
به گزارش ایسنا، نشریه «فارن افرز» در گزارشی با مرور کتاب «تمام جنگهای رؤسای جمهور» نوشته «پیتر برگن» نوشت، حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نهتنها هواپیماها، بلکه مسیر سیاست خارجی آمریکا را نیز ربودند و هراس از حملهای دیگر، سیاست واشنگتن را برای ربع قرن شکل داد.
به گزارش فارن افرز، جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور آمریکا که در سال ۲۰۰۰ با وعده سیاست خارجی متواضعانه به قدرت رسیده بود، تنها چند سال بعد آمریکا را وارد جنگی جهانی علیه به اصطلاح «تروریسم» کرد. در سال ۲۰۰۳، نیروهای آمریکایی پیشگام حمله به عراق شدند؛ تجاوزی که هدف اعلامی آن تغییر و «دموکراتیککردن» کل غرب آسیا بود. جنگ علیه ترور بهتدریج به چارچوب اصلی سیاست خارجی آمریکا تبدیل شد؛ نقشی مشابه آنچه جنگ سرد برای چند دهه داشت.
بوش آغازگر این جنگ بود، اما پایان دوران او به معنای پایان جنگ نبود. باراک اوباما با وجود تردید درباره مداخلات نظامی آمریکا و مخالفت با جنگ عراق، جنگ افغانستان را گسترش داد و بین سالهای ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ نزدیک به ۵۰ هزار نیروی آمریکایی دیگر را به افغانستان فرستاد؛ اقدامی که تعداد نیروهای آمریکا را به حدود ۱۰۰ هزار نفر رساند.
در دوران او همچنین حملات مرگبار پهپادی از یک تاکتیک تازه به ابزاری عادی تبدیل شد. نیروهای ویژه آمریکا در مه ۲۰۱۱ اسامه بن لادن معمار حملات ۱۱ سپتامبر را کشتند، اما تنها سه سال بعد داعش ظهور کرد، اعلام خلافت کرد و کارزاری از قتل، پاکسازی قومی، آدمربایی و تجاوز به راه انداخت که به بهانه برای مداخله نظامی چندساله دیگری به رهبری آمریکا منجر شد.
دونالد ترامپ نیز که دستکم در کارزار انتخاباتی خود در ۲۰۱۶ منتقد مداخلات خارجی بود، در نخستین دوره ریاستجمهوری خود نتوانست جنگ علیه ترور را کنار بگذارد. او در سال ۲۰۱۷ گفت غریزه اولیهاش خروج کامل از افغانستان بوده، اما تصمیمگیری از پشت میز کاخ سفید متفاوت است. در سوریه نیز ۲ بار از خروج نیروهای آمریکایی سخن گفت، اما این تصمیم هیچگاه بهطور کامل اجرا نشد. دولت او به حملات پهپادی و عملیات نیروهای ویژه در افغانستان، عراق، سومالی، سوریه و یمن ادامه داد.
در ژانویه ۲۰۲۱، جو بایدن چهارمین رئیسجمهور آمریکا پس از ۱۱ سپتامبر بود که جنگ افغانستان را به ارث برد. او توافق دولت ترامپ …








