
وقتی مادر می شوی، انگار دنیا گروگانی از تو پیش خودش دارد و حست به کودکی که به آن موجودیت دادهای، با هیچ زبانی جز مادری، قابل وصف نیست؛ حتی اگر شاغل هم باشی، باز هم هیچ مسئولیت و منصب دیگری، جای این شغل تمام وقت را نمی گیرد. اما وقتی معلم میشوی، مسئولیت مادری برای دانشآموزان هم به رسالتت اضافه میشود و شاید روزی برسد که تفکیک بین این دو مسئولیت، کار آسانی نباشد و مجبور باشی هر دو را یک جا به جا بیاوری، یعنی تلفیقی از مادری و معلمی در کلاس جهادی و تابستانه.
یک روز گرم تابستان وسط مرداد است و این هوا، عین لباسی گشاد به تن تبریز، زار میزند. صدای خنده و گریه و شیطنت یک پسر بچه وسط سالن مدرسه پیچیده است و هر بیندهای حدس میزند، شاید همراه یکی از بچههایی است که به کلاس حمایت آموزشی مستمر از یادگیرندگان تحت عنوان طرح حامی در مدرسه آمده یا همراه اولیا.
کمی بعد، او را در آغوش معلم کلاس دوم میبینیم. معلم دبستان ایثار ناحیه پنج تبریز که در اقدامی قابل تحسین اقدام به تدریس جهادی در قالب طرح حمایت آموزشی مستمر از یادگیرندگان (طرح حامی) نموده، اما آنچه اقدام این آموزگار را از سایرین، متفاوت میکند، همراهی فرزندش با او است.
خانم لیلا زارع، آموزگار کلاس دوم دبستان ایثار یک ناحیه پنج تبریز است که در کنار دیگر همکارانش که برای تقویت بنیه علمی دانشآموزان در دروس پایه (فارسی و ریاضی) آستین همت بالا زدهاند، جبران ضعفهای ناشی از آموزشهای غیرحضوری سال تحصیلی گذشته را عهدهدار شده است.
خانم لیلا زارعی، آموزگار پایه دوم دبستان ایثار یک ناحیه ۵ تبریز و معلم جهادگر طرح حامی در این رابطه به ایسنا میگوید: من یک معلم هستم و امسال تابستان را با تدریس جهادی شروع کردم؛ چون دانشآموزانم بیشتر دوران تحصیل را در فضای مجازی و روزهای پرالتهاب جنگ شناختی گذراندهاند و حالا با افت تحصیلی، بیمیلی به مدرسه و کمبود مهارتهای ارتباطی مواجه هستند.
او با تبیین هدفش از تدریس جهادی و بدون چشمداشت میافزاید: هدف من از این تدریس، فقط جبران عقبماندگی درسی نیست؛ میخواهم به آنها نشان دهم که مدرسه جای رشد، همدلی و یادگیری گروهی …












