
از نفت تا قدرت محاسباتی؛ تغییر پارادایم ژئوپلیتیک؛ جغرافیای جدید قدرت در غرب آسیا

هوش مصنوعی حریف تورم نمیشود
در نگاه نخست، افزایش بهرهوری اقتصادی، تولید بیشتر با همان میزان منابع، باید به کاهش قیمتها منجر شود. با این حال، نتایج پژوهشی که روز پنجشنبه از سوی کارشناسان بانک مرکزی انگلیس منتشر شد، نشان میدهد تاثیر افزایش بهرهوری بر تورم به این سادگی نیست و حتی ممکن است در برخی شرایط به افزایش تورم منجر شود.
کوین وارش، رئیس فدرال رزرو آمریکا، پیشتر گفته بود امیدوار است گسترش هوش مصنوعی به اقتصاد آمریکا اجازه دهد بدون افزایش تورم، با سرعت بیشتری رشد کند اما تنریرو در مقالهای با همکاری جنی چان، اقتصاددان بانک مرکزی انگلیس و لودویکا آمبروزینو، پژوهشگر دکترا اعلام کرد تاثیر افزایش بهرهوری مورد انتظار ناشی از هوش مصنوعی بر تورم، قطعی نیست.
پژوهشگران اظهار کردند سرمایهگذاری شرکتها و مخارج خانوارها میتواند پیش از تحقق افزایش بهرهوری افزایش یابد، همانطور که بسیاری معتقدند اکنون در مورد سرمایهگذاری در زیرساختهای هوش مصنوعی در حال رخ دادن است.
نتایج این تحلیل نشان میدهد اگر تقاضای سرمایهگذاری یا هزینههایی که با انتظار افزایش بهرهوری از هوش مصنوعی در آینده انجام میشوند، پیش از تحقق واقعی این افزایش بهرهوری شکل بگیرد، ممکن است فشارهایی بر عرضه ایجاد شود و تورم را افزایش دهد، شرایطی که به افزایش نرخهای بهره نیاز خواهد داشت.
قیمت حافظههای رایانهای و تراشههای گرافیکی طی سال گذشته به دلیل افزایش تقاضا از سوی مراکز داده بهشدت افزایش یافته و در نتیجه قیمت تلفنهای همراه، لپتاپها و سایر لوازم الکترونیکی مصرفی نیز بالا رفته است.
نتایج این پژوهش همچنین نشان میدهد تاثیر کلی افزایش بهرهوری بر تورم به این بستگی دارد که این افزایش بهرهوری بیشتر در بخش کالاهای صادراتی یا در خدمات تولید شده در داخل کشور رخ دهد.
خبرگزاری رویترز گزارش کرد، افزایش بهرهوری در بخش خدمات بیشتر احتمال دارد تورم داخلی را کاهش دهد، در حالی که افزایش بهرهوری در بخش صادرات میتواند دستمزدهای داخلی را افزایش داده و تقاضا برای خدماتی را که با محدودیت عرضه مواجه هستند، بالا ببرد و در نتیجه تورم را افزایش دهد. منبع ايسنا انتهای پیام/
هوش مصنوعی ایلان ماسک وارد فاز عجیبی شد
کاربران گروک، چتبات هوش مصنوعی شرکت ایکسایآی، با یک اختلال عجیب مواجه شدهاند؛ این چتبات در پاسخ به برخی درخواستها بهجای ارائه متن قابلفهم، مجموعهای از کلمات نامرتبط و بیمعنا تولید میکند. ایکسایآی نیز وقوع این مشکل را تأیید کرده است.
به گفته تککرانچ ماجرا زمانی عجیبتر شد که یکی از کاربران از گروک خواست یک فایل پیدیاف تولید کند، اما چتبات پاسخی شامل کلمات پراکنده و بیربط ارائه داد و این الگوی نامفهوم را برای چندین پاراگراف ادامه داد. گزارشها نشان میدهد مشکل برای بخشی از کاربران رخ داده و ظاهراً به یک اختلال در فرایند تولید پاسخ مربوط است.
حساب رسمی گروک این مشکل را یک «اختلال نادر و موقت در تولید پاسخ» توصیف کرده و به کاربران پیشنهاد داده است در صورت مشاهده آن، گفتوگوی جدیدی را آغاز کنند یا پاسخ را دوباره تولید کنند.
این اختلال در حالی رخ داده که ایکسایآی طی هفتههای اخیر قابلیتهای جدیدی را برای گروک عرضه کرده و نسخه ۴.۵ این چتبات را روی وب، اندروید، آیاواس و شبکه اجتماعی ایکس گسترش داده است. منبع فارس انتهای پیام/
جنگ ایران؛ متحدان آمریکا به دنبال گزینههای دیگری میروند
صفحه اصلی شبکه بیبیسی در روز دوشنبه دو تیتر مهم داشت که بازتابدهنده تغییر سیاست آمریکا و تاثیری است که این تغییر بر نظم جهانی گذاشته است. تیتر نخست این بود: «ترامپ عمان، متحد آمریکا، را تهدید کرد که اگر بر سر توافق ایران مانعتراشی کند، آن را بمباران خواهد کرد.» تیتر دوم نیز چنین بود: «ترامپ پس از آنکه کره جنوبی از جنگ ایران کنار ماند، از کاهش رزمایشهای نظامی با این کشور خبر داد.»
این دو تیتر بازتابدهنده سیاستی از سوی آمریکا هستند که اکنون نوعی اثر پروانهای در سراسر جهان ایجاد کرده است. آمریکا و اسرائیل در اواخر فوریه ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴) تصمیم گرفتند ایران را بمباران کنند.
اورشلیمپست نوشت: اکنون آمریکا در حال کاهش نقش خود در اقیانوس آرام و آسیا و چرخش به سمت خاورمیانه است. پس از حدود یکونیم دهه که آمریکا تلاش کرده بود تمرکز خود را بر چین و آسیا تقویت کند، راهبرد این کشور اکنون بهشدت بر تنگه هرمز متمرکز شده و روابط آمریکا با کشورهای مختلف جهان نیز در حال تغییر است.
آمریکا از متحدان اروپایی و همچنین متحدانی مانند کره جنوبی به شدت انتقاد کرده است. تهدید عمان نشان میدهد کاخ سفید حاضر است حتی شرکا و دوستان آمریکا را نیز تهدید کند.
حضور آمریکا در آسیا به قرن نوزدهم بازمیگردد
تصمیم آمریکا درباره کره جنوبی میتواند پیامدهای بلندمدتی داشته باشد. در شرایطی که آمریکا در جنگ با ایران از حجم زیادی از مهمات استفاده کرده، اکنون این احتمال وجود دارد که دوستان آمریکا در اروپا و آسیا، این کشور را بیش از گذشته متحدی بیثبات و غیرقابل پیشبینی ببینند. گزارشها چه میگویند؟
روزنامه گاردین در بریتانیا نوشت: «رئیسجمهور کره جنوبی بار دیگر تلاش خود را برای بازپسگیری کنترل [عملیاتی] مستقل نیروهای نظامی از آمریکا در صورت وقوع جنگ افزایش داده و پس از دستور دونالد ترامپ برای کاهش رزمایشهای مشترک، خواستار تسریع روند دستیابی به زیردریاییهای هستهای شده است.»
این گزارش افزود: «لی جائه میونگ روز سهشنبه گفت سئول باید بدون وقفه روند برنامهریزیشده انتقال کنترل عملیاتی نیروهای کره جنوبی در زمان جنگ [کنترل عملیاتی زمان جنگ؛ Opcon]، از آمریکا را در دوره ریاستجمهوری او پیش ببرد؛ هدفی که او و دولتش مدتهاست دنبال میکنند.»
لی گفت: «یک ائتلاف قدرتمند، پایه امنیت را مستحکمتر میکند و تقویت توانمندیهای خودمان، ارزش و ضرورت ما را به عنوان یک متحد افزایش میدهد.»
این اظهارات نشان میدهد کره جنوبی ممکن است از همین حالا به آینده فکر کند. هنوز مشخص نیست تصمیم آمریکا تا چه اندازه میتواند سیاست این کشور را در دهه آینده شکل دهد یا اینکه متحدان و شرکای آمریکا چگونه روابط خود را با یکدیگر و با واشنگتن تنظیم خواهند کرد.
روابط امنیتی کنونی آمریکا در سراسر جهان اغلب به دوران جنگ سرد یا حتی پیش از آن بازمیگردد. بنابراین بد نیست نگاهی به صدها سال سیاست آمریکا در آسیا بیندازیم. آمریکا بیش از ۱۷۰ سال است که آسیا و اقیانوس آرام را بخشی محوری از منافع راهبردی بلندمدت خود میداند. این سابقه به اواسط دهه ۱۸۵۰ بازمیگردد.
آغاز نقش مستمر آمریکا در آسیای شرقی
یکی از نخستین نقاط عطف در سال ۱۸۵۳ رقم خورد؛ زمانی که کمودور متیو پری با ناوگانی از کشتیهای جنگی آمریکا وارد خلیج توکیو شد.
ماموریت او متقاعد کردن ژاپن برای پایان دادن به قرنها انزوا و گشودن بنادر این کشور به روی تجارت بینالمللی بود. معاهده کاناگاوا که در پی این اقدام منعقد شد، آغاز نقش مستمر آمریکا در شرق آسیا را رقم زد و به ایجاد زمینه برای مدرنسازی ژاپن و ظهور این کشور به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای در سالهای بعد کمک کرد. آمریکا در حال ورود به عرصهای بود که پیش از آن قدرتهای استعماری اروپایی در آن حضور داشتند.
ژاپن که مشتاق بود از آمریکا و دیگر کشورها بیاموزد، مدرنسازی ارتش خود را آغاز کرد. چند دهه بعد، این کشور در نبرد تسوشیما نیروی دریایی روسیه را شکست داد. توسعهطلبی ژاپن در کره و سپس چین، در نهایت به تصمیم این کشور برای حمله به آمریکا در سال ۱۹۴۱ منجر شد.
این تصمیم ژاپن پس از سالها بحث درباره سیاست خارجی این کشور گرفته شد؛ بحثی که حول ۲ راهبرد متفاوت شکل گرفته بود: دکترین توسعه به سمت شمال که ارتش ژاپن از آن حمایت میکرد و هدفش حمله به سیبری شوروی بود، و دکترین توسعه به سمت جنوب که نیروی دریایی ژاپن طرفدار آن بود و حرکت به سمت جنوب، یعنی جنوب شرق آسیا و اندونزی، را دنبال میکرد.
پس از آنکه حضور آمریکا در ژاپن پیامدهای بلندمدتی بر جای گذاشت، واشنگتن اقدامات مهم دیگری را نیز در آسیا دنبال کرد. در دوران جنگ سرد، راهبرد آمریکا از تجارت به سمت مهار کمونیسم تغییر کرد.
پس از جنگ کره، واشنگتن تلاش کرد از گسترش کمونیسم در سراسر آسیا جلوگیری کند. این سیاست در نهایت به جنگهای کره و ویتنام انجامید؛ جنگهایی که در آنها صدها هزار سرباز آمریکایی جنگیدند. برای نمونه، تفنگداران دریایی آمریکا را در نظر بگیرید که در سال ۱۹۶۵ در نزدیکی دانانگ در ویتنام پیاده شدند. واشنگتن در آن زمان نمیدانست که حضور نیروهای آمریکایی در این کشور نزدیک به یک دهه ادامه خواهد یافت.
سفر سرنوشتساز به چین
یک تغییر تاریخی دیگر در سال ۱۹۷۲ رخ داد؛ زمانی که ریچارد نیکسون، رئیسجمهور آمریکا، برای دیدار با مائو تسهتونگ، رهبر چین، به پکن سفر کرد. این سفر توازن قدرت در جهان را تغییر داد.
این دوره، دوران تنشزدایی و دیپلماسی سهجانبه بود. آمریکا با برقراری روابط با چین تلاش کرد از شکاف میان مسکو و پکن بهره ببرد. دیپلماسی نیکسون، چین را از کشوری منزوی و انقلابی به بازیگری تبدیل کرد که به تدریج اهمیت بیشتری در نظام بینالمللی پیدا میکرد.
چین در نهایت سیاستی را در پیش گرفت که با عبارت «توان خود را پنهان کن و زمان مناسب را انتظار بکش» شناخته میشود. دنگ شیائوپینگ در اواخر دهه ۱۹۸۰ و پس از او دیگر رهبران چین از این رویکرد حمایت کردند. اما چین امروز بسیار قاطعانهتر عمل میکند. چه کسی میتوانست پیشبینی کند که سفر نیکسون به چین به چنین تغییری منجر خواهد شد؟ چه کسی میتوانست بداند ورود پری به ژاپن چنین پیامدهای بلندمدتی خواهد داشت؟
سردرگمی در سیاستهای آسیایی آمریکا
آمریکا در دوران جنگ سرد و پس از آن، شبکه ائتلافهای خود را با کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، استرالیا، فیلیپین، تایلند و دیگر شرکا گسترش داد و در عین حال حضور گسترده دریایی خود را در سراسر اقیانوس آرام حفظ کرد. اکنون آمریکا به دلیل جنگ با ایران، در حال انتقال بخشی از ظرفیتهای دریایی خود به خاورمیانه است.
دولتهای متوالی آمریکا، اقیانوس هند ـ آرام را عرصه اصلی راهبرد بلندمدت آمریکا میدانستند؛ اما اکنون این احساس شکل گرفته است که سیاست آمریکا بر خاورمیانه متمرکز شده است.
برخی این تحول را برای روابط آمریکا و اسرائیل مهم میدانند. حتی برخی استدلال میکنند که اسرائیل امروز یکی از معدود متحدان واقعی آمریکا است. با این حال، پیامد بلندمدت این روند ممکن است آن باشد که دیگر شرکا و متحدان آمریکا به دنبال روابط جدید بروند و درباره آینده، گزینههای جایگزین خود را نیز در نظر بگیرند.
سیاست آمریکا در آسیا در طول تاریخ نشان داده است که برخی تصمیمات سیاسی میتوانند پیامدهایی بلندمدت داشته باشند. کاهش نقش آمریکا در کره جنوبی نیز میتواند یکی از همین نقاط عطف باشد.

آزمایش موشکی بیسابقه روسیه در نزدیکی جزایر مورد ادعای ژاپن

طراح طرح جنجالی مجلس: بر اساس مادهی ۱۵، همهی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیتها، قراردادها و ارتباطات جاری خود با کشورهای خارجی را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند

کانادا ۷۰ میلیارد دلار برای انرژی پاک و مواد معدنی حیاتی سرمایهگذاری میکند

علمالهدی: آمریکا یک جریان تمامیتخواه است که همه چیز ما را میخواهد

خودروی میلیاردی گلزار و تراژدی شکاف طبقاتی

