
به گزارش خبرفوری، این روزها و شبهایی که سایه جنگ بر سر کشور سوسو میزند، قطعیهای گاهوبیگاه برق در سراسر کشور مردم و صنعت را به زحمت انداخته و تورم حدود 60 درصدی که حتی در بعضی استانها سه رقمی شده، امان مردم را بریده، صحبت از موضوعی که در نوشته پیشرو بدان پرداختهام، شاید در حد خارشی کمرمق به نظر برسد. اما به عنوان اهل رسانه، مگر چه کار بیشتری از ما بر میآید جز اینکه گاهی همین اشکالات کوچک را یادآوری کنیم به امید اصلاحشان. یا شاید بتوان در پس این ریزمشکلات، نوعی اختلال تصمیمگیری و فکر معقولانه را رصد کرد و نشان داد تا شاید حاملان آنها دریابند تناقضهای فکری و رفتاریشان را. به قول مولانا: تو مگو همه به جنگند و زِ صلح من چه آید تو یکی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز. اما داستان چیست؟
حدود اوایل مرداد سال 1400 بود که خبری منتشر شد مبنی بر ممنوعیت استفاده زنان مشهدی از دوچرخههای اشتراکی هوشمند مجهز به سامانه ردیاب شهرداری که با نام «بایدو» مشهور شده است. یادم است تا پیش از آن زمان، گاهی همراه همسرم از این دوچرخهها برای ورزش استفاده میکردیم. در سامانه مربوطه با کارت ملی و احراز هویت ثبتنام و مبلغ بسیار ناچیزی شارژ میکردیم. نرم افزارش خوب کار میکرد و هر بار که استفاده میکردیم درود میفرستادیم به بانیان این حرکت خوب جمعی.
بیشتر بخوانید: مشهد، شهر ممنوعهها
از مرداد سال 1400، زنان دیگر نمیتوانستند از این خدمت شهری در خیابانهای مشهد در کنار مردان بهره ببرند و اگر هوس دوچرخهسواری میکردند فقط باید میرفتند به پارک بانوان. گویا ستاد امر به معروف و امام جمعه مشهد معترض شده و ممنوعیت برقرار شده بود. پیشترش، سخنانی از آیت الله احمد علم الهدی همچون این اظهارات که: «دختر خانمی که یاد گرفته در کوچه و خیابان سوار دوچرخه شود، این دوچرخه را که با لباس گشاد و مقنعه که سوار نمیشود، او با لباس کوتاه و تنگ سوار این دوچرخه میشود و لباس کوتاه و تنگ این دختر روی زین دوچرخه با ایمان پسر جوان تو چه میکند؟ اصلا در خیابان و کوچه شهر امام رضا (ع) چه کسی اجازه داده زنها و دخترها سوار دوچرخه شوند؟ این دوچرخهسواری را چه کسی راه انداخته است؟ چرا مردم و مسئولان و دستگاههای امنیت اجتماعی و پیشگیری از جرم در مقابل دوچرخهسواری زنها و دخترها …











