هایدگر دازاین را «بودنِ انسانی» مینامد؛ موجودی که نهتنها در جهان حضور دارد، بلکه از بودن خود نیز آگاه است و درباره آن پرسش میکند. انسان، برخلاف اشیا، صرفاً وجود ندارد؛ او پیوسته در حال ساختن نسبت خود با جهان است. این نسبت، نه در خلأ، بلکه در دل تاریخ، زبان، فرهنگ و حافظه شکل میگیرد.







