قیمت طلا امروز




 روزنامه هفت صبح / ۱۴۰۵/۰۵/۰۶

از روی دلسوزی قاچاقچی و قاتل شدم

کادر درمان یکی از بیمارستان‌های محدوده نعمت‌آباد مرگ مشکوک پسر جوانی را به مرکز فوریت‌های پلیسی گزارش کردند
 از روی دلسوزی قاچاقچی و قاتل شدم

هفت صبح|  محمود نام متهمی است که ۹ سال زندان را پشت سر گذاشته بود. او چند سال قبل به اتهام قتل به زندان افتاد امابا رضایت اولیای دم را از زندان خارج شد.. چند ماه پس از آزادی، محمود در جریان درگیری با دوست برادرش هدف ضربه چاقو قرار گرفت و جانش را از دست داد. این بار در پرونده قتل نامش به‌عنوان مقتول رقم خورد.  متهم  پرونده پس از بازداشت، مدعی است قصد قتل نداشته و حادثه در جریان یک درگیری ناگهانی رخ‌داده. 

 ساعت پنج بامداد دوازدهم مهر سال گذشته، کادر درمان یکی از بیمارستان‌های محدوده نعمت‌آباد مرگ مشکوک پسر جوانی را به مرکز فوریت‌های پلیسی گزارش کردند. این مرد که دقایقی قبل با جراحت ناشی از اصابت چاقو به بیمارستان منتقل شده بود، با وجود تلاش پزشکان جان باخت. با اعلام این خبر، بازپرس محمدجواد شفیعی به همراه تیم بررسی صحنه جرم و کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ رسیدگی به پرونده را آغاز کردند.

  دستگیری متهم

 تحقیقات اولیه نشان می‌داد مقتول در جریان یک درگیری خیابانی مجروح شده است. اعضای خانواده او که هنگام وقوع حادثه در محل حضور داشتند، هویت ضارب را در همان ساعات ابتدایی در اختیار مأموران قرار دادند و گفتند عامل جنایت مردی به نام پیمان است که پس از وارد کردن ضربه چاقو از محل گریخته است. با شناسایی هویت متهم، تحقیقات برای دستگیری او آغاز شد. بررسی‌های اطلاعاتی نشان داد پیمان بلافاصله پس از حادثه تهران را ترک کرده و به یکی از شهرستان‌ها رفته است.

 

همین موضوع عملیات جست‌وجوی پلیس را وارد مرحله تازه‌ای کرد. کارآگاهان در ادامه پیگیری‌های خود دریافتند متهم فراری پیش از آنکه به اتهام قتل دستگیر شود، در یکی از شهرستان‌ها به اتهام فروش مواد مخدر بازداشت شده است. پس از هماهنگی میان بازپرس شعبه پنجم دادسرای امور جنایی تهران و مقام قضایی شهرستان محل بازداشت، متهم برای ادامه تحقیقات به تهران منتقل شد.

 پیمان در نخستین بازجویی‌ها اصل درگیری را پذیرفت؛ اما مدعی شد قصد گرفتن جان مقتول را نداشته است. در جریان تحقیقات مشخص شد مردی که در این درگیری جان باخته، پیش از این نیز پرونده‌ای جنایی در کارنامه خود داشته است. او سال‌ها قبل به اتهام قتل بازداشت و پس از تحمل حدود ۹ سال حبس، سرانجام با جلب رضایت اولیای دم از قصاص نجات یافته و چند ماه پیش از حادثه از زندان آزاد شده بود. اما زندگی تازه او تنها چند ماه دوام آورد و درگیری خونین با دوست برادرش، بار دیگر نامش را در صدر یک پرونده جنایی قرار داد؛ این بار نه به عنوان متهم، بلکه در جایگاه مقتول.

 متهم پرونده در بازجویی‌ها با تأکید بر اینکه قتل عمدی نبوده، جزئیات درگیری را برای کارآگاهان تشریح کرد. با این حال، بررسی دقیق اظهارات او، تطبیق گفته‌های شاهدان، گزارش پزشکی قانونی و سایر شواهد در دستور کار تیم جنایی قرار گرفت.  تحقیقات درباره انگیزه اصلی درگیری، نحوه آغاز نزاع و ابعاد پنهان این پرونده همچنان از سوی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ ادامه دارد.

    مقتول را نمی‌شناختم

پیمان پس از ۱۰ ماه فرار از جنایتی که مدعی است ناخواسته مرتکب شده، به شرح جزئیات قتل می‌پردازد. او در گفت‌وگو با خبرنگار هفت صبح ماجرای این حادثه را روایت کرد.

 

اختلافت با مقتول بر سر چه بود؟

من اصلاً او را نمی‌شناختم چه برسد به اینکه با او اختلافی داشته باشم. هیچ کینه و دشمنی قبلی بین ما نبود و همه چیز ناگهانی رخ داد. 

چرا کسی را که نمی‌شناختی کشتی؟

من در کار خرید و فروش ضایعات ساختمانی هستم. به این صورت که به سراغ ساختمان‌های در حال تخریب می‌روم و آهن‌آلات یا وسایل ساختمانی را خریداری کرده و بعد آنها را می‌فروختم. در این خرید و فروش‌هایم با برادر مقتول آشنا شده بودم و بعد از مدتی دوست شدیم. برادر مقتول گاهی برایم درددل می‌کرد و همین باعث شده بود که به همدیگر نزدیک شویم تا اینکه یک روز که خیلی ناراحت بود علت ناراحتی‌اش را از او پرسیدم و او بیان کرد که برادرش از زمانی که از زندان آزاد شده آنها را خیلی اذیت می‌کند. حتی او و مادرش را از خانه بیرون کرده و مدام آنها را کتک می‌زند.

 

می‌دانستی برادرش به چه جرمی زندان بود؟

بله رفیقم برایم گفته بود که محمود در درگیری دست به قتل زده بود و ۹ سال در زندان بود. خانواده‌اش تلاش می‌کنند و درنهایت رضایت اولیای دم را می‌گیرند و چند ماه قبل او از زندان آزاد می‌شود.

 

تو چرا به سراغ مقتول رفتی؟

وقتی برادر مقتول برایم درددل کرد خیلی تحت تأثیر قرار گرفتم. مخصوصاً از شنیدن این موضوع که مقتول روی مادر خودش هم دست بلند کرده بود خیلی منقلب شدم. برای همین تصمیم گرفتم به دوستم کمکی کنم و از او پرسیدم چطور می‌توانم در حل این مسئله کمکت کنم. برادر مقتول از من خواست تا با محمود صحبت کنم و نصیحتش کنم شاید دست از کارهایش بردارد.

 

در مورد شب حادثه توضیح بده.

شب حادثه به خانه‌شان رفتم تا با محمود صحبت کنم. وقتی سر حرف را باز کردم محمود با تندی با من برخورد کرد. من سعی کردم او را متوجه کنم که قصد دخالت ندارم و به درخواست برادرش آنجا رفته‌ام؛ اما به من گفت مسائل خانواده ما به تو ربطی ندارد. وقتی رفتار پرخاشگرایانه او را دیدم متوجه شدم ماندنم در خانه دوستم بی‌فایده است؛ بنابراین آنجا را ترک کردم. دوستم با من تا مقابل در خروجی آمد و من وارد کوچه شدم که ناگهان صدای رفیقم را از پشت سرم شنیدم که فریاد زد مراقب باش محمود با چاقو آمد. من هم فوراً چاقویی که در جیبم بود را درآوردم و با او درگیر شدم. او دو ضربه به سمت من پرتاب کرد و من هم برای دفاع از خودم چند ضربه پرتاب کردم که یکی از آنها به شکم محمود برخورد کرد. من قصد کشتن او را نداشتم و فقط از خودم دفاع کردم. او از حضور من به حدی عصبانی شده بود که به من حمله کرد. 

و فرار کردی؟

زمانی که فهمیدم محمود کشته شده فرار کردم و به شهرستان رفتم. بی‌جهت و از روی دلسوزی پایم به یک پرونده قتل باز شده بود و حالا یک آدم فراری بودم که کار و زندگی‌ام را از دست داده بودم. هیچ چاره‌ای نداشتم جز اینکه برای تأمین هزینه‌های زندگی‌ام اقدام به خرید و فروش مواد مخدر کنم. چون بی‌پول و مفلس شده بودم و می‌ترسیدم اگر برای کار به جایی مراجعه کنم از من کدملی بخواهند و بعد دستگیر شوم. اما در راه خلاف و خرید و فروش مواد مخدر شناسایی شده و توسط پلیس دستگیر شدم. در ابتدا به آنها نگفتم که در تهران به اتهام قتل تحت تعقیب هستم. اما بالاخره خودشان متوجه شدند و من را تحویل پلیس تهران دادند.

 

  پشیمانی؟

من نمی‌خواستم او را به قتل برسانم، آمده بودم تا با محمود صحبت کنم. شاید دست از کارهایش بردارد و خانواده‌اش در آرامش باشند؛ اما منجر به قتل او شد.



 ۴۰ درصد بازنشستگان «مستاجر» هستند

۴۰ درصد بازنشستگان «مستاجر» هستند

مدیرعامل صندوق بازنشستگی کشوری با بیان اینکه آمارهای غیر رسمی نشان می‌دهد حدود ۴۰ درصد بازنشستگان «مستاجر» هستند گفت: اگر بتوانیم سهمی در تامین مسکن یا بهسازی و بازسازی واحدهای مسکونی بازنشستگان داشته باشیم به سبد معیشت آنها کمک قابل توجهی کرده‌ایم.

 بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است

بحران زباله در شمال ایران؛ جان جنگل‌های هیرکانی در خطر است

دقیقاً چه فاجعه‌ای باید رخ دهد تا سیاستِ مسئولان عوض شود؟ چند رودخانۀ دیگر باید آلوده شود؟ چند هکتار جنگل باید از بین برود؟ چند روستا باید در بوی زباله و دود...

 عجیب‌ترین اعتیاد دنیا: اشتیاق شدید یک دختر به نوشیدن بنزین

عجیب‌ترین اعتیاد دنیا: اشتیاق شدید یک دختر به نوشیدن بنزین

یک برنامه‌ی تلویزیونی در سال ۲۰۱۲ به سراغ زنانی رفت که اعتیادهای بسیار عجیبی داشتند. یکی از آن افراد بار دیگر در شبکه‌های اجتماعی ترند شده است.

 از عقدنامه امیرکبیر تا شناسنامه مشاهیر؛ روایت یک موزه متفاوت در تهران

از عقدنامه امیرکبیر تا شناسنامه مشاهیر؛ روایت یک موزه متفاوت در تهران

موزه ثبت احوال تهران در جریان بازدید جمعی از خبرنگاران و اصحاب رسانه، بخشی از گنجینه اسناد هویتی و تاریخی خود را به نمایش گذاشت.

 سقوط مرگبار زن جوان از دفتر کار مرد متاهل در سعادت‌آباد / همسر این مرد با دوربین و کلید ساز پشت در بود

سقوط مرگبار زن جوان از دفتر کار مرد متاهل در سعادت‌آباد / همسر این مرد با دوربین و کلید ساز پشت در بود

حوادث رکنا: بامداد امروز سه‌شنبه ۲۷ مردادماه، سقوط مرگبار زن جوانی از پنجره یک دفترکار در سعادت‌آباد به مرکز فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ گزارش شد؛ در حالی که همسر صاحب دفتر مدعی بود زن جوان هنگام درگیری و برای پنهان شدن پشت پرده پنجره به پایین سقوط کرده است، بازبینی فیلم ضبط‌شده با تلفن همراه، فرضیه وقوع قتل را برای کارآگاهان کمرنگ کرد.

 گرمای ۵۰ درجه‌ ای در ایران | ۸ شهر کشور در جمع داغ‌ ترین نقاط جهان

گرمای ۵۰ درجه‌ ای در ایران | ۸ شهر کشور در جمع داغ‌ ترین نقاط جهان

در روز سه‌شنبه ۲۷ مردادماه، ۸ شهر کشور در جمع گرم‌ترین مناطق جهان قرار گرفتند. بدین ترتیب، ۷ شهر از استان خوزستان بودند و یک شهر از استان ایلام.

 رئیس کل سازمان نظام پزشکی: ایران در درمان ناباروری رتبه سوم دنیا را دارد

رئیس کل سازمان نظام پزشکی: ایران در درمان ناباروری رتبه سوم دنیا را دارد

رئیس کل سازمان نظام پزشکی گفت: ایران در درمان ناباروری و سرعت کا هش مرگ‌ و میر مادران در جایگاه سوم دنیا و همچنین در دسترسی به زایمان بهداشتی جزو ۱۰ کشور اول دنیاست، اما در حوزه رباتیک جراحی عقب هستیم و باید این فناوری‌ها را با جدیت دنبال کنیم.

 پریز برق روستایی که همه را به اشتباه انداخت | کاربرد واقعی چه بود؟ + ویدئو

پریز برق روستایی که همه را به اشتباه انداخت | کاربرد واقعی چه بود؟ + ویدئو

انتشار ویدئویی از یک پریز روی تیر برق در روستای آپودم، این تصور را ایجاد کرد که اهالی روستا برای مسافران و رهگذران امکان شارژ تلفن همراه فراهم کرده‌اند، اما بررسی ها نشان می‌دهد این پریز نه برای شارژ موبایل، بلکه برای راه‌اندازی پمپ و تأمین آب آشامیدنی چند خانوادهدر این منطقه استفاده می شود.