
تمجید کیروش از نمایش کلمبیا برابر غنا

برادران نعمتی و یک ماموریت مهم در ناگویا
یک مثال معروف در بین ایرانیها است که میگویند؛ در سختیها مثل یک برادر پشت هم میایستند. مثالی که در ورزش ایران به نحو دیگری بارها شاهد آن بودیم. حالا در کاراته دو برادر هستند که به بازیهای آسیایی اعزام میشوند اما قبل از این هم در ورزش زیاد از این نمونهها داشتیم. حسن و حسین روحانی در همین کاراته و یا رسول و امیررضا خادم و محمد و بابک قربانی در کشتی برادر بودند و هر کدام یک داستان متفاوت را داشتند. یک مثال معروف هم در کشتی است که خیلی این ماجرا را به طور عینی نشان داد.
محمدرضا و محمدعلی گرایی دو برادری بودند که در کشتی به وضوح پشت هم ایستادن مثل کوه را به رخ کشیدند. در جهانی 2023 صربستان وقتی محمدرضا در مصاف با کشتیگیر ژاپنی نفس کم آورد، محمدعلی از روی سکوی تماشاگران با پرتاب یک بطری آب معدنی به تشک مسابقه، باعث ایجاد وقفه در مسابقه و نفس گرفتن محمدرضا شد تا او بتواند از این مسابقه پیروز بیرون بیاید. اگر چه این رفتار محمدعلی دور از جوانمردی بود و به خاطر آن ماجرا با محرومیت چند ماهه از سوی اتحادیه جهانی کشتی روبرو شد و شانس رسیدن به المپیک پاریس را از دست داد و فدراسیون کشتی هم جریمه شد اما محمدرضا توانست سهمیه المپیک را کسب کند. این همان لحظه سختی بود که برادر مثل کوه پشت برادر درآمد. حالا مرتضی و محمود نعمتی هم در تاتامی کاراته میخواهند معنای این مثال را جورِ دیگری تعریف کنند.
تصور کنید؛ یک روز مرتضی یا محمود برای تشویق دیگری در وزن دیگر فریاد بزند و روز بعد خودش برای کسب طلا به قلب حریف بزند. این دو برادر نهتنها همخوناند، که همنفسِ یکدیگر در مسیر سختِ ملیپوش شدن هستند. در مسابقات قهرمانی آسیا به نوعی هم این اتفاق رقم خورد، هر دو همزمان به فینال مسابقات صعود کردند که لحظهای تاریخی برای کاراته ایران در آسیا بود.
شاید مدالها در ویترین خانه قرار بگیرند، اما چیزی که این دو برادر را متمایز میکند، آن «نگاه اطمینانبخش» بین دو راند مبارزه است؛ آن وقتی که میدانند در آن سوی سالن، کسی است که بیشتر از هر کسی در دنیا، طعم سختیِ تمرینات و شیرینیِ پیروزیشان را میفهمد
انتهای پیام/
بنیامین فرجی، فراتر از یک استعداد/ مسیر متفاوت ستاره ۱۶ ساله پینگپنگ ایران
به گزارش خبرنگار ورزشی برنا، اگر قرار باشد مسیر بنیامین فرجی را تنها با تعداد مدالهایش اندازه بگیریم، بخش مهمی از داستان او را از دست دادهایم. اتفاق مهم درباره این بازیکن ۱۶ ساله، فقط برنز مالمو یا مدالهایی که پیش از آن به دست آورده نیست؛ مسئله اصلی این است که فرجی خیلی زودتر از سن معمول، خود را وارد رقابت با بازیکنانی کرده که سالها تجربه حضور در بالاترین سطح تنیس روی میز جهان را دارند.
در اسمش جوانان اروپا در مالمو، فرجی در رده زیر ۱۹ سال به میدان رفت و در مسیر رسیدن به نیمهنهایی از فرانچسکو ترویزان ایتالیایی، آنتوان نوآرو فرانسوی، دومینیکاس ساموئلیوس دانمارکی، هونگ چهین از چینتایپه و تیاگو آبیودون پرتغالی عبور کرد. پنج پیروزی متوالی او را به جمع چهار بازیکن پایانی رساند. جایی که در یک مسابقه نزدیک و هفتگیمه، با نتیجه ۴ بر ۳ مقابل ریوسهای کاواکامی از ژاپن شکست خورد و به مدال برنز رسید. این مدال، نخستین مدال ایران در اسمش جوانان اروپا بود.
اما شاید مهمتر از خود مدال، تصویری باشد که این مسابقات از فرجی ارائه کرد. او در شرایطی در یک تورنمنت زیر ۱۹ سال تا نیمهنهایی پیش رفت که هنوز از نظر سنی در ابتدای این رده قرار دارد. چنین عملکردی نشان میدهد که فرجی برای موفقیت در ردههای پایه صرفاً به اختلاف سنی یا تجربه بیشتر متکی نیست؛ او توانایی رقابت فنی با بازیکنان بزرگتر را پیدا کرده است.
این ویژگی البته در مالمو برای نخستین بار دیده نشد.
نام بنیامین فرجی از سال ۲۰۲۴ جدیتر در سطح بینالمللی مطرح شد. زمانی که در ۱۴ سالگی در مسابقات قهرمانی آسیا مقابل وانگ چوچین، ستاره سرشناس چین، به پیروزی رسید. همان سال، فرجی در مسابقات قهرمانی نوجوانان جهان نیز به مدال برنز رسید،مدالی که به عنوان نخستین برنز انفرادی ایران در این رقابتها ثبت شد.
فرجی در سال ۲۰۲۵ نیز نشان داد موفقیتش مقابل یک ستاره بزرگسال اتفاقی نبوده است. او در مسابقات قهرمانی آسیا برابر لین شیدونگ، یکی دیگر از چهرههای مطرح تنیس روی میز چین، به پیروزی رسید و بار دیگر توجهها را به خود جلب کرد.در بازیهای آسیایی جوانان بحرین نیز فرجی به مدال برنز انفرادی رسید.
وجه مشترک این نتایج را باید در نوع بازی فرجی جستوجو کرد. او بازیکنی نیست که صرفاً منتظر اشتباه حریف بماند. تلاش برای در اختیار گرفتن ابتکار عمل، بازی رو به جلو و تمایل به تحمیل ریتم مسابقه از ویژگیهایی است که باعث شده فرجی بتواند مقابل بازیکنان باتجربهتر نیز وارد نبردی برابر شود.
البته این مسیر بدون نقص نیست. بازی در بالاترین سطح تنیس روی میز به جز کیفیت ضربات، نیازمند مدیریت جزئیات است؛ از تصمیمگیری در چند امتیاز پایانی گرفته تا کنترل فشار روانی، تغییر تاکتیک در جریان مسابقه و حفظ کیفیت بازی زمانی که حریف ریتم اولیه را از بین میبرد.
نیمهنهایی مالمو دقیقا از همین زاویه قابل بررسی است. فرجی تا گیم هفتم برابر کاواکامی پیش رفت و در نهایت شکست خورد. بنابراین فاصله او با فینال نه یک اختلاف بزرگ، بلکه مجموعهای از جزئیات در یک مسابقه نزدیک بود. همین مسابقه میتواند برای فرجی بیش از یک شکست، یک تجربه فنی مهم باشد.
نکته امیدوارکننده برای تنیس روی میز ایران این است که این تجربهها در سن ۱۶ سالگی به دست میآیند. فرجی هنوز در مرحلهای از دوران حرفهای خود قرار دارد که میتواند بخشهای مختلف بازیاش را تکمیل کند؛ از ثبات بیشتر در مسابقات بزرگسالان تا افزایش تجربه تاکتیکی و توانایی مدیریت مسابقات طولانی و پرفشار.
در واقع، شاید بهتر باشد مدال برنز مالمو را نه به عنوان مقصد، بلکه به عنوان یکی از ایستگاههای مسیر فرجی ببینیم. او پیش از این مقابل وانگ چوچین و لین شیدونگ برنده شده، در نوجوانان جهان مدال گرفته، در بازیهای آسیایی جوانان روی سکو رفته و حالا در اروپا نیز در ردهای بالاتر از سن واقعی خود به نیمهنهایی رسیده است.
برای تنیس روی میز ایران، ارزش این مسیر در همین نکته خلاصه میشود. فرجی دیگر صرفاً یک استعداد آیندهدار نیست که باید منتظر رسیدن روزهای بزرگش ماند. او همین حالا در حال ساختن تجربهای است که میتواند پایه دوران بزرگسالانش باشد و شاید تا ۲۰ سال آینده بشود روی این قهرمان حساب کرد.
مدال مالمو یک برنز است، اما پیامی که پشت آن قرار دارد بزرگتر از رنگ مدال است. اینکه تنیس روی میز ایران بازیکنی ۱۶ ساله دارد که از رقابت با همنسلان خود عبور کرده و حالا در حال نزدیک شدن به سطحی است که نامهای بزرگسال جهان در آن حضور دارند.
انتهای پیام/
آیا وقت تغییر ساعت مسابقات نرسیده است؟
ایران در تابستان ۱۴۰۵ با یکی از شدیدترین چالشهای انرژی تاریخ خود مواجه است. گرمای بیسابقه و آسیبهای واردشده به زیرساختهای انرژی، کشور را در شرایطی قرار داده که خاموشیهای برنامهریزیشده و اضطراری به بخشی جداییناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شده است. در چنین شرایطی، برگزاری مسابقات لیگ برتر فوتبال ایران در ساعات پایانی شب، آن هم با مصرف هزاران وات انرژی برای روشنایی ورزشگاهها، پرسشهای جدی و قابل تأملی را به وجود آورده است؛ پرسشی که این یادداشت تلاش میکند به آن پاسخ دهد: چرا در بحبوحه ناترازی شدید برق، مسابقات لیگ برتر همچنان در شب برگزار میشود، در حالی که تیمها تمرینات خود را در ساعات بعدازظهر انجام میدهند و از نور طبیعی خورشید بهره میبرند؟
چالش برق؛ ابعاد و واقعیتها
واقعیت تلخ این است که شبکه برق ایران در تابستان ۱۴۰۵ با کسری تاریخی مواجه است. مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی هشدار داده است که شکاف میان تولید و مصرف برق در ساعات اوج مصرف به ۱۳ هزار و ۶۴۰ مگاوات خواهد رسید؛ رقمی معادل حدود ۱۷ درصد از حداکثر تقاضای پیشبینیشده و تقریباً یکسوم میانگین بار برق کشور در سال ۱۴۰۳.
بر اساس این گزارش، حداکثر تأمین همزمان برق حدود ۶۸ هزار و ۴۲۰ مگاوات برآورد شده، در حالی که تقاضای شبکه از ۸۱ هزار مگاوات فراتر خواهد رفت. این ارقام به معنای کسری نزدیک به یکپنجم ظرفیت مورد نیاز در حساسترین ساعات شبکه است.
اما این تنها بخشی از ماجراست. رئیس انجمن نیروگاهداران ایران برآورد کرده است که کسری برق در سال ۱۴۰۵ به ۲۵ هزار مگاوات، معادل یکسوم کل مصرف ملی، برسد. حملات دشمن متجاوز نیز آسیب جدی بر زیرساختهای انرژی وارد کرده است. در چنین شرایطی، زندگی روزمره میلیونها ایرانی با اختلال جدی مواجه شده و صنایع نیز با محدودیتهای گستردهای روبهرو هستند.
تمرین عصر، مسابقه شب
در شرایطی که مردم با خاموشیهای چندساعته دستوپنجه نرم میکنند و صنایع با محدودیتهای شدید مواجهاند، فوتبال ایران الگوی عجیبی را دنبال میکند. تیمهای لیگ برتری، از پرسپولیس و استقلال در تهران گرفته تا سپاهان در اصفهان و تراکتور در تبریز، تمرینات خود را در ساعات بعدازظهر برگزار میکنند و از نور طبیعی خورشید بهره میبرند؛ اما مسابقات رسمی لیگ برتر عمدتاً از ساعت ۱۹:۳۰ به بعد برگزار میشود.
این تناقض، دستکم در نگاه نخست، قابل تأمل است. اگر تمرینات تیمها در ساعات بعدازظهر امکانپذیر است و بازیکنان میتوانند در گرمای هوا تمرین کنند، چرا مسابقات رسمی را نمیتوان به ساعات روز یا عصر منتقل کرد؟
در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و تبریز که در مقایسه با شهرهای جنوبی مانند اهواز و آبادان شرایط آبوهوای نسبتاً معتدلتری دارند، برگزاری مسابقات در ساعات عصر، زمانی که هنوز نور کافی برای دستکم یک نیمه بازی وجود دارد، میتواند گزینهای عملی باشد.
البته استدلال مخالفان ممکن است بر گرمای هوا و دشواری برگزاری مسابقات در ساعات روز استوار باشد؛ استدلالی که نمیتوان آن را بهطور کامل نادیده گرفت. با این حال، وقتی تیمها در همان ساعات، تمرینات روزانه خود را انجام میدهند، این پرسش همچنان پابرجاست که آیا نمیتوان دستکم بخشی از مسابقات را با برنامهریزی دقیقتر در ساعات عصر برگزار کرد؟ بهویژه در شهرهایی مانند تهران، اصفهان و تبریز که دمای هوا در ساعات عصر، در مقایسه با مناطق گرمسیر کشور، قابلتحملتر است، میتوان این گزینه را جدیتر بررسی کرد.
قرار نیست یک نسخه واحد برای تمام شهرهای ایران پیچیده شود؛ بحث بر سر استفاده از ظرفیتهای موجود و متناسبسازی زمان برگزاری مسابقات با شرایط هر منطقه است.
برق مصرفی روشنایی ورزشگاهها
روشنایی یک ورزشگاه فوتبال در شب، مصرف انرژی قابل توجهی دارد. هر پایه نورافکن ورزشگاه آزادی با توانی در حدود ۲ هزاروات کار میکند و با در نظر گرفتن دهها پایه نورافکن در اطراف زمین، مصرف برق سیستم روشنایی یک مسابقه شبانه میتواند به دهها مگاواتساعت برسد.
در شرایطی که شبکه برق کشور با کسری ۱۳ تا ۲۵ هزار مگاواتی مواجه است، هر میزان صرفهجویی، هرچند در مقیاس یک مسابقه، اهمیت پیدا میکند. در چنین شرایطی، حتی کاهش بخشی از مصرف در ساعات حساس میتواند به مدیریت بهتر بار شبکه کمک کند.
تغییر زمان آغاز مسابقات و برگزاری آنها در ساعاتی که نور خورشید همچنان کافی است، یکی از راههای ساده برای کاهش مصرف روشنایی ورزشگاههاست. اگر مسابقات از ساعت ۱۸ آغاز شوند، در بسیاری از شهرها دستکم نیمه نخست مسابقه، یعنی ۴۵ دقیقه به علاوه وقتهای تلفشده، میتواند با نور طبیعی خورشید برگزار شود و تنها نیمه دوم به روشنایی مصنوعی نیاز داشته باشد.
این تغییر، در صورت تحقق شرایط مناسب، میتواند مصرف برق مربوط به روشنایی مسابقه را به شکل قابل توجهی کاهش دهد. اگر فرض کنیم تنها نیمی از زمان بازی بدون نیاز به نورافکن سپری شود، در سطح هر مسابقه صرفهجویی قابل ملاحظهای حاصل خواهد شد. با توجه به اینکه لیگ برتر ۱۸ تیم دارد و هر هفته ۹ مسابقه برگزار میشود، مجموع این صرفهجویی در طول یک فصل میتواند به رقمی چشمگیر تبدیل شود.
البته میزان دقیق صرفهجویی به نوع تجهیزات روشنایی، تعداد نورافکنها، توان واقعی مصرفی، مدت زمان روشن بودن آنها و شرایط نوری هر ورزشگاه بستگی دارد؛ اما اصل موضوع روشن است: استفاده بیشتر از نور طبیعی میتواند یکی از گزینههای کمهزینه برای کاهش مصرف برق در فوتبال باشد.
استفاده از نور روز برای صرفهجویی
در سطح جهانی نیز نمونههای متعددی از تلاش برای کاهش مصرف انرژی در ورزش وجود دارد. در آلمان، در پی بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، باشگاههای بوندسلیگا اقدامات مختلفی برای کاهش مصرف برق انجام دادند. در اشتوتگارت و برخی دیگر از ورزشگاههای بوندسلیگا، در مسابقات بعدازظهر نورافکنها خاموش میمانند تا از مصرف غیرضروری انرژی جلوگیری شود.
بایرن مونیخ نیز مدت زمان نورپردازی خارجی ورزشگاه آلیانتس آرهنا را از شش ساعت به سه ساعت در شب کاهش داد. باشگاههای اروپایی همچنین به سراغ راهکارهایی مانند محدود کردن نورپردازیهای تزئینی، استفاده از لامپهای LED با بازدهی بالاتر و حتی برگزاری مسابقات در ساعات روز رفتهاند.
نمونه جالبتر، پدیدهای است که در جریان تورنمنتهای بزرگ جهانی در کشورهایی مانند آرژانتین و برزیل مشاهده شد. زمانی که تیمهای ملی این کشورها مسابقه داشتند، مصرف برق کشور به شکل محسوسی کاهش مییافت؛ زیرا میلیونها نفر فعالیتهای روزمره خود را متوقف کرده و پای تلویزیون مینشستند.
در بازی آرژانتین مقابل مصر، تقاضای برق از بیش از ۲۲ هزار مگاوات پیش از سوت آغاز مسابقه به حدود ۲۰ هزار مگاوات در نیمه نخست کاهش یافت. مصرف برق در نیمه دوم حتی بیشتر کاهش پیدا کرد و به سطحی رسید که معمولاً در ساعات اولیه صبح مشاهده میشود. در برزیل نیز مصرف برق در جریان مسابقات تیم ملی ۱۶.۷ درصد کاهش یافت.
این پدیده نشان میدهد که مسابقات ورزشی لزوماً به معنای افزایش مصرف برق نیست و در شرایط خاص حتی میتواند با متوقف شدن بخشی از فعالیتهای صنعتی و خانگی، به کاهش مصرف کمک کند. البته در ایران، با توجه به اینکه مسابقات لیگ برتر معمولاً با حضور تماشاگران در ورزشگاه برگزار میشود، این اثر نمیتواند دقیقاً به همان شکل تکرار شود؛ اما اصل ماجرا، یعنی امکانپذیری و فواید استفاده بیشتر از ساعات روشن روز، همچنان قابل بررسی است.
ضرورت تغییر رویکرد
با توجه به ابعاد چالش برق، ضرورت بازنگری در شیوه و زمانبندی برگزاری مسابقات لیگ برتر بیش از پیش احساس میشود. پیشنهاد مشخص میتواند این باشد که ساعت آغاز بخشی از مسابقات لیگ برتر به ساعات عصر، حدود ۱۷ تا ۱۸ منتقل شود تا دستکم یک نیمه از بازی با استفاده از نور طبیعی خورشید برگزار شود.
این تغییر، بهویژه در شهرهایی مانند تهران، اصفهان، تبریز، کرج و شیراز که شرایط آبوهوایی آنها در بسیاری از روزها امکان برگزاری مسابقه عصرگاهی را فراهم میکند، میتواند عملی باشد. در مقابل، برای شهرهای گرمسیر مانند اهواز و آبادان، با توجه به گرمای شدید، میتوان همچنان برگزاری مسابقات در ساعات شب را در نظر گرفت. اما این استثنا نباید به قاعدهای برای تمام کشور تبدیل شود.
همچنین فدراسیون فوتبال و سازمان لیگ میتوانند با همکاری وزارت نیرو، برنامهریزی دقیقتری برای تعیین ساعت مسابقات انجام دهند؛ بهگونهای که بازیها در ساعاتی برگزار شوند که فشار بر شبکه برق کمتر است. ساعات عصر، زمانی که از شدت گرمای هوا تا حدودی کاسته شده و الگوی مصرف نیز در حال تغییر است، میتواند یکی از گزینههای قابل بررسی باشد.
روزهای تعطیل نیز ظرفیت دیگری در اختیار برنامهریزان قرار میدهد. در روزهایی که فعالیتهای صنعتی کمتر است، میتوان بخشی از مسابقات را در ساعات روز برگزار کرد تا هم فشار کمتری به شبکه وارد شود و هم نیاز به استفاده طولانیمدت از نورافکنهای ورزشگاه کاهش یابد.
از سوی دیگر، باشگاهها و ورزشگاهها باید به سمت استفاده گستردهتر از سیستمهای روشنایی LED با بازدهی بالا حرکت کنند. این لامپها میتوانند تا ۸۰ درصد مصرف برق کمتری نسبت به برخی سیستمهای روشنایی سنتی داشته باشند. نصب پنلهای خورشیدی روی سقف ورزشگاهها نیز میتواند در میانمدت بخشی از برق مورد نیاز مجموعههای ورزشی را در ساعات روز تأمین کند.
البته این اقدامات به تنهایی بحران برق را حل نخواهند کرد؛ اما در شرایطی که مدیریت مصرف به یک ضرورت ملی تبدیل شده است، مجموعهای از همین تصمیمهای کوچک و کمهزینه میتواند در مجموع اثرگذار باشد.
فوتبال و مسئولیت اجتماعی
چالش کمبود برق ایران یک واقعیت تلخ و انکارناپذیر است. با کسری ۱۳ تا ۲۵ هزار مگاواتی برق در تابستان ۱۴۰۵، هر اقدامی برای کاهش مصرف میتواند به مدیریت بهتر شبکه، تأمین برق خانوارها و جلوگیری از تشدید محدودیتهای صنایع کمک کند.
در چنین شرایطی، برگزاری مسابقات لیگ برتر در ساعات شب، آن هم در حالی که بسیاری از تیمها تمرینات خود را در بعدازظهر برگزار میکنند، دستکم این پرسش را ایجاد میکند که آیا فوتبال ایران میتواند بخشی از برنامه خود را با شرایط اضطراری کشور هماهنگ کند یا خیر.
تغییر ساعت برگزاری مسابقات از شب به عصر، در مواردی که شرایط اقلیمی و امکانات ورزشگاه اجازه میدهد، اقدامی نسبتاً ساده و کمهزینه است. این تغییر به سرمایهگذاری گسترده یا تأسیسات پیچیده نیاز ندارد و میتواند با یک تصمیم مدیریتی و برنامهریزی مناسب اجرایی شود.
همانطور که در آلمان و دیگر کشورهای اروپایی، باشگاههای فوتبال در مواجهه با بحران انرژی تلاش کردند سهم خود را در کاهش مصرف ایفا کنند، در ایران نیز فوتبال بهعنوان یکی از محبوبترین ورزشهای کشور، میتواند در برابر یک بحران ملی، رویکردی مسئولانهتر داشته باشد.
فوتبال همواره نماد شور، نشاط و همبستگی ملی بوده است؛ اما این شور و نشاط نباید به بهای تحمیل فشار بیشتر بر شبکه برق و زندگی روزمره مردم تمام شود. وقت آن رسیده است که سازمان لیگ، فدراسیون فوتبال و باشگاهها با نگاهی مسئولانهتر به شرایط موجود نگاه کنند و امکان تغییر ساعت برگزاری مسابقات را، دستکم در شهرها و روزهایی که چنین تغییری عملی است، جدی بگیرند.
برگزاری بازیها در ساعات عصر و استفاده حداکثری از نور طبیعی، نهتنها میتواند به کاهش مصرف برق ورزشگاهها کمک کند، بلکه فرصتی برای بازنگری در شیوه مدیریت مسابقات و هماهنگ کردن ورزش حرفهای با شرایط عمومی کشور است.
این تصمیم شاید بهتنهایی بحران انرژی ایران را حل نکند، اما در روزهایی که هر مگاوات اهمیت دارد، گامی کوچک، کمهزینه و قابل اجرا در مسیر مدیریت مصرف و عبور از بحران خواهد بود.
انتهای پیام/

بصره، میزبان استقلال در لیگ نخبگان آسیا؟

دوری حداقل سه هفتهای مهران احمدی از میادین به دلیل مصدومیت کشاله ران

تأیید رسمی باشگاه الوحده؛ محمد قربانی با دریافت پیشنهاد مناسب به ایران بازمیگردد

چراغ سبز سازمان لیگ به یاسر آسانی ؛ قرارداد دوساله همچنان معتبر و پابرجا

مورد عجیب لوسیل در لیگ ستارگان قطر؛ 6 ایرانی در ترکیب اصلی

