سنگر در شعر شفق، صرفا استحکاماتی جنگی نیست. در قلمرو کلمات او، سنگر به محراب بدل می شود و خط مقدم، با نورٌ علی نور پیوند می خورد. این همان جایی است که عبادت و دفاع، عشق و حماسه، در هم گره می خورند و واژگانی چون حرم و حریم و جبهه، در یک افق مشترک معنا می یابند. محمدجواد غفورزاده، متخلص به شفق، شاعری است که در این مرزِ باریک میان محراب و سنگر ایستاده و از هر دو، تصاویری از ایمان و ایستادگی را بر پرده کلمات نشانده است. او در یکی از ماندگارترین سروده هایش، این پیوند را چنین به تصویر می کشد:
می رسد تا آسمان، نور از خیابان شما
ای بلا و فتنه ها دور از خیابان شما
تا حریم حضرت خورشید جاری می شود
پرتو نورٌ علی نور از خیابان شما
این همان خط مُقدم هست و اینجا سنگر است
ای عزیزان! چشم بد دور از خیابان شما
...
می رسد تا مسجدالاقصی اگر همت کنید
این همه فریاد پرشور از خیابان …







