
در شرایط کنونی که دولت با چالش جدی ناترازی تولید و مصرف بنزین مواجه است، اتخاذ تصمیمات اصلاحی در قیمتگذاری حاملهای انرژی، بهویژه در «نرخ سوم»، به یکی از محورهای اصلی مباحث اقتصادی تبدیل شده است. اخبار غیر رسمی حاکی از تصمیم دولت برای افزایش نرخ سوم بنزین به ۱۰ هزار تومان است (تا لحظه نگارش این گزارش، قیمت بنزین نرخ سوم که از طریق کارت جایگاه انجام می شود، ۵۰۰۰ تومان است).در اقتصاد انرژی، اثر اشباع به نقطهای اشاره دارد که در آن، افزایش قیمت دیگر منجر به کاهش متناسب یا معنادار در تقاضا نمیشود. بر اساس تحلیلهای کارشناسی و گزارشهای اندیشکدههای اقتصادی، کشش قیمتی تقاضای بنزین در ایران در سطوح قیمتی خاصی با کاهش کارایی مواجه میشود. به عنوان مثال، بررسی دادهها نشان میدهد که برای کاهش مصرف به میزان ۶ میلیون لیتر در روز، نرخ ۸۵۰۰ تومان می تواند به عنوان یک نقطه تعادلی عمل کند و در مقابل، افزایش قیمت از ۸ هزار و ۵۰۰ تومان به ۱۰ هزار تومان، نه تنها منجر به کاهش بیشتر و معنادار مصرف نمیشود، بلکه تنها سود مالی دولت را افزایش داده و ماهیت ضدناترازی طرح را تحتالشعاع قرار میدهد. در واقع، مازاد افزایش قیمت از ۸۵۰۰ به ۱۰ هزار تومان، عملاً هیچ اثر بازدارندگی اضافهای بر مصرفکننده نهایی ندارد و صرفاً بهعنوان یک مالیات پنهان عمل میکند.
تابآوری اجتماعی و پیامدهای تصمیمگیری تکبعدی
تصمیمگیری برای افزایش نرخ سوخت فراتر از محاسبات صرفاً اقتصادی، با متغیر پیچیده تابآوری اجتماعی گره خورده است. هرگونه افزایش قیمت در نرخ سوم، حتی اگر ادعا شود که تنها گروه اندکی را شامل میشود، در فضای تورمی فعلی انتظارات تورمی شدیدی را در کل اقتصاد ایجاد میکند. اعمال نرخ ۱۰ هزار تومانی با توجه به حساسیت عمومی، میتواند ریسکهای اجتماعی را افزایش دهد. در حکمرانی اقتصادی، هزینه شکست در جلب سرمایه اجتماعی، اغلب بسیار سنگینتر از نفع مالی حاصل از مابهالتفاوت قیمت بنزین است.یکی از استدلالهای اصلی برای افزایش شدید قیمت، مقابله با قاچاق سوخت است. اگرچه …











