
کنایه ترامپ به اروپا: در حال یادگیری تبدیلشدن به یک کشور جهان سومی هستند/ من دقیقاً به موقع انتخاب شدم

چین در فکر تقویت مسیر قطب شمال / تنگه سوئز دور می خورد
چین در حال توسعه یک مسیر دریایی جدید برای انتقال کالا به اروپاست. این مسیر از سواحل شمالی روسیه و آبهای قطب شمال میگذرد.
رویترز نوشته است روسیه برای عبور هفت کشتی چینی از این مسیر مجوز صادر کرده است. شرکت چینی «سیلجند شیپینگ» نیز قصد دارد خدمات منظم حمل کانتینر میان چین و اروپا را از طریق این مسیر راهاندازی کند. این خدمات قرار است در طول فصل کشتیرانی قطبی انجام شود.
به نوشته گاردین، یکی از مهمترین مزیتهای مسیر قطبی، کاهش قابل توجه زمان سفر است. مسیر دریایی شمالی میتواند زمان انتقال کالا میان چین و شمال اروپا را از بیش از ۴۰ روز به حدود ۱۸ تا ۲۰ روز کاهش دهد. این مسیر حدود ۵۵۰۰ کیلومتر طول دارد و در مقایسه با مسیرهای سنتی، فاصله کوتاهتری میان شرق آسیا و اروپا ایجاد میکند.
خبرگزاری فرانسه گزارش داده است که یک سفر آزمایشی از نینگبو در شرق چین به بندر فلیکسستو در بریتانیا حدود ۲۰ روز طول کشید. این زمان تقریباً نصف مدت مورد نیاز برای حرکت از مسیر کانال سوئز است. سرویس جدید قرار است در فصل کشتیرانی قطبی فعالیت کند.
گلوبال تایمز نوشته است نخستین کشتی این سرویس با نام «دوبی تاور» در ۱۵ اوت از بندر نینگبو-ژوشان حرکت کرد. این کشتی در ادامه به سمت فلیکسستو در بریتانیا میرود. بنادر روتردام هلند، هامبورگ آلمان و گدنیا لهستان نیز از مقاصد پیشبینیشده برای این شبکه هستند.
بر اساس اطلاعات منتشرشده از سوی رسانههای چینی، سرویس «اکسپرس قطبی چین-اروپا» در سال ۲۰۲۶ چندین سفر برنامهریزیشده خواهد داشت. چند کشتی تقویتشده برای حرکت در آبهای قطبی در این مسیر استفاده میشوند. فعالیت این مسیر به دلیل شرایط یخهای دریایی عمدتاً در ماههای گرم سال انجام خواهد شد.
الجزیره نوشته است زمان سفر از چین به هامبورگ از مسیر قطبی حدود ۲۰ تا ۲۲ روز برآورد شده است. در مورد سفر نخست نیز زمان حدود ۲۱ روز پیشبینی شده است. این رقم به شرایط یخ، سرعت کشتی و وضعیت مسیر بستگی دارد.
چاینا دیلی نیز این مسیر را یک کریدور جدید برای ارتباط دریایی میان چین و اروپا توصیف کرده است. کشتیها پس از حرکت از بنادر چین، از مسیر دریایی شمالی در امتداد سواحل روسیه عبور میکنند و سپس به سمت بنادر شمال اروپا حرکت خواهند کرد.
به نوشته والاستریت ژورنال، با وجود کوتاهتر بودن مسیر، استفاده از آن با هزینههای بیشتری همراه است. بیمه کشتیها در مناطق قطبی گرانتر است و در برخی شرایط به استفاده از یخشکن نیاز است. کنترل بخش عمده مسیر توسط روسیه نیز یکی دیگر از عوامل مهم در محاسبات شرکتهای کشتیرانی است.
فایننشال تایمز در عین حال تأکید کرده است که مسیر قطبی هنوز یک مسیر تجاری حاشیهای محسوب میشود. تحریمهای مرتبط با روسیه، شرایط متغیر یخهای دریایی و کوتاه بودن فصل کشتیرانی از مهمترین موانع گسترش این مسیر هستند. به نوشته این روزنامه، مسیر قطبی در شرایط فعلی نمیتواند در مقیاس گسترده با مسیرهای سنتی رقابت کند.
رویترز نیز نوشته است مسکو سالهاست تلاش میکند مسیر دریایی شمالی را به یک کریدور مهم بینالمللی تبدیل کند. روسیه امیدوار است افزایش ناامنی در مسیرهای سنتی، از جمله دریای سرخ و مناطق پیرامون تنگه هرمز، توجه بیشتری را به مسیر قطبی جلب کند.
چین این مسیر را بخشی از ایده «جاده ابریشم قطبی» میداند. این طرح در چارچوب گستردهتر ابتکار «کمربند و جاده» چین تعریف شده است. پکن برای توسعه این مسیر به همکاری روسیه نیاز دارد؛ زیرا بخش عمده مسیر دریایی شمالی در محدوده آبهای تحت کنترل روسیه قرار دارد.
روساتم، شرکت دولتی روسیه، نقش مهمی در مدیریت این مسیر دارد. این شرکت مجوزهای عبور کشتیها را صادر میکند. ناوگان یخشکنهای روسیه نیز میتواند در بخشهایی از مسیر به کشتیها برای عبور از مناطق یخزده کمک کند.
گلوبال تایمز نوشته است کالاهایی که برای انتقال از مسیر قطبی انتخاب میشوند، عمدتاً ارزش بالایی دارند یا زمان تحویل آنها اهمیت زیادی دارد. باتری خودروهای برقی، سامانههای ذخیره انرژی، تجهیزات انرژی خورشیدی و برخی قطعات خودروهای انرژی نو از جمله این کالاها هستند.
کوتاه شدن زمان حمل برای صادرکنندگان چینی اهمیت زیادی دارد. شرکتها میتوانند کالا را سریعتر به بازار اروپا برسانند و نیاز کمتری به نگهداری طولانیمدت کالا در انبار داشته باشند.
در مقابل، گاردین درباره پیامدهای زیستمحیطی افزایش کشتیرانی در قطب شمال هشدار داده است. نشت نفت در مناطق قطبی میتواند پیامدهای سنگینی داشته باشد. پاکسازی آلودگی نیز به دلیل یخ، سرمای شدید و فاصله زیاد از مراکز امدادی دشوارتر خواهد بود.
یکی دیگر از مشکلات مسیر، کوتاه بودن فصل کشتیرانی است. بخشهایی از مسیر در بسیاری از ماههای سال با یخ دریایی پوشیده میشود. در نتیجه، برخلاف کانال سوئز، امکان استفاده مستمر و بدون وقفه از این مسیر وجود ندارد.
تغییرات آبوهوایی و کاهش یخهای تابستانی در قطب شمال، با این حال، امکان استفاده طولانیتر از مسیر را افزایش داده است. به همین دلیل چین، روسیه و برخی شرکتهای بینالمللی توجه بیشتری به آینده این کریدور نشان میدهند.
با وجود این، مسیر دریایی شمالی در شرایط کنونی جایگزین کانال سوئز یا سایر مسیرهای اصلی تجارت جهانی نیست. ظرفیت محدود، شرایط دشوار آبوهوایی، هزینه بیمه و عملیات، وابستگی به روسیه و کوتاه بودن فصل کشتیرانی همچنان موانع مهمی هستند.
اما اگر فعالیت تجاری در این مسیر افزایش پیدا کند، مسیر دریایی شمالی میتواند به یک گزینه مکمل برای تجارت میان آسیا و اروپا تبدیل شود. اهمیت آن بهویژه زمانی بیشتر خواهد شد که اختلال یا ناامنی، هزینه استفاده از مسیرهای سنتی مانند دریای سرخ، تنگه هرمز و کانال سوئز را افزایش دهد. پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر 3 فرمانده شهید سپاه در یک قاب (عکس) خبر بعد نظرات کاربران خبر قبل اشتراک گذاری : پرتاب یک خودرو به هوا در تصادف دو کامیون در لهستان بیشتر بخوانید: یکی از خطرناکترین جادههای جهان (عکس) تماشاخانه چیتگر؛ رد یک جنایت عجیب میان درختان / درختها قبل از مرگ زخمی شده بودند حریق مرموز در قلب گرگان؛ از سیمکشی فرسوده تا شایعات داغ / ببینید گرگان چه چیزی را از دست داد؟ فیلم های دیگر عضویت در اینستاگرام عصر ایران ۱۵ سال پیش در چنین روزی این لحظه با حافظ گلستان سعدی آموزش زبان انگلیسی آپارات عصر ایران اپلیکیشن عصر ایران
ترامپ برای تشدید تحریمهای ایران چه گزینههایی در اختیار دارد؟
صفحه سیاست-
روزنامه واشنگتنپست در گزارشی با بررسی تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی بر ایران، این پرسش را مطرح کرده است که واشنگتن اساساً چه ابزارهای تازهای برای اجرای این تهدیدها در اختیار دارد.
ادوارد فیشمن، همکار ارشد و مدیر مرکز ژئواقتصاد شورای روابط خارجی، معتقد است ترامپ بارها از تشدید فشار و تحریم سخن گفته، اما میان تهدیدهای سیاسی و ظرفیت واقعی آمریکا برای اعمال فشار بیشتر فاصله وجود دارد.
به گفته او، ایران از سال ۲۰۱۸ تحت مجموعه گستردهای از تحریمهای آمریکا قرار داشته و همین مسئله فضای مانور واشنگتن برای افزودن تحریمهای مستقیم جدید را محدود کرده است. فشار بر چین، امارات و ترکیه؛ گزینه اصلی ترامپ
در چنین شرایطی، یکی از مهمترین مسیرهای باقیمانده برای دولت آمریکا، انتقال فشار از ایران به کشورها و شرکتهایی است که با تهران همکاری اقتصادی دارند.
چین، امارات متحده عربی و ترکیه از جمله کشورهایی هستند که میتوانند در صورت تشدید سیاست تحریمی واشنگتن، هدف فشارهای ثانویه آمریکا قرار گیرند. این رویکرد در واقع تلاش برای افزایش هزینه همکاری با ایران از طریق تهدید شرکای اقتصادی تهران است.
اما چنین سیاستی یک تفاوت مهم با تحریمهای مستقیم دارد؛ آمریکا در این حالت تنها با ایران مواجه نیست، بلکه باید با کشورهایی برخورد کند که هرکدام منافع اقتصادی و راهبردی مستقلی دارند. پالایشگاهها و بانکها در تیررس تحریمهای جدید
گزینه دیگر، هدف قرار دادن بانکها و پالایشگاههایی است که حتی در حجم محدود با انرژی ایران تعامل دارند. همچنین بانکهایی که داراییهای ایران را در خارج از کشور نگهداری میکنند، میتوانند در معرض تحریم قرار گیرند.
با این حال، این اقدامات نیز الزاماً به معنای ایجاد یک شوک اقتصادی تازه و تعیینکننده علیه ایران نیست. بخش قابل توجهی از شبکه مالی و تجاری ایران طی سالهای گذشته خود را با شرایط تحریمی تطبیق داده و مسیرهای جایگزین برای تجارت و انتقال منابع شکل گرفته است.
از همین رو، تحریمهای جدید ممکن است بیش از آنکه یک ابزار کاملاً تازه باشند، تلاشی برای بستن مسیرهایی باشد که در سالهای گذشته برای دور زدن فشارهای آمریکا ایجاد شدهاند. آیا ترامپ حاضر است با کل جهان وارد تقابل اقتصادی شود؟
فیشمن معتقد است اگر ترامپ بخواهد فشار اقتصادی علیه ایران را به سطحی کاملاً جدید برساند، باید دامنه تهدیدهای خود را بسیار گستردهتر کند؛ به این معنا که به کشورها و شرکتهای سراسر جهان هشدار دهد در صورت معامله با ایران، دسترسی آنها به اقتصاد آمریکا را از دست خواهند داد.
چنین رویکردی اما هزینههای قابل توجهی برای خود واشنگتن خواهد داشت. استفاده گسترده از تحریمهای ثانویه میتواند متحدان و شرکای اقتصادی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد و آنها را به سمت ایجاد سازوکارهای مستقل مالی و تجاری سوق دهد. مسئله اصلی؛ تحریم بیشتر یا بازتولید همان فشارهای گذشته؟
واقعیت این است که سیاست تحریم علیه ایران طی سالهای گذشته از مرحله اعمال فشار مستقیم بر اقتصاد کشور عبور کرده و به شبکهای پیچیده از محدودیتهای مالی، بانکی، نفتی و تجاری تبدیل شده است.
بنابراین، تهدید به «تحریمهای بیسابقه» زمانی معنا پیدا میکند که واشنگتن ابزار جدید و متفاوتی برای اعمال فشار داشته باشد؛ در غیر این صورت، بخش قابل توجهی از اقدامات جدید تنها تشدید یا توسعه همان سازوکارهایی خواهد بود که پیشتر نیز مورد استفاده قرار گرفتهاند.
از این منظر، اظهارات مطرحشده در واشنگتنپست را میتوان نشانهای از یک چالش مهم برای سیاست فشار حداکثری ترامپ دانست: واشنگتن همچنان میتواند فشار اقتصادی را افزایش دهد، اما برای ایجاد یک اثر تعیینکننده، ناچار است هزینه و دامنه این فشار را نیز به شکل قابل توجهی بالا ببرد.
این مسئله میتواند تحریمهای ایران را از یک ابزار فشار دوجانبه به عاملی برای ایجاد تنش در روابط آمریکا با چین، ترکیه، امارات و حتی دیگر شرکای اقتصادی واشنگتن تبدیل کند؛ موضوعی که ممکن است محاسبات دولت ترامپ درباره مرحله بعدی سیاست فشار بر تهران را پیچیدهتر کند.
نماینده کنگره آمریکا: دولت ترامپ از روز نخست هیچ راهبردی برای جنگ ایران نداشت
به گزارش تابناک به نقل ازاماسناو، جیسون کرو، نماینده دموکرات مجلس نمایندگان آمریکا و از نیروهای سابق ارتش این کشور، در گفتوگویی تلویزیونی با اشاره به اظهارات اخیر اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا درباره نامشخص بودن زمان پایان جنگ، این اظهارات را نشانهای از نبود راهبرد در دولت ترامپ دانست.
کرو گفت: «من فکر نمیکنم فقط بسنت باشد؛ از پیت هگست گرفته تا اسکات بسنت و دونالد ترامپ، آنها هیچ ایدهای درباره اینکه چگونه باید این جنگ را پیروز شوند، ندارند و از همان روز اول هیچ راهبردی نداشتهاند.»
این نماینده دموکرات در ادامه کنگره آمریکا را مهمترین بازیگر در پایان دادن به جنگ دانست و گفت قانون اساسی آمریکا عمداً اختیار اعلام و تأمین مالی جنگ را در اختیار کنگره قرار داده است تا چنین قدرت بزرگی در دست یک رئیسجمهور متمرکز نشود.
او افزود: «اگر مردم نمیدانند جنگ چه زمانی پایان مییابد، به این دلیل است که کنگره هنوز به آن پایان نداده است.»
کرو با اشاره به مخالفت بخش قابل توجهی از افکار عمومی آمریکا با ادامه جنگ، یادآور شد که دونالد ترامپ نیز در دوران مبارزات انتخاباتی خود وعده پایان دادن به درگیریهای بیپایان در خاورمیانه را داده بود.
این نماینده آمریکایی تاکید کرد که کنگره میتواند برای پایان جنگ رایگیری کند و اگر ترامپ چنین تصمیمی را نادیده بگیرد، اختیار قطع بودجه جنگ را در اختیار دارد.
کرو همچنین به بازگشت ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن به سندیگو اشاره کرد و گفت حدود پنج هزار نیروی نظامی در این ناو حضور دارند که پس از بازگشت، تجربیات خود از شرایط خدمت و مشکلات موجود را با خانوادهها و دوستانشان در میان خواهند گذاشت.
او معتقد است انتشار این تجربیات میتواند بر افکار عمومی آمریکا تاثیر بگذارد؛ مشابه آنچه در دوران جنگ ویتنام رخ داد. به گفته کرو، زمانی که نیروهای آمریکایی از ویتنام بازگشتند و مردم روایتهای مستقیم آنان از جنگ را شنیدند، حمایت عمومی از جنگ کاهش یافت.
وی در پایان، شرایط کنونی را نتیجه بیکفایتی دولت دانست و گفت عملکرد دولت ترامپ، نیروهای نظامی آمریکا را در موقعیتی قرار داده که انجام ماموریتهای دشوار را بدون برخورداری از پشتیبانی و امکانات لازم بر عهده دارند.

پیام پنهان تهدیدهای ترامپ به «جنگ اقتصادی» علیه ایران

ماجرای یافتههای جدید در «کاخ جهاننما» چیست؟

جانشین رئیس فیفا از نزدیک ایران انتخاب میشود

قنات؛ اختراعی تمدنساز در دل کویر/ چرا قنات ایرانی یکی از بزرگترین شاهکارهای مهندسی جهان شناخته میشود؟

پشت پرده لکه نفتی قشم | آیا نفت را عمدا به دریا ریختهاند؟

