
آقای فیروز کریمی بخوانید!

روزنامه خراسان: چرا ایران و امریکا توافق نمی کنند؟
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه خراسان نوشت: البته اینجا منظور توافق دائم و جامع میان دو طرف هم نیست؛ چون شانس آن فعلا در حد صفر است. اما چرا چشماندازی برای یک «توافق موفق مقطعی» هم وجود ندارد؟ علت آن در بنبستی پیچیده نهفته است که کلیت جنگ با آن مواجه است.
واقعیت این است که جنگ در بعد نظامی تا اینجای کار شکست خورده و به اهدافش نرسید؛ اما چون نه پیروزی و نه شکستی مطلق حاصل نشده است، لزوما ناکامی جنگ نظامی در تحقق اهدافش به معنای آن نیست که طرف آمریکایی کنار خواهد آمد و به این راحتی به توافقی مطلوب تهران تن خواهد داد.
ترامپ راهکاری برای خروج از این وضعیت ندارد؛ هم راهکار نظامی تا اینجای کار مثمر ثمر نبوده است و البته این نیز به معنای دست کشیدن از جنگ و حمله نیست و هم راهکار سیاسی و دیپلماتیک برای ترامپ بسیار پرهزینه است؛ چون اساسا در شرایط فعلی شانسی برای کسب دستاورد دیپلماتیک خاص و قابل عرضه در آمریکا برای خود نمیبیند و پذیرش توافقی مانند تفاهمنامه نیز به معنای یک شکست مضاعف و در آستانه انتخابات کنگره بسیار دردسرساز خواهد بود.
در این راستا هم دیدیم که همین تفاهم نامه که کاملا به نفع ایران بود، به محض انتشار متن و امضا سریعا به دستاویزی برای حملات تند به ترامپ در آمریکا و اسرائیل تبدیل شد.
ترامپ برای خروج از این جنگ و لو موقت به توافقی نیاز دارد که اگر هم مضمون و محصول آن اصل جنگ را توجیه نکند و تابع آن نباشد، بلکه برای او دردسری بزرگ نیز ایجاد نکند که هم خود جنگ را زیر سوال ببرد و هم در مظان این اتهام قرار گیرد که کارزار نظامیاش نتیجه معکوس داده و به جای تضعیف تهران امتیازهای کلانی به آن داده و جایگاهش را تقویت کرده است.
در مجموع، وضعیت کنونی را باید بنبستی پیچیده و چند لایه و یک ابهام و بلاتکلیفی مزمن و در عین حال خطرناک دانست. نه گزینه نظامی توانسته است راه خروجی قطعی ایجاد کند و نه مسیر دیپلماتیک.
البته اینجا نباید مانع دستیابی به توافق با تهران در شرایط کنونی را صرفا به ویژگیهای فردی و روانی ترامپ، از جمله خودشیفتگی یا غرور سیاسی او، تقلیل داد. آمریکا با توجه به جایگاه ابرقدرتی خود و نیز مجموعه بازیگران غربی، پیامد هر نوع توافقی را که در آن کنترل ایران بر تنگه هرمز تثبیت و تحریمها برطرف و موجب تقویت جایگاه ایران شود، به معنای تغییر موازنه قدرت در منطقه به ضرر اسرائیل و منافع آمریکا و غرب ارزیابی میکنند که نقض غرض جنگ است.
از همین رو، بعید به نظر میرسد آمریکا، اسرائیل و کشورهای غربی به سادگی با وضعیت کنونی و چنین توافقی کنار بیایند. بنابراین شانسی برای یک مصالحه موقت در قالب «توافقی موفق و قابل اجرا» نیز وجود ندارد؛ مگر این که جنگ به موازنهای برسد که چنین توافقی نتیجه تحمیلی آن باشد. اما در عین حال قبل از رسیدن به این نقطه، همچنان احتمال تفاهمات محدود و البته «با سرانجامی ناموفق» وجود دارد.
آمریکا فعلا منتظر نتایج تشدید جنگ اقتصادی به ویژه پس از اقدام امارات است و برنامه بعدی آن تابعی از ارزیابی اش از این نتایج و وضعیت داخلی ایران است. ولی در کل احتمال جنگ و حملات جدید در هفتهها و ماههای آتی نیز بسیار جدی است.
در مقابل نیز احتمال حملات پیشدستانه ایران با هدف بر هم زدن معادله جنگ فرسایشی و محاصره قبل از انتخابات کنگره آمریکا بالاست.
روزنامه اطلاعات: خودروسازان ایرانی و مونتاژکاران محصولات چینی ماشین بیکیفیت میسازند، فشار کمبود بنزین به مردم وارد میشود
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه اطلاعات نوشت: به گفته او، در صورت تطبیق شاخصهای شدت مصرف انرژی ناوگان سبک ایران با استانداردهایی نظیر کشور ترکیه که از نظر جمعیت، جغرافیا و شاخصهای تنکیلومتر و نفرکیلومتر به ایران نزدیک است، امکان کاهش روزانه حدود ۸۵ میلیون لیتر از کل مصرف سوخت ناوگان سبک وجود دارد که نیمی از این شکاف (۵۰ درصد) ناشی از مصرف بالای خودروهای داخلی است.
صنعت خودرو دهه هاست که به تقاضاها وفشارها برای اصلاح مصرف سوخت خودروهای داخلی بی توجه بوده و این تقاضاها را به نوعی فانتزی وغیرضرور تصورمی کرده ؛ تصوری که به نظر می رسد کماکان پابرجاست. چرا که این صنعت با وجودی که مدیریت یکی از بزرگترین کارخانه هایش- ایران خودرو- به بخش خصوصی واگذار شده وهمین برنامه درباره سایپا هم وجوددارد، فقط رشد ۱۸۰درصدی قیمت محصولاتش محقق شده و تقریبا هیچ اقدام موثر و ملموسی برای کاهش مصرف سوخت تولیداتش انجام نداده است.
این موضوع وقتی بدتر می شود که بدانیم ورود خودروهای مونتاژی، گران ، بی کیفیت وپرمصرف چینی توسط برخی خودروسازان رانتی نیز به افزایش مصرف سوخت کشور دامن زده واین آش چنان شور شده که صدای ارکان ارشد دولت را هم درآورده است.
یعنی نه تنها صنعت داخلی خودرو به سوی کاهش مصرف سوخت حرکت نکرده بلکه برخی ذینفعان پرنفوذ این صنعت با مانع تراشی های گسترده بر سر واردات خودروهای کم مصرف وارزان برای اقشار متوسط، اوج سودجویی خود را با ورود خودروهای مونتاژی وپر مصرف چینی بروز داده اند که با توجه رشد لجام گسیخته مصرف بنزین، اکنون زمان تعیین تکلیف این معضلات فرا رسیده است.
بدین ترتیب در حالی که دولت فشاراصلی رشد مصرف بنزین را برگرده مردم گذاشته و میخواهد با ۲ محور کاهش یا مدیریت سهمیهها یا رشد قیمت، مصرف سوخت رو به افزایش شدید کشور را کنترل نماید -اقدامی که فشارهای تورمی و معیشتی مضاعفی برمردم تحمیل خواهد کرد- خودروسازان به عنوان مقصر اصلی این موضوع، همچنان در حاشیه امن خود نشسته و بدون پرداخت هیچ گونه هزینه یا بازخواستی، به بیان گلایه های معمول خود مانند ضرردهی وبدهکاری به قطعه سازان و بهانههای نخ نما وتکراری این چنینی مشغولند!
اما این سکوت و سایهنشینی باید پایان یابد و بر مسئولان است که این مقصر اصلی رشد مصرف بنزین را مورد بازخواست وحسابرسی جدی قراردهد تا تولید محصولات پرمصرف و تداوم مونتاژ خودروهای چینی را متوقف، دست آنها را از واردات خودرو که اصولا ربطی به فعالیت ذاتیشان که تولید است، ندارد، کوتاه و فعالیت ذینفعان و لابیکنندگان آنها در بدنه دولت وحاکمیت را خنثی نماید.
ممکن است برخی در مقام پاسخ به اینگونه نقدها، بحث حمایت از تولید ملی را پیش کشیده وبر تداوم وضعیت فعلی صنعت خودرو وحواله دادن تغییرات کاهش مصرف سوخت به آینده ای مبهم وطولانی مدت، تاکیدکنند؛کاری که همیشه در برابر منتقدان انجام دادهاند. اما بایدبه این گونه مدافعان مصلحتی گفت که روش فعلی تولید خودروهای بی کیفیت وپرمصرف وگران وقدیمی نه تنها حمایت از تولید ملی نیست بلکه عین تلف کردن منابع کشور وضایع کردن حقوق عمومی ومنافع مردم محسوب می شود.
صنعت خودرو دهه هاست که به بهانه حمایت از تولید ملی از انواع و اقسام حمایت ها ورانت های دولتی وحاکمیتی مانند بازار انحصاری از طریق ممنوعیت یا محدودیت شدید در واردات واقعی خودرو و مختل کردن رقابت پذیری، ارز زیر قیمت واقعی، تسهیلات بانکی متعدد،منابع ارزان انرژی،حمایت های سیاسی ومانند آن برخوردار شده و با به دست آوردن سودهای کلان وغیرواقعی از این محل، هرگونه انگیزه خود برای اصلاحات ؛ از جمله درباره کاهش مصرف سوخت را از دست داده است.
بااین حال، رشد شدید مصرف بنزین وسهم ۵۰ درصدی صنعت خودرو دراین موضوع که بنابر برخی برآوردها تا ۷۰ درصد هم می رسد، تغییر جدی در ریل گذاری قبلی صنعت خودرو را ضروری کرده وهمان گونه که کارشناسان هم می گویند، حتی رشد قیمت بنزین وکاستن از سهمیه های عمومی، صرفا راهکاری موقت برای کاهش مصرف بنزین است وکاهش پایدار، منوط به اصلاح صنعت خودرو وآزاد سازی واقعی واردات خودروهای کم مصرف خواهد بود.
درنهایت باید از دولت و حاکمیت خواست وقتی با دستکاری در نرخها و سهمیههای بنزین، مردم را که نقشی در این باره ندارند به هرنحو مجازات معیشتی میکنید، چرا متهم اصلی مجازات نمیشود؟
به عبارت صریحتر، صنعت خودرو و ذینفعان آن باید تحتفشار شدید و بیرحمانه برای تغییر فوری محصولاتشان قرار گیرند و هزینه دههها ناکارآمدیشان را بپردازند.
در این راستا، مدیران عامل شرکت های سازنده ومونتاژکار خودرو باید به سکوت سنگین خود پایان داده وبه طور علنی برنامه های فوری خود برای کاهش مصرف سوخت خودروهایشان را با قید جدول زمانی شفاف اعلام نمایند، برای اجرای آن به مردم تعهد بدهند و مشخص شود اگر به این تعهد عمل نشد یا درراه اجرای آن بهانه گیری های معمول برای شانه خالی کردن از مسئولیت رخ داد، چه مجازات هایی در انتظار آنان است.
قطعا این اقدامات خودروسازان بهویژه در بازه زمانی کوتاه مدت سخت و دشواراست، اما وقتی آنها مقصر نیمی از رشد مصرف بنزین کشور هستند، عدالت حکم می کند که سهم خود رااز مشکل برداشته، همپای مردم فشار تحمل کرده وسرانجام به اصلاحات ضروری تن دهند. چرا که انتقال کل فشار قیمتی وسهمیه ای بنزین به مردم بیتقصیر و تحت فشار و سایه نشینی متهم اصلی، عین ناعدالتی وناصوابی است.
روزنامه اصولگرا: وزیر عزل شده توسط رئیسی با این حرفهای بیربط، پز رزومهاش را هم میدهد
به گزارش تجارت نیوز، روزنامه خراسان نوشت: حجتا… عبدالملکی برای اثبات ادعای خود، بهجای ارائه ی داده، فهرست عناوینش را قرائت میکند. استاد دانشگاه، عضو تیم ۲۰ نفره اقتصاددانان و عضو تیم اقتصادی دولت. اما هیچکدام از این عناوین جای مدل اقتصادی را نمیگیرد. وقتی کسی ادعا می کند سهم جنگ در گرانی حتی یک درصد نیست، باید مشخص کند درباره کدام شاخص قیمت، کدام دوره زمانی و براساس کدام سناریوی اقتصاد بدون جنگ سخن میگوید. عبدالملکی هیچکدام را ارائه نکرده است.
درست است که تورم ایران پیش از جنگ نیز بهدلیل کسری بودجه، رشد نقدینگی، ناترازی بانکی و تحریم مزمن بود؛ اما از این گزاره نمیتوان نتیجه گرفت جنگ اثری برابر با صفر داشته است. رهبر انقلاب در بخشی از پیام نوروزی
می فرمایند:« آمریکا و نظام صهیونی به تصور این که مردم ایران در اثر مشکلات اقتصادی تحمیل شده، نظر دشمن را عملی می نمایند، با استفاده از مزدوران خود فجایع بی شماری را رقم زدند .»این یعنی در کنار سوء مدیریت های داخلی،نقش تحریم های اقتصادی و محدودیت های دشمن خارجی بر اقتصاد این کشور را نمی توان نادیده گرفت.
جنگ از مسیر افزایش ریسک، جهش انتظارات تورمی، محاصره و اختلال در صادرات نفت و عدم واردات کالاهای اساسی کشور، افزایش هزینه بیمه و حملونقل و فشار بر بازار ارز، مستقیماً وارد قیمت کالاها میشود. حتی تولیدکننده داخلی نیز به مواد اولیه، ماشینآلات و قطعات وارداتی وابسته است. این ادعاهای عبدالملکی سادهسازی مسئلهای چندمتغیره و سپس فروش عنوان دانشگاهی بهجای فکت های واقعی است. کسی که می گوید گرانی هیچ ربطی به جنگ ندارد، باید با حساب و کتاب این را اثبات کند نه این که عناوین و رزومه خودش را برای اثبات این گزاره غلط به خورد مخاطب دهد. وزیر معزول رئیسی چه می گوید؟
آقای عبدالملکی که توسط شهید آیت ا… رئیسی از دولت سیزدهم برکنار شد و عموما به نظریه عجیب ایجاد شغل با یک میلیون تومان (در همان زمان) معروف است، گفته که گرانی های اخیر «هیچ، حتی یک درصد هم به جنگ ربطی ندارد». برخی از کانالهای ضدانقلاب هم آن را پوشش دادهاند که ببینید بدنه نظام میگوید این وضعیت تورم به جنگ و داخل پرانتز آمریکا و اسرائیل ربطی ندارد و همگی به علت خود نظام و جمهوری اسلامی است.
البته اصل حرف هم پوچی آن را مشخص میکند. جایی که محاصره دریایی، ضربات پرشمار دشمن به زیرساختهای کشور در جنگ (در یک مورد بیش از چهار هزار مگاوات برق که با ضربات دشمن از مدار خارج شده) و عدم فروش نفت و عدمالنفعهای متعدد در حوزه تولیدی کشور به ویژه پتروشیمی و گاز نادیده گرفته میشود و حتی یک درصد هم برای آن ها در نظر گرفته نمیشود. یعنی این استاد اقتصاد و مدیر ارشد که یک بار از صد میلیارد دلار سرمایهگذاری امارات در ایران سخن گفته بود، این همه واقعیت عینی را که مردم کوچه و بازار هم میفهمند، کنار گذاشته و حرف سیاسی خود را میزند. قطعا دولت در این وضعیت مقصر است و سوء مدیریتها در نقاط مختلف مشهود است. اما بیان چنین سخن نادرست و غیرواقعی قطعا کمک به دشمنی است که میخواهد همه چیز را بر سر جمهوری اسلامی خراب کند و در رسانه دوباره مردم را بدبین به ساختار مدافع ایران کند.
برای بخش بزرگی از مردم تفکیکی میان دولت پزشکیان و جمهوری اسلامی وجود ندارد. پس این سخن سیاسی و غیرکارشناسانه عبدالملکی اتفاقا به نظام میخورد. جایی که رسانههای فارسیزبان دشمن با پاس گل عبدالملکی، میگویند «دیدید که آمریکا و اسرائیل مقصر گرانی و تورم نیستند و خود همین جمهوری اسلامی سرچشمه همه دشواریهای زندگی شماست و شاهد هم سخنان مسئولان سابق و پرچم به دستان امروز» این تطهیر آمریکا و اسرائیل از دشمنی و مقصرسازی کامل از نظام، نتیجه این بازی سیاسی عبدالملکی و دوستان است.
درخور ذکر است که نقد دولت واجب و لازم است. کمااین که ما در چند روز گذشته تصمیم بنزینی و اشتباه دولت را نقد کردیم. اما حرف کارشناسی و دقیق باید زد و علاوه بر فنی بودن سخن باید به معانی سیاسی آن و نتایج رسانهای حرف هم توجه کرد. لذا امید است که دیگر انقلابیون دلسوز از چنین سخنانی که در جامعه بازخورد برعکسی دارد پرهیز کنند و اگر میخواهند دولت را نقد کنند، نقدی مشخص بیان کنند و دشمنی و ضربات دشمن را به همان اندازه و نه بیش از آنچه بوده یا ترس ایجاد میکند، به مردم توضیح دهند. نه این که با بازی در زمین دشمن، بهانههای جدیدی برای انشقاق و ناامیدی تولید کرده و بخشی از ساختار نظام را این طور زیر ضرب ببرند.

سخنگوی ارتش: ادغام قرارگاه الانبیا با ستاد کل به دلیل چابکسازی در مقابل دشمن انجام شده است

گردشگری خلیج فارس زیر آتش جنگ ۲۰۲۶؛ آیا برند «امنیت» منطقه قابل احیاست؟

قدردانی نماینده آیت ا... سیستانی از پزشکیان برای مدیریت کشور در جنگ

مذاکره پایان هر جنگی است

قالیباف: هر چقدر قدرت نظامی داشته باشیم اما رشد اقتصادی نداشته باشیم،دوام نمیآوریم

