
ترامپ از جنگ با ایران ناامید شده است

عقبنشینی ترامپ از سیاست تعرفهای خود به خاطر تورم - تسنیم
بین الملل
به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، در حالی که کمتر از یک سال و نیم از وعده دونالد ترامپ به مردم آمریکا مبنی بر ایجاد شغلهای بیشتر و رونق اقتصادی در پی اعمال و اعمال تعرفههای جدید بر کالاهای ورودی از شمار زیادی از کشورهای جهان، از جمله متحدان واشنگتن میگذرد، دولت او اکنون برای مهار افزایش قیمت مواد غذایی به افزایش واردات و کاهش موانع تعرفهای روی آورده است.
رئیسدولت تروریستی آمریکا در پیامی در شبکه اجتماعی «تروث سوشال» نوشت: امروز توافقی را نهایی کردم که قیمت گوشت چرخکرده را برای خانوادههای زحمتکش آمریکایی بهطور قابلتوجهی کاهش خواهد داد.
در حالی که بیشاز یک سال و هفت ماه از پایان ریاستجمهوری جو بایدن میگذرد، ترامپ او را مقصر قیمت کنونی گوشت در آمریکا دانست و نوشت: «همانطور که همه میدانند، در دوره ریاستجمهوری بایدن، قیمت گوشت گاو بیشترین نرخ افزایش [در تاریخ] را داشت و تعداد دامهای گاو در آمریکا به پایینترین سطح خود در تاریخ معاصر رسید.»
ترامپ در ادامه اعلام کرد که دولت آمریکا طی 90 روز آینده اجازه واردات بالغ بر 300 هزار تن گوشت مورد استفاده برای تولید گوشت چرخکرده را بدون اعمال تعرفه خارج از سهمیه وارداتی خواهد داد. وی افزود که بر اساس این توافق، به آمریکا تعهد داده شده است که گوشت وارداتی با قیمتی 25 درصد پایینتر از قیمت فعلی بازار عرضه شود.
ترامپ گفت این توافق ضمن کاهش قیمت گوشت برای مصرفکنندگان آمریکایی، فرصت لازم برای افزایش دوباره جمعیت دامهای گاو و حمایت از دامداران آمریکایی را فراهم خواهد کرد.
انتهای پیام/
پشت پرده سقوط سخنگوی ترامپ؛ پنج روز تحقیق و یک مظنون اصلی
نورنیوز- گروه بین الملل: در ادامه گزارش قبلی نورنیوز درباره دلایل واقعی برکناری کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، (https://nournews.ir/n/338197)اطلاعات جدیدی از منابع مطلع رسانهای در واشنگتن به دست آمده که روایت رسمی درباره استعفای وی را با تردیدهای جدی مواجه میکند. بر اساس این اطلاعات، ماجرای خروج سخنگوی کاخ سفید ارتباطی با تمایل لویت برای اختصاص وقت بیشتر به خانواده نداشته، بلکه بخشی از یک جنگ قدرت در حلقه نزدیک دونالد ترامپ بوده که با افشای اطلاعات محرمانه درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران شدت گرفته است.
یکی از خبرنگاران ارشد شبکه NBC که به دلیل حساسیت موضوع نخواسته نامش فاش شود، در گفتوگویی با اشاره به گزارش قبلی نورنیوز تأکید کرده است که اطلاعات منتشرشده از سوی منابع ایرانی درباره علت خروج لویت «دقیق» بوده است. به گفته این خبرنگار، لویت پیش از این نیز چندین بار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، درگیر شده بود و روبیو از مدتها قبل به دنبال فرصتی برای تسویهحساب با او بود.
بر اساس این روایت، نقطه عطف ماجرا زمانی بود که اطلاعات مربوط به کمبود تسلیحات آمریکا و میزان خسارات ناشی از جنگ با ایران به بیرون درز کرد. پس از افشای این اطلاعات، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، هیأتی را برای شناسایی عامل یا عوامل افشای اطلاعات تشکیل داد؛ هیأتی که روبیو نیز در آن عضویت داشت.
تحقیقات این هیأت تنها پنج روز به طول انجامید و در پایان، سه نفر از مقامهای ارشد دولت که یا عضو کابینه بودند یا دسترسی مشابه اعضای کابینه به اطلاعات طبقهبندیشده داشتند، به عنوان مظنون معرفی شدند.
یکی از این سه نفر کلی لوفلر، یکی از ۲۲ عضو کابینه ترامپ و وزیر امور کسبوکارهای کوچک آمریکا بود؛ فردی که به دلیل بیاحتیاطی در برخورد با اطلاعات طبقهبندیشده و آنچه در واشنگتن به عنوان «دهنلقی» او توصیف میشود، پیش از این نیز مورد توجه قرار گرفته بود.
دو مظنون دیگر، یکی از دستیاران ارشد پیت هگست و کارولین لویت، سخنگوی کاخ سفید، بودند. اهمیت قرار گرفتن نام لویت در این فهرست از آنجا بیشتر میشد که او و دستیار ارشد هگست در جلسهای حضور داشتند که در آن براد کوپر درباره وضعیت تسلیحات آمریکا و خسارات ناشی از جنگ با ایران گزارش داده بود؛ بنابراین، هر دو به اطلاعاتی دسترسی داشتند که بعدها بخشهایی از آن به بیرون درز کرد.
اما اختلاف اصلی در داخل دولت ترامپ از نحوه برخورد با نتیجه این تحقیقات آغاز شد. با وجود تأکید روبیو بر اینکه نتیجه تحقیقات ابتدا باید در اختیار او و هگست قرار گیرد، رئیس هیأت تحقیق گزارش را مستقیماً به جیدی ونس، معاون رئیسجمهور، ارائه کرد.
ونس اما نتیجه تحقیقات را معتبر ندانست. او معتقد بود احتمال دارد منشأ افشای اطلاعات، یکی از دستیاران روبیو باشد و به همین دلیل خواستار تحقیقات مجدد توسط اداره بازرسی کاخ سفید شد. این موضع عملاً نتیجه تحقیقات پنجروزه را زیر سؤال میبرد و نشان میداد که در بالاترین سطوح دولت ترامپ نیز درباره عامل افشای اطلاعات اتفاق نظر وجود ندارد.
با وجود مخالفت ونس، روبیو گزارش را مستقیماً به ترامپ منتقل کرد. روز بعد، ترامپ در جلسهای محدود با حضور ونس، روبیو و هگست، موضوع سه مظنون را مطرح کرد و از روبیو و هگست پرسید که از میان این سه نفر، کدامیک را مظنون اصلی میدانند.
پاسخ هر دو یکسان بود: کارولین لویت.
ترامپ در آن جلسه واکنش فوری نشان نداد و دستور اقدامی علیه سخنگوی خود صادر نکرد. او از روبیو و هگست خواست در این خصوص اقدامی نکنند و تأکید کرد که تصمیم نهایی را شخصاً خواهد گرفت.
با این حال، از همان مقطع رفتار ترامپ با لویت به شکل محسوسی تغییر کرد. به گفته منابع مطلع، برخوردهای رئیسجمهور با سخنگوی کاخ سفید در چند نوبت تند و تحقیرآمیز شد؛ رفتاری که برای لویت این پیام را داشت که حمایت ترامپ از او دیگر مانند گذشته نیست.
یکی از این موارد به دوم ژوئیه، چند روز پیش از سفر ترامپ به ترکیه برای اجلاس ناتو، مربوط میشود. در آن جلسه خانم لویت به دلیل آنکه سه دقیقه به یک نشست مشورتی با حضور ترامپ دیر رسید، مورد طعنه و سرزنش وی قرار گرفت.
ترامپ در حضور چند نفر از دستیاران خانم لویت، از جمله استیون چونگ مدیر ارتباطات کاخ سفید و آنا کلی معاون خانم لویت، وی را مخاطب قرار داده و به وی میگوید: فکر میکنی وظیفه سخنگویی کاخ سفید با نقش تو به عنوان زنی که باید پوشک بچهات را عوض کنی سازگاری دارد؟! یکی از خبرنگاران ارشد سی ان ان از جیسون میلر دستیار ارشد امور پیامهای راهبردی کاخ سفید نقل کرده که "خانم لویت را هیچوقت آنقدر عصبانی و تحقیرشده ندیده بودم".
لویت از اواخر ژوئن حدس زده بود که روبیو و هگست در حال زمینهسازی برای تخریب او نزد ترامپ هستند. با این حال، در ابتدا تصور میکرد با افزایش حمایت و تمجید از ترامپ میتواند اعتماد رئیسجمهور را حفظ کند. اما پس از برخورد دوم ژوئیه، به این نتیجه رسید که قربانی قطعی جنگ قدرت در حلقه نزدیک ترامپ شده و احتمال دارد رئیسجمهور در آیندهای نزدیک او را به شکلی تحقیرآمیز برکنار کند.
از این مقطع، مسئله دیگر برای لویت فقط حفظ سمت نبود؛ بلکه چگونگی خروج از کاخ سفید اهمیت پیدا کرده بود. بر اساس روایت منابع، او به دنبال فرصتی بود تا پیش از آنکه ترامپ بتواند او را برکنار و تحقیر کند، خودش استعفا دهد و کنترل نحوه خروجش را در دست بگیرد.
نشانههای پایان کار لویت حتی در میان کارکنان دفتر او نیز آشکار شده بود. دستیاران او تقریباً مطمئن بودند که برکناریاش نزدیک است و حتی رقابتی محسوس میان آنا کلی و استیون چونگ برای جانشینی او شکل گرفته بود.
این وضعیت در پنجم ژوئیه، در ضیافتی دوستانه با حضور تعدادی از خبرنگاران کاخ سفید، به شکل علنیتری خود را نشان داد. استیون چونگ، که از نزدیکترین دستیاران ترامپ محسوب میشود، با لحنی کنایهآمیز گفته بود لویت ترجیح میدهد به امور خانهداری بپردازد و احتمالاً ترامپ نیز با این انتخاب مخالفت نخواهد کرد.
این اظهارنظر از یک جهت اهمیت زیادی داشت: در ساختار اداری آمریکا، کارکنان معمولاً حتی در صورت اختلاف با مقام مافوق، از بیان علنی چنین سخنانی درباره او پرهیز میکنند. بنابراین، چنین کنایهای میتوانست برای خبرنگاران حاضر نشانهای روشن باشد که اقتدار اداری لویت تا حد زیادی از بین رفته و اطرافیان او دیگر نگرانی چندانی از زیر سؤال بردن جایگاهش ندارند.
اما مهمترین بخش ماجرا به روایت رسمی درباره علت خروج لویت بازمیگردد؛ روایتی که اطلاعات جدید نشان میدهد ممکن است وارونه واقعیت باشد.
پس از خروج لویت، برخی خبرهای غیر رسمی که احتمالا روایت پوششی برای افشا نشدن دلیل اصلی برکناری او بوده است استعفای لویت را به دلیل ناراحتی از رفتار ترامپ در جریان جابهجایی هواپیمای ریاستجمهوری عنوان کرده بود. در این روایت، ناراحتی او از اینکه ترامپ وی را در هواپیمای ریاستجمهوری رها کرده و خود با یک هواپیمای باری ادامه مسیر داده، به عنوان عامل نهایی استعفا مطرح شد.
اما بر اساس اطلاعات جدید، واقعیت دقیقاً عکس این روایت بوده است.
لویت خود عامل درز خبر مربوط به استفاده ترامپ از هواپیمای باری بوده است.
در این صورت، ماجرای هواپیما نه علت خروج لویت، بلکه بخشی از اقدامی بوده که به افشای یک موضوع حساس درباره رئیسجمهور آمریکا منجر شده است. خبری که از نظر سیاسی برای ترامپ بسیار هزینهزا بود و تصویری از نگرانی، آسیبپذیری و شرایط غیرعادی رئیسجمهور آمریکا در میانه جنگ با ایران ارائه میکرد.
بر اساس این روایت، لویت با افشای این خبر عملاً آخرین ضربه خود را به ترامپ وارد کرد؛ اما میدانست که این اقدام میتواند بهانهای برای برکناری او فراهم کند. به همین دلیل، پیش از آنکه ترامپ فرصت پیدا کند او را به شیوهای تحقیرآمیز از کاخ سفید کنار بگذارد، خودش استعفا داد.
به این ترتیب، روایت «استعفا به دلیل خانواده» یا «ناراحتی از تعویض هواپیما» میتواند پوششی برای واقعیتی پیچیدهتر باشد: لویت پس از آنکه در جنگ قدرت میان روبیو و هگست از یک سو و حلقه نزدیک به ترامپ از سوی دیگر قرار گرفت، دریافت که ادامه حضورش در کاخ سفید امکانپذیر نیست. او در عین حال، با افشای خبر هواپیمای باری تلاش کرد هزینه سیاسی این درگیری را برای رئیسجمهور افزایش دهد.
از این منظر، برکناری لویت را نباید یک جابهجایی معمول در کاخ سفید دانست. این رخداد، آخرین مرحله یک زنجیره درگیری است که از اختلافات شخصی و سیاسی لویت با روبیو آغاز شد، با افشای اطلاعات درباره کمبود تسلیحات و خسارات جنگ با ایران وارد مرحله امنیتی شد، با تحقیقات پنجروزه و معرفی سه مظنون به جنگ قدرت درون دولت کشیده شد و در نهایت به حذف یکی از نزدیکترین چهرههای رسانهای ترامپ انجامید.
اما اهمیت اصلی این پرونده فراتر از سرنوشت یک سخنگو است. آنچه در داخل دولت ترامپ درباره وضعیت تسلیحات، خسارات جنگ و میزان واقعی آسیبپذیری آمریکا در جریان جنگ با ایران وجود داشته، آنقدر حساس بوده که افشای آن به یک بحران امنیتی و سیاسی در بالاترین سطوح دولت تبدیل شده است.
در واقع، پرسش اصلی اکنون این نیست که چرا کارولین لویت استعفا داد؟ پرسش مهمتر این است که چه اطلاعاتی درباره وضعیت واقعی توان نظامی آمریکا و خسارات جنگ با ایران در داخل دولت ترامپ وجود داشته که افشای آن، چنین جنگ قدرتی را در کاخ سفید به راه انداخته است؟
در این چارچوب، لویت اگرچه پیش از آنکه قربانی رسمی این تسویهحساب شود کاخ سفید را ترک کرد، اما خروج او صرفاً یک استعفا نبود؛ بلکه پایان یک درگیری داخلی بر سر کنترل اطلاعات، روایت رسمی جنگ با ایران و میزان واقعی آسیبپذیری دولت ترامپ بود.
نورنیوز
والاستریت ژورنال: آیا آمریکا توانایی دفاع از متحدانش را از دست داده است؟
به گزارش جماران، گزارشی از روزنامه والاستریت ژورنال این پرسش را مطرح کرده که ایالات متحده تا چه حد میتواند از متحدان خود دفاع کند، در حالی که نگرانیهایی وجود دارد که افول صنعتی، سردرگمی استراتژیک و بیثباتی سیاسی، واشنگتن را تا حدی تضعیف کرده که نتواند هرگونه درگیری چندجبههای شامل اروپا، خاورمیانه و آسیا را تعیین تکلیف کند.
تصمیم دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، به کاهش رزمایشهای نظامی با کره جنوبی و توصیف دیکتاتوری کره شمالی به عنوان «غیرتهدیدآمیز و محترم» — یکشنبه گذشته — در حالی که پیونگیانگ موشکهای بالستیک و نیروهایی را در چارچوب اتحاد با روسیه به اروپا اعزام میکند، بهمثابه هشداری برای متحدان درباره میزان قدرت و تداوم نفوذ آمریکا بود.
تصمیم ترامپ همزمان با تلاشهای آمریکا برای جلب نظر چین بود که از بارزترین نشانههای آن، مسدود کردن قراردادهای فروش تسلیحات آمریکایی به ارزش ۱۴ میلیارد دلار به تایوان بود؛ این موضوع عقبنشینی قابل توجهی نسبت به اولویتهای رئیسجمهور در دوره اول ریاستجمهوریاش محسوب میشود. همچنین داراییهای نظامی حیاتی آمریکا، مانند سامانههای دفاع موشکی و تنها ناو هواپیمابر باقیمانده در اقیانوس آرام، از آسیا برای رسیدگی به بحران خاورمیانه منتقل شدهاند.
در این زمینه، مقامات اروپایی تردیدهای فزایندهای را ابراز کردهاند که آیا واشنگتن — در دوران ترامپ — میتواند در صورت گسترش جنگ روسیه با اوکراین به کشورهای اتحادیه اروپا، به آنها کمک کند.
این روزنامه به نقل از سرهنگ بازنشسته رودریش کیسویتر، نماینده حزب حاکم آلمان، نوشت که کاخ سفید امنیت آمریکا را برای کشورهای حوزه بالتیک یا برای آلمان به خطر نخواهد انداخت و تأکید کرد که «چتر هستهای آمریکا دیگر وجود ندارد».
کمبود مهمات آمریکایی
این گزارش بر کمبود ذخایر مهمات آمریکا که در پیامدهای جنگ با ایران آشکار شد، تأکید کرده است؛ بهطوری که مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی تخمین زده که ایالات متحده در حال حاضر نیمی از ذخایر پیش از جنگ خود از موشکهای رهگیر، مانند سامانههای دفاعی «پاتریوت» و «تاد» را مصرف کرده و یکسوم زرادخانه موشکهای دوربرد «توماهوک» و «جِسَم» را نیز به کار گرفته است.
با این حال، دولت ترامپ صحت این گزارشها را رد میکند؛ چرا که شان پارنل، سخنگوی رسمی وزارت جنگ آمریکا (پنتاگون)، در بیانیهای تأکید کرد که «ادعاهای مربوط به کمبود مهمات آمریکایی دروغ است» و توضیح داد که ارتش آمریکا همچنان «قویترین نیروی رزمی روی زمین است. ما همه چیز لازم برای انجام یک حمله در زمان و مکانی که رئیسجمهور انتخاب میکند را در اختیار داریم.»
از سوی دیگر، آنا کلی، معاون سخنگوی کاخ سفید، در بیانیهای مدعی شد که عملیات «خشم حماسی» عواقب دستدرازی به آمریکا را آشکار کرد و تأکید کرد که «ارتش آمریکا از مهمات، تجهیزات نظامی و ذخایر کافی و حتی بیش از حد نیاز برای دستیابی به تمام اهداف راهبردی رئیسجمهور ترامپ و فراتر از آن برخوردار است.»
او افزود که ترامپ شرکتهای دفاعی قراردادکار با دولت را تشویق کرده است تا تولید سلاحهای بیشتری را که در آمریکا ساخته میشوند و به گفته او بهترینها در جهان هستند، ادامه دهند.
بیلاهاری کاوسیکان، تحلیلگر سیاسی و سفیر سابق سنگاپور در سازمان ملل متحد، نیز بر این باور است که مردم طبیعتاً با شنیدن اخبار کمبود ذخایر مهمات آمریکا نگران خواهند شد، اما تأکید کرد که «ذخایر این مهمات دوباره تکمیل خواهد شد. و در این فاصله، احتمال وقوع یک درگیری بزرگ در شرق آسیا واقعاً بسیار اندک است.»
کاوسیکان عدم وقوع درگیری بزرگ در شرق آسیا را به این دلیل میداند که چین در حال حاضر درگیر تعداد عظیمی از مشکلات داخلی است و همچنین در پرونده تایوان به طور خاص تمایلی به ریسکپذیری ندارد. تحلیل او به این نتیجه میرسد که «در تمام نقاط تنشزای احتمالی در آسیا، هیچکس بر این باور نیست که یک درگیری بزرگ قریبالوقوع باشد.»
توسعه موشکهای بالیستیک
بر اساس گزارش والاستریت ژورنال، کشورهای غربی همچنان بر اساس قواعد دوران صلح زندگی میکنند؛ چرا که در بسیاری از موارد، محاسبات شرکتها و منافع سهامداران بر الزامات امنیت ملی مقدم است. در همین راستا، این روزنامه به نقل از یک مقام ارشد دفاعی اروپایی گفته است: «این مشکل وجودی ماست؛ دشمنان ما گمان میکنند در حال جنگ هستند، در حالی که ما وانمود میکنیم چنین نیستیم.»
به اعتقاد کارشناسان، این تفاوت رویکرد پیامدهای راهبردی به همراه داشته است؛ بهطوری که اوکراین پس از آنکه ترامپ درخواستهای مکرر کییف برای دریافت موشکهای بیشتر «پاتریوت» را رد کرد، عملاً در مقابله با موج موشکهای بالیستیک روسیه تقریباً ناتوان شده است. این مسئله نیز اراده ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، را برای ادامه جنگ تقویت کرده است؛ چرا که مسکو بر حملات موشکی برای نابودی زیرساختهای انرژی اوکراین در زمستان پیش رو حساب باز کرده تا کییف را وادار به تسلیم کند.
روسیه بهتنهایی امروزه ماهانه بیش از ۱۰۰ موشک بالیستیک و تعداد مشابهی موشک کروز تولید میکند، طبق برآوردهای سازمانهای اطلاعاتی. همچنین تخمین زده میشود که مجموع تولید موشکهای بالیستیک چین، کره شمالی و ایران چندین برابر تولید موشکهای رهگیر در غرب باشد.
این اقدام هزینه ای گزاف برای ایالات متحده و متحدانش در پی دارد، چرا که ساقط کردن یک موشک بالیستیک معمولاً به دو یا سه موشک رهگیر نیاز دارد. به واسطه تحول تکنولوژیک در تجهیزات نظامی، موشکهای بالیستیک به ابزاری برای فشار ژئوپلیتیکی تبدیل شده اند؛ چرا که نسل های پیشین آنها پرهزینه و کم دقت بودند، تا حدی که تنها در بستر هسته ای مقرون به صرفه تلقی می شدند.
امروزه حتی قدرت های متوسط، مانند ایران، توانستهاند توانمندی های خود را در زمینه موشک های بالستیک دقیق توسعه دهند. موشک های ایرانی در حال حاضر خسارات جدی به پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه، علاوه بر اهداف در بخش های انرژی و صنعت در کشورهای خلیج فارس و اسرائیل، وارد کرده اند.
با وجود اینکه قدرت موشکی ایران در اثر حملات هوایی اسرائیل و آمریکا آسیب دیده است، همچنان قادر است منافع آمریکا را در منطقه تهدید کند و بار دیگر عمق خاک اسرائیل را هدف قرار دهد.

بعید است فشار اقتصادی، ایران را وادار به پذیرش شرایط آمریکا کند

غروب یک امپراتوری و تولد نظمی نوین

پرواز جنگندههای اسرائیل ؛ دور جدید حملات صهیونیست ها

لهستان سفیر رژیم صهیونیستی را احضار کرد

تلاش قطر بر ادامه میانجیگری بین ایران و آمریکا

