آینده والیبال ایران چه میدانیم؟
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، شاید امروز نام بسیاری از بازیکنان تیم ملی والیبال زیر ۱۷ سال ایران برای هواداران این رشته چندان آشنا نباشد، اما همین نوجوانها میتوانند چند سال دیگر در ترکیب تیم ملی بزرگسالان قرار بگیرند. مسیر رسیدن به آن نقطه اما از همین روزها و از سختترین آزمون دوران ورزشی آنها عبور میکند؛ رقابتهایی که در آن هر امتیاز میتواند تجربهای تعیینکننده برای آینده یک بازیکن باشد.
قهرمانی جهان زیر ۱۷ سال یکی از جدیدترین مسابقات ردههای پایه والیبال جهان است. این رقابتها تاکنون تنها یک دوره برگزار شده و حالا دومین دوره آن، بار دیگر بهترین استعدادهای نوجوان والیبال جهان را مقابل یکدیگر قرار میدهد. مسابقاتی که اهمیت آن تنها به کسب مدال محدود نمیشود و میتواند محلی برای شناسایی بازیکنانی باشد که در سالهای آینده به ستارههای والیبال جهان تبدیل خواهند شد.
ایران یک تجربه مهم دارد
تیم ملی نوجوانان ایران در نخستین دوره این رقابتها نشان داد که فاصله چندانی با قدرتهای جهان ندارد. ملیپوشان ایران در آن مسابقات در مرحلهای حساس مقابل ایتالیا، قهرمان رقابتها، قرار گرفتند و تنها دو امتیاز با حذف این تیم فاصله داشتند. نبردی نزدیک که در نهایت به سود ایتالیا به پایان رسید، اما برای والیبال ایران یک تجربه ارزشمند به همراه داشت.
نوجوانان ایران پس از آن شکست، مسیر مسابقات را ادامه دادند و با پیروزی مقابل برزیل و بلژیک، جایگاه پنجم جهان را به دست آوردند. این نتیجه نشان داد که والیبال پایه ایران ظرفیت رقابت با قدرتهای بزرگ دنیا را دارد و میتواند در سطح جهانی برای رسیدن به رتبههای بالاتر تلاش کند.
حالا اما یک نسل تازه وارد میدان شده است؛ نسلی که میخواهد داستان خود را در بزرگترین صحنه والیبال پایه جهان بنویسد.
نسلی که از آسیا به جهان رسید
تیم جدید ایران با پشتوانه نایبقهرمانی آسیا راهی مسابقات جهانی شده است. این نتیجه اگرچه قهرمانی نبود، اما نشان داد که نسل جدید نیز از کیفیت لازم برای حضور در بالاترین سطح برخوردار است. حالا آزمون اصلی در برابر تیمهایی است که بهترین استعدادهای نوجوان خود را به میدان فرستادهاند.
در میان بازیکنان ایران، نام آیدین پوزش به عنوان بهترین پاسور آسیا و آژوان نمازی به عنوان بهترین دریافتکننده قدرتی قاره بیش از دیگران مورد توجه قرار گرفته است. حضور این بازیکنان میتواند یکی از نقاط قوت ایران در مسابقات جهانی باشد، اما شاید مهمتر از نامهای فردی، چیزی باشد که در عملکرد تیمی این نوجوانان دیده میشود.
این تیم تنها مجموعهای از چند استعداد مطرح نیست؛ بلکه گروهی از بازیکنان است که باید در کنار یکدیگر برای رسیدن به یک هدف مشترک تلاش کنند. هماهنگی، اعتماد متقابل و توانایی حفظ تمرکز در لحظات حساس، عواملی هستند که میتوانند سرنوشت ایران را در برابر تیمهای قدرتمند جهان مشخص کنند.
هر امتیاز، یک تجربه برای آینده
برای بازیکنان این رده سنی، حضور در مسابقات جهانی تنها یک رقابت ورزشی نیست. آنها در این مسابقات با فشار مسابقات بینالمللی، فضای سالنهای بزرگ، حریفان متفاوت و شرایطی روبهرو میشوند که شاید در سالهای آینده بارها در دوران حرفهای خود تجربه کنند.
به همین دلیل، حتی یک مسابقه سخت یا یک شکست نزدیک هم میتواند بخشی از مسیر پیشرفت آنها باشد. تجربهای که شاید امروز چندان به چشم نیاید، اما در آینده میتواند در تصمیمگیری یک بازیکن در لحظهای حساس از یک مسابقه بزرگ به کار بیاید.
والیبال ایران در سالهای اخیر همواره برای ساختن نسل بعدی تیم ملی تلاش کرده است و مسابقات ردههای پایه یکی از مهمترین مسیرها برای شناسایی این استعدادهاست. بازیکنانی که امروز در رده زیر ۱۷ سال بازی میکنند، اگر مسیر رشدشان به درستی ادامه پیدا کند، میتوانند در سالهای آینده به ترکیب تیمهای ملی جوانان، امید و در نهایت بزرگسالان برسند.
شروع یک مسیر طولانی
شاید چند سال دیگر، زمانی که تیم ملی بزرگسالان ایران در یک مسابقه مهم به میدان میرود، برخی از چهرههای امروز تیم زیر ۱۷ سال نیز در میان ملیپوشان باشند. شاید نام آیدین پوزش، آژوان نمازی یا دیگر بازیکنان این نسل آن زمان برای همه هواداران والیبال آشنا باشد.
اما برای رسیدن به آن روز، مسیر طولانی در پیش است. آنها باید از مراحل مختلف ردههای پایه عبور کنند، در مسابقات داخلی و بینالمللی تجربه کسب کنند و مهمتر از همه، روند پیشرفت خود را حفظ کنند.
به همین دلیل، رقابتهای قهرمانی جهان زیر ۱۷ سال را نباید فقط با نتیجه نهایی یا جایگاه ایران در جدول ارزیابی کرد. این مسابقات فرصتی برای دیدن آینده والیبال ایران است؛ آیندهای که شاید امروز هنوز نامهایش ناشناخته باشد، اما هر ست، هر امتیاز و هر مسابقه میتواند بخشی از داستان شکلگیری آن باشد.
نسلی که حالا در آستانه بزرگترین آزمون دوران نوجوانی خود قرار گرفته، تنها برای امروز بازی نمیکند. آنها برای ساختن تجربه، اعتبار و شاید جایگاهی در آینده تیم ملی ایران به میدان میروند. آینده والیبال ایران ممکن است همین حالا، در همین نسل و از همین مسابقات جهانی آغاز شده باشد.
انتهای پیام/
آیا وقت تغییر ساعت مسابقات نرسیده است؟
ایران در تابستان ۱۴۰۵ با یکی از شدیدترین چالشهای انرژی تاریخ خود مواجه است. گرمای بیسابقه و آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی، کشور را در شرایطی قرار داده که خاموشیهای برنامهریزیشده و اضطراری به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برگزاری مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران در ساعات پایانی شب، آن هم با مصرف هزاران وات انرژی برای روشنایی ورزشگاهها، پرسشهای جدی و قابل تأملی را به وجود آورده است؛ پرسشی که این یادداشت تلاش میکند به آن پاسخ دهد: چرا در بحبوحه ناترازی شدید برق، مسابقات لیگ برتر همچنان در شب برگزار میشود، در حالی که تیمها تمرینات خود را در ساعات بعدازظهر انجام میدهند و از نور طبیعی خورشید بهره میبرند؟
چالش برق؛ ابعاد و واقعیتها
واقعیت تلخ این است که شبکه برق ایران در تابستان ۱۴۰۵ با کسری تاریخی مواجه است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هشدار داده است که شکاف میان تولید و مصرف برق در ساعات اوج مصرف به ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات خواهد رسید؛ رقمی معادل حدود ۱۷ درصد از حداکثر تقاضای پیشبینیشده و تقریباً یکسوم میانگین بار برق کشور در سال ۱۴۰۳.
بر اساس این گزارش، حداکثر تأمین همزمان برق حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات برآورد شده، در حالی که تقاضای شبکه از ۸۱ هزار مگاوات فراتر خواهد رفت. این ارقام به معنای کسری نزدیک به یکپنجم ظرفیت مورد نیاز در حساسترین ساعات شبکه است.
اما این تنها بخشی از ماجراست. رئیس انجمن نیروگاهداران ایران برآورد کرده است که کسری برق در سال ۱۴۰۵ به ۲۵ هزار مگاوات، معادل یکسوم کل مصرف ملی، برسد. حملات دشمن متجاوز نیز آسیب جدی بر زیرساختهای انرژی وارد کرده است. در چنین شرایطی، زندگی روزمره میلیونها ایرانی با اختلال جدی مواجه شده و صنایع نیز با محدودیتهای گستردهای روبهرو هستند.
تمرین عصر، مسابقه شب
در شرایطی که مردم با خاموشیهای چندساعته دستوپنجه نرم میکنند و صنایع با محدودیتهای شدید مواجهاند، فوتبال ایران الگوی عجیبی را دنبال میکند. تیمهای لیگ برتری، از پرسپولیس و استقلال در تهران گرفته تا سپاهان در اصفهان و تراکتور در تبریز، تمرینات خود را در ساعات بعدازظهر برگزار میکنند و از نور طبیعی خورشید بهره میبرند؛ اما مسابقات رسمی لیگ برتر عمدتاً از ساعت ۱۹:۳۰ به بعد برگزار میشود.
این تناقض، دستکم در نگاه نخست، قابل تأمل است. اگر تمرینات تیمها در ساعات بعدازظهر امکانپذیر است و بازیکنان میتوانند در گرمای هوا تمرین کنند، چرا مسابقات رسمی را نمیتوان به ساعات روز یا عصر منتقل کرد؟
در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و تبریز که در مقایسه با شهرهای جنوبی مانند اهواز و آبادان شرایط آبوهوای نسبتاً معتدلتری دارند، برگزاری مسابقات در ساعات عصر، زمانی که هنوز نور کافی برای دستکم یک نیمه بازی وجود دارد، میتواند گزینهای عملی باشد.
البته استدلال مخالفان ممکن است بر گرمای هوا و دشواری برگزاری مسابقات در ساعات روز استوار باشد؛ استدلالی که نمیتوان آن را بهطور کامل نادیده گرفت. با این حال، وقتی تیمها در همان ساعات، تمرینات روزانه خود را انجام میدهند، این پرسش همچنان پابرجاست که آیا نمیتوان دستکم بخشی از مسابقات را با برنامهریزی دقیقتر در ساعات عصر برگزار کرد؟ بهویژه در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و تبریز که دمای هوا در ساعات عصر، در مقایسه با مناطق گرمسیر کشور، قابلتحملتر است، میتوان این گزینه را جدیتر بررسی کرد.
قرار نیست یک نسخه واحد برای تمام شهرهای ایران پیچیده شود؛ بحث بر سر استفاده از ظرفیتهای موجود و متناسبسازی زمان برگزاری مسابقات با شرایط هر منطقه است.
برق مصرفی روشنایی ورزشگاهها
روشنایی یک ورزشگاه فوتبال در شب، مصرف انرژی قابل توجهی دارد. هر پایه نورافکن ورزشگاه آزادی با توانی در حدود ۲ هزاروات کار میکند و با در نظر گرفتن دهها پایه نورافکن در اطراف زمین، مصرف برق سیستم روشنایی یک مسابقه شبانه میتواند به دهها مگاواتساعت برسد.
در شرایطی که شبکه برق کشور با کسری ۱۳ تا ۲۵ هزار مگاواتی مواجه است، هر میزان صرفهجویی، هرچند در مقیاس یک مسابقه، اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، حتی کاهش بخشی از مصرف در ساعات حساس میتواند به مدیریت بهتر بار شبکه کمک کند.
تغییر زمان آغاز مسابقات و برگزاری آنها در ساعاتی که نور خورشید همچنان کافی است، یکی از راههای ساده برای کاهش مصرف روشنایی ورزشگاههاست. اگر مسابقات از ساعت ۱۸ آغاز شوند، در بسیاری از شهرها دستکم نیمه نخست مسابقه، یعنی ۴۵ دقیقه به علاوه وقتهای تلفشده، میتواند با نور طبیعی خورشید برگزار شود و تنها نیمه دوم به روشنایی مصنوعی نیاز داشته باشد.
این تغییر، در صورت تحقق شرایط مناسب، میتواند مصرف برق مربوط به روشنایی مسابقه را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. اگر فرض کنیم تنها نیمی از زمان بازی بدون نیاز به نورافکن سپری شود، در سطح هر مسابقه صرفهجویی قابل ملاحظهای حاصل خواهد شد. با توجه به اینکه لیگ برتر ۱۸ تیم دارد و هر هفته ۹ مسابقه برگزار میشود، مجموع این صرفهجویی در طول یک فصل میتواند به رقمی چشمگیر تبدیل شود.
البته میزان دقیق صرفهجویی به نوع تجهیزات روشنایی، تعداد نورافکنها، توان واقعی مصرفی، مدت زمان روشن بودن آنها و شرایط نوری هر ورزشگاه بستگی دارد؛ اما اصل موضوع روشن است: استفاده بیشتر از نور طبیعی میتواند یکی از گزینههای کمهزینه برای کاهش مصرف برق در فوتبال باشد.
استفاده از نور روز برای صرفهجویی
در سطح جهانی نیز نمونههای متعددی از تلاش برای کاهش مصرف انرژی در ورزش وجود دارد. در آلمان، در پی بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، باشگاههای بوندسلیگا اقدامات مختلفی برای کاهش مصرف برق انجام دادند. در اشتوتگارت و برخی دیگر از ورزشگاههای بوندسلیگا، در مسابقات بعدازظهر نورافکنها خاموش میمانند تا از مصرف غیرضروری انرژی جلوگیری شود.
بایرن مونیخ نیز مدت زمان نورپردازی خارجی ورزشگاه آلیانتس آرهنا را از شش ساعت به سه ساعت در شب کاهش داد. باشگاههای اروپایی همچنین به سراغ راهکارهایی مانند محدود کردن نورپردازیهای تزئینی، استفاده از لامپهای LED با بازدهی بالاتر و حتی برگزاری مسابقات در ساعات روز رفتهاند.
نمونه جالبتر، پدیدهای است که در جریان تورنمنتهای بزرگ جهانی در کشورهایی مانند آرژانتین و برزیل مشاهده شد. زمانی که تیمهای ملی این کشورها مسابقه داشتند، مصرف برق کشور به شکل محسوسی کاهش مییافت؛ زیرا میلیونها نفر فعالیتهای روزمره خود را متوقف کرده و پای تلویزیون مینشستند.
در بازی آرژانتین مقابل مصر، تقاضای برق از بیش از ۲۲ هزار مگاوات پیش از سوت آغاز مسابقه به حدود ۲۰ هزار مگاوات در نیمه نخست کاهش یافت. مصرف برق در نیمه دوم حتی بیشتر کاهش پیدا کرد و به سطحی رسید که معمولاً در ساعات اولیه صبح مشاهده میشود. در برزیل نیز مصرف برق در جریان مسابقات تیم ملی ۱۶.۷ درصد کاهش یافت.
این پدیده نشان میدهد که مسابقات ورزشی لزوماً به معنای افزایش مصرف برق نیست و در شرایط خاص حتی میتواند با متوقف شدن بخشی از فعالیتهای صنعتی و خانگی، به کاهش مصرف کمک کند. البته در ایران، با توجه به اینکه مسابقات لیگ برتر معمولاً با حضور تماشاگران در ورزشگاه برگزار میشود، این اثر نمیتواند دقیقاً به همان شکل تکرار شود؛ اما اصل ماجرا، یعنی امکانپذیری و فواید استفاده بیشتر از ساعات روشن روز، همچنان قابل بررسی است.
ضرورت تغییر رویکرد
با توجه به ابعاد چالش برق، ضرورت بازنگری در شیوه و زمانبندی برگزاری مسابقات لیگ برتر بیش از پیش احساس میشود. پیشنهاد مشخص میتواند این باشد که ساعت آغاز بخشی از مسابقات لیگ برتر به ساعات عصر، حدود ۱۷ تا ۱۸ منتقل شود تا دستکم یک نیمه از بازی با استفاده از نور طبیعی خورشید برگزار شود.
این تغییر، بهویژه در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز، کرج و شیراز که شرایط آبوهوایی آنها در بسیاری از روزها امکان برگزاری مسابقه عصرگاهی را فراهم میکند، میتواند عملی باشد. در مقابل، برای شهرهای گرمسیر مانند اهواز و آبادان، با توجه به گرمای شدید، میتوان همچنان برگزاری مسابقات در ساعات شب را در نظر گرفت. اما این استثنا نباید به قاعدهای برای تمام کشور تبدیل شود.
همچنین فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ میتوانند با همکاری وزارت نیرو، برنامهریزی دقیقتری برای تعیین ساعت مسابقات انجام دهند؛ بهگونهای که بازیها در ساعاتی برگزار شوند که فشار بر شبکه برق کمتر است. ساعات عصر، زمانی که از شدت گرمای هوا تا حدودی کاسته شده و الگوی مصرف نیز در حال تغییر است، میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی باشد.
روزهای تعطیل نیز ظرفیت دیگری در اختیار برنامهریزان قرار میدهد. در روزهایی که فعالیتهای صنعتی کمتر است، میتوان بخشی از مسابقات را در ساعات روز برگزار کرد تا هم فشار کمتری به شبکه وارد شود و هم نیاز به استفاده طولانیمدت از نورافکنهای ورزشگاه کاهش یابد.
از سوی دیگر، باشگاهها و ورزشگاهها باید به سمت استفاده گستردهتر از سیستمهای روشنایی LED با بازدهی بالا حرکت کنند. این لامپها میتوانند تا ۸۰ درصد مصرف برق کمتری نسبت به برخی سیستمهای روشنایی سنتی داشته باشند. نصب پنلهای خورشیدی روی سقف ورزشگاهها نیز میتواند در میانمدت بخشی از برق مورد نیاز مجموعههای ورزشی را در ساعات روز تأمین کند.
البته این اقدامات به تنهایی بحران برق را حل نخواهند کرد؛ اما در شرایطی که مدیریت مصرف به یک ضرورت ملی تبدیل شده است، مجموعهای از همین تصمیمهای کوچک و کمهزینه میتواند در مجموع اثرگذار باشد.
فوتبال و مسئولیت اجتماعی
چالش کمبود برق ایران یک واقعیت تلخ و انکارناپذیر است. با کسری ۱۳ تا ۲۵ هزار مگاواتی برق در تابستان ۱۴۰۵، هر اقدامی برای کاهش مصرف میتواند به مدیریت بهتر شبکه، تأمین برق خانوارها و جلوگیری از تشدید محدودیتهای صنایع کمک کند.
در چنین شرایطی، برگزاری مسابقات لیگ برتر در ساعات شب، آن هم در حالی که بسیاری از تیمها تمرینات خود را در بعدازظهر برگزار میکنند، دستکم این پرسش را ایجاد میکند که آیا فوتبال ایران میتواند بخشی از برنامه خود را با شرایط اضطراری کشور هماهنگ کند یا خیر.
تغییر ساعت برگزاری مسابقات از شب به عصر، در مواردی که شرایط اقلیمی و امکانات ورزشگاه اجازه میدهد، اقدامی نسبتاً ساده و کمهزینه است. این تغییر به سرمایهگذاری گسترده یا تأسیسات پیچیده نیاز ندارد و میتواند با یک تصمیم مدیریتی و برنامهریزی مناسب اجرایی شود.
همانطور که در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی، باشگاههای فوتبال در مواجهه با بحران انرژی تلاش کردند سهم خود را در کاهش مصرف ایفا کنند، در ایران نیز فوتبال بهعنوان یکی از محبوبترین ورزشهای کشور، میتواند در برابر یک بحران ملی، رویکردی مسئولانهتر داشته باشد.
فوتبال همواره نماد شور، نشاط و همبستگی ملی بوده است؛ اما این شور و نشاط نباید به بهای تحمیل فشار بیشتر بر شبکه برق و زندگی روزمره مردم تمام شود. وقت آن رسیده است که سازمان لیگ، فدراسیون فوتبال و باشگاهها با نگاهی مسئولانهتر به شرایط موجود نگاه کنند و امکان تغییر ساعت برگزاری مسابقات را، دستکم در شهرها و روزهایی که چنین تغییری عملی است، جدی بگیرند.
برگزاری بازیها در ساعات عصر و استفاده حداکثری از نور طبیعی، نهتنها میتواند به کاهش مصرف برق ورزشگاهها کمک کند، بلکه فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت مسابقات و هماهنگ کردن ورزش حرفهای با شرایط عمومی کشور است.
این تصمیم شاید بهتنهایی بحران انرژی ایران را حل نکند، اما در روزهایی که هر مگاوات اهمیت دارد، گامی کوچک، کمهزینه و قابل اجرا در مسیر مدیریت مصرف و عبور از بحران خواهد بود.
انتهای پیام/
آلیسون بکر کاپیتان دوم لیورپول در فصل جدید
پایگاه خبری فوتبالی- آلیسون بکر به عنوان یکی از کاپیتان دوم لیورپول برای فصل ۲۷-۲۰۲۶ انتخاب شده است؛ تصمیمی که نشاندهنده جایگاه ویژه این دروازهبان برزیلی در رختکن قرمزهاست.
به گزارش فوتبالی، آندونی ایرائولا، سرمربی جدید لیورپول، در کنار آلیسون، جو گومز و دومینیک سوبوسلای را نیز در گروه رهبری تیم قرار داده و ویرجیل فندایک همچنان کاپیتان اصلی تیم خواهد بود.
با این حال، یک نکته جالب درباره انتخاب آلیسون وجود دارد؛ او احتمالاً در جریان مسابقات بازوبند کاپیتانی را به بازو نخواهد بست.
دلیل این موضوع به قوانین جدید لیگ برتر مربوط میشود که طبق آن، تنها کاپیتان رسمی تیم اجازه دارد در موقعیتهای مشخص مستقیماً با داور درباره تصمیمات مسابقه صحبت کند. برای یک دروازهبان، که معمولاً فاصله زیادی از محل اتفاقات دارد، اجرای چنین نقشی چندان عملی نیست.
ایرائولا در توضیح این تصمیم تأکید کرده که انتخاب آلیسون بیشتر از آنکه صرفاً یک عنوان تشریفاتی باشد، نشانه اعتماد و احترام باشگاه به شخصیت و رهبری او است. آلیسون از سال ۲۰۱۸ در لیورپول حضور دارد و در این مدت به یکی از باسابقهترین و تأثیرگذارترین بازیکنان تیم تبدیل شده است.
در واقع، خروج اندی رابرتسون که پیشتر کاپیتان دوم لیورپول بود، باعث شد ساختار رهبری تیم برای فصل جدید تغییر کند. ایرائولا تصمیم گرفته به جای انتخاب تنها یک جانشین، چند بازیکن باتجربه را در گروه رهبری قرار دهد.
آلیسون نیز طی سالهای حضورش در آنفیلد نقش مهمی در موفقیتهای بزرگ لیورپول داشته و قهرمانی در لیگ برتر، لیگ قهرمانان، جام حذفی و جام اتحادیه را تجربه کرده است. بنابراین انتخاب او بهعنوان کاپیتان دوم، بیش از هر چیز تأکیدی بر نفوذ او در رختکن است.
به این ترتیب، آلیسون شاید بازوبند را روی زمین نبندد، اما جایگاهش در ساختار رهبری لیورپول کاملاً رسمی شده است؛ دروازهبانی که حالا یکی از رهبران اصلی تیم جدید ایرائولا محسوب میشود.

آرتتا خیال رئال مادرید را راحت کرد؛ زوبیمندی فروشی نیست!

مدیر روابطعمومی سازمان لیگ: دیدار تراکتور و پرسپولیس بدون تماشاگر برگزار میشود

توافق انجام شد؛ یک بازیکن به استقلال برمیگردد

فیلم ؛ تغییرات بزرگ در داوری لیگ برتر ؛ از محدودیت گفتوگو تا توقف بازی

خلاصه بازی آرسنال 3 - کاونتری 0

