
به گزارش ایسنا، سایت ادبی «منتال فراست» به مناسبت انتشار این رمان به زبان انگلیسی نوشت: شاید نگارش این کتاب در سایه نزدیک شدن مرگ نویسنده به پایان رسیده باشد، اما هیچگونه فضای تلخ یا مرگاندیشانهای در آن دیده نمیشود؛ بلکه این اثر، نامهای عاشقانه و منحصربهفرد خطاب به زادگاه وارگاس یوسا و بهویژه موسیقی کشور پرو است.
قهرمان آرمانگرا و تا حدی عجیبوغریب رمان، روزنامهنگار حوزه موسیقی به نام «تونیو آزپیلکوئتا» است. تونیو همواره آرزو داشت استاد موسیقی پرو شود اما در آغاز داستان، با تدریس در یک مدرسه دخترانه و نوشتن مقاله برای مجلات تخصصی، درآمدی ناچیز دارد. خوشبختانه، همسر صبور و فداکارش، «ماتیلده»، مخارج زندگی او را تامین میکند. تونیو شخصیتی آشناست: همان شیفته فرهنگ که دستش خالی است. اگر او بریتانیایی بود، احتمالا شیفته متعصب سبک «فری جاز» (free jazz) یا یکی از نوازندگان گمنام سبک «دلتا بلوز» میشد؛ اما اینجا پرو است و دلبستگی ویژه تونیو، سبک «والس» (vals)؛ نوعی موسیقی پرویی است که والس اروپایی را با سنتهای آفریقایی و بومی آمریکای لاتین درمیآمیزد.
یک شب، تونیو برای تماشای اجرای گیتارنوازی ناشناس به نام «لالو مولفینو» دعوت میشود و مهارت خیرهکننده این نوازنده او را شگفتزده میکند. پیش از آنکه تونیو فرصت یابد تا نبوغ این موسیقیدان را کاملا درک و هضم کند، خبر مرگ ناگهانی او را میشنود. تونیو با کمک مبلغی اندک که از دوستی میگیرد، پروژهای را برای نوشتن زندگینامه مولفینو آغاز میکند. «این کتاب قرار بود ادای احترامی به استعداد مولفینو باشد، اما چیزی فراتر از آن نیز محسوب میشد: تونیو سرانجام میتوانست آن ایدههایی را که بارها در ذهن خود درباره والس پرویی پرورانده بود، روی کاغذ بیاورد.»
ایده بزرگ «تونیو» این است که موسیقی «والس» (vals) قرار است، پرو و شاید بشریت را نجات دهد. او توضیح میدهد که میراث تلفیقی این موسیقی، راهی برای عبور از آسیبهای ناشی از استعمار، نژادپرستی، دیکتاتوری و تروریسم در کشورش را نشان میدهد. تلاش تونیو برای نگارش این کتاب شامل کارآگاهبازی، پژوهش، مصاحبه، سفری در امتداد ساحل اقیانوس آرام پرو تا زادگاه «مولفینو» و نبرد با دیوهای درونی خود، بهویژه ترس از موش، است.
ممکن است هر خوانندهای که با سطح اطلاعاتی …













