
قانون سقف بودجه حذف شد/ ابلاغ دستورالعمل مالی بازی جوانمردانه - پارس فوتبال

گزارش اختصاصی تابناک از پشت پرده جنجالی «باند مافیایی»/ نسبت فوتبال ایران با وحید کردانی چیست؟
وحید کردانی که پیش از حضور در AFC در شورای المپیک آسیا (OCA) آسیا کار میکرد، چند سال پیش در یک پرونده پرداخت رشوه و تأثیرگذاری روی انتخابات فیفا نامش مطرح شد و مورد تحقیق قرار گرفت که براساس گزارش آسوشیتدپرس و اسناد وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا مبالغی از حساب او به حساب ریچارد لای، رئیس سابق فدراسیون فوتبال گوام واریز شده بود.
به گزارش سرویس ورزشی تابناک، نیمه تمام ماندن لیگ بیستوپنجم به دلیل وقوع جنگ و در ادامه تصمیم فدراسیون فوتبال برای پایان ندادن به لیگ و دادن فرصت به تیم ملی و آمادهسازی پیش از جام جهانی، تمام معادلات را به هم ریخت. از جمله سهمیههای آسیایی که تصمیم گرفته شد تیمهای اول و دوم به لیگ نخبگان آسیا بروند و سهمیه لیگ قهرمانان آسیا ۲ هم به تیم سوم برسد، اما صادر نشدن مجوز حرفهای باشگاه سپاهان بازهم شرایط را تغییر داد.
تصمیم نهایی فدراسیون پس از اینکه سپاهان هم نتوانست آسیایی شود، این بود که تورنمنتی سه جانبه را با حضور تیمهای چهارم تا ششم برگزار کند. چادرملو و پرسپولیس به عنوان تیمهای پنجم و ششم لیگ به مصاف هم رفتند که با پیروزی تیم اردکانی همراه شد و این تیم به مصاف گلگهر سیرجان رده چهارمی رفت که در ضربات پنالتی چادرملو پیروز میدان بود و به عنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا ۲ انتخاب شد، اما معرفی نه!
در شرایطی که کنفدراسیون فوتبال آسیا برای معرفی نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا تا روز ۱۰ تیرماه مهلت داده بود و بازی نهایی تورنمنت سه جانبه ۹ تیرماه برگزار شد، اما هدایت ممبینی یک ماه پیش از این تاریخ گلگهر سیرجان را به عنوان نماینده ایران در لیگ قهرمانان آسیا معرفی کرد. این تصمیم به طور طبیعی نمیتواند صرفاً یک اشتباه اداری باشد که حتی اگر اینطور بود، تاکنون مهدی تاج به عنوان رئیس فدراسیون فوتبال و سایر اعضای هیئت رئیسه بابت چنین اشتباه بزرگی باید حکم به برکناری دبیرکل فدراسیون فوتبال میدادند. نکته دیگر اینکه محمد اسفندیارپور که مدیرعامل گلگهر است، در هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال نیز عضویت دارد و شاید همین موضوع باعث تعارض منافعی شود که موضوع برکناری ممبینی چندان جدی پیگیری نشود.
حواشی مرتبط با پرونده آسیایی چادرملو، سرنخهایی جدی را درباره برخی افراد و البته پشت پردهها ایجاد کرده است. از جمله اشاره علیرضا بابایی، مدیرعامل باشگاه چادرملو به فردی ایرانی در AFC که منظور او وحید کردانی است. فردی که سالهاست در ساختار کنفدراسیون فوتبال آسیا حضور دارد و هم اکنون نیز معاون دبیرکل AFC محسوب میشود.
درباره ارتباط میان هدایت ممبینی و وحید کردانی نیز شائبههایی مطرح شده که تاکنون توضیح روشنی درباره آن ارائه نشده است. کردانی در بسیاری از همایشها یا تورنمنتهای مرتبط با این کنفدراسیون هم حضور دارد، اما سعی میکند خودش را پنهان نگه دارد و با افراد غیرآشنای ایرانی، با زبان فارسی صحبت نکند! جالب اینکه دبیرکل فدراسیون فوتبال حاضر به توضیح در خصوص شائبه ارتباط یا نسبت خویشاوندی خود با کردانی نیست که اگر مسائل در این خصوص روشن شود، احتمالاً خیلی مسائل روشن خواهد شد. چراکه بسیاری عدم برکناری ممبینی از دبیرکلی فدراسیون فوتبال را حمایتهای کردانی از او میدانند؛ معاون دبیرکل AFC که در پشت پرده قدرت بالاتری هم دارد؛ او همچنین ارتباطی هم با مهدی تاج، رئیس فدراسیون فوتبال و نایب رئیس ایرانی AFC دارد که این روابط تودرتو باعث ایجاد شائبههای بسیاری شده است.
علیرضا بابایی، مدیرعامل باشگاه چادرملو اولین باری که در خصوص به سرانجام نرسیدن معرفی چادرملو به AFC در یک برنامه تلویزیونی صحبت میکرد، بدون اسم بردن از وحید کردانی گفت: «یک جریان و شخصی در AFC حضور دارد که ایرانی است؛ او معرف و حامی آقای ممبینی در فدراسیون بوده و کار طوری هماهنگ شده که هر چه نامه از فدراسیون و باشگاه به AFC میرود یک جواب ثابت میآید. یعنی وقتی سؤال غلط میرود، جواب هم غلط میآید. میگویند فقط گلگهر را قبول دارند، چون زمان را از دست دادهاید و اگر گلگهر را نمیخواهید ما سهمیه ایران را به کشور دیگری میدهیم.»
اشاره مدیرعامل چادرملو به وحید کردانی بدون اسم بردن از این شخص، در حالی مطرح شده که شائبههایی در خصوص ارتباط تجاری او با برخی مدیران ورزشی کشور در داخل و خارج از ایران نیز مطرح است. گرچه این شخص در رسانهها حضور فعالی ندارد تا بتوان از او در خصوص این مسائل پرسشی را مطرح کرد و به پاسخی قطعی رسید. کردانی پیش از حضور در AFC در شورای المپیک آسیا در دفتر شیخ احمد الفهد الصباح کویتی حضور داشت که نام او در پرونده فساد فیفا و پرداخت رشوه به ریچارد لای رئیس وقت فدراسیون گوام به عنوان متهم در دادگاهی در آمریکا مطرح شد؛ شیخ احمد چندی پیش هم در دادگاهی در ژنو به اتهام جعل اسناد محکوم به حبس شده بود.
در آن پرونده متهم ردیف چهارم کارمند OCA (شورای المپیک آسیا) و همدست دستیار رئیس معرفی شد. تطبیق برخی مشخصات فرد معرفیشده در پرونده با سوابق وحید کردانی، این احتمال را مطرح کرده که او همان فرد مورد اشاره در اسناد باشد؛ از طرفی کردانی دقیقاً پس از باز شدن این پرونده، شورای المپیک آسیا را ترک کرد و راهی مالزی و مقر AFC شد.
بر اساس اسناد دادگاه، همدست شماره چهار فردی معرفی شده که در شورای المپیک آسیا کار میکرده و دستیار حسین المسلم بوده است. چند سال بعد، اسناد تحقیقات وزارت دادگستری آمریکا نام وحید کردانی را نیز در کنار احمد الفهد، حسین المسلم و رضا چریم در فهرست افراد مورد تحقیق قرار دادند؛ ضمن آنکه آسوشیتدپرس گزارش کرد کردانی و چریم از دستیاران المسلم در OCA بودهاند و حتی حسابی به نام کردانی برای انتقال مبالغی به ریچارد لای مورد استفاده قرار گرفته است. در سپتامبر ۲۰۲۱، آسوشیتدپرس با استناد به اسناد وزارت دادگستری آمریکا گزارش کرد که سفارت آمریکا در کویت در سال ۲۰۱۷، به نمایندگی از DOJ (وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا) از مقامهای کویتی درخواست دریافت اسناد و اطلاعات بانکی کرده بود.
طبق گزارشی که آسوشیتدپرس منتشر کرد، اشاره شده است که «سند وزارت دادگستری جزئیاتی را ارائه میدهد که نشان میدهد حسابی به نام کردانی در بانک الاهلی در اکتبر ۲۰۱۳ میلادی ۵۰ هزار دلار و در می ۲۰۱۴ میلادی ۹۵ هزار دلار به لای واریز کرده است. همچنین حسابی به نام کردانی در بانک گلف در می ۲۰۱۵ میلادی مبلغ ۴۳۶۷۹ یورو (۵۱۵۰۰ دلار) واریز کرده است.»
نکته جالب توجه و شاید مرتبط با این ماجراها، بخشی از صحبتهای اخیر علیرضا بابایی باشد که به یک باند مافیایی اشاره کرد: «به یک پدیده و یک باند مافیایی عجیب برخورد کردیم که هر طرف رفتیم در بسته بود. من قبلاً اشاره کردم و بعداً دوستان و افراد دیگری هم گفتند مشکل کجاست. وقتی کسی خودش را به خواب زده، نمیشود بیدارش کرد. مطمئن باشید تا روز قرعهکشی این داستان ادامه خواهد داشت.»
دقیقاً کشمکش برای معرفی چادرملوی به جای گلگهر تا قرعهکشی مسابقات لیگ قهرمانان آسیا ۲ ادامه داشت و در نهایت هیچ اقدامی هم در خصوص جایگزینی چادرملو به جای گلگهر صورت نگرفت. نکته جالبتر بخش دیگری از صحبتهای مدیرعامل باشگاه اردکانی است که پیش از شروع لیگ داشت: «متاسفانه عامل این اقدام مافیایی، شخصی ایرانی در مالزی است که افرادی در فدراسیون فوتبال را مدیریت میکند و برای دوران پساتاج برنامهریزی میکند و همین اقدامات باعث شده هر اقدامی که در این رابطه از سوی باشگاه و استان برای بازگشت سهمیه به چادرملو صورت گرفته، عملاً به در بسته بخورد.»
اشاره مدیرعامل باشگاه چادرملو به دوران پساتاج احتمالاً از این منظر است که مدیران فعلی فدراسیون فوتبال و برخی از اعضای هیئت رئیسه در تلاش هستند تا پس از پایان دوران ریاست مهدی تاج، قدرت را در دست بگیرند و در نهایت یکی از آنها به صندلی ریاست برسد. به همین دلیل این افراد از حالا خود را با وحید کردانی هماهنگ کردهاند تا در انتخابات از شانس بالایی برخوردار باشند. این اشاره به خودی خود شاید ساده به نظر برسد، اما اگر به واقعیت نزدیک باشد، گوشهای از اتفاقات مافیایی و پشت پرده فوتبال ایران را نشان میدهد.
اگر ادعای مدیرعامل چادرملو درباره نفوذ یک فرد ایرانی در AFC درست باشد، آیا مستندات موجود میتواند پاسخ این ابهامات را روشن کند؟ و مهمتر از همه، آیا اتفاقات رخداده در پرونده سهمیه آسیایی چادرملو صرفاً یک خطای اداری بوده یا بخشی از یک زنجیره تصمیمات هماهنگشده؟ پرسشی که اگر به پاسخ آن برسیم، تکلیف خیلی چیزها را در فوتبال ایران روشن میکند.
کودتای خاموش در پرسپولیس! - پارس فوتبال
به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین؛ پرسپولیس بعد از کنار رفتن رضا درویش و تیم مدیریتی او، روزهای سختی را پشت سر گذاشت؛ تیمی که فصل گذشته با وجود تغییرات روی نیمکت و حضور اوسمار، نتوانست از بحران خارج شود و با مجموعهای از بازیکنان پا به سن گذاشته و پرحاشیه، به تیمی معمولی تبدیل شد. حتی حضور در تورنمنت سهجانبه نیز نتوانست تصویری امیدوارکننده از آینده سرخها ارائه کند. تابستان امسال اما ورق برگشت.
پیمان حدادی در فصل نقلوانتقالات عملکردی قابل قبول داشت. او در انتخاب سرمربی به سراغ یک گزینه داخلی امتحانپسداده و پرسپولیسی رفت و برخلاف برخی سناریوهای پرهزینه، وارد پروژه جذب مربی خارجی نشد. در بازار بازیکنان نیز خبری از خریدهای هیجانی و ستارههای گرانقیمت نبود و سیاست باشگاه به سمت جوانگرایی، نوسازی و ساختن تیمی برای آینده رفت. پرسپولیس پوستاندازی کرد و استارت امیدوارکنندهای در لیگ زد؛ درست در همین نقطه اما ظاهراً عدهای یاد صندلی مدیریت افتادهاند!
حالا که بحرانهای اصلی پشت سر گذاشته شده، تیم بسته شده و هواداران نسبت به شرایط فنی و نقلوانتقالاتی رضایت نسبی دارند، بعضی جریانهای پشت پرده ظاهراً به دنبال آن هستند که در شرایط آرام، حاصل زحمات دیگران را مصادره کنند و به صندلی مدیریت باشگاه برسند؛ لقمهای آماده که بدون تحمل هزینههای دوران بحران، در اختیارشان قرار گیرد. در مرکز این تحرکات، یک عضو پرنفوذ هیأتمدیره قرار دارد؛ فردی که پیش از این نیز دستکم دو بار برای در اختیار گرفتن سکان مدیریتی پرسپولیس خیز برداشته و حالا سومین پروژه خود را کلید زده. این پروژه را میتوان «کودتای خاموش» گذاشت؛ کودتایی که قرار نیست با سروصدا آغاز شود، بلکه از تغییرات تدریجی، جابهجایی افراد و مهندسی ترکیب قدرت در هیأتمدیره عبور میکند.
مسأله فقط علاقه یک عضو هیأتمدیره به صندلی مدیرعاملی نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا قرار است ساختار مدیریت پرسپولیس به تدریج به یک ساختار موازی تبدیل شود؟ ساختاری که در آن یک فرد، فراتر از جایگاه رسمی خود، در سیاستگذاری، امور اجرایی، رسانه، انتصابات، عزلونصبها و حتی تصمیمات مربوط به تیمهای پایه و فوتبال زنان صاحب نفوذ باشد؟ اگر پاسخ مثبت است، این دیگر اختلافنظر مدیریتی نیست؛ تلاش برای قبضه کردن قدرت در باشگاهی است که متعلق به هواداران است، نه یک فرد یا یک جریان خاص.
شنیدهها از آن حکایت دارد که همزمان با انتشار بعضی اخبار درباره احتمال تغییرات مدیریتی در پرسپولیس، تلاشهایی برای تغییر موازنه قدرت در باشگاه آغاز شده. سناریو ظاهراً ساده است؛ ابتدا تغییر بعضی افراد، سپس چینش نیروهای همسو در تعدادی از کرسیهای هیأتمدیره و در نهایت شکلگیری اکثریتی که بتواند تصمیمات کلیدی باشگاه را در مسیر مورد نظر این عضو پرنفوذ هدایت کند. اگر چنین پروژهای واقعاً در حال اجرا باشد، سؤال بزرگ این است که هدف از این همه تلاش چیست؟
پاسخ را شاید بتوان در همان صندلی مدیریتی جستوجو کرد؛ صندلیای که بعضی افراد برای رسیدن به آن ظاهراً بارها نقشه کشیدهاند و حالا بهترین زمان را برای اجرای سناریوی تازه مناسب دیدهاند؛ زمانی که تیم فوتبال از بحران عبور کرده، نقلوانتقالات به پایان رسیده و مدیر فعلی میتواند ثمره تصمیماتش را در زمین ببیند. این دقیقاً همان نقطهای است که باید مراقب بود؛ مبادا کسی بخواهد در روزهای سخت کنار گود بایستد، اما وقتی تیم ساخته شد و شرایط آرام گرفت، برای تصاحب فرمان باشگاه وارد میدان شود.
از سوی دیگر، اگر واقعاً مدیرعامل یا هیأتمدیره پرسپولیس ضعیف هستند و تغییر آنها ضرورت دارد، راه درست کاملاً روشن است: عملکرد همه اعضای هیأتمدیره باید بررسی شود، نقاط ضعف مشخص شود و درباره ادامه فعالیت یا پایان کار هرکدام تصمیم گرفته شود.
اینکه یک عضو هیأتمدیره با اتکا به ارتباطات و نفوذ خود تلاش کند ترکیب قدرت را تغییر دهد تا در نهایت خودش به قدرت بلامنازع باشگاه تبدیل شود، نه اصلاح مدیریتی است و نه اقدامی در راستای منافع پرسپولیس.
پرسپولیس پیش از این نیز هزینه ساختارهای موازی، چندصدایی مدیریتی و جنگ قدرت درون باشگاه را پرداخته. نتیجه این مدل مدیریت چیزی جز حاشیه، بیثباتی، تصمیمات متناقض و فرسایش سرمایه اجتماعی باشگاه نبوده است. اکنون سؤال این است: آیا قرار است دوباره همان مسیر تکرار شود؟
عضو پرنفوذ هیأتمدیره که حالا برای سومین بار چشم به صندلی مدیریت دوخته، باید بداند که پرسپولیس آزمایشگاه پروژههای قدرت نیست. اگر ادعایی درباره ناکارآمدی مدیریت فعلی وجود دارد، باید شفاف و رسمی مطرح شود و اگر قرار است تغییری اتفاق بیفتد، باید بر اساس کارنامه باشد، نه مهندسی پشت پرده. هواداران پرسپولیس حق دارند بدانند چه کسانی در روزهای آرام باشگاه، در حال طراحی تغییرات هستند و چه کسی قرار است از این تغییرات سود ببرد. پرسپولیس مدیر میخواهد، نه مالک پشت پرده؛ اصلاح میخواهد، نه کودتای خاموش.
فدراسیون فوتبال استرالیا مقصد جدید عضو ایرانی ای اف سی؛ رحمانی از AFC رفت!
پایگاه خبری فوتبالی- بر اساس خبرهایی که به فوتبالی رسیده است، شاهین رحمانی عضو ایرانی ای اف سی، که سالها در کنفدراسیون فوتبال آسیا، مسئولیتهای مختلفی داشت از این کنفدراسیون جدا شده است .
به گزارش فوتبالی، اهالی فوتبالی در ایران و به ویژه آنها که فوتبال را جدیتر و از حدود سه ده پیش دنبال میکنند شاهین رحمانی را به عنوان یک روزنامه نگار میشناسند. رحمانی در دورانی که در تاریخ ایران به دوره اصلاحات معروف است بیشتر شناخته شد .
او سردبیر هفته نامه موفق و خواندنی «تماشاگران امروز» که خیلی از خبرنگاران و روزنامه نگاران سرشناس ایران عضو تحریریهاش بودند و اغلبشان هم در عرصه رسانه و هم در عرصه هنر به موفقیتهای بزرگی رسیدند، بود .
او در دولت اصلاحات سردبیر روزنامه ایران ورزشی هم شد که روزنامه تخصصی ورزشی ارگان رسمی دولت بود. رحمانی در همین دوران با محسن صفایی فراهانی که رییس فدراسیون فوتبال بود آشنا شد و همین آشنایی مسیر زندگی حرفهای او را تغییر داد .
صفایی فراهانی با روابطی که در AFC داشت رحمانی را به این سازمان معرفی کرد و همین مساله سرآغاز حضور چند ساله رحمانی در کنفدراسیون فوتبال آسیا شد. رحمانی پس از استخدام و به دلیل حضور در دفتر کارش در کوالالامپور، به مالزی رفت .
او حدود 23 سال در AFC بود و البته فعالیتش را در بخش رسانه ای آغاز کرد و سپس به کمیته مسابقات و صدور مجوز حرفه ای این سازمان رفت. همین مساله باعث شد او چند بار به همراه «سوزوکی» رییس ژاپنی کمیته مجوز حرفهای AFC به ایران سفر کند. آخرین خبری که از رحمانی داشتیم این بود که او در بخش امنیت کنفدراسیون فوتبال آسیا کار می کرد .
او عضو معتمد AFC بود و به همین دلیل بیش از دو دهه در این سازمان فعالیت کرد و ماموریتهای زیادی را در کشورهای مختلف قاره آسیا به سرانجام رساند. رحمانی همچنین به نوعی و البته غیرمستقیم و گاهی اوقات مستقیم کانال ارتباطی فدراسیون فوتبال ایران با AFC بود .
حالا اما بعد از بیش دو دهه کار در AFC رحمانی خودش تصمیم به قطع همکاری با این نهاد گرفت و استعفا کرد. استعفای او هم پذیرفته شد و حالا او به استرالیا رفته و ظاهرا در بخش برگزاری مسابقات فوتبال فدراسیون استرالیا عضو این فدراسیون شده است.

میلان به دنبال اندریک؛ رئال مادرید فعلا با جدایی مخالف است

جانشین رئیس فیفا از نزدیک ایران انتخاب میشود

بمب آخر تابستان: لائوتارو به بارسا بله گفت!

درخواست مهم کریمی برای تماشاگران تراکتور- پرسپولیس

ملاقات احساسی: ترابزون اشک صلاح را در آورد

