فلسفە ساخت هوش مصنوعی از ابتدا همین بود تا یک دستیار فوقالعاده برای انسان باشد؛ میتواند سرعت ما را بیشتر کند، خطاهای ما را کاهش دهد، ایدههای تازه پیش پایمان بگذارد و انجام بسیاری از کارهای وقتگیر را برایمان آسانتر کند.
البته تا این جای کار هوش مصنوعی چیز بدی نیست از قضا یکی از شگفتانگیزترین دستاوردهای قرن حاضر همین هوش مصنوعی است، اما مسئله از جایی شروع میشود که ابزاری که قرار بود در فکر کردن بە ما کمک کند، کمکم دارد جای فکر کردن ما را میگیرد و از آنجایی کە در جهان سوم حداعتدال معنی ندارد و در افراط و تفریط در هرچیزی دستی بر آتش داریم در استفادە از هوش مصنوعی نیز اگر همینطور پیش برویم، روزی بە جای دستیار بودن، جای صاحب کار را خواهد گرفت.
در واقع باید در نظر گرفت کە مسئله اصلی این نیست که باید از هوش مصنوعی دوری کنیم، زیرا چنین پیشنهادی نه ممکن است و نه منطقی؛ بلکە مسئله اصلی نوع رابطه ما با این فناوری است اگر هوش مصنوعی را برای بهتر فکر کردن به کار بگیریم، بنده ما خواهد بود؛ اما اگر از آن برای فکر نکردن استفاده کنیم، خودمان برده آن خواهیم شد. …









