
به گزارش فارن پالیسی، ایران در برابر دو مورد از قدرتمندترین ارتشهای جهان ایستادگی کرده، موضع خود را در موضوع هستهای حفظ کرده و به حمایت از نیروی نیابتی خود در لبنان ادامه داده است. اما اگر این امر نشاندهنده یک پیروزی باشد، با در نظر گرفتن ابعاد اقتصادی، پیروزی بسیار پرهزینهای (پیروزی پیریک) به شمار میرود.
ایران با خسارتهای سرسامآوری در زیرساختهای نظامی و اقتصاد خود مواجه شده است. تورم به شدت افزایش یافته، ریال ایران سقوط کرده، نرخ بیکاری بالا است و محاصره نظامی آمریکا تجارت ورودی و خروجی کشور را تهدید میکند.
مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، اخیراً گفت: «دشمن فهمیده است که نمیتواند ملت ایران را از طریق حملات نظامی به تسلیم وادارد. اقتصاد و معیشت مردم، مهمترین جبهه در مقابله با دشمن است.» آنچه شبیه به خودستایی به نظر میرسد، میتواند به عنوان یک هشدار تلقی شود. ایالات متحده و اسرائیل نتوانستهاند ایران را به تسلیم نظامی وادار کنند. اما این پرسش همچنان پابرجا است که ایران چگونه خسارتهای اقتصادی فلجکننده خود را مدیریت خواهد کرد.
دشمنان ایران آشکارا امیدوارند که فشارهای اقتصادی در نهایت دولت ایران را مجبور به دادن امتیازات اساسی در مذاکرات کند ــ یا حتی به شورشی منجر شود که حکومت را سرنگون سازد. با این حال، این احتمال وجود دارد که تداوم جنگ برای آمریکا و اسرائیل نتیجه معکوس در پی داشته باشد و موضع حکومت را در بستر یک اقتصاد ضعیفشده تقویت کند.
ایران از زمان آغاز جنگ متحمل صدها میلیارد دلار خسارت شده است، هرچند که درباره ابعاد دقیق این خسارتها اختلافنظر وجود دارد. در ماه آوریل، دولت ایران خسارتها را ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام کرد، در حالی که «بنیاد دفاع از دموکراسیها» در واشنگتن این میزان را ۱۴۴ میلیارد دلار تخمین زد ــ با دامنهای که از ۵۰ میلیارد تا ۳۰۰ میلیارد دلار را شامل میشود. غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار ایران در ماه آوریل گفت که بیش از یک میلیون شغل در نتیجه جنگ از دست رفته است، در حالی که یک اقتصاددان ایرانی این رقم را به ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر افزایش داد که تقریباً معادل نیمی از نیروی کار ایران است. خسارت دقیق هرچه که باشد، آمار و ارقام بسیار نگرانکننده هستند.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، با عبارات مطلقتری سخن میگوید و ادعا میکند که نیروی دریایی و هوایی ایران به طور کامل نابود شدهاند. ترامپ در اواخر ماه مه به فاکس نیوز گفت: «نیروی دریایی آنها کاملاً از بین رفته است ــ ۱۰۰ درصد. نیروی هوایی آنها کاملاً نابود شده است ــ ۱۰۰ درصد.»
تحقیق بیبیسی در ماه ژوئن تأیید کرد که بیش از ۵۰ سایت نظامی در سراسر ایران آسیب دیدهاند، از جمله پایگاههای هوایی، تجهیزات نیروی دریایی و مجتمعهای متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
نزدیک به یکپنجم از پایه صنعتی ایران آسیب دیده است و بازسازی قطبهای پتروشیمی در ماهشهر و عسلویه ممکن است بیش از یک دهه به طول انجامد. ریال ایران که پیش از این نیز به دلیل سالها تحریم ضعیف شده بود، در ماه آوریل به رکورد بیسابقه ۱.۹ میلیون ریال در برابر هر دلار آمریکا سقوط کرد. بر اساس دادههای منتشر شده توسط خبرگزاری فارس، تا ماه ژوئن قیمت کالاهای مصرفی بیش از ۸۸ درصد افزایش یافته بود.
این شوک اقتصادی شدید است، اما ایران با چنین بحرانهایی بیگانه نیست. حسن روحانی، رئیسجمهور وقت ایران، در سال ۲۰۲۰ اعلام کرده بود که تحریمها ۱۵۰ میلیارد دلار به ایران خسارت وارد کرده است.
اظهارات ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، نشان میدهد که هر دو طرف مداخله نظامی را راهی برای ترغیب ایرانیها به بازگشت به خیابانها و احتمالاً سرنگونی حکومت با حمایت هوایی آمریکا و اسرائیل میدیدند. اما این اتفاق رخ نداد. حتی کسانی که با حکومت مخالف بودند نیز از بمباران دانشگاههای خود حمایت نکردند و از تهدید ترامپ مبنی بر نابودی تمدن خود و کنترل منابع نفتی کشورشان خرسند نشدند. بمباران یک مدرسه دخترانه در اوایل جنگ، که تحقیقات اولیه مسئولیت آن را متوجه واشنگتن میداند، هرگونه احتمال شورش مردمی به شکلی که حمایتی از ایالات متحده تلقی شود را از بین برد.
با وخیمتر شدن بحران اقتصادی، ایالات متحده و اسرائیل بار دیگر در این اندیشهاند که آیا این وضعیت میتواند دولت را متزلزل کند، هرچند که اهداف نهایی متفاوتی را دنبال میکنند.
بتسلئیل اسموتریچ، وزیر دارایی اسرائیل، اخیراً هزینههای جنگ بر ایران را ارزیابی کرد و گفت که وضعیت کنونی بهترین سناریو برای اسرائیل است: «ما باید به یاد داشته باشیم که هدف نهایی اسرائیل، و نه لزوماً ایالات متحده، تضعیف و ناتوان کردن حکومت در ایران است ــ تا جایی که به سرنگونی آن منجر شود.» اظهارات اسموتریچ نشان میدهد که او معتقد است فروپاشی اقتصادی میتواند در نهایت به سقوط دولت ایران، که یک هدف کلیدی برای اسرائیل باقی مانده است، کمک کند.
با این حال، ترامپ بعداً در طول جنگ اهداف خود را بازنگری کرد: محروم کردن ایران از سلاح هستهای و آزادسازی تنگه هرمز، و نه تغییر حکومت.
یادداشت تفاهم میان آمریکا و ایران خواستار لغو تحریمها، ازسرگیری صادرات نفت ایران، دسترسی مرحلهای به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار از داراییهای مسدود شده و ایجاد یک صندوق بازسازی ۳۰۰ میلیارد دلاری برای کمک به کاهش دردهای اقتصادی ایران شده بود. هرچند این توافق با ازسرگیری درگیریها ملغی شد، اما نشان داد که ترامپ در صورت رسیدن به خواستههایش، با بهبود اقتصادی ایران مخالفی ندارد.
اما او از تحمیل دردهای اقتصادی نیز ابایی ندارد و آن را راهی برای دستیابی به اهداف خود میداند. ترامپ اشاره کرده است که ایران توان ایستادگی در برابر خسارتهای اقتصادی را نخواهد داشت و دیر یا زود شرایط آمریکا را خواهد پذیرفت. او در ماه آوریل به اکسیوس گفت محاصره هرمز توسط آمریکا که هدف آن خفه کردن توانایی صادراتی ایران است، «تا حدودی مؤثرتر از بمباران بود.»
با این حال، بیشتر کارشناسان معتقدند که ایران از برنامه هستهای خود عقبنشینی نخواهد کرد و کنترل هرمز را واگذار نخواهد کرد و افزایش دردهای اقتصادی در میانه جنگ نه باعث تغییر سیاسی پایدار میشود و نه مواضع حکومت ایران را نرمتر میکند. این موضوع دلایل متعددی دارد.
نخست، عزم واشنگتن برای حفظ فشارها ممکن است با ظرفیت تندروهای ایران برای ادامه مبارزه همخوانی نداشته باشد. همچنین احمقانه خواهد بود اگر انتظار داشته باشیم سپاه پاسداران با تشدید بمبارانها و فروپاشی اقتصاد ایران، دست روی دست بگذارد. ایران میتواند به کشتیهای باری بیشتری حمله کند، ملوانان را بکشد و باعث ایجاد وحشت در صنعت حملونقل دریایی شود که اثری دومینووار بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. این کشور میتواند مینهای بیشتری در بستر دریا کار بگذارد، به دفعات بیشتری به پایگاههای آمریکا حمله کند و سربازان آمریکایی بیشتری را بکشد تا عزم ترامپ را برای ادامه راه به چالش بکشد.
ایران پیش از این متحدان خود در یمن یعنی حوثیها را فعال کرده است که آماده کنترل بابالمندب، دیگر گلوگاه مهم دریایی منطقه هستند. هفته گذشته، ایران قدرتنمایی کرد و نشان داد که چگونه جنگ میتواند گسترش یابد؛ زمانی که حوثیها موشکها و پهپادهایی را به سمت تاسیسات نفتی عربستان در دریای سرخ شلیک کردند.
علاوه بر این، ایران سالهاست که با تحریمهای غرب دستوپنجه نرم میکند و راههایی برای دور زدن آنها یافته است. این کشور از صدها کشتی استفاده میکند که بخشی از یک ناوگان سایه هستند و زمانی که فرستندههای خود را خاموش میکنند، ردیابی آنها دشوار است. ایران همچنین با انتقال نفت در میان دریا ــ از کشتی به کشتی ــ تحریمها را دور میزند.
برخی گزارشها نشان میدهند که مردم ایران به شدت آسیب دیدهاند، اما این موضوع آستانه تحمل درد آنها را نیز افزایش داده است. در حالی که افزایش هزینهها، کاهش فعالیتهای تجاری و اخراجها به معیشت آنها ضربه زده است، ایرانیان در حال حاضر درگیر مسائل جنگ هستند.
یک شهروند ایرانی مقیم بریتانیا به من گفت: «این روند تورم دهههاست که ادامه دارد؛ مردم برای مدتی شوکه میشوند و سپس به زندگی خود ادامه میدهند.»
نه ترامپ و نه نتانیاهو استراتژی متقاعدکنندهای برای «روز بعد» ــ یا برای شرایط متعددی که باید جهت دستیابی به اهداف مربوطهشان فراهم شود ــ ارائه نکردهاند.
استراتژیستهای اسرائیلی اعتراف میکنند که با وجود تمام تلاشهایشان، دولت ایران به اندازه کافی ضعیف نشده است. یاکوف عمیدور، مشاور امنیت ملی سابق نتانیاهو گفت: «دولت ضعیف شده، اما نه به اندازه کافی. در نهایت، موضوع ضعیف کردن دولت صرفاً برای تضعیف آن نیست، بلکه برای این است که ایرانیها رژیم را سرنگون کنند. این اتفاق هنوز رخ نداده است.»
هیچ راه تضمینشدهای برای سرنگونی دولت ایران وجود ندارد، قطعاً نه راهی سریع. یک بازیگر خارجی گزینههای محدودی در اختیار دارد. اما این موضوع از مدتها پیش مشخص بوده است. دلیلی وجود داشت که باراک اوباما، رئیسجمهور سابق آمریکا، استراتژی متفاوتی را اتخاذ کرد. توافق هستهای سال ۲۰۱۵ پیشبینی میکرد که مزایای اقتصادی در طول زمان سطح معیشت ایرانیان را بهبود میبخشد، میانهروها را تقویت میکند و شرایط را برای تغییر سیاسی از درون فراهم میسازد.
در مقابل، ترامپ سیاست «فشار حداکثری» را علیه ایران به کار گرفت و به دنبال آن جنگ و محاصره را آغاز کرد. این رویکرد ممکن است شرایطی را ایجاد کند که به خشم گسترده علیه دولت و شورشهای ناگهانی ختم شود. اما هیچ تضمینی وجود ندارد که این امر به سرنگونی حکومت منجر شود.
در حال حاضر، ترامپ در حال تقویت حکومت ایران است که بدون شک دوره ریاستجمهوری او را پشت سر خواهند گذاشت. حملات و محاصره به آنها بهانهای میدهد تا در وضعیت جنگی باقی بمانند ــ و آثار یک اقتصاد در حال فروپاشی احتمالاً بیشتر بر دوش مردم سنگینی خواهد کرد تا بر دوش دولت آن.






