
فرشید عابدی در این یادداشت آورده است؛ در هندسه قدرت و سیاستگذاریهای کلان، مبحث دیپلماسی، تنها محدود به میزهای مذاکره نیست؛ گاهی یک ریلگذاریِ دقیق، بیش از صدها ساعت گفتگو، قدرت چانهزنی یک کشور را در منطقه افزایش میدهد. خبر اخیر مبنی بر نرمالسازی مسیر ریلی زاهدان تا ایستگاه تفتان پاکستان و اخذ کد گمرکی اختصاصی برای این ایستگاه، از آن دسته تحولاتی است که باید فراتر از یک خبر فنیِ ساده به آن نگریست. این اتفاق، نماد تقویت عمق استراتژیک ایران در پاکستان است؛ مفاهیمی که پیش از این شاید تنها در متون تئوریک یافت میشد، اما امروز بر روی ریلهای فولادی در مرز میرجاوه در حال تبدیل شدن به واقعیتهای اقتصادی هستند.
چرا نرمالسازی، یک پیروزی استراتژیک است؟
سالها بود که شرکت راه آهن در مسیر ریلی زاهدان-تفتان با عدم توازن زیرساختی و فقدان نقش آفرینی موثر به علت عریض بودن این خط ریلی، دستوپنج نرم میکرد. وقتی صحبت از نرمالسازی به میان میآید، در واقع به معنای از میان برداشتن موانعِ فیزیکی برای سیر قطارهای ایرانی درون خاک پاکستان است. این اتفاق به معنای آن است که قطارهای ترانزیتی ما به عنوان یک بازیگرِ مسلط، وارد شبکهی ریلی همسایه میشوند.
فراتر از ترانزیت؛ پدافند در کالبد اقتصاد
نکته درخشان این توافق، پیوند میان لجستیک و پدافند اقتصادی است. در دورانی که جنگهای ترکیبی با هدف ناامنسازی کریدورها و ایجاد اخلال در زنجیرهی تأمینِ کشورها طراحی میشوند، …













