آنچه تا به امروز روشنفکران و متفکران ایرانی پیرامون توسعه و دلایل عقبماندگی به رشته تحریر درآورده بودند، گویی دست کم در لحظه اکنون این سرزمین به حالت تعلیق درآمده است. از زمان مشروطه واکاوی پیرامون چرایی توسعه نیافتگی، نوعی گفتمان مسلط در حوزه مطالعات اجتماعی ایران بوده و اگرچه گاه منبعی برای خودآگاهی نیز محسوب میشد اما همزمان ابزار تشدید کینهتوزیهای تاریخی و حتی احساس تحقیر بوده است.







