
اروپای غربی در مواجهه با رویکرد معاملاتی، یکجانبهگرایی و پیشبینیناپذیری دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در حال فروپاشی است. متحدان آمریکا در این قاره از رئیسجمهوری که نسبت به اتحادهای چند دههای بیاحساس است و به تاریخ همکاریهای فراآتلانتیک علاقهای ندارد، به شدت رنجیدهاند. در برلین، مادرید، پاریس و دیگر پایتختهای اروپای غربی، رهبران یا در تلاش برای مدیریت ریسک ناشی از یک رهبر ستیزه جو در واشینگتن هستند یا هرگونه تصمیم سخت برای انطباق را به امید روی کار آمدن جانشینی دوستانهتر در سال ۲۰۲۸ به تعویق میاندازند.
ژاپن، فیلیپین، کره جنوبی، تایوان و تایلند نیز نسبت به ترامپ محتاط هستند، اما متحدان آسیایی ایالات متحده بسیار کمتر از همتایان اروپایی خود بدبین بودهاند. آنها نیز ریسکهایی را میبینند، اما بر تحقق فرصتهای منحصربهفردی تمرکز کردهاند که از آشفتگی ایجاد شده توسط ترامپ پدید میآید. متحدان آسیایی معتقدند با پذیرش رویکرد «اول آمریکا»، میتوانند مزایای ویژهای مانند تضمینهای امنیتی قویتر و همکاری در بخشهایی از جمله هوش مصنوعی و فرآوری مواد معدنی حیاتی به دست آورند.
تمایل متحدان آسیایی برای کار با ترامپ طبق شرایط او، ریشه در احساس آسیبی دارد که متحدان اروپایی نه آن را حس میکنند و نه درک میکنند. متحدان ایالات متحده در آسیا باید با تهدید منحصربهفرد چین مقابله کنند؛ ابرقدرتی اقتصادی که مهیبترین ارتش آسیا را در اختیار دارد و به دنبال بازگشت به برتری منطقهای است. حضور ایالات متحده و امنیتی که میتواند فراهم کند، تنها مانع این کشورها در برابر سلطه چین است. آنها حاضرند معاملات نابرابر واشینگتن را بپذیرند، زیرا میدانند دستور گرفتن از پکن بسیار بدتر است. در مقابل، کشورهای اروپای غربی نسبت به قدرت و فرهنگ آمریکایی بیاعتنا بودهاند و تمایلی به درک این موضوع ندارند که بسیاری از تغییرات در واشینگتن محصول واقعیتهای ساختاری در حال تغییر است، نه هوسهای رئیسجمهور. دیگر منطقی نیست که ایالات متحده اجازه دهد اروپای غربی نقشی بیش از اندازه در تعیین قوانین و هنجارهای نظم جهانی داشته باشد، زیرا قدرتهای نوظهور مانند چین در حال بهرهبرداری از این قوانین به ضرر ایالات متحده هستند.
واشینگتن و متحدان آسیاییاش به جای ساختن یک رژیم امنیت جمعی مشابه …












