
«طلوع ماه» زمینهساز ثبت روایتهایی مردمی از رویدادهای تاریخی | مجموعه رسانه ای صبا

برگزیدگان پویش «طلوع ماه» معرفی شدند
به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی انجمن سینمای جوانان ایران، بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران، حبیب ایل بیگی مدیرعامل موسسه سینماشهر، رضا صیادی معاون دیپلماسی عمومی و تبلیغات خارجی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حافظ احمدی، عباس کوثری، منوچهر محمدی، حسین دارابی، محمدرضا خردمندان از داوران این پویش، محمد صوفی معاون تولید انجمن سینمای جوانان ایران، مسعود نجفی مشاور رئیس و مدیرکل روابط عمومی سازمان سینمایی، سیدحجت طباطبایی مدیرکل حوزه ریاست سازمان سینمایی، محمد شکیبانیا، میثم کریمی مشاور معاون دیپلماسی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و... در این مراسم حضور داشتند.
بعد از پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و آیاتی از قرآن کریم، شاهین جمشیدی که اجرای این مراسم را برعهده داشت، گفت: این پویش مجموعهای از همه تصاویری است که هرکسی از زاویه دید خود و با ذوق یک رویداد تاریخی را ثبت کرده و امروز ما به تماشای آن نشستهایم. فراخوان این پویش از ۱۳ تیر منتشر شد و مهلت ارسال آثار تا ۷ مرداد ادامه داشت و مجموع ۹۹ فیلم و ۶۶۰ عکس به این پویش ارسال شد و در نهایت ۳۶ اثر به مرحله نهایی راه یافتند.
بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان یکی از متولیان برگزاری این پویش در آیین اختتامیه با اشاره به وسعت آن در سطح ملی گفت: اگر بخواهم چند جمله درباره این موضوع بگویم، فکر میکنم همه ما جملهای را شنیدهایم که «هنرمند، فرزند زمانه خود است.» اما این جمله یک پیوست دارد که این روزها گاهی فراموش میشود و آن اینکه هنر، فرزند خلف جامعه خود است. هنرمند زمانی میتواند فرزند زمانه خود باشد که به او ارج و قرب و به صداقت او احترام بگذاریم.
او افزود: امروز با وجود رسانههای متعدد و اینکه هر فرد خودش یک رسانه است، هنر، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در جامعه ما در حال گسترش است. امیدوارم این تلاشی که هنرمندان دارند، ادامه پیدا کند.
او ادامه داد: این روزها با تجربهای که ما در انجمن داریم، متوجه شدم که این گستره دیگر محدودیتی ندارد. در سراسر کشور، جوانان و افراد زیادی را داریم که در حوزه رسانه فعالیت میکنند و بسیار شایسته احترام هستند. من تشکر میکنم از همه کسانی که در این پویش شرکت کردند و آثارشان را فرستادند. قطعاً آثار بسیار بیشتری تولید شده و امیدوارم آنها را در فضاهای مختلف ببینیم.
او بیان کرد: تشکر میکنم از استادان ما که لطف کردند و دعوت ما را پذیرفتند و این، نشانه همان احترامی است که آنها برای فضای هنر و فرهنگ قائلاند؛ فضایی که امروز کاملاً میتوانیم حضور و تأثیر آن را در بستر جامعه حس کنیم.
در ادامه جلسه بهروز شعیبی، حبیب ایل بیگی، حافظ احمدی و عباس کوثری، برای اهدای جوایز بخش عکس پویش روی سن رفتند.
در بخش تکعکس، لوح نشاندار برنزی پویش و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به عنوان عکس سوم به مهدی جعفری از قم اهدا شد.
لوح نشاندار نقرهای پویش و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به عنوان عکس دوم به شهابالدین قیومی از تهران تعلق گرفت.
لوح نشاندار طلایی پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال به عنوان عکس اول به رضا رادپور برای عکس «سوگ» از مشهد اهدا شد.
در بخش مجموعه عکس، هیات انتخاب و داوری هیچ مجموعهای را شایسته لوح نشاندار طلایی ندانست؛ با این وجود، دو لوح تقدیر به شرح زیر اهدا شد.
لوح تقدیر و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به عنوان تقدیر دوم مجموعه عکس به جابر غلامی برای مجموعه «دیوارنوشته» از کیش تعلق گرفت.
لوح تقدیر و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به عنوان تقدیر اول مجموعه عکس به علی سوته برای مجموعه «روز وداع» از لاهیجان اهدا شد.
در ادامه منوچهر محمدی، محمدرضا خردمندان، حسین دارابی اعضای هیات انتخاب و داوران بخش فیلم این پویش و رضا صیادی معاون دیپلماسی و تبلیغات خارجی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن برای اهدای جوایز بخش فیلم روی سن رفتند.
اهدای جوایز بخش فیلم
نشان ویژه پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال در بخش بهترین هوش مصنوعی به ژیلا دهقان برای نماهنگ «شب تمام شد» از شیراز اهدا شد.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال به عنوان بهترین نماهنگ به رضا رادپور برای فیلم «آخرین لبخند» از مشهد تعلق گرفت.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال به عنوان بهترین فیلم داستانی به یاشار ابراهیمی برای فیلم «تا آخرین سلام» از بجنورد اهدا شد.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال در بخش بهترین فیلم مستند به محمدرضا اربابی برای فیلم «همسایه» از مشهد رسید.
محمدرضا اربابی بعد از دریافت جایزه خود گفت: این جایزه بسیار برای من ارزشمند است.
من در خیالات خودم آرزو میکردم حضرت آقا فیلمهای مرا ببینند و فکر نمیکردم روزی برای فیلمی از شهادت ایشان جایزه بگیرم. این جایزه را به پدر مادر خودم تقدیم میکنم.
پویش عکس و فیلم "طلوع ماه" به همت انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به کارگردانی خود پایان داد. انتهای پیام/
برگزیدگان پویش «طلوع ماه» معرفی شدند؛ اختتامیه پویشی از مستندسازی راویان آیین بدرقه
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری دانشجو، بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران، حبیب ایل بیگی مدیرعامل موسسه سینماشهر، رضا صیادی معاون دیپلماسی عمومی و تبلیغات خارجی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حافظ احمدی، عباس کوثری، منوچهر محمدی، حسین دارابی، محمدرضا خردمندان از داوران این پویش، محمد صوفی معاون تولید انجمن سینمای جوانان ایران، مسعود نجفی مشاور رئیس و مدیرکل روابط عمومی سازمان سینمایی، سیدحجت طباطبایی مدیرکل حوزه ریاست سازمان سینمایی، محمد شکیبانیا، میثم کریمی مشاور معاون دیپلماسی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و... در این مراسم حضور داشتند.
بعد از پخش سرود جمهوری اسلامی ایران و آیاتی از قرآن کریم، شاهین جمشیدی که اجرای این مراسم را برعهده داشت، گفت: این پویش مجموعهای از همه تصاویری است که هرکسی از زاویه دید خود و با ذوق یک رویداد تاریخی را ثبت کرده و امروز ما به تماشای آن نشستهایم. فراخوان این پویش از ۱۳ تیر منتشر شد و مهلت ارسال آثار تا ۷ مرداد ادامه داشت و مجموع ۹۹ فیلم و ۶۶۰ عکس به این پویش ارسال شد و در نهایت ۳۶ اثر به مرحله نهایی راه یافتند.
بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن سینمای جوانان ایران به عنوان یکی از متولیان برگزاری این پویش در آیین اختتامیه با اشاره به وسعت آن در سطح ملی گفت: اگر بخواهم چند جمله درباره این موضوع بگویم، فکر میکنم همه ما جملهای را شنیدهایم که «هنرمند، فرزند زمانه خود است.» اما این جمله یک پیوست دارد که این روزها گاهی فراموش میشود و آن اینکه هنر، فرزند خلف جامعه خود است. هنرمند زمانی میتواند فرزند زمانه خود باشد که به او ارج و قرب و به صداقت او احترام بگذاریم.
او افزود: امروز با وجود رسانههای متعدد و اینکه هر فرد خودش یک رسانه است، هنر، چه بخواهیم و چه نخواهیم، در جامعه ما در حال گسترش است. امیدوارم این تلاشی که هنرمندان دارند، ادامه پیدا کند.
او ادامه داد: این روزها با تجربهای که ما در انجمن داریم، متوجه شدم که این گستره دیگر محدودیتی ندارد. در سراسر کشور، جوانان و افراد زیادی را داریم که در حوزه رسانه فعالیت میکنند و بسیار شایسته احترام هستند. من تشکر میکنم از همه کسانی که در این پویش شرکت کردند و آثارشان را فرستادند. قطعاً آثار بسیار بیشتری تولید شده و امیدوارم آنها را در فضاهای مختلف ببینیم.
او بیان کرد: تشکر میکنم از استادان ما که لطف کردند و دعوت ما را پذیرفتند و این، نشانه همان احترامی است که آنها برای فضای هنر و فرهنگ قائلاند؛ فضایی که امروز کاملاً میتوانیم حضور و تأثیر آن را در بستر جامعه حس کنیم.
در ادامه جلسه بهروز شعیبی، حبیب ایل بیگی، حافظ احمدی و عباس کوثری، برای اهدای جوایز بخش عکس پویش روی سن رفتند.
در بخش تکعکس، لوح نشاندار برنزی پویش و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به عنوان عکس سوم به مهدی جعفری از قم اهدا شد.
لوح نشاندار نقرهای پویش و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به عنوان عکس دوم به شهابالدین قیومی از تهران تعلق گرفت.
لوح نشاندار طلایی پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال به عنوان عکس اول به رضا رادپور برای عکس «سوگ» از مشهد اهدا شد.
در بخش مجموعه عکس، هیات انتخاب و داوری هیچ مجموعهای را شایسته لوح نشاندار طلایی ندانست؛ با این وجود، دو لوح تقدیر به شرح زیر اهدا شد.
لوح تقدیر و مبلغ ۱۰۰ میلیون ریال به عنوان تقدیر دوم مجموعه عکس به جابر غلامی برای مجموعه «دیوارنوشته» از کیش تعلق گرفت.
لوح تقدیر و مبلغ ۱۵۰ میلیون ریال به عنوان تقدیر اول مجموعه عکس به علی سوته برای مجموعه «روز وداع» از لاهیجان اهدا شد.
در ادامه منوچهر محمدی، محمدرضا خردمندان، حسین دارابی اعضای هیات انتخاب و داوران بخش فیلم این پویش و رضا صیادی معاون دیپلماسی و تبلیغات خارجی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و بهروز شعیبی مدیرعامل انجمن برای اهدای جوایز بخش فیلم روی سن رفتند.
اهدای جوایز بخش فیلم
نشان ویژه پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال در بخش بهترین هوش مصنوعی به ژیلا دهقان برای نماهنگ «شب تمام شد» از شیراز اهدا شد.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۲۰۰ میلیون ریال به عنوان بهترین نماهنگ به رضا رادپور برای فیلم «آخرین لبخند» از مشهد تعلق گرفت.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال به عنوان بهترین فیلم داستانی به یاشار ابراهیمی برای فیلم «تا آخرین سلام» از بجنورد اهدا شد.
نشان ویژه پویش و مبلغ ۳۰۰ میلیون ریال در بخش بهترین فیلم مستند به محمدرضا اربابی برای فیلم «همسایه» از مشهد رسید.
محمدرضا اربابی بعد از دریافت جایزه خود گفت: این جایزه بسیار برای من ارزشمند است.
من در خیالات خودم آرزو میکردم حضرت آقا فیلمهای مرا ببینند و فکر نمیکردم روزی برای فیلمی از شهادت ایشان جایزه بگیرم. این جایزه را به پدر مادر خودم تقدیم میکنم.
پویش عکس و فیلم "طلوع ماه" به همت انجمن سینمای جوانان ایران با همکاری سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به کارگردانی خود پایان داد.
هیچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است
به گزارش برنا به نقل از پایگاه خبری موزه سینمای ایران، چهلونهمین نشست «شبهای مستند» شامگاه سهشنبه، ۲۷ مردادماه، با نمایش ویژه مستند «رویای سیاه»؛ بخشی از تاریخ نفت و وقایع مرتبط با آن از زبان محمدعلی موحد، ادیب و مولانا پژوه برجسته، به کارگردانی ارد عطارپور، برگزار شد. این برنامه با همکاری انجمن تهیهکنندگان سینمای مستند، مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی و فیلمخانه ملی ایران در سالن فردوس موزه سینمای ایران برگزار شد و اجرای نشست را فخرالدین سیدی، فیلمساز، بر عهده داشت.
در ابتدای نشست، ارد عطارپور درباره روند تحقیقات و فرآیند فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» عنوان کرد: فیلمبرداری مستند «رویای سیاه» حدود ۱۱ سال پیش آغاز شد و شش سال طول کشید تا فرآیند ساخت اثر خاتمه یافت. استاد محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته محبت کردند و ما را پذیرفتند. این فیلم حاصل جلسات متعددی بود که خدمت ایشان رسیدیم و ایشان درباره ماجرای نفت و آنچه که پیش از ملی شدن نفت، در زمان مصدق و بعد آن رخ داده بود، صحبت کردند. حدود سه سال زمان صرف جمعآوری منابع صوتی، تصویری و مطبوعاتی شد. این فیلم از آنجا که مبتنی بر آرشیو بود، پیدا کردن برخی از این تصاویر آرشیوی خیلی دشوار بود. پیدا کردن صداهای علی رزمآرا و حسین مکی خیلی دشوار بود و جزو فوتیج های گمشدهای بود که ما با تلاش زیاد توانستیم پیدا تا در این فیلم استفاده کنیم که ماحصل آن را اینجا دیدیم.
در ادامه، محمدعلی موحد ادیب و مولانا پژوه برجسته در سخنان کوتاهی گفت: خیلی دلم میخواست چند کلمهای در پایان مطالب شما صحبت میکردم ولی متاسفم که وضع خوبی ندارم. خدا، انشاءالله موفقتان کند. خیلی ممنون.
ناصر زرافشان وکیل، نویسنده و فعال اجتماعی که در این نشست به عنوان تماشاگر حضور داشت، درباره حضور استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در نشست خاطرنشان کرد: واقعا نیرو به آدم میدهد که استاد محمدعلی موحد با ۱۰۴ سال سن در این نشست حاضر شد. اینگونه من که در آستانه ۸۱ سالگی هستم، حس میکنم هنوز ۲۰ سال دیگر باید کار کنم و الآن که بلند میشوم و به خانه میروم، فکر کنم که ۴ ساعت دیگر باید فعالیت کنم وقتی دکتر موحد را با این روحیه میبینم.
این نویسنده راجع به قضاوت بیرحمانه تاریخ اظهار داشت: تاریخ، داور بیرحم و منصفی است. امروز بسیاری از آنچه که حتی در جریان فیلم دیدیم و بسیاری از ابهاماتی که درباره جریانها و آدمهای مختلف درگیر در ملی شدن نفت دیدیم، با آنچه که آرشیو و مطبوعات آن روز میگفت، دیگر کاملا روشن شده است. از نظر من، در جاهایی که ابهام و تاریکی در این فیلم بود، اولا با قرار دادن جنبش ملی کردن نفت ایران در جایگاه طبیعی و واقعی اش و ثانیه با مراجعه به مدارکی که حدود ۳ سال پیش رو شده است، تکلیف خیلی از مسائل روشن میشود. امروز کسی مثل حسین اعلا، احمد قوام و نمایندگان مجلس هفدهم همچون ذوالفقاری از زنجان، فئودالهای شیراز و مازندران و اینکه چه میکردند و چرا مصدق مجبور شد به مردم مراجعه کند تا مجلس را منحل کند؟ سر این موضوع، بحثهای مفصلی صورت گرفته و امروز، تکلیف آن مشخص است.
او افزود: اگر ماجرای ملی کردن نفت آنگونه که بعضی میگویند دعوای شاه و مصدق نیست. به هیچوجه. دعوای داخلی در ایران بر سر اینکه آیا شاه حق دارد نخستوزیر را عزل کند یا نه، نیست. جای طبیعی جنبش ملی کردن نفت که اگر آنجا قرار داده شود، ماهیت آن به درستی شناخته میشود، مبارزه عمومی مستعمرات، نیمه مستعمرات و کشورهای وابستهای است که بعد از جنگ جهانی دوم، یک موج وسیع برای به دست آوردن منابع ملی خودشان به راه انداختند و ایران، اولین آن بود.
عطارپور، درباره نظرش درباره درک و دریافت واقعیت به شکل تمام و کمال اظهار داشت: من فکر میکنم که هرگز نمیتوان واقعیت را تمام و کمال درک کرد یا دریافت. همیشه به آینده موکول میکنم؛ آیندهای که حدی برای آن متصور نیستم چون هزاران وجه برای هر واقعهای وجود دارد که تاریخ به تدریج اینها رو رونمایی میکند و به تدریج متوجه میشوید آنچه که به قطعیت میپنداشتید، ممکن است الآن جای شک و شبهه داشته باشد. این شکلی است که ممکن است بعضی از قهرمانان ملی یک کشور در یک دوره خاص، در دوره دیگری مورد تردید قرار بگیرند.
من هیچوقت فکر نمیکنم که تمام واقعیت در دستان من است و سعی کردم این را در فیلم منتقل کنم که همه واقعیت در دست من نیست و روی هیچکدام از موارد مطرحشده در فیلم نظر قطعی ندارم بلکه حتی وقتی راوی ما، شخص محترم و مسلطی مثل استاد محمدعلی موحد است و میگوید که آنها برای همین کوتا کردند که این قرارداد نفت را ببندند، بلافاصله صحبت مهدی بازرگان عضو هیئت خلع ید و از مخالفان حکومت وقت پخش میشود که از بد نبودن قرارداد کنسرسیوم نفت و از بهتر بودن از قرارداد مورد نظر مصدق سخن میگوید. این گفته بازرگان مربوط به سال ۱۳۵۸ است و من حتی این را هم از فیلم حذف نکردم. من هر فیلمی که میسازم، هرگز فکر نمیکنم تمام آنچه که به دست آوردم، تمام واقعیتی است که میتوان درک کرد و زمان، خیلی اعتقادات، باورها و داوریها را تغییر میدهد.
این مستندساز در سخنان پایانی، درباره نگاه خودش به محمد مصدق و سیاستهای او گفت: اینکه یک رویکرد نه سیخ بسوزد و نه کباب در پیش میگرفت، مسئلهای نسبی است و نمیتوان گفت چه میشد. شاید عدهای فکر میکردند که همان قرارداد ۶۰/۴۰ یا ۵۰/۵۰ یا هر عدد دیگری میتوانست باشد. قبل از این اتفاقات، قرارداد گس گلشاییان بسته شد که در آن اعدادی ذکر شده بود که در آن سهم ایران کمتر بود بنابراین مجلس مخالفت کرد و در دوره رزمآرا هم مذاکرات با کشته شدن رزمآرا به نتیجه نرسید بعد هم که نوبت مصدق بود. اینکه مصدق به برخی اصول پایبند بود، قابل انکار نیست. مثلا اینکه آیا ما حق داشتیم نفت را ملی کنیم وقتی پالایشگاهها و خطوط نفتی ساخته دست انگلیسیها و تجهیز بنادر ایران به دست آنها صورت گرفته است؟ مصدق در جواب میگفت که خسارت میدهیم و در مقاطع مختلف هم این حرف را تکرار کرده است.
از نظر من، مصدق یک سیاستمدار معتدل بود و در مواقعی ناچار به اخذ تصمیمات رادیکال میشد چون تحت فشار اجتماعی و سیاسی بود. امروز، ما خیلی راحت میتوانیم درباره او قضاوت کنیم در حالی که او در شرایط بسیار دشواری بود.
انتهای پیام/

ببینید| شکوه و ابهت امام شهید خامنهای(ره) از زبان استاد افشین علا - تسنیم

کنایه تند و تیز نورا هاشمی به ترانه و شاکی پژمان

واقعگرای پرشور

ببینید| رهبری آیتالله مجتبی خامنهای حقیقت شگفتانگیزی را آشکار کرد - تسنیم

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

