وقتی وسط گیم، کوچولوها هم سر میرسن…

مورینیو: درخواست جذب دیومانده نداشتم، اما قیمت او اهمیتی ندارد

به گزارش فرتاک نیوز؛ در برنامه الچیرینگیتو به میزبانی خوسپ پدررول، بخش دوم مصاحبه با ژوزه مورینیو، سرمربی رئال مادرید، منتشر شد.
مورینیو در این مصاحبه به چالشهای پیش روی دیومانده به عنوان گرانترین خرید تاریخ باشگاه اشاره کرد و به فشارهای بیرونی و انتظارات بالا از او پرداخت. او همچنین در پاسخ به سوالی درباره درخواست جذب این بازیکن گفت:
«نه، من هیچگاه درخواست جذب بازیکنی را نداشتم. بدون درخواست بازیکن به تیم پیوستم و بر اساس تحلیلهای خود تصمیمگیری کردم. میخواستم بدانم که باشگاه چه نگاهی به وضعیت دارد و در نهایت، بین فکرهای من و خواستههای باشگاه هماهنگی زیادی وجود داشت.»
مورینیو به خریدهای اولیه تیم مانند دامفریس و کوناته اشاره کرد و گفت این خریدها نمیتوانند هیجان زیادی به هواداران القا کنند، اما نیاز تیم را برآورده میکنند.
او درباره دیومانده ادامه داد: «قیمت او برای من مهم نیست. من به تواناییهای او و اینکه چه چیزی به تیم اضافه میکند توجه دارم. از این منظر، او را میخواهم.»
در خصوص برناردو سیلوا، مورینیو اظهار داشت که او بازیکن ایدهآل پپ گواردیولا است و به قابلیتهای او در تقویت تیم اشاره کرد. او همچنین به آردا گولر اشاره کرد و گفت که او پتانسیل بالایی دارد و میتواند به رشد خود ادامه دهد.
مورینیو به این نکته اشاره کرد که تنها یک لوکا و یک تونی در رئال مادرید وجود دارد و دیگر بازیکنان نمیتوانند جایگزین آنها شوند. حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعهجرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشمهایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟
بازگشا: اصفهان گزینه مناسبی برای میزبانی دربی است / در بازیهای بعدی امیدواریم هماهنگیها بیشتر شود

به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری دانشجو، علی بازگشا، سخنگوی باشگاه پرسپولیس، پس از دیدار پرسپولیس مقابل استقلال خوزستان اظهار داشت : خدا را شکر که بازی امروز برگزار شد و توانستیم با سه امتیاز و یک اختلاف خوب، به استقبال بازی بعدی برویم.
وی افزود: طبیعی است که در شروع فصل، هماهنگیها ممکن است هنوز به دقت و کیفیت مطلوب نرسیده باشد و اتفاقات خاصی رخ دهد.
بازگشا ادامه داد : ورزشگاه شهر قدس نیز محدودیتهایی دارد که همه تلاش خود را میکنیم تا این مسائل پیش نیاید. امیدواریم در ادامه لیگ، هماهنگی میان همه ارکان برگزاری مسابقات بیشتر شود و شاهد بازیهای بهتر و شرایط مناسبتری باشیم.
بازگشا گفت : در رابطه موضوع با تماشاگر بودن دیدار پرسپولیس و تراکتور ، مجموعه مدیریتی باشگاه باید تصمیم بگیرد و مواضع باشگاه را در روزهای آینده اعلام خواهیم کرد. کد ویدیو دانلود ویدیو فیلم اصلی
سخنگوی باشگاه پرسپولیس بیان کرد : اگر تضمین داده شود که در بازی برگشت در ورزشگاه آزادی، امکان حضور ۱۰۰ هزار هوادار پرسپولیس فراهم خواهد بود، آن زمان میتوانیم درباره این موضوع تصمیمگیری کنیم.
با این حال، این مسئله در اختیار مدیریت باشگاه است و تاکنون اعلام نظر جدیدی از سوی سازمان لیگ درباره ورزشگاه آزادی به ما نشده است.
سخنگوی باشگاه پرسپولیس ادامه داد: ورزشگاه شهدای شهر قدس، ورزشگاه کوچکی است و ما ظرفیت این را نداریم میزبانی در خور داشته باشیم. ما هنوز اتفاقات سکوهای جام حذفی هنوز از یاد ما نرفته و این موضوع برای باشگاه بسیار مهم است.
بازگشا در مورد ورزشگاه میزبان دربی گفت : ورزشگاه نقش جهان شرایط مناسبی دارد و امیدواریم بتوانیم پس از چند فصل، یک میزبانی خوب و جدید در این ورزشگاه داشته باشیم و اتفاقات دربی خوبی رقم بخورد.
وی بیان کرد: امیدوارم یک دربی با کیفیت ببینیم با توجه به فصلی که مسابقات در این فصل اهمیت زیادی دارد و لیگ هم بسیار جذاب شروع شده است.
بازگشا گفت : انتخاب میزبان بر عهده باشگاه است، اما اصفهان و ورزشگاه نقش جهان یکی از گزینههای بسیار خوب محسوب میشود و امیدوارم در صورت برگزاری مسابقه در این ورزشگاه، میزبانی خوبی داشته باشند.
انتهای پیام/
مسجدی که جای جوانها را به صندلیها داد!

جوان آنلاین: وقتی دخترم نوزاد بود او را همراه خودم برای نماز به مسجد میبردم. بچههای کمی بزرگتر دورش جمع میشدند، با او بازی میکردند و از خندههای دخترم ذوقزده میشدند. صحنه، صحنهای زیبا بود. کودکی در آغوش مادر و چند کودک دیگر که با شوق دور او جمع شده بودند، اما در کنار این تصویر شیرین، یک نگرانی هم همیشه وجود داشت. بچهها باید مراقب نگاههای حاجخانمهای مسن میبودند تا مبادا صدای بازی و خندهشان آرامش نمازگزاران را برهم بزند. گاهی حضور کودک در مسجد، بیشتر به عنوان مزاحمت دیده میشد تا فرصتی برای تربیت. با این حال، آن روزها مسجد هنوز پر از جوان بود. جوانهایی که روی زمین نماز میخواندند، بدون صندلی و امکانات خاص، اما با شور و انرژی. مادرها فرزندانشان را همراه خود میآوردند و کودکان، حتی اگر چیزی از نماز و آداب مسجد نمیفهمیدند، کمکم با فضای مسجد، جمع مؤمنانه و سبک زندگی دینی آشنا میشدند.
سالها بعد، مسجدی دیگر
سالها گذشت تا اینکه چندی پیش دوباره به همان مسجد رفتم، اما این بار برای پیدا کردن جایی برای نماز، بهسختی توانستم خودم را میان صندلیها جا کنم. چیزی که بیشتر از کمبود جا توجهم را جلب کرد، نه صندلیها که غیبت جوانان و نوجوانان بود. مسجدی که روزی حضور جوان و نوجوان در آن پررنگ بود، حالا پر شده بود از صندلیهایی که برای نماز سالخوردگان چیده شده بود، اما خبری از نسلهایی که قرار است آینده مسجد و جامعه را بسازند، نبود. همین صحنه ساده، یک سؤال در ذهنم ساخت و اینکه آیا فقط باید از جوانانی که به مسجد نمیآیند گلایه کنیم یا باید از خودمان هم بپرسیم که مسجد را تا چه اندازه برای حضور نسل جدید آماده کردهایم؟
وقتی نبودن نسل جدید را فقط گردن خودش میاندازیم
مسئله فقط یک مسجد یا یک محله نیست. این صحنه میتواند نشانه یک مسئله بزرگتر در نسبت میان خانواده، مسجد و تربیت نسل آینده باشد. اگر قرار است مسجد در جامعه دینی فقط محل اقامه نماز نباشد و نقش تربیتی و اجتماعی خود را نیز ایفا کند باید بتواند خانواده را با خود همراه کند. کودکی که امروز همراه مادرش وارد مسجد میشود، ممکن است فردا نوجوان، جوان، مربی، خادم و فعال اجتماعی همان مسجد باشد، اما این اتفاق به خودی خود رخ نمیدهد. کودکی که نخستین تجربههایش از مسجد با تذکر، اخم، نگاههای سنگین و این احساس همراه باشد که «اینجا جای تو نیست»، ممکن است خیلی زود مسجد را از دایره تجربههای زندگیاش حذف کند. در مقابل، مسجدی که بتواند حضور کودک را به یک تجربه شیرین تبدیل کند، به او خاطرهای مثبت میدهد. خاطرهای که میتواند سالها بعد او را دوباره به مسجد برگرداند و حتی باعث شود فرزند خودش را نیز با خود همراه کند. اینجاست که مسئله مسجد، به مسئله سبک زندگی گره میخورد.
سبک زندگی دینی، در محیط زندگی شکل میگیرد
سبک زندگی دینی فقط با توصیه و آموزش شکل نمیگیرد. انسان باید ارزشها را در محیط زندگی خود تجربه کند. خانواده، مدرسه، محله، هیئت و مسجد، هر کدام بخشی از این زیست تربیتی را میسازند. اگر مسجد از زندگی خانواده حذف شود، یکی از مهمترین محیطهای تجربه اجتماعی دین نیز از دست میرود. کودکی که مسجد را فقط در قالب یک ساختمان و محل اقامه نماز میشناسد، با کودکی که در مسجد دوست پیدا کرده، بازی کرده، در برنامهای شرکت کرده، کنار خانوادهاش نشسته و بعدها مسئولیتی برعهده گرفته، تجربه یکسانی از مسجد ندارد. البته حفظ حرمت نماز، آرامش عبادت و نظم مسجد ضروری است. هیچکس نمیگوید مسجد باید به محل بینظمی تبدیل شود. مسئله، انتخاب میان نظم و حضور خانواده نیست، مسئله این است که میتوان برای هر دو راهحلی پیدا کرد.
تغییر از یک نگاه ساده شروع شود
میتوان برای کودکان فضای مشخصی در نظر گرفت. میتوان برنامههای متناسب با سن کودک و نوجوان طراحی کرد. میتوان خادمان و فعالان مسجد را برای مواجهه درست با خانوادهها آموزش داد. میتوان مادران را به حضور در مسجد تشویق کرد و حتی در معماری، چیدمان و امکانات مسجد، نیازهای خانوادهها را دید. گاهی برای جذب نسل جدید، لازم نیست کار عجیب و پرهزینهای انجام دهیم. شاید اولین قدم این باشد که کودکی که وارد مسجد میشود، احساس نکند حضورش مزاحمت است. شاید لازم باشد به جای اینکه همیشه از کودک بخواهیم خودش را با مسجد تطبیق دهد، کمی هم از مسجد بخواهیم خودش را با نیازهای کودک و خانواده هماهنگ کند.
مسجد آینده، مسجد خانواده است
در نگاه آیندهنگرانه به جامعه اسلامی، جوان فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیست، صاحب آینده و یکی از سازندگان آن است. اگر قرار است نسل جدید در ساخت آینده جامعه نقشآفرین باشد، باید از کودکی فرصت حضور، تجربه و مشارکت پیدا کند. مسجد نیز اگر میخواهد در این آینده سهمی داشته باشد، نمیتواند فقط منتظر جوانی باشد که از قبل با مسجد پیوند خورده است. باید خودش زمینه این پیوند را از سالهای کودکی فراهم کند و باید از سالهای کودکی آغاز کرد. باید مادر را با کودک پذیرفت، کودک را با نوجوان پیوند داد، نوجوان را به میدان مسئولیت آورد و به جوان فرصت نقشآفرینی داد. در این نگاه، مسجد صرفاً یک ساختمان برای اقامه نماز نیست، یک محیط تربیتی و اجتماعی است. محیطی که میتواند خانوادهها را به هم پیوند دهد، سرمایه اجتماعی ایجاد کند، مسئولیتپذیری را تمرین دهد و نسل جدید را با معنای مشارکت و زندگی مؤمنانه آشنا کند.
شاید روزی دوباره به همان مسجد بروم و اینبار، پیش از آنکه صندلیهای پرشمار را ببینم، چشمم به نوجوانها و جوانهایی بیفتد که در کنار خانوادههایشان نشستهاند، کودکانی که دیگر لازم نیست از نگاه سنگین کسی بترسند و جوانهایی که مسجد را نه یک فضای متعلق به نسلهای گذشته، که بخشی از زندگی خودشان میدانند.
*فعال فرهنگی و پژوهشگر خانواده
هفتسنگ از کجا آمد؟ راز بازی محبوب بچههای قدیم

به گزارش فرتاک نیوز،
بازیهای بومی و سنتی ایران تنها سرگرمیهای ساده دوران کودکی نبودند؛ بسیاری از آنها بخشی از فرهنگ شفاهی و سبک زندگی نسلهای گذشته به شمار میرفتند. هفتسنگ یکی از همین بازیهای قدیمی است که سالها در کوچهها و محلههای شهرهای مختلف ایران انجام میشد و در کنار هیجان و رقابت، مفاهیمی مانند همکاری، دقت، سرعت و مسئولیتپذیری را به کودکان میآموخت. اما این بازی از کجا آمده، چرا «هفتسنگ» نام گرفته و آیا شیوه انجام آن در همه نقاط ایران یکسان بوده است؟ بررسی ریشههای این بازی میتواند بخشی از تاریخ کمتر دیدهشده بازیهای سنتی ایرانی را روایت کند. هفتسنگ؛ بازی سادهای با یک تاریخ قدیمی
هفتسنگ را بسیاری از ایرانیها با خاطرات کودکی، کوچههای خاکی و جمع شدن چند کودک دور هم به یاد میآورند؛ بازیای که بدون نیاز به امکانات خاص، تنها با چند تکه سنگ و یک توپ انجام میشد. سادگی همین ابزارها باعث شده بود هفتسنگ در میان کودکان مناطق مختلف ایران محبوبیت زیادی پیدا کند.
در شکل رایج بازی، هفت قطعه سنگ روی یکدیگر قرار میگرفت و دو گروه در مقابل هم قرار میگرفتند. بازیکنان یک گروه تلاش میکردند با توپ سنگها را بریزند و سپس دوباره آنها را روی هم بچینند، در حالی که گروه مقابل باید با توپ مانع انجام این کار میشد. چرا اسمش «هفتسنگ» است؟
نام بازی مستقیماً از مهمترین عنصر آن یعنی هفت سنگی که روی یکدیگر چیده میشوند گرفته شده است. عدد هفت نیز در فرهنگ ایرانی و بسیاری از سنتهای منطقهای جایگاه نمادین دارد، اما نمیتوان با اطمینان گفت که انتخاب عدد هفت در این بازی الزاماً ریشه آیینی یا مذهبی داشته است.
به همین دلیل بهتر است میان قدمت عدد هفت در فرهنگ ایرانی و دلیل انتخاب هفت سنگ در این بازی تفاوت قائل شویم. آنچه در شیوه سنتی بازی اهمیت دارد، ساختن یک برج کوچک از سنگها و تلاش برای بازسازی آن پس از برخورد توپ است.
هفتسنگ در شهرهای مختلف ایران
هفتسنگ در مناطق مختلف ایران با تفاوتهایی در قوانین اجرا میشد. تعداد بازیکنان، فاصله پرتاب توپ، جنس توپ، نحوه انتخاب تیمها و حتی تعداد دفعاتی که بازیکنان میتوانستند برای بازسازی سنگها تلاش کنند، ممکن بود از یک منطقه به منطقه دیگر متفاوت باشد.
در برخی مناطق، بازی با توپهای دستساز یا توپهای پلاستیکی انجام میشد و در بعضی محلهها نیز قوانین محلی خاصی برای تعیین برنده وجود داشت. همین ویژگی نشان میدهد که هفتسنگ بیشتر از آنکه یک بازی با قوانین کاملاً یکسان باشد، بخشی از فرهنگ بازیهای محلی ایران بوده است. بازیای که فقط سرگرمی نبود
هفتسنگ علاوه بر سرگرمی، مجموعهای از مهارتها را نیز در کودکان تقویت میکرد؛ از دقت در پرتاب توپ و سرعت عمل گرفته تا همکاری گروهی و تصمیمگیری در شرایط فشار.
شاید مهمترین ویژگی هفتسنگ همین جمعی بودن آن بود. کودکان برای انجام بازی باید با یکدیگر ارتباط برقرار میکردند، تیم تشکیل میدادند و برای رسیدن به یک هدف مشترک همکاری میکردند؛ چیزی که بازیهای دیجیتال امروزی کمتر به آن نیاز دارند. هفتسنگ؛ خاطرهای از کوچههای قدیم
با گسترش شهرنشینی، کاهش فضاهای بازی و تغییر سبک زندگی کودکان، هفتسنگ نیز مانند بسیاری از بازیهای سنتی دیگر کمکم از کوچهها فاصله گرفت. با این حال هنوز در مدارس، جشنوارههای بازیهای بومی و محلی و برخی برنامههای فرهنگی اجرا میشود.
هفتسنگ را میتوان بخشی از میراث ناملموس بازیهای عامیانه ایران دانست؛ بازیای که برای انجام آن نه کنسول لازم بود، نه تلفن همراه و نه امکانات گرانقیمت؛ هفت سنگ، یک توپ و چند کودک کافی بود تا یک کوچه برای ساعتها به زمین بازی تبدیل شود. حتما بخوانید: اصول صحیح نوشیدن آب در فصل گرما؛ جرعهجرعه بنوشید پف و تیرگی زیر چشم؛ دلایل و راهکارهای ساده برای داشتن چشمهایی شاداب قیمت ارز امروز ۲۸ مرداد؛ دلار و یورو چند شد؟

اعلام زمان آغاز ثبتنام مسکن استیجاری

ملاحظات اطلاعرسانی

انقلاب خاموش در صنعت الفین

انگلیس کاردار رژیم صهیونیستی را احضار کرد

معمای خوانندگی «ایرج» در فیلمفارسی

آرایشگر زن در حال گرفتن شپش سر یک زن جوان در دوره قاجار + عکس

اینجا کسی برای مذاکره غش نمیکند | آخرین خبر

