
هفت صبح| تئاتر در ایران همیشه روی مرز باریکی میان عشق و دشواری حرکت کرده است. جایی که چراغ صحنه اغلب با اشتیاق هنرمندان روشن میماند، نه با پشتوانههای مطمئن اقتصادی. دهه گذشته برای این هنر، دورهای از آزمونهای سخت بود، از فشارهای اقتصادی و تغییر مناسبات تولید گرفته تا ورود نسل تازهای از هنرمندان که در جستوجوی راهی برای دیدهشدن بودند، در چنین فضایی، ماندن و ساختن، خود به یک انتخاب تبدیل شده است.انتخاب کسانی که ترجیح میدهند به جای انتظار برای شرایط ایدهآل، دست به کار شوند و برای آینده تئاتر سرمایهگذاری کنند، آیندهای که شاید امروز در چهره جوانانی دیده شود که نخستین تجربههای جدی خود را روی صحنه رقم میزنند. «امیرعرشیا باقری»، تهیهکننده و مشاور کارگردان، از جمله افرادیست که این مسیر را انتخاب کرده است. او با طراحی و اجرای یک رپرتوار پنجنمایشنامهای، تلاش کرده بستری تازه برای تجربه، تمرین و حضور نسل جدید در فضای تئاتر مستقل ایجاد کند، حرکتی که بیش از آنکه یک پروژه اجرایی باشد، تلاشی برای حفظ جریان زنده تئاتر است.
تولد یک ایده، چرا پنج نمایشنامه؟
ماجرای رپرتوار امیرعرشیا باقری از آنجایی شروع میشود که او احساس میکند جای خالی یک جریان مهم در تئاتر امروز حس میشود. او درباره اولین جرقههای این ایده و نیازسنجیاش میگوید: «ایده رپرتوار چند سال پیش توسط یکی از دوستان اتفاق افتاد، اما بعد از آن دیدم که یک چند سالی هست این اتفاق نیفتاده و ما خیلی از فضای نمایشنامهخوانی دور شدهایم. همین مسئله باعث شد تا تصمیم بگیرم یک رپرتوار نمایشنامهخوانی راه بیندازم، آن هم با پنج گروه نمایشی. این پنج گروه بیشتر برای حمایت از کارگردانهایی شکل گرفتند که تازه میخواستند کارشان را شروع کنند. در واقع هدف اصلی، جنبه حمایتی از کارگردانها و بازیگرهای تازهکار بود.»
باقری معتقد است که کار اولیها به یک پشتوانه محکم نیاز دارند: «این پنج گروه معمولا تازهکار و کار اولی هستند. البته من به عنوان مشاور کارگردان و تهیهکننده در کنارشان حضور دارم تا این مسیر را با اطمینان بیشتری طی کنند. این یک اجرای پنجگانه است که هر گروه، یک نمایشنامه مستقل را به روی صحنه میبرد.» پنج جهان متفاوت، از چخوف تا رئالیسم ایرانی
وقتی صحبت از انتخاب متن به میان …








