
زیدآبادی: اصرار بر ترور ترامپ، ایران را در موقعیت دشواری قرار می دهد

گزارش رویترز از تهدید اقتصادی ترامپ علیه ایران: هر کشور یا نهادی که به تهران کمک کند، با پیامدهای عظیم مواجه میشود
رویداد۲۴| رویترز نوشت: دونالد ترامپ تهدید اقتصادی خود علیه ایران را گسترش داده و آن را شامل هر کشور یا نهادی کرده است که به تهران آنچه را او «شریان حیاتی» توصیف کرده، ارائه دهد. او تهدید کرده است کشورها و نهادهایی که به ایران در صادرات نفت یا باز نگه داشتن کانالهای مالی و تجاری کمک کنند، با «پیامدهای اقتصادی عظیم» مواجه خواهند شد.
در ادامه این مطلب آمده است: با این حال، ترامپ نام هیچ کشور مشخصی را مطرح نکرد و توضیح نداد که چگونه این تهدید را به اقدامات عملی تبدیل خواهد کرد؛ آن هم در حالی که دامنه این تهدید از قاچاق نفت و انتقالات مالی گرفته تا صرافیها و شرکتهای پوششی گسترش یافته است.
به گزارش رویترز، حتی متحدان واشنگتن که در میانجیگری مذاکرات صلح میان آمریکا و ایران نقش داشتهاند نیز ممکن است در این دایره قرار بگیرند.
زیدآبادی: اگر راه تفاهم باز نشود، وضعیت ایران فاجعهآمیز خواهد بود
به گزارش هممیهن آنلاین و به نقل از اقتصادآنلاین؛ احمد زیدآبادی، تحلیلگر سیاسی و روابط بینالملل امروز چهارشنبه در رویداد تخصصی پلتفرمهای آنلاین طلا؛ زرآتی که امروز چهارشنبه به میزبانی اقتصادآنلاین در حالی برگزاری در سالن همایش های بین المللی رایزن در حال برگزاری است، با تشریح شرایط سیاسی و اقتصادی ایران گفت: نبود ثبات سیاسی، امکان شکلگیری یک اقتصاد قابل پیشبینی را از بین برده و زندگی اقتصادی مردم را به وضعیتی «شانسی» تبدیل کرده است.
او با اشاره به شرایط سیاسی و اقتصادی کشور تأکید کرد که بدون ثبات سیاسی، اساساً نمیتوان از اقتصاد پایدار سخن گفت. یک زندگی روزمره متلاطم و دائم در حال بیثباتی، شکل میگیرد که پیامد آن، افزایش فشار بر زندگی مردم است.
ثبات سیاسی؛ پیششرط شکلگیری اقتصاد
زیدآبادی با بیان اینکه ثبات سیاسی در داخل، نیازمند رضایت بخش بزرگی از جامعه است، گفت: جامعه باید باز و آزاد باشد تا خشمها و نارضایتیها امکان طرح و تخلیه پیدا کنند.
به گفته او، اگر اکثریت قاطع مردم از شرایط موجود رضایت نداشته باشند، نمیتوان از ثبات سیاسی واقعی سخن گفت. مردمی که احساس کنند حذف شدهاند، نادیده گرفته شدهاند، حقوقشان پایمال شده یا مورد تبعیض قرار گرفتهاند، حتی اگر دست به طغیان نزنند، در پشت صحنه نسبت به وضعیت موجود واکنش نشان خواهند داد.
او تأکید کرد: جامعه بسته ممکن است برای مدتی به ثبات برسد، اما این ثبات در بلندمدت پایدار نخواهد بود و یک روزی، یک نقطه میرسد که آن نظم تحمیلی از هم میپاشد.
زیدآبادی در ادامه، ثبات داخلی را به مناسبات خارجی نیز مرتبط دانست و ادامه داد: هر کشوری که با محیط پیرامون خود یا نظم بینالمللی در تخاصم باشد، همواره در معرض تهدید، جنگ، تحریم و محاصره قرار دارد و مجموعه این عوامل، وضعیت اقتصادی و اجتماعی آن کشور را متزلزل میکند.
اقتصاد ایران؛ زندگی در شرایط «شانسی»
این تحلیلگر سیاسی با اشاره به اثر بیثباتی سیاسی بر اقتصاد گفت: در بسیاری از کشورها عوامل اقتصادی تا اندازهای قابل پیشبینی و محاسبه هستند، اما در ایران بخش مهمی از زندگی اقتصادی به شانس وابسته شده است.
او توضیح داد: ممکن است فردی سالها تلاش کند، کار کند و پسانداز کند تا خانهای بخرد اما ناگهان تغییر قیمت ارز، ارزش دارایی او را چند برابر می کند یا برعکس، بهدلیل تغییرات اقتصادی بخش بزرگی از دارایی خود را از دست می دهد.
زیدآبادی گفت: در چنین شرایطی، افراد عاقل و کسانی که بر اساس محاسبه و برنامهریزی تصمیم میگیرند، لزوماً برنده نیستند و گاهی افرادی که رفتارهای غیرحسابشده دارند، از موقعیتهای اقتصادی سود بیشتری میبرند.
او با اشاره به نمونههایی از بازارهای مختلف، افزود: در این جامعه، هرچه بیشتر تلاش فکری و عقلانی و حسابشده بکنید، ممکن است با در بسته پیش بروید.
جنگ اخیر و تغییر معادلات بینالمللی
زیدآبادی در بخش دیگری از سخنانش، جنگ اخیر را نقطهای مهم در روند تحولات ایران دانست و گفت: جهان امروز با گذشته تفاوت کرده است. جهان دیگر مانند قرنهای گذشته نیست که چند قدرت بزرگ بتوانند بهتنهایی نظم جهانی را تعیین کنند. امروز روابط متقابل و پیچیدهای میان کشورها شکل گرفته و آسیب واردشده به یک کشور میتواند به دیگر کشورها نیز آسیب برساند.
او گفت این شرایط، مفهوم استقلال را نیز تغییر داده است و برداشت قرن نوزدهمی از استقلال دیگر با جهان امروز سازگار نیست.
زیدآبادی تأکید کرد: منافع کشورها در جهان امروز به یکدیگر گره خورده است و کشوری که میخواهد منافع خود را حفظ کند، ناگزیر است منافع دیگران را نیز در نظر بگیرد.
«توازن وحشت» و فرصت از دسترفته برای توافق
این تحلیلگر سیاسی درباره جنگ اخیر ایران و آمریکا گفت: در جریان این جنگ، تصورها و محاسباتی از سوی طرفین وجود داشت که در نهایت جنگ را به وضعیتی از «توازن وحشت» رساند.
به گفته او، نتیجه جنگ میتوانست به توافقی منجر شود که مسیر خروج ایران از شرایط موجود را فراهم کند؛ توافقی که علاوه بر کاهش تنشهای منطقهای، امکان ایجاد یک سازوکار امنیتی جمعی، عادیسازی روابط ایران با جهان و قابل پیشبینی شدن اقتصاد کشور را فراهم کند.
او گفت: چنین روندی میتوانست فرصتهایی برای توسعه اقتصادی، تجارت و تعامل بیشتر ایران با جهان ایجاد کند اما این روند با موانعی جدی مواجه شده است.
چرا مردم به طلا و ارز پناه میبرند؟
زیدآبادی با اشاره به تجربه مردم از بیثباتی اقتصادی گفت: در سالهای گذشته بارها شاهد بودیم که سیاستهای اقتصادی و تصمیمهای دولتی بهسرعت تغییر کردهاند و همین مسئله، اعتماد عمومی به تصمیمهای اقتصادی را کاهش داده است.
او با بیان اینکه خود را اقتصاددان نمیداند و بیشتر در حوزه روابط بینالملل و سیاست فعالیت میکند، گفت: بارها افرادی برای مشورت درباره پسانداز خود به او مراجعه کردهاند و از او پرسیدهاند با سرمایهشان چه کنند.
زیدآبادی با بیان اینکه معمولاً توصیه مشخصی برای سرمایهگذاری به افراد نمیکند، اما با اشاره به تجربه سالهای گذشته گفت: نگهداری پول نقد در شرایط تورمی و بیثبات میتواند ارزش دارایی افراد را بهشدت کاهش دهد.
زیدآبادی در ادامه گفت: در چنین شرایطی، ارز و طلا برای بسیاری از مردم به ابزار حفظ ارزش دارایی تبدیل میشوند؛ چراکه برخلاف برخی داراییهای غیرنقدشونده، امکان تبدیل آنها به پول در زمان نیاز بیشتر است.
او با اشاره به تجربه افرادی که داراییهای بزرگی در قالب ملک، زمین یا باغ داشتهاند، اما در تأمین هزینههای روزمره با مشکل مواجه شدهاند، گفت: در سالهای اخیر ما آدمهای بسیار بسیار ثروتمندی داشتیم که گدا شدند.
به گفته او، ممکن است فردی داراییهای بسیار زیادی داشته باشد، اما اگر نتواند بخشی از آن را در زمان نیاز به پول تبدیل کند، در عمل برای تأمین هزینههای روزانه با مشکل مواجه خواهد شد.
«امید جامعه به افق آینده کور شده است»
زیدآبادی مهمترین نیاز امروز جامعه ایران را ایجاد چشماندازی از امید نسبت به آینده دانست.
او گفت: متأسفانه امید جامعه به افق آینده کور شده است» و مردم مدتهاست در شرایطی از ناامیدی، سرخوردگی و خشم زندگی میکنند.
به گفته او، توافق و باز شدن مسیر روابط خارجی میتوانست دستکم آغازکننده ایجاد چنین افقی باشد؛ چراکه عادیسازی روابط خارجی میتوانست زمینه را برای رفع تحریمها، سرمایهگذاری و توسعه اقتصادی فراهم کند.
او با این حال گفت: آنچه امروز در ساختار قدرت مشاهده میشود، نشاندهنده وجود اختلافات جدی درباره مسیر آینده کشور است و «ظاهراً دعواها خیلی شدید است» و هنوز راه میانهای برای عبور از این وضعیت باز نشده است.
گروههایی که «حیاتشان در ستیز است»
این تحلیلگر سیاسی در ادامه به وجود گروههایی در داخل کشور اشاره کرد که به گفته او، حیات سیاسی و سازمانیشان به استمرار تهدید و دشمنی وابسته است.
زیدآبادی گفت: برخی نهادها و محافل، اساساً در شرایطی که دشمن و تهدید وجود داشته باشد، موقعیت و کارکرد خود را تعریف میکنند؛ بنابراین عادی شدن شرایط میتواند موقعیت آنها را تضعیف کند.
او گفت در چنین شرایطی، بخشی از نیروهای سیاسی ممکن است از عادیسازی روابط استقبال نکنند، چراکه حیاتشان به ستیز و حیات دشمنی وجود داشته باشد» وابسته است.
«تثبیت سیاستهای گذشته»؛ از نگاه زیدآبادی غیرواقعبینانه است
زیدآبادی با اشاره به برخی دیدگاهها درباره ادامه مذاکرات خاطرنشان کرد: در داخل کشور تلقیهایی شکل گرفته مبنی بر اینکه ایران پس از جنگ در موقعیت برتر قرار گرفته و میتواند از این وضعیت برای تثبیت سیاستهای گذشته استفاده کند.
او این برداشت را غیرواقعبینانه دانست و گفت: اینکه ایران در جریان جنگ توانسته به طرف مقابل آسیب وارد کند، به معنای تغییر کامل توازن قوا نیست.
به گفته او، برخی معتقدند اگر مذاکرات ادامه پیدا کند، باید دستاوردهای جنگ و سیاستهای گذشته تثبیت شود؛ اما از نظر او، طرف مقابل جنگ را با هدف عبور از مرحله قبلی آغاز کرده و بعید است حاضر باشد به سادگی به همان وضعیت قبل بازگردد.
این تحلیلگر سیاسی همچنین درباره احتمال ادامه جنگ هشدار داد و گفت: اگر مسیر تفاهم، سرمایهگذاری، رفع تحریمها و خروج ایران از محاصره باز نشود، ادامه این وضعیت یا ورود به درگیری جدید میتواند پیامدهای بسیار سنگینی برای ایران داشته باشد.
«ایران میتواند منطقه را نابود کند، اما این به نفع اسرائیل است»
زیدآبادی درباره پیامدهای احتمالی ادامه درگیری در منطقه تاکید کرد: حتی اگر ایران و کشورهای منطقه بتوانند آسیبهای سنگینی به یکدیگر وارد کنند، نتیجه چنین وضعیتی لزوماً پیروزی هیچیک از طرفین نخواهد بود.
او گفت: اگر کشورهای عربی منطقه و ایران بخش بزرگی از ظرفیت اقتصادی و زیرساختهای خود را از دست بدهند و منطقه به «زمین سوخته» تبدیل شود، برنده اصلی چنین وضعیتی اسرائیل خواهد بود.
زیدآبادی افزود: کشورهای عربی و اسلامی منطقه دارای منابع و ثروتهایی هستند که از بین رفتن آنها میتواند پیامدهای گستردهای برای کل منطقه داشته باشد و در چنین شرایطی، قدرتهایی مانند آمریکا و اسرائیل همچنان در منطقه حضور خواهند داشت.
او همچنین تأکید کرد: صرف توانایی وارد کردن ضربه به طرف مقابل، به معنای برتری نظامی نیست و گفت: کسی موفق میشود که بتواند نه فقط ضربه بزند، از خودش هم دفاع کند.
به گفته او، اگر طرف مقابل بتواند بهراحتی به نقاطی از ایران ضربه بزند، در حالی که ایران نیز صرفاً امکان پاسخ متقابل داشته باشد، این وضعیت را نمیتوان یک امتیاز تعیینکننده دانست.
هشدار درباره تکرار اشتباهات تاریخی
زیدآبادی در پایان سخنان خود با اشاره به سالروز کودتای ۲۸ مرداد گفت: نیروهای سیاسی درگیر در آن ماجرا و نسلهای پس از آنها از تجربه تاریخی گذشته درس کافی نگرفتهاند. بسیاری از اشتباهاتی که در آن مقطع رخ داد، امروز نیز تکرار میشوند و حتی «اشتباهات مضاعف» در حال انجام است.
این تحلیلگر سیاسی در پایان ابراز امیدواری کرد که شرایطی ایجاد شود که جوانان ایران بتوانند زندگی رو به سامان و معطوف به برنامهریزی داشته باشند؛ زندگی که در آن، آینده قابل پیشبینی باشد و افراد بتوانند بر اساس برنامه و تلاش خود برای آینده تصمیم بگیرند.
به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید
به کانال بله هم میهن بپیوندید
به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید
از ناتالی هارپ، دستیار مرموز ترامپ، چه میدانیم؟
فرارو: یک جمله کوتاه از جان اوساف، سناتور دموکرات ایالت جورجیا، کافی بود تا نام ناتالی هارپ، دستیار ۳۵ساله و کمتر شناختهشده دونالد ترامپ، ناگهان به یکی از بحثبرانگیزترین نامها در اطراف رئیسجمهور آمریکا تبدیل شود. همان ناتالی هارپی که برای همراهی ترامپ صندوق عقب یک خودرو شاسی بلند را ترجیح داده بود.
اوساف در یک تجمع انتخاباتی، در انتقاد از عملکرد ترامپ گفت رئیسجمهور «به جای انجام دادن کارش میخواهد سالن رقص خود را بسازد و با ناتالی سفر کند». او در ادامه ترامپ را متهم کرد که درگیر منافع شخصی و تفریحات خود است، در حالی که نیروهای آمریکایی درگیر جنگ هستند.
این کنایه، ناگهان هارپ را که تا پیش از آن برای افکار عمومی آمریکا چهرهای تقریبا ناشناخته بود، به مرکز توجه کشاند. واکنشها نیز به همینجا ختم نشد؛ ترامپ در پاسخ، اوساف را با «پیوی هرمان» مقایسه کرد و گفت «ترجیح میدهد کارهای دیگری انجام دهد».
اما چرا نام ناتالی هارپ در یک حمله سیاسی علیه ترامپ تا این اندازه حساسیت ایجاد کرد؟ از سرطان تا ورود به حلقه نزدیک ترامپ
هارپ از زمانی وارد مدار ترامپ شد که روایت شخصی خود از مبارزه با سرطان را به سیاست گره زد. او در سال ۲۰۱۹ در فاکسنیوز درباره سرطان استخوان خود صحبت کرد و از قانون «حق امتحان کردن» که ترامپ در سال ۲۰۱۸ امضا کرده بود، تشکر نمود. این قانون به بیماران اجازه میدهد در شرایط مشخص به برخی درمانهای آزمایشی دسترسی پیدا کنند.
هارپ بعدها در کنوانسیون ملی جمهوریخواهان در سال ۲۰۲۰، در سخنرانیای که بنا بر گزارش گاردین پس از جلب توجه ترامپ به روایت او از بیماریاش انجام شد، رئیسجمهور را ستود و گفت: «اگر تو نبودی، من امروز زنده نبودم.»
اما روایت او بدون چالش نماند. واشنگتنپست بعدا با استناد به نظر متخصصان پزشکی، ادعای هارپ درباره نقش قانون ترامپ در دسترسی او به درمان را زیر سوال برد و نوشت درمانی که او دریافت کرده بود، لزوما از طریق این قانون در دسترس او قرار نگرفته است.
هارپ سپس به رسانه راستگرای One America News Network پیوست و در آنجا نیز در ترویج ادعاهای ترامپ درباره انتخابات ۲۰۲۰ نقش داشت. پس از ترک این شبکه در سال ۲۰۲۲، همکاری مستقیم خود با ترامپ را آغاز کرد.
چاپگر انسانی که از ترامپ جدا نمیشود
امروز عنوان رسمی هارپ «دستیار ویژه رئیسجمهور و دستیار اجرایی او» است و طبق گزارش گاردین، سالانه ۱۵۰ هزار دلار حقوق دریافت میکند. اما همکارانش او را با لقب متفاوتی میشناسند: «چاپگر انسانی».
دلیل این لقب ساده است؛ هارپ یک چاپگر قابل حمل را همراه خود دارد و اطلاعاتی را که ترامپ میخواهد یا نیاز دارد، به صورت چاپی در اختیار او میگذارد. اما نقش او به چاپ اسناد محدود نیست.
بر اساس گزارش تایم، بسیاری از پستهایی که ترامپ در شبکه اجتماعی تروث منتشر میکند، در واقع مطالبی هستند که او به هارپ دیکته میکند و این دستیار آنها را تایپ کرده و دکمه ارسال را میزند.
گزارشهای نیویورکتایمز نیز نشان میدهد هارپ در انتشار برخی از تندترین پیامهای ترامپ نقش داشته است. بعنوان مثال پیامهایی علیه میریام ادلسون، میلیاردر و حامی مالی جمهوریخواهان، و دهها پست علیه ای جین کارول.
به این ترتیب، دستیار شخصی ترامپ درکنار چاپگر انسانی بودن در انتقال بخشی از افکار و واکنشهای رئیسجمهور به فضای عمومی نیز نقش دارد. چرا ناتالی اینقدر به ترامپ نزدیک است؟
شاید یکی از مهمترین نشانههای جایگاه هارپ در حلقه ترامپ، اتفاقی باشد که در سفر مخفی رئیسجمهور از ترکیه رخ داد.
در جریان این سفر، ترامپ به دلیل تهدیدهای امنیتی، با هواپیمایی متفاوت و در شرایطی محرمانه از ترکیه خارج شد. برخلاف بسیاری از مقامهای ارشد دولت و اعضای رسانهای همراه رئیسجمهور، هارپ از جمله معدود افرادی بود که در همان هواپیمای مخفی با ترامپ حضور داشت.
کارولین لیویت، سخنگوی کاخ سفید، در دفاع از او گفت: «ناتالی هارپ یکی از وفادارترین و سختکوشترین دستیاران تیم رئیسجمهور ترامپ است.»
همین میزان دسترسی به رئیسجمهور است که باعث شده جایگاه هارپ در کاخ سفید بیش از یک دستیار معمولی به نظر برسد.
اما ماجرای نزدیکی هارپ به ترامپ به همینجا ختم نمیشود. سیانان در گزارشی درباره نخستین نشانههای پررنگ شدن جایگاه او در حلقه نزدیک رئیسجمهور، به اتفاقی در اکتبر ۲۰۲۳ اشاره کرده است. در آن زمان ترامپ قرار بود برای رسیدگی به یکی دیگر از پروندههای حقوقیاش در دادگاهی در نیویورک حاضر شود.
در آن روز، در حالی که خودروهای کاروان ترامپ مقابل برج ترامپ منتظر حرکت بودند، یک مشکل غیرمنتظره ایجاد شد. برای هارپ، دستیار وفادار ترامپ، جایی در خودروهای کاروان وجود نداشت. به گفته دو منبع آگاه که با سیانان صحبت کردهاند، همین موضوع به مشاجرهای در لابی برج ترامپ منجر شد. هارپ اصرار داشت که شخص ترامپ از او خواسته است در دادگاه همراهش باشد.
اما وقتی جایی برای او پیدا نشد، هارپ حاضر نشد از کاروان جا بماند. بر اساس روایت این دو منبع و عکسی که سیانان به آن دست یافته، او برای اینکه همراه ترامپ حرکت کند، به صندوق عقب یکی از خودروهای شاسیبلند کاروان پرید.
این اتفاق، اگرچه در نگاه اول عجیب به نظر میرسد، یکی از نخستین نشانههای علنی از میزان دسترسی و وفاداری هارپ به ترامپ بود. حالا این رابطه در سالهای بعد، با حضور او در سفرهای حساس، نقشآفرینی در انتشار پیامهای رئیسجمهور و همراهی دائمی با او، پررنگتر شد. نامههایی که جنجال را بزرگتر کردند
در کنار نقش حرفهای هارپ، گزارشهایی درباره نامههایی که او برای ترامپ نوشته نیز منتشر شده که حساسیت درباره رابطه آنها را افزایش داده است.
نیویورکتایمز گزارش داده که هارپ در سال ۲۰۲۳ چند نامه برای ترامپ نوشته بود که برخی افراد نزدیک به رئیسجمهور را نگران کرده بود. در یکی از آنها نوشته بود: «تو تمام چیزی هستی که برای من مهم است» و در نامهای دیگر گفته بود: «من هرگز نمیخواهم تو را ناامید کنم.»
او همچنین ترامپ را «نگهبان و محافظ خود در این زندگی» خطاب کرده و نوشته بود: «میخواهم برایت شادی بیاورم، تا احساس کنیم میتوانیم یک روز را بدون اینکه مجبور باشیم در مورد «کار» صحبت کنیم، پشت سر بگذاریم. »
تایمز همچنین به نقل از دو منبع آگاه گزارش داده که ترامپ در مقطعی از سال ۲۰۲۳ گفته بود هارپ تنها فردی در تیمش است که به او اهمیت میدهد.
برادر هارپ نیز در گفتوگو با سیانان، رابطه خواهرش با ترامپ را نوعی شیفتگی توصیف کرده، هرچند تأکید کرده است: «فکر نمیکنم جذابیت فیزیکی باشد.»
او درباره خواهرش گفت: «فکر میکنم بهترین دوستان ترامپ افرادی هستند که باشگاه هواداران او هستند. و بنابراین خواهرش بزرگترین طرفدار اوست.» یک کنایه و واکنشی که همهچیز را بزرگتر کرد
با این سابقه، وقتی اوساف در یک سخنرانی نام ناتالی هارپ را در کنار ترامپ آورد، ماجرا میتوانست صرفا یک حمله سیاسی باقی بماند. اما واکنش کاخ سفید باعث شد موضوع ابعاد بسیار بزرگتری پیدا کند.
ترامپ شخصا به اوساف حمله کرد و رسانههای نزدیک به دولت نیز وارد میدان شدند. حتی وقتی کریستن هولمز، خبرنگار سیانان، در دفتر بیضی از ترامپ درباره اظهارات اوساف پرسید، ترامپ به او حمله کرد و حساب رسمی «Rapid Response» کاخ سفید نیز خبرنگار را هدف قرار داد. این مساله تا جایی پیش رفت که ترامپ در پیامی خطاب به هولمز نوشت: «روزی فرزندان شما با سوال نفرتانگیز و غیرانسانی شما مواجه خواهند شد.»
گاردین در تحلیل خود نوشت واکنش تند کاخ سفید نهتنها گمانهزنیها درباره هارپ را کاهش نداد، بلکه توجه عمومی را به رابطه و میزان نفوذ او در حلقه ترامپ بیشتر کرد.
در واقع، پرسش اصلی این نیست که «ناتالی» کیست؟! این است که یک دستیار ۳۵ساله چگونه به یکی از نزدیکترین افراد به رئیسجمهور آمریکا تبدیل شده، تا جایی که در سفرهای فوقمحرمانه همراه اوست، پیامهایش را برای شبکههای اجتماعی آماده میکند و نامههایی با چنین ادبیاتی برای او مینویسد؟
و شاید مهمتر از همه، اینکه چرا یک کنایه سیاسی درباره او توانست چنین واکنش کمسابقهای از سوی کاخ سفید ایجاد کند؟ پرسشی که حالا، به جای خاموش شدن، بیشتر از قبل در فضای سیاسی و رسانهای آمریکا تکرار میشود.

واکنش قالیباف به نام جعلی خلیج فارس در نقشه عراق

اظهارات جدید ترامپ درباره حمله به ایران

هشدار اضطراری هواپیمای آمریکایی در نزدیکی تنگه هرمز؛ ماجرا چیست؟

جنگ ایران و پایان خاورمیانه آمریکایی به روایت «فارن افرز» | این آخرین فرصت تغییر است؟ | نتیجه معکوس تضمینهای امنیتی

سرنوشت رؤیای ۹ تریلیون دلاری ولیعهد سعودی در بیابان | چرا پروژه عظیم «نئوم» به فروپاشی نزدیک شده است؟ | «رقص توهم متقابل» بر پروژه حاکم بود

