قیمت طلا امروز




 سایت فراز / ۱۴۰۵/۰۵/۰۳

میانسالی از چه سنی شروع می‌شود؟

آتلانتیک در گزارشی تازه بررسی می‌کند که «میانسالی» دقیقاً از چه سنی آغاز و در چه سنی پایان می‌یابد؛ پرسشی که پاسخ آن نه فقط به آمار امید به زندگی، بلکه به بر...
 میانسالی از چه سنی شروع می‌شود؟

تنها چیزی که هر کسی می‌تواند با اطمینان درباره میانسالی به شما بگوید این است که میانسالی در میانه زندگی قرار دارد. میانه کجاست؟ خب، بعد از آغاز است و پیش از پایان.

باشد، می‌توانیم کمی بهتر از این توضیح بدهیم: میانسالی بعد از جوانیِ بزرگسالی می‌آید، و پیش از آنچه قبلاً «پیری» می‌نامیدیم، اما حالا شاید مؤدبانه‌تر از آن با عنوان «سنین بالاتر» یا «اواخر عمر» یاد کنیم. اما اگر بخواهیم مشخص‌تر شویم و بفهمیم میانسالی دقیقاً از چه زمانی شروع می‌شود و چه زمانی پایان می‌یابد، با چالشی دلهره‌آور روبه‌رو می‌شویم.

میانگین امید به زندگی در ایالات متحده ۷۹ سال است؛ بنابراین اگر آن را نصف کنید، ۳۹.۵ سال دقیقاً نقطه میانی آماریِ زندگیِ متوسط یک آمریکایی است. اما این چیز زیادی را روشن نمی‌کند؛ میانسالی فقط یک نقطه در زمان نیست، بلکه مرحله‌ای از زندگی است. این مرحله چقدر طول می‌کشد؟ از چه زمانی شروع می‌شود؟ چه زمانی پایان می‌یابد؟ از کجا می‌توان فهمید که در آن قرار دارید؟ معلوم می‌شود اینها پرسش‌هایی بسیار حساس و محل مناقشه‌اند.

من ۳۵ ساله‌ام. آیا یک فرد ۳۵ ساله میانسال است؟ اگر از دوستانم بپرسید، سریع خواهند گفت من «هنوز جوانم»، اما همین واژه «هنوز» حاوی لحنی اطمینان‌بخش است که برای من نگران‌کننده به نظر می‌رسد. آیا یک بازنشسته ۶۶ ساله میانسال است؟ شاید، شاید هم نه—اما او قطعاً نمی‌خواهد «پیر» خطاب شود. آیا یک فرد ۲۹ ساله میانسال است؟ قطعاً نه، با این حال وال‌استریت ژورنال چند سال پیش گزارشی منتشر کرد درباره بیست‌وچندساله‌هایی که می‌گفتند احساس می‌کنند میانسال‌اند.

وقتی نظرسنجی‌کنندگان از مردم می‌پرسند میانسالی از چه زمانی آغاز می‌شود و چه زمانی پایان می‌یابد، پاسخ‌های متنوعی می‌گیرند. در یک نظرسنجی، پاسخ میانه این بود که میانسالی از ۴۰ تا ۶۰ سالگی طول می‌کشد. در نظرسنجی دیگری، یک فرد بریتانیاییِ متوسط گفت میانسالی از ۳۵ سالگی شروع می‌شود و در ۵۸ سالگی پایان می‌یابد. در همین حال، ۵۵ درصد آمریکایی‌ها فکر می‌کنند ۶۵ سالگی هنوز میانسالی است؛ و بر اساس همان گزارش ژورنال، ۲۰ درصد افراد ۲۵ تا ۳۴ ساله می‌گویند احساس می‌کنند میانسال‌اند.

اگر قرار بود کسی بتواند با اقتدار به پرسش «میانسالی چه زمانی است؟» پاسخ بدهد، من فکر می‌کردم آن فرد مارگی لاکمن باشد. او روان‌شناسی است که در دانشگاه برندایس درباره میانه زندگی پژوهش می‌کند و نویسنده کتاب تازه‌ای با عنوان «Primetime: A New Vision for Midlife» است؛ او همچنین در تمام بیش از ۳۰ سالی که مطالعه بزرگ طولیِ «میانه زندگی در ایالات متحده» یا MIDUS در جریان بوده، روی آن کار کرده است. با این حال، حتی او هم نمی‌تواند درباره اینکه میانسالی دقیقاً از چه زمانی شروع و در چه زمانی پایان می‌یابد، به یک تعریف قطعی برسد. تعریف رسمی او، در کتاب و پژوهش‌هایش، ۴۰ تا ۶۰ سالگی است، «با ۱۰ سال بالا و پایین». حتی در میان پژوهشگران هم مرز‌های میانسالی مبهم است.

لاکمن به من گفت یکی از دلایل این ابهام آن است که تصور شما از میانسالی به این بستگی دارد که خودتان اکنون چند سال دارید. هرچه افراد مسن‌تر باشند، معمولاً دیرتر فکر می‌کنند میانسالی آغاز می‌شود و دیرتر هم پایان می‌یابد. بر اساس داده‌هایی که لاکمن از MIDUS در اختیار من گذاشت، افراد در دهه ۲۰ زندگی خود، میانسالی را حدود ۳۹ یا ۴۰ سالگی شروع‌شده و در حدود ۵۳، ۵۴ یا ۵۵ سالگی تمام‌شده تعریف می‌کنند. این اعداد با هر دهه بعدی زندگی، اندکی بالاتر می‌روند. مسن‌ترین گروه در این مطالعه، یعنی افراد در دهه ۷۰ زندگی، می‌گویند میانسالی حدود ۴۸ یا ۴۹ سالگی آغاز می‌شود و بین ۶۲ تا ۶۵ سالگی پایان می‌یابد.

احتمالاً بخش زیادی از این مسئله به سن‌گرایی برمی‌گردد. در فرهنگی که شیفته جوانی است، منطقی است که مردم بخواهند تا جای ممکن خود را جوان بدانند. لاکمن در کتاب «Primetime» می‌نویسد که دریافته بسیاری از افراد در اوایل دهه ۴۰ زندگی «فعالانه در برابر این ایده مقاومت می‌کنند که میانسال شده‌اند»، و بسیاری از افراد در اواخر دهه ۶۰ یا دهه ۷۰ «اصرار دارند که هنوز میانسال‌اند». در واقع، پژوهش‌ها نشان می‌دهد هرچه کسی مسن‌تر باشد، دیرتر هم فکر می‌کند پیری آغاز می‌شود؛ و خود میانسالی هم مشکل برندینگ خاص خودش را دارد: چیپ کانلی—بنیان‌گذار «Modern Elder Academy»، نهادی که کارگاه‌هایی برای بهره‌بردن هرچه بیشتر از میانه زندگی برگزار می‌کند، و نویسنده کتاب «Learning to Love Midlife» —به من گفت: «کلمه شماره یک که به میانه زندگی چسبیده، بحران است.» این پیوند همچنان پابرجاست، با وجود شواهدی که نشان می‌دهد بحران میانسالی عمدتاً یک افسانه است.

علاوه بر این، خودِ ظاهرِ پیری هم در حال تغییر است. چهره‌های مشهور برای حفظ یا بازگرداندن چهره جوان، جراحی زیبایی، بوتاکس و فیلر انجام می‌دهند—و نسبت به گذشته آشکارتر هم درباره آن حرف می‌زنند—و این موضوع بیش از پیش برداشت ما از مراحل زندگی را پیچیده می‌کند. این‌که بگوییم کریس جنر ۷۰ ساله «پیر» است، عجیب به نظر می‌رسد، وقتی بعد از لیفت صورتِ بسیار خبرسازش، پوست صورتش آن‌قدر کشیده شده که به‌سختی می‌توان حتی یک چین‌وچروک را تشخیص داد. حتی چهره آدم‌های عادی که هیچ کار زیبایی انجام نمی‌دهند هم به‌طور کلی کندتر پیر می‌شود؛ نشریه The Cut گزارش داده، چون در مجموع، مردم کمتر از گذشته سیگار می‌کشند و بیشتر ضدآفتاب استفاده می‌کنند. رتینولِ کاهنده چین‌وچروک در قالب کرم، ژل و سرم به‌طور گسترده در هر داروخانه‌ای در دسترس است. ضدپیری حالا چنان به بخشی عادی از روتین‌های زیبایی تبدیل شده که حتی برخی کودکان هم از محصولاتی برای پیشگیری از چین‌وچروک استفاده می‌کنند؛ چین‌وچروک‌هایی که هنوز اصلاً به آن نزدیک نشده‌اند.

این تنها عاملی نیست که خط‌کش‌های پیری ما را عقب می‌برد. بسیاری از نقاط عطفی که مردم زمانی برای تعریف بزرگسالی به کار می‌بردند—ازدواج، خانه‌دار شدن، بچه‌دار شدن—دیرتر در زندگی رخ می‌دهند، اگر اصلاً رخ بدهند. با توجه به پیوندی که میانسالی با مسئولیت دارد، شاید مردم تا زمانی که به شکلی درگیر و مقید نشده باشند، احساس میانسالی نمی‌کنند. در واقع، برخی از همان بیست‌وچندساله‌هایی که گفتند احساس می‌کنند میانسال‌اند، دلیلش را پدر و مادر شدن یا پذیرفتن مسئولیت‌های بزرگ کاری در سن پایین عنوان کرده‌اند.

عاملی دیگر که تعریف میانسالی را پیچیده می‌کند، این واقعیت است که مردم طولانی‌تر زندگی می‌کنند؛ و هرچه چنین می‌کنند، کیفیت زندگی‌شان در سال‌های پایانی، بسته به محدودیت‌های جسمی و شناختی‌شان متفاوت خواهد بود. لاکمن گفت، چون فرهنگ آمریکایی نگاه بسیار منفی‌ای به معنای «پیر» بودن دارد—همه‌اش درد و رنج و فراموش کردن اینکه کلید ماشین را کجا گذاشته‌اید—اگر کسی در حال افزایش سن باشد و احساس خوبی داشته باشد، ممکن است با خود بگوید: من که نمی‌توانم پیر باشم، چون هر کاری را که می‌خواهم انجام می‌دهم؛ و اگر احساس پیری نکند، ممکن است همچنان تا دهه ۶۰ زندگی و فراتر از آن، خود را میانسال بداند.

بخوانید: شکاف گیج‌کننده میان این‌که چند سال دارید و فکر می‌کنید چند ساله‌اید

افزایش طول عمر یکی از دلایلی است که کانلی میانسالی را مرحله‌ای بسیار طولانی از زندگی می‌بیند. او معتقد است میانسالی از ۳۵ تا ۷۵ سالگی ادامه دارد و سه مرحله دارد: «اوایل میانه زندگی» از ۳۵ تا ۵۰ سالگی؛ «هسته میانه زندگی» از ۵۰ تا ۶۰ سالگی؛ و «اواخر میانه زندگی» از ۶۰ تا ۷۵ سالگی. هرچند ۷۵ سالگی ممکن است با توجه به اینکه متوسط طول عمر آمریکایی‌ها ۷۹ سال است، کمی دور از ذهن به نظر برسد، کانلی اشاره کرد که «به دلایل ریاضی»، هرچه کسی بیشتر زندگی کرده باشد، احتمالاً بیشتر هم زندگی خواهد کرد. یعنی ۷۹ یک میانگین است که همه مرگ‌ها را در همه سنین در نظر می‌گیرد؛ و اگر شما به ۶۵ سالگی برسید، از بسیاری از چیز‌هایی که ممکن بود در سنین پایین‌تر شما را کشته باشند، جان سالم به در برده‌اید. بر اساس داده‌های اداره تأمین اجتماعی آمریکا، امید به زندگی یک آمریکایی ۶۵ ساله در واقع برای مردان ۸۳ سال و برای زنان ۸۶ سال است؛ و من کسی را ندیده‌ام که تلاش کند ادعا کند یک فرد هشتاد و چند ساله هنوز میانسال است.

لاکمن با خوش‌رویی با من همراهی کرد، در حالی که من روی اعداد وسواس پیدا کرده بودم، اما واقعاً این شیوه دلخواه او برای تعریف میانسالی نیست. او به من گفت: «سن تقویمی، جز این‌که بگوید کسی چه مدت زندگی کرده، چیز زیادی درباره او به شما نمی‌گوید.» او ترجیح می‌دهد میانسالی را بر اساس نقش‌هایی ببیند که افراد در زندگی و در اجتماع خود بر عهده می‌گیرند. از نظر او، میانسال بودن یعنی واقعاً در میانه بودن—این‌که هم افرادی جوان‌تر از شما و هم افرادی مسن‌تر از شما برای کمک و راهنمایی به شما نگاه کنند. این ممکن است به این معنا باشد که شما عضوی از «نسل ساندویچی» هستید: هم از فرزندان مراقبت می‌کنید و هم کم‌کم از والدین سالمند حمایت می‌کنید. یا ممکن است به این معنا باشد که در محل کارتان یک رهبر هستید، به همکاران جوان‌تر مشاوره می‌دهید و همکاران مسن‌تر هم روی شما حساب می‌کنند. لاکمن گفت: «در میانه زندگی، به‌طور کلی بیشتر از آن‌که بگیرید، می‌دهید.»

این تعریف از میانه زندگی هم مرز‌های مبهمی دارد، چیزی که خود لاکمن به‌راحتی به آن اذعان می‌کند. اما با وجود همین ابهام درباره این‌که میانسالی واقعاً چه زمانی است، هم او و هم کانلی معتقدند این اصطلاح مفید است. لاکمن گفت: «فکر می‌کنم در میانه هر چیزی بودن، نقطه‌ای واقعاً معنادار است. فرصتی عالی است برای این‌که به پشت سر نگاه کنید و به جلو هم نگاه کنید.»

در این نقطه از جست‌وجوی من برای تعریف میانسالی، کمی داشتم کنترل را از دست می‌دادم. اگر بخواهید خیلی دقیق باشید، زندگی در واقع فقط یک آغاز و یک پایان دارد و باقیِ آن همه‌اش میانه است. پس یک کودک ۲ ساله هم می‌تواند میانسال باشد. یک فرد ۹۰ ساله هم می‌تواند میانسال باشد. همه ما میانسال به دنیا می‌آییم و بعد می‌میریم.

شوخی کردم. در نهایت، شاید بهتر باشد میانسالی را بیش از آن‌که یک نقطه چرخش روشن بدانیم، احساسی بدانیم که آرام‌آرام به سراغ آدم می‌آید. هیچ عامل واحدی آن را ایجاد نمی‌کند، هرچند والد بودن، مراقبت از دیگران یا مسئولیت‌های دیگر می‌توانند به آن دامن بزنند. این دوره‌ای از زندگی است که اغلب هم‌زمان هم فرساینده است و هم رضایت‌بخش: زمانی که آن‌قدر زندگی کرده‌اید که درس‌هایی آموخته باشید، و در عین حال هنوز زمان زیادی پیش رو دارید تا تغییراتی ایجاد کنید. این شاید دقیق باشد، اما هنوز برای من رضایت‌بخش نیست. من اعداد را می‌خواهم؛ بنابراین از لاکمن پرسیدم: اگر مجبور باشید انتخاب کنید، میانسالی از چه زمانی شروع می‌شود و چه زمانی پایان می‌یابد؟ او گفت: «۴۵ تا ۶۵.» پس این هم پاسخ. اگر کسی بپرسد، من رسماً «هنوز جوانم» برای ۱۰ سال دیگر.



۲ ساعت قبل / سایت نورنیوز

افراد مُسن‌تر احساس پشیمانی کمتری دارند

نورنیوز-گروه اجتماعی: محققان گزارش دادند که افراد مسن‌تر وقتی به اشتباهات گذشته و فرصت‌های از دست رفته فکر می‌کنند، ناامیدی کمتری را تجربه می‌کنند.

محققان دریافتند که افراد مسن‌تر همچنین پشیمانی‌های اخیر کمتری را نسبت به بزرگسالان جوان‌تر گزارش می‌کنند.

«جولیا نولته»، محقق اصلی و استادیار روانشناسی اقتصادی در دانشگاه تیلبورگ هلند، در یک نشست خبری گفت: «پشیمانی، احساس فوق‌العاده شایعی است. تقریباً همه ما در زندگی شخصی و حرفه‌ای خود پشیمانی‌های بزرگی را تجربه می‌کنیم- از ازدواج با فرد نامناسب گرفته تا تمام نکردن دانشگاه.»

او افزود: «خبر خوب این است که برای بسیاری از ما، به نظر می‌رسد احساس پشیمانی با افزایش سن کمرنگ تر می‌شود.»

برای مطالعه جدید، محققان ۹۰ بزرگسال آمریکایی بین۲۱ تا ۸۹ سال را مورد بررسی قرار دادند و از آنها خواستند تا حداکثر پنج پشیمانی از سال گذشته و پنج پشیمانی بلندمدت را فهرست کنند.

سپس تیم از شرکت‌کنندگان خواست تا بر مهم‌ترین پشیمانی بلندمدت و اخیر خود تمرکز کنند و آنها را با جزئیات توصیف و رتبه‌بندی کنند. رتبه‌بندی‌ها شامل عواملی مانند مدت زمان وقوع آنها، احساساتی که برانگیخته شده بودند و آنچه می‌توان برای مدیریت پشیمانی انجام داد، بود.

نتایج نشان داد که بزرگسالان مسن‌تر پشیمانی‌های اخیر کمتر و با شدت عاطفی کمتری را گزارش کردند.

محققان دریافتند که آنها همچنین بیشتر از اینکه از انجام یک اقدام اشتباه پشیمان شوند، بیشتر از "فرصت‌های از دست رفته" پشیمان بودند.

نولت گفت: «هنوز دقیقاً مشخص نیست که چرا پیری نحوه تجربه پشیمانی افراد را تغییر می‌دهد، یا اینکه آیا این تفاوت‌ها منعکس کننده تغییرات نسلی است تا تفاوت‌های سنی.»

نولت گفت: «تحقیقات آینده همچنین ممکن است بررسی کند که آیا افراد جوان‌تر و مسن‌تر به دلایل و اهداف روانشناختی یکسانی پشیمانی را تجربه می‌کنند یا خیر.»


۶ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

سندرم پساکنکور؛ وقتی آزمون تمام می‌شود، اما اضطراب جمعی نه

«آرمان امروز» در گفت‌وگو با دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی گزارش می‌دهد؛

آرمان امروز : کنکور در شرایطی برگزار شد که برای بخش بزرگی از جامعه ایران، تنها یک آزمون چندساعته بلکه یک رویداد اجتماعی است که ماه‌ها بر زندگی دانش‌آموزان، خانواده‌ها و حتی فضای عمومی جامعه سایه می‌اندازد. اما پایان آزمون لزوماً به معنای پایان اضطراب نیست. برای بسیاری از داوطلبان، درست از لحظه‌ای که از حوزه امتحان خارج می‌شوند، مرحله تازه‌ای آغاز می‌شود؛ مرحله‌ای سرشار از انتظار، ابهام، مرور مداوم پاسخ‌ها و نگرانی از آینده. دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی، این تجربه را با مفهوم پیشنهادی «سندرم پساکنکور» صورت‌بندی می‌کند؛ مفهومی که قرار نیست یک اختلال بالینی تلقی شود، بلکه تلاشی برای توضیح یک وضعیت اجتماعی و روانی جمعی در فاصله میان پایان آزمون و روشن شدن آینده داوطلبان است. او در گفت وگو با «آرمان امروز» می گوید: «در حافظه جمعی جامعه ایران، کنکور مدت‌هاست از یک آزمون آموزشی فراتر رفته و به یکی از مهم‌ترین نقاط عطف زندگی نوجوانان تبدیل شده است. خانواده‌ها برای آن برنامه‌ریزی می‌کنند، دانش‌آموزان ماه‌ها زندگی خود را حول آن سامان می‌دهند و حتی روابط اجتماعی و سبک زندگی آنان تحت تأثیر این رویداد قرار می‌گیرد.» از نگاه حمید مستخدمین حسینی، همین گستردگی باعث شده است که کنکور را نتوان صرفاً از منظر یک آزمون استاندارد آموزشی بررسی کرد.

وی در تحلیل خود تأکید می‌کند که صدها هزار جوان ایرانی، در ماه‌های منتهی به کنکور، در شرایطی شبیه یک «حالت جنگی» زندگی می‌کنند؛ حالتی که از یک سو تحت تأثیر شرایط بیرونی، از جمله تنش‌های اقتصادی و اجتماعی و از سوی دیگر ناشی از فشار درونی برای تمرکز، رقابت، نظم و رسیدن به یک هدف مشخص است. در چنین شرایطی، زندگی فرد به شکل فشرده‌ای حول یک پروژه واحد سازمان پیدا می‌کند: موفقیت در کنکور. به تعبیر این پژوهشگر، زندگی داوطلب در این دوره معمولاً سه رکن اساسی دارد: هدف روشن، برنامه خطی و پاداش آنی. هدف، قبولی در رشته یا دانشگاه مورد نظر است؛ برنامه خطی نیز مجموعه‌ای از ساعت‌های مشخص برای مطالعه، مرور و آزمون را شامل می‌شود و پاداش آنی، احساس موفقیتی است که پس از پاسخ درست به یک تست یا مشاهده پیشرفت در آزمون‌های آزمایشی ایجاد می‌شود. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که آزمون تمام می‌شود و این سه ستون ناگهان فرو می‌ریزند.

مستخدمین حسینی برای توضیح این وضعیت، مفهوم «سندرم پساکنکور» را پیشنهاد می‌کند؛ موقعیتی اجتماعی در دوره گذار که در آن نقش قبلی فرد، یعنی «داوطلب کنکور»، به پایان رسیده، اما نقش بعدی او هنوز شکل نگرفته است. جوان دیگر درگیر برنامه فشرده مطالعه نیست، اما هنوز دانشجو نشده؛ نتیجه آزمون مشخص نشده و مسیر بعدی زندگی نیز به طور کامل قابل مشاهده نیست. این فاصله، همان نقطه‌ای است که می‌تواند اضطراب را از شکل قبلی خود خارج و وارد مرحله‌ای تازه کند. در اینجا باید تأکید کرد که «سندرم پساکنکور» از نگاه این پژوهشگر، یک تشخیص پزشکی یا روان‌شناختی نیست. این مفهوم، بیشتر یک صورت‌بندی جامعه‌شناختی و اکتشافی برای توصیف تجربه‌ای جمعی است؛ تجربه‌ای که می‌تواند در آینده موضوع پژوهش‌های دقیق‌تر قرار گیرد. یکی از نخستین تغییرات پس از کنکور، از بین رفتن ناگهانی هدفی است که ماه‌ها زندگی فرد را سامان داده بود. داوطلبی که تا روز آزمون می‌دانسته صبح چه ساعتی بیدار شود، چه درس‌هایی بخواند، چه زمانی تست بزند و چه زمانی استراحت کند، ناگهان با حجم بزرگی از زمان آزاد مواجه می‌شود.

این فراغت اما لزوماً آرامش‌بخش نیست

به گفته مستخدمین حسینی، مسئله این است که فراغت پس از کنکور برخلاف تعطیلات معمولی، اغلب فراغتی انتخاب‌شده نیست؛ بلکه حاصل پایان یافتن یک اجبار طولانی‌مدت است. فرد ماه‌ها با ساختاری مشخص زندگی کرده و ناگهان آن ساختار از بین رفته است. بنابراین حتی تماشای فیلم، خوابیدن، سفر یا حضور در فضای مجازی ممکن است نتواند احساس رضایت واقعی ایجاد کند. در کنار این خلأ، سایه سنگین نتیجه نیز باقی می‌ماند. داوطلب حتی زمانی که دیگر کتاب و تستی در مقابل خود ندارد، همچنان با سؤال‌های آزمون زندگی می‌کند. سؤال‌ها دوباره در ذهنش مرور می‌شوند؛ پاسخ‌ها زیر و رو می‌شوند و پرسش‌هایی مانند «اگر گزینه دیگری را می‌زدم چه می‌شد؟» یا «نکند سؤال ساده‌ای را اشتباه پاسخ داده باشم؟» بارها تکرار می‌شوند. به این ترتیب، آزمون اگرچه در محیط بیرونی پایان یافته، اما در ذهن فرد همچنان ادامه دارد.

مستخدمین حسینی این وضعیت را به نوعی «درونی‌سازی نظام ارزشیابی» مرتبط می‌داند و می افزاید: «یعنی نظام ارزیابی که ابتدا بیرونی بوده، به تدریج به صدایی درونی تبدیل می‌شود که حتی در زمان استراحت نیز فرد را ارزیابی می‌کند. در نتیجه، داوطلب نمی‌تواند به سادگی خود را از فضای کنکور خارج کند. یکی دیگر از ابعاد مهم این تجربه، فشار اجتماعی برای پاسخ‌گویی است. نتیجه کنکور برای بسیاری از خانواده‌ها صرفاً یک مسئله شخصی نیست. والدین، اقوام، دوستان، معلمان و حتی شبکه گسترده‌تری از اطرافیان درباره نتیجه سؤال می‌کنند و همین امر باعث می‌شود داوطلب احساس کند نه فقط در برابر آینده خود، بلکه در برابر انتظارات دیگران نیز مسئول است. پرسش ساده‌ای مانند «چه رتبه‌ای می‌آوری؟» می‌تواند در چنین شرایطی معنایی فراتر از کنجکاوی داشته باشد. برای جوانی که هنوز نتیجه را نمی‌داند، این پرسش ممکن است به یادآوری مداوم مسئولیتی تبدیل شود که احساس می‌کند باید درباره آن به دیگران پاسخ بدهد. از همین‌جا، «برزخ انتظار» شکل می‌گیرد؛ وضعیتی که به اعتقاد این پژوهشگر، یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های پساکنکور است. داوطلب نه در گذشته زندگی می‌کند و نه هنوز وارد آینده شده است. دوران مطالعه تمام شده، اما فصل بعدی زندگی آغاز نشده است. او نه دیگر دانش‌آموز کنکوری دیروز است و نه هنوز دانشجوی فردا. همین تعلیق می‌تواند احساس بلاتکلیفی و بی‌جهتی ایجاد کند.»

تعلیق هستی شناختی موقت

مستخدمین حسینی این شرایط را نوعی «تعلیق هستی‌شناختی موقت» توصیف می‌کند؛ دوره‌ای که هویت، نقش اجتماعی و افق زمانی فرد همزمان دچار تعلیق شده‌اند. در این وضعیت، فرد ممکن است حتی برای فعالیت‌های ساده روزمره نیز احساس هدف مشخصی نداشته باشد. پیامد دیگر این شرایط، بازگشت اضطراب‌هایی است که در ماه‌های قبل در قالب مطالعه و آزمون کنترل می‌شدند. تا پیش از کنکور، اضطراب داوطلب دست‌کم یک موضوع مشخص داشت: درصد، رتبه و قبولی. اما پس از آزمون، دامنه نگرانی می‌تواند گسترده‌تر شود و پرسش‌هایی درباره آینده تحصیلی، شغل، درآمد و معنای زندگی را نیز در بر بگیرد. به همین دلیل ممکن است در این دوره نوسان‌های خلقی نیز بیشتر شود؛ از احساس رهایی و شادی ناشی از پایان آزمون تا نگرانی ناگهانی و حتی پشیمانی از پاسخ‌هایی که در جلسه داده شده‌اند. در چنین شرایطی، برخی جوانان برای فرار از خلأ به سرگرمی‌های افراطی پناه می‌برند. ساعت‌ها حضور در فضای مجازی، اسکرول بی‌هدف، خواب نامنظم، پرخوری هیجانی یا حتی فاصله گرفتن از جمع می‌تواند تلاش فرد برای پر کردن زمان و فرار از افکار مزاحم باشد. اما این رفتارها در بسیاری از موارد صرفاً «مشغول بودن» ایجاد می‌کنند و الزاماً احساس معنا یا رضایت به همراه ندارند.

در نهایت، آنچه مفهوم «سندرم پساکنکور» برجسته می‌کند، این است که جامعه برای رسیدن به هدف برنامه دارد، اما گاهی برای فاصله پس از هدف برنامه‌ای ندارد. نوجوان را ماه‌ها برای یک روز آماده می‌کنیم، اما برای روزهای پس از آن، یعنی زمانی که باید با انتظار، نتیجه، شکست احتمالی یا حتی موفقیت کنار بیاید، آمادگی کافی ایجاد نمی‌کنیم. مستخدمین بر همین اساس معتقد است مسئله را نباید فقط به ضعف فردی یا اضطراب شخصی نسبت داد. اگر جوان پس از پایان کنکور احساس خلأ، بلاتکلیفی و اضطراب می‌کند، بخشی از این تجربه به ساختار اجتماعی بازمی‌گردد؛ ساختاری که برای موفقیت یک تعریف محدود و برای دوران گذار پس از آن، طرح مشخصی ارائه نکرده است. در چنین شرایطی، راه‌حل نیز صرفاً در توصیه‌های فردی خلاصه نمی‌شود. باید خانواده، مدرسه، رسانه و نهادهای فرهنگی درباره این دوره گذار مسئولیت بیشتری بپذیرند و برای آن «پل‌های معنایی» ایجاد کنند.

دکتر حمید مستخدمین حسینی، پژوهشگر جامعه‌شناسی درمانی:

از منظر جامعه‌شناسی درمانی، بنابراین نباید همه بار این مسئله را بر دوش خود جوان گذاشت. اینکه به داوطلب گفته شود «نگران نباش»، «به نتیجه فکر نکن» یا «خودت را سرگرم کن»، پاسخ کاملی به مسئله نیست. پرسش اصلی باید متوجه ساختارهایی باشد که این جوان را در چنین موقعیتی قرار داده‌اند. خانواده یکی از مهم‌ترین این ساختارهاست. خانواده‌ها می‌توانند با تغییر زبان خود، بخشی از فشار را کاهش دهند. به جای آنکه نخستین سؤال پس از کنکور «چند درصد زدی؟» یا «فکر می‌کنی چه رتبه‌ای می‌آوری؟» باشد، می‌توان پرسید: «حالت چطور است؟» یا «این چند ماه بر تو چه گذشت؟» همین تغییر کوچک می‌تواند پیام مهمی به نوجوان منتقل کند: ارزش تو به نتیجه یک آزمون وابسته نیست. مدرسه نیز نباید پس از برگزاری کنکور، دانش‌آموز را رها کند. مدارس می‌توانند برای روزها و هفته‌های پس از آزمون، برنامه‌های مشاوره‌ای طراحی کنند؛ برنامه‌هایی با محور مدیریت انتظار، بازتعریف هویت، گفت‌وگو با خانواده و ترسیم مسیرهای جایگزین. رسانه‌ها نیز در این میان نقش مهمی دارند. اگر فضای رسانه‌ای تنها بر رتبه‌های برتر، درصدهای بالا و قبولی در رشته‌های خاص متمرکز شود، عملاً نظام ارزش‌گذاری مبتنی بر عدد و رتبه را تقویت خواهد کرد. در مقابل، توجه به تلاش، تاب‌آوری، مسیر زندگی و تجربه‌های متنوع موفقیت می‌تواند نگاه جامعه را از «نتیجه‌محوری» به «فرآیندمحوری» نزدیک‌تر کند.


۹ ساعت قبل / سایت انصاف نیوز

بسیاری از زنان ایرانی از رابطه جنسی لذت نمی برند؟ | انصاف نیوز

اختلالات جنسی در ایران بیش از آنچه تصور می‌شود شایع است؛ تازه‌ترین بررسی‌ها نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان دچار اختلال نعوظ و حدود یک‌سوم زنان با مشکلاتی مانند کاهش میل جنسی، اختلال در ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی مواجه‌اند. این آمار زنگ خطری است برای نیاز به آموزش‌های جنسی متناسب با فرهنگ کشور و توجه بیشتر مسئولان به سلامت جنسی جامعه.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از International Journal of Preventive Medicine یک مطالعه جدید نشان می‌دهد بیش از نیمی از مردان ایرانی (۵۶ درصد) به اختلال نعوظ مبتلا هستند، و در زنان نیز اختلالات جنسی از جمله کاهش میل جنسی و درد هنگام رابطه جنسی بسیار شایع است.

این بررسی که با جمع‌آوری و تحلیل نتایج ۱۹ مطالعه انجام شده، وضعیت اختلالات جنسی در ایران را بین سال‌های ۱۹۹۰ تا ۲۰۱۳ مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیقات، بیش از ۲ هزار مرد و ۴ هزار زن مورد مطالعه قرار گرفتند.

نتایج نشان می‌دهد که در زنان ایرانی، حدود ۳۵ درصد از زنان در جامعه عمومی دچار کاهش میل جنسی هستند و این میزان در زنانی که به دنبال درمان بوده‌اند تا ۶۶ درصد افزایش یافته است. همچنین حدود یک‌سوم زنان در هر دو گروه از اختلال در رسیدن به ارگاسم و درد هنگام رابطه جنسی رنج می‌برند.

نتایج کلیدی مطالعه: در مردان، اختلال نعوظ با شیوع حدود ۵۶ درصد، شایع‌ترین اختلال جنسی بود. در زنان، اختلال کمبود میل جنسی (HSDD) در گروه مراجعه‌کنندگان به درمان حدود ۶۶ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۵ درصد گزارش شد. اختلال تحریک جنسی در زنان نیز در گروه درمانی حدود ۶۰ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۳۴ درصد بود. اختلال اوج لذت جنسی در زنان تقریباً در هر دو گروه حدود ۳۵ درصد شیوع داشت. همچنین، اختلال درد جنسی در زنان، در گروه مراجعه‌کنندگان حدود ۳۵ درصد و در جمعیت عمومی حدود ۲۰ درصد گزارش شد.

محققان معتقدند که نرخ کلی اختلالات جنسی در ایران مشابه آمار جهانی است، اما میزان اختلال در رسیدن به ارگاسم در زنان ایرانی دو برابر میانگین جهانی گزارش شده است.

این نتایج نشان‌دهنده نیاز مبرم به برنامه‌های آموزش جنسی متناسب با فرهنگ ایران و همچنین انجام تحقیقات بیشتر در این حوزه است. کارشناسان تاکید دارند که پرداختن به این موضوعات می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و روابط زناشویی کمک شایانی کند.

انتهای پیام




 دفترچه سوالات کنکور ریاضی و علوم انسانی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه سوالات
۱۶ ساعت قبل / روزنامه شرق

دفترچه سوالات کنکور ریاضی و علوم انسانی ۱۴۰۵ منتشر شد + لینک دانلود دفترچه سوالات

سازمان سنجش آموزش کشور دفترچه سوالات آزمون‌های علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی ۱۴۰۵ را منتشر کرد.

 ۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست
۶ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

۵۰ بیمار پروانه‌ای روی صندلی دندانپزشکی | وقتی یک ویزیت ساده، برای بیمار پروانه‌ای ساده نیست

برای بسیاری از مردم، مراجعه به دندانپزشک اتفاقی عادی در زندگی روزمره است؛ اما برای خانواده‌ای که با ای‌بی زندگی می‌کند، پیدا کردن دندانپزشکی که بیماری را بشناسد، شرایط جسمی بیمار را درک کند و درمان را با احتیاط پیش ببرد، می‌تواند به یکی از دغدغه‌های جدی تبدیل شود.

 چرا عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟
۲۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

چرا عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان شیوع پیدا کرده است؟

معاون بهداشت وزارت بهداشت درباره علل وجود عفونت‌های تنفسی در فصل تابستان و همچنین بالاتر بودن برخی استان‌ها از آستانه هشدار، توضیحاتی ارائه داد.

 روباه مهربانِ فلات ایران
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

روباه مهربانِ فلات ایران

تصویری از روباه مهربان فلات ایران را ملاحظه می‌نمایید.

 آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

آزمون گروه‌های ریاضی و انسانی در سلامت کامل برگزار شد

آزمون سراسری پذیرش دانشجو - معلم سال ۱۴۰۵ در گروه‌ آزمایشی علوم ریاضی و فنی و علوم انسانی صبح روز جمعه ۳۰ مرداد ماه با رقابت بیش از ۴۶۰ هزار متقاضی در سلامت و آرامش کامل برگزار شد.

 زباله‌های چندساله در جاده اسالم ـ خلخال | طبیعت در محاصره پسماند + ویدئو
۱۰ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

زباله‌های چندساله در جاده اسالم ـ خلخال | طبیعت در محاصره پسماند + ویدئو

تصاویر انباشت زباله و جاری شدن شیرابه در جاده گردشگری اسالم ـ خلخال، بار دیگر مسئله رهاسازی پسماند در طبیعت گیلان را به صدر اخبار آورده است؛ زباله‌هایی که به گفته بخشدار اسالم، بخشی از آنها حاصل سال‌ها رهاسازی پسماند در بالادست است و حالا خطر آلودگی چشمه‌ها و آسیب به اکوسیستم منطقه را افزایش داده.