قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۵/۰۵

چابهار پس از برج

فروریزی برج مراقبت دریایی چابهار در پی حملات اخیر به زیرساخت‌های سواحل مکران، فراتر از یک خسارت فیزیکی، تکانه‌ای عمیق بر پیکره کالبدی و معنایی این منطقه است. بازتاب گسترده این رویداد در رسانه‌ها نشان می‌دهد این سازه فقط یک برج هدایتگر عملیاتی نبوده، بلکه به مثابه لنگرگاهی بصری و نمادین برای روایت توسعه چابهار عمل می‌کرده است.
 چابهار پس از برج

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

فرنوش مخلص *:   فروریزی برج مراقبت دریایی چابهار در پی حملات اخیر به زیرساخت‌های سواحل مکران، فراتر از یک خسارت فیزیکی، تکانه‌ای عمیق بر پیکره کالبدی و معنایی این منطقه است. بازتاب گسترده این رویداد در رسانه‌ها نشان می‌دهد این سازه فقط یک برج هدایتگر عملیاتی نبوده، بلکه به مثابه لنگرگاهی بصری و نمادین برای روایت توسعه چابهار عمل می‌کرده است.

این امر در بازدیدهای میدانی از بندر چابهار نیز نمودی دوچندان می‌یابد. برج مذکور از سوی بندر به عنوان یک نماد توسعه و رشد در بندر چابهار معرفی می‌شد و به عنوان یکی از افتخارات و دستاوردهای توسعه بندر و تأکید بر هاب دریایی چابهار از آن یاد می‌کردند. هم گرهی در زنجیره فرماندهی، نظارت و ایمنی دریایی به شمار می‌رفت و هم یکی از معدود نشانه‌های توسعه در شهری بود که سال‌هاست میان وعده‌های بزرگ ملی و واقعیت‌های محرومیت در فرایند توسعه معلق مانده است. به همین دلیل، حمله به این برج فقط حذف یک عنصر معماری نیست؛ گسستی است در پیوند میان بندر و شهر، میان زیرساخت و معنا، و میان پروژه‌های کلان توسعه و تجربه زیسته شهروندان.

اما سؤال این است که چرا این برج در روند توسعه چابهار اهمیت داشته و چه نقشی در منطقه و شهر ایفا می‌کرده است؟ چرا تخریب آن می‌تواند پیامدهای هویتی و معنایی برای چابهار داشته باشد؟

برای درک دقیق پیامدهای این تخریب، نیازمند واکاوی انتقادی توسعه در این منطقه هستیم؛ تحلیلی که نشان می‌دهد چگونه یک المان کالبدی، بار سنگین تزاحم میان برنامه‌های کلان ملی و محرومیت‌های خرد محلی را به دوش می‌کشیده است. از منظر کارکردی و در مقیاس ملی، برج مراقبت چابهار نقطه ثقل مدیریت توسعه ملی و حلقه واسط در زنجیره زیرساخت‌های حمل‌ونقل منطقه به شمار می‌رفت. در دهه‌های اخیر، تمرکز سیاست‌گذاران بر ارتقای چابهار به یک هاب دریایی استراتژیک، نیازمند کالبدهایی بود که اقتدار و توانمندی عملیاتی این بندر را در مقیاس فراملی بازنمایی کنند. این برج، مرز فرماندهی دریایی و نقطه اتصال شبکه ترانزیت اقیانوسی به پس‌کرانه‌های مواصلاتی کشور بود.

چابهار در منظومه توسعه ملی، جایگاهی استراتژیک و مهم دارد. این بندر نه‌فقط یک نقطه تجاری، بلکه یکی از مهم‌ترین اتصالات ایران به آب‌های آزاد و یکی از حلقه‌های راهبردی در کریدورهای حمل‌ونقل منطقه‌ای است. در چنین موقعیتی، برج مراقبت دریایی بخشی از زیرساخت مهم این جایگاه محسوب می‌شود. از یک ‌سو در سامان‌دهی حرکت شناورها، افزایش ایمنی، هماهنگی عملیاتی و اتصال بندر به شبکه گسترده‌تر لجستیکی نقش دارد و از سوی دیگر در تثبیت تصویر چابهار به‌ عنوان «هاب دریایی» کارکرد نمادین پیدا می‌کند. در بنادر مدرن، برج مراقبت فقط یک ایستگاه فنی نیست؛ نشانه‌ای از توان حکمرانی بر فضا، اطمینان از تداوم جریان کالا و نمایش قدرت سازمان‌دهی در مقیاس ملی است. از این زاویه، تخریب آن می‌تواند به اعتمادپذیری زیرساخت، ادراک ثبات و حتی جذابیت سرمایه‌گذاری در یکی از حساس‌ترین نقاط راهبردی کشور آسیب بزند. اما اهمیت برج مراقبت فقط در کارکرد فنی آن خلاصه نمی‌شود. آنچه این سازه را برای مردم چابهار برجسته می‌کرد، نقش معنایی و خاطره‌ای آن بود. در شهری که توسعه‌اش اغلب در سطح بندر، محوطه‌های لجستیکی، سازه‌های اداری و پروژه‌های کلان منطقه آزاد متمرکز شده و خود شهر از بسیاری خدمات، کیفیت فضایی و نشانه‌های توسعه محروم مانده است، برج مراقبت به یکی از معدود تصاویر و المان‌های ملموس توسعه تبدیل شده بود. در عکس‌های تبلیغاتی، گزارش‌های رسانه‌ای و حتی نگاه روزمره شهروندان، این برج نه‌فقط یک بنا، بلکه نشانه‌ای از حضور چابهار در نقشه آینده بود؛ تصویری که می‌گفت این شهر صرفا حاشیه‌ای فراموش‌شده نیست، بلکه در مدار توسعه ملی قرار دارد. برای جامعه‌ای که سال‌ها محرومیت را نه‌فقط در زیرساخت، بلکه در دیده‌نشدن تجربه کرده، چنین نشانه‌ای ارزشی مضاعف پیدا می‌کند. برج، در این معنا، حامل امید به پیوند با دریا، امید به رشد، و امید به عبور از حاشیه‌نشینی تاریخی بود. اینجاست که مسئله شهر و بندر اهمیت تحلیلی پیدا می‌کند. تجربه چابهار نمونه‌ای روشن از همان گسستی است که بسیاری از شهرهای بندری جهان با آن روبه‌رو شده‌اند: جدایی تدریجی بندر از شهر.

در گذشته، شهر و بندر یک کل به‌هم‌پیوسته بودند؛ اقتصاد، هویت، سبک زندگی و چشم‌انداز شهری از بندر تغذیه می‌کرد. اما با تخصصی‌شدن فعالیت‌های بندری، تقویت مرزهای امنیتی‌ و غلبه منطق بهره‌وری و کنترل، بندرها به قلمروهایی جداشده از شهرهای بندری تبدل شدند؛ جاهایی که در جوار شهر سودرسانی و رشد داشته، اما کمتر در زندگی روزمره شهروندان و شهربندری، حضور دارند. نتیجه، شکل‌گیری دوگانگی‌ای آشناست: «بندر بدون شهر» و «شهر بدون بندر». چابهار نیز تا حد زیادی در همین وضعیت قرار دارد. توسعه در آن جریان دارد، اما این جریان لزوما به بهبود زیست شهری، ارتقای عدالت فضایی یا خلق حس رشد عمومی در شهر منجر نشده است.

در چابهار، توسعه بیش از آنکه توزیع شود، نمایش داده شده است و برج یکی از معدود صحنه‌های این نمایش بود. همانند یک مفصل ظریف میان جهان سخت لجستیک و ادراک شهری. همین دوگانگی، برج مراقبت را به یکی از معدود نشانه‌های قابل لمس توسعه تبدل کرده بود؛ نشانه‌ای که به شهر می‌گفت در حاشیه، فراموش نشده است. پیامدهای این تخریب را باید در دو سطح دید. در سطح نخست، آسیب به زیرساخت‌های حیاتی بندری به معنای افزایش هزینه‌های امنیت، کاهش تاب‌آوری، اختلال احتمالی در مدیریت ترافیک دریایی و ایجاد فشار بر زنجیره حمل‌ونقل منطقه‌ای است. در سطح دوم اما، اثر عمیق‌تری رخ می‌دهد؛ تضعیف روایت توسعه از منظر ادراک شهروند بندری.

شهری که سال‌ها توسعه را بیشتر در تصویرهای رسمی و پروژه‌های کلان دیده تا در کیفیت زندگی روزمره، اکنون یکی از معدود نشانه‌های عینی پیشرفت خود را نیز از دست داده است. این حذف، احساس توسعه‌نیافتگی را نه‌فقط بازتولید، بلکه تشدید می‌کند؛ زیرا شهروندان می‌بینند سازه‌ای که نماد ارزش و رشد بود، دیگر در افق شهر حضور ندارد. در چنین شرایطی، مسئله فقط از دست رفتن یک برج نیست، بلکه فرسایش سرمایه نمادین شهری است؛ سرمایه‌ای که در شهرهای محروم، از خود سرمایه مادی گاه مهم‌تر است.

از این منظر، تخریب برج مراقبت دریایی چابهار هشدار مهمی درباره ماهیت توسعه در سواحل مکران است. توسعه‌ای که فقط بر بندر، زیرساخت‌های سخت و منطق کلان لجستیکی متمرکز بماند، اما به پیوند آن با شهر، حافظه جمعی و کیفیت زیست روزمره بی‌اعتنا باشد، دیر یا زود با شکاف روبه‌رو می‌شود. چابهار برای آنکه واقعا به هاب دریایی پایدار و معتبر تبدیل شود، نیازمند توسعه‌ای است که هم کالبد بندر را تقویت کند و هم شهر را از حاشیه بیرون بیاورد؛ توسعه‌ای که نه‌فقط سرمایه و سود کلان اقتصادی، بلکه معنا، تعلق و عدالت فضایی را نیز مهیا کند.

برج مراقبت دریایی چابهار‌ پیش از تخریب، در مرز میان عملکرد و معنا، میان فرماندهی و خاطره، میان بندر و شهر ایستاده بود. پس پرسش اصلی امروز فقط این نیست که چرا این برج هدف قرار گرفت، بلکه این است که چابهار پس از آن چگونه می‌تواند دوباره رابطه خود را با شهر و چشم‌انداز توسعه در آینده بازسازی کند؟ اگر توسعه قرار است در این شهر پایدار بماند، باید از منطق صرفا بندرمحور عبور کند و به بازسازی نشانه‌های شهربندری، تقویت پیوندهای عاطفی با مکان و بازتوزیع منافع در سطح محلی نیز بیندیشد. در غیر این صورت، چابهار همچنان بندری خواهد بود که رشد می‌کند، اما با شهری که زیر سایه آن با محرومیت و کمبود در تقلا خواهد بود.

و این، شاید عمیق‌ترین خسارت تخریب برج باشد؛ از دست رفتن یکی از آخرین نشانه‌هایی که به شهر می‌گفت توسعه هنوز می‌تواند به زبان خود چابهار هم سخن بگوید.

* دکترای منظر شهری، عضو هیئت‌علمی -

پژوهشکده هنر، معماری و شهرسازی نظر، ایران

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۲۷ دقیقه قبل / سایت جماران

واکنش عراقچی به ادعای کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی علیه ایران: این فیلم تکراری محکوم به شکست است + عکس

به گزارش جماران، سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه امروز (جمعه) ۳۰ مردادماه به ادعای مقامات آمریکایی درباره اعمال کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ علیه ایران گفت که این فیلم تکراری نیز محکوم به شکست است.

وی در این باره در پیامی نوشت: ۱۴ سال پیش: «فلج‌کننده‌ترین تحریم‌های تاریخ.» شکست خورد. 

۸ سال پیش: «فشار حداکثری.» شکست خورد.

۵ ماه پیش: «تسلیم بی‌قیدوشرط.» شکست خورد.

امروز: «کمرشکن‌ترین عملیات اقتصادی تاریخ.» این هم محکوم به شکست است.

رئیس دستگاه دیپلماسی یادآور شد: این فیلم را قبلاً دیده‌ایم؛ همان داستان همیشگی، فقط با قلدرهای متفاوت.

 

 

 وزیر امور خارجه ایران به ادعای باراک اوباما در سال 2012 اشاره کرده که سخنان معاونش جو بایدن را نقل کرده بود که علیه ایران گفته بود: «اینها فلج کننده ترین تحریم ها در تاریخ هستند.»

 


۴۸ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

از جنجال کریدور مرموز در جنوب تنگه تا شایعه اختلاف لحظه آخری تهران و مسقط در مذاکرات/ عمان؛ کلید جنگ یا صلح ایران و آمریکا

به گزارش خبر فوری، اختلافات ایران و آمریکا بر سر تنگه هرمز وارد فاز و مرحله جدیدی شده است. عمان تبدیل به ضلع سوم این اختلاف و درگیری شده است. پیش از این، گفته شد که مذاکرات ایران و عمان می تواند اختلافات ایران و آمریکا بر سر تنگه را حل کند (اینجا بخوانید). اما همانطور که عمان می تواند حل‌کننده مشکل و درگیری ایران و آمریکا باشد، به همان شکل، قادر است این اختلاف و درگیری را تبدیل به گره ای کور کند.

کافی است نگاهی به وضعیت فعلی طرفین داشته باشیم و آن را مرور کنیم. ایران و عمان وارد مذاکرات دوجانبه بر سر مسیر جنوبی تنگه هرمز شدند. ترامپ از این مذاکرات خشمگین شد و حتی عمان را تهدید به بمباران کرد. از آن سو، برخی گزارش های خارجی از کریدوری مخفی سخن‌ گفتند که در مسیر جنوبی دریای عمان و تنگه هرمز، افتتاح شده و در حال عبور آزادانه نفتکش ها و کشتی های آمریکایی است؛ خبری که در صورت صحت، می تواند اهرم تنگه هرمز را از دست ایران خارج کرده و آن را بی اثر کند. درست بعد از این خبر بود که پایگاه سمافور آمریکا مدعی سد که مذاکرات ایران و عمان بر سر تنگه هرمز به بن‌بست خورده است. آیا این بن‌بست به علت انتشار خبر کریدور مخفی بوده است؟ آیا ایران به صداقت طرف عمانی شک کرده است؟ آیا عمان تسلیم تهدیدات ترامپ شده و تغییر موضع داده است؟ تلاش‌های یک میانجی همیشه ناکام

نمی توان بدون آگاهی از جزئیات مذاکرات تهران - مسقط به پرسش های بالا پاسخ داد. با این حال، آنچه مشخص است این است که عمان نتوانسته جایگاه خود را در میان اختلافات ایران و آمریکا تثبیت کند. پیش از این، مسقط بارها تلاش کرد تبدیل به میانجی اختلافات ایران و آمریکا شود. این تلاش از دهه ۸۰ و با شروع بحران هسته ای به اوج رسید و تا دهه ۹۰ و ۱۴۰۰ نیز تداوم یافت. اما این تلاش ها معمولا نتوانستند مثمرثمر بوده و به نتیجه ای ملموس برسند. تلاش عمان برای میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن در یک سال اخیر مجددا به اوج خود رسید. وزیر خارجه عمان نقش زیادی در مذاکرات ویتکاف- عراقچی داشت اما نتیجه این مذاکرات چه شد؟ جنگ میان ایران و ائتلاف آمریکا و اسرائیل. حتی بعد از جنگ ایران و آمریکا نیز تلاش هایی از جانب مسقط برای آتش‌بس صورت گرفت امادر نهایت، پاکستان بود که توانست این امر را محقق کند و به درگیری های مستقیم دو طرف پایان دهد.

در مذاکرات تنگه هرمز، وضعیت عمان کمی متفاوت است. عمان فقط میانجی نیست بلکه یکی از طرف هایی است که رسما در اختلافات دخالت داشته و صاحب منفعت است، چرا که مسیر جنوبی تنگه هرمز جزء خاک عمان به حساب می آید و مسقط باید درباره سرنوشت آن تصمیم بگیرد. اما حتی در این شرایط نیز عمان قادر به تصمیم گیری مستقلانه و عدم‌انفعال نیست. انفعال عمان سبب شده ایران و آمریکا نتوانند مشکل خود را حل کنند و معضل تنگه هرمز همچنان بر سر خود باقی ماند. قدرت و میانجی‌گری

آنچه بیش از همه در مورد عمان قابل توجه است، عدم قدرت استراتژیک آن است. میانجی‌گری، آن هم میان دو قدرت اصلی تعیین‌کننده در منطقه یعنی ایران و آمریکا، احتیاج به قدرت (اعم از اقتصادی و سیاسی تا نظامی) دارد. پاکستان که توانست تبدیل به میانجی ایران و آمریکا شود، قدرت نظامی و سیاسی زیادی داشت و می توانست مستقل از اراده قدرت های دیگر، تصمیم گیری کرده و آزادی عمل نسبی داشته باشد. به همین دلیل، توانست میان ایران و آمریکا میانجی‌گری کند. اما عمان فاقد قدرت و اراده لازم برای عمل و استقلال رای است و در نتیجه، دائما در میانجی‌گری‌های خود شکست می‌خورد؛ حتی وقتی خودش در این میانجی‌گری منفعت داشته باشد.

 


۵۴ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

عملیات پهپادی یمن در مأرب و ساحل غربی این کشور علیه نیروهای وابسته به عربستان/ ویدئو

به گزارش المسیره، مرکز اطلاع رسانی جنگی نیروهای مسلح یمن تصاویر ویژه ای از هدف قرار دادن تجمعات و خودروهای زرهی دشمن سعودی با پهپاد رجوم در استان مأرب و منطقه ساحل غربی یمن منتشر کرد.

تصاویر با کیفیت بالا نشان می‌دهد که نیروهای مسلح یمنی با پهپاد تجمعات و خودروهای وابسته به مزدوران دشمن سعودی را در مارب و ساحل غربی هدف قرار می‌دهند.

ساعاتی قبل نیز «یحیی سریع» سخنگوی نیروهای مسلح یمن گفت: ما دو عملیات نظامی با دو فروند پهپاد انجام دادیم. اولین عملیات، یک هدف حساس دشمن سعودی را در فرودگاه نجران هدف قرار داد.

وی افزود: عملیات دوم، تاسیسات شرکت آرامکو نجران را هدف قرار داد و به لطف خدا هر دو عملیات با موفقیت به اهداف خود دست یافتند.

سرتیپ یحیی سریع افزود: این دو عملیات در پاسخ به نقض حریم هوایی استان صعده یمن توسط پهپادهای دشمن سعودی صورت گرفت و نیروهای مسلح یمن به محافظت از حاکمیت یمن در برابر هرگونه نفوذ و برقراری این معادله (مقابله به مثل) ادامه خواهند داد.




 نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید
۱۵ دقیقه قبل / سایت اقتصادنیوز

نسخه آشنا برای بحران انرژی/ یارانه حامل را کنار بگذارید، به «خدمت ضروری» برسید

اقتصادنیوز: مسئله اصلی مصرف بنزین نیست؛ مسئله نحوه جابه‌جایی مسافر و بار است. تا زمانی که شهروند برای یک سفر مشخص گزینه مناسب از نظر زمان، هزینه و دسترسی نداشته باشد، اصلاح قیمت سوخت به‌تنهایی نمی‌تواند الگوی مصرف را به‌صورت پایدار تغییر دهد.

 توضیح خانواده اکبر عبدی درباره سنگ مزار و اهدای یادگاری‌ها به موزه
۱ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

توضیح خانواده اکبر عبدی درباره سنگ مزار و اهدای یادگاری‌ها به موزه

بخشی از وسایل شخصی زنده‌یاد اکبر عبدی برای نگه‌داری به یک موزه‌ در اردبیل سپرده شده است.

 تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

تعداد خانه خالی در ایران اعلام شد

اقتصادنیوز: معاون وزیر راه اعلام کرد: در سطح کلان اقتصادی لزوماً با کمبود مطلق واحد مسکونی مواجه نیستیم؛ چراکه حدود ۳۲.۵ میلیون واحد مسکونی در کشور وجود دارد.

 بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

بورس تهران به تراز ۶ میلیون واحدی نزدیک شد

بورس تهران در سایه غلبه تقاضا بر عرضه و بازگشت پرقدرت نقدینگی به بازار سهام توانست با عبور از سد ۵.۹ میلیون واحد هفته‌ای طلایی را برای سهامداران رقم بزند.

 دریادار ایرانی: قدرت مردم ایران، دشمن را زمین‌گیر کرده است
۱ ساعت قبل / خبرگزاری دانشجو

دریادار ایرانی: قدرت مردم ایران، دشمن را زمین‌گیر کرده است

فرمانده نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران با گرامیداشت یاد و خاطره شهدای نیروی دریایی، به‌ویژه شهدای ناوچه دنا گفت: نیرو‌های مسلح با تمام توان در...

 بیانیه تند دفتر نتانیاهو در واکنش به اظهارات اردوغان
۲۵ دقیقه قبل / سایت تابناک

بیانیه تند دفتر نتانیاهو در واکنش به اظهارات اردوغان

دفتر اطلاع‌رسانی نخست وزیر رژیم صهیونیستی امروز جمعه مدعی شد که این رژیم با تلاش‌های ترکیه برای ایجاد بی‌ثباتی در منطقه و همچنین هرگونه تهدیدی علیه امنیت خود...