
محمدعلی ابطحی در صفحه شخصی خود نوشت:
فرصتی شد که نزدیک به دو ساعتی به دیدن آقای کروبی رفتم. پسران آقای کروبی و حاجخانم هم بودند.
صحبت از سیاست شد. گفتم: «اوایل که رهبر شهید، رهبر شد، جریان ما خیلی تحویلش نگرفت. بعد از ۸۸ هم ورق برگشت. درباره این رهبر جدید مراقب باشیم.» خیلی قبول نداشت. گفتم: «واقعبین باشیم.» و کلی حرفهای جانبی زده شد. عصبانی شد و گفت: «داری خیلی حکومتی میشی.» دیگر ادامه ندادم.
صحبت احمدینژاد شد؛ کسی که به خاطر اعتراض به انتخابش، حصر را تحمل کرده بود. از گزارشهای اخیر نیویورکتایمز و ادعای دیدارش با رئیس موساد بیخبر بود. وقتی برایش تعریف کردیم، داشت شاخ در میآورد. گفتم: «برای جایگزینی.» گفت: «این همه آدم بهتر و بزرگتر بودند.» اسم هم میآورد. گفتم: «آنهایی که شما میگویید، از هزار متری بوی موساد و اسرائیل را هم بشنوند، طردش میکنند.»
نظر خودم را هم گفتم که احتمالاً احمدینژاد دوطرفه بوده است که کاری با او ندارند.
من و بچهها نگذاشتیم مثل همیشه خاطرات …












