به گزارش ایسنا، «پیرمرد و دریا» پیش از آنکه بر تلاش جانفرسای سانتیاگو برای صید یک نیزهماهی عظیمالجثه و نهایی متمرکز شود، رابطه او را با شاگرد جوانش که سانتیاگو او را در رابطه با زندگی راهنمایی میکند به تصویر میکشد.
این کتاب آخرین اثر داستانی مهمی بود که همینگوی منتشر کرد. همچنین در سال ۱۹۵۳ برنده جایزه پولیتزر شد و تنها اثری بود که هنگام دریافت جایزه نوبل ادبیات توسط همینگوی در سال ۱۹۵۴، مشخصا از آن نام برده شد. اگرچه گاهی این کتاب اثری نیمهزندگینامهای تلقی میشود، اما ممکن است از شخصیت چند ماهیگیر واقعی نیز الهام گرفته شده باشد.
یکی از این ماهیگیرها گرگوریو فوئنتس کوبایی است که خودش مدعی است احتمالا الهامبخش «پیرمرد و دریا» بوده است؛ هرچند او گفته بود که هرگز این رمان را نخوانده است.
گرگوریو فوئنتس در سال ۱۸۹۷ در جزایر قناری متولد و در سال ۱۹۱۹ در کوبا ساکن شد. فوئنتس که از دوران جوانی به ماهیگیری اشتغال داشت، به روزنامه نیویورک تایمز گفت که نخستین بار در سال ۱۹۲۸ و در جریان یک طوفان، در آبهای ساحلی فلوریدا با همینگوی دیدار کرده است.
تا سال ۱۹۳۴، همینگوی چندین بار به کوبا سفر کرده و آماده بود تا در آنجا ساکن شود.
فوئنتس به نشریه «تایمز» گفت: «او به من گفت که در حال ساخت قایقی است و میخواهد من با او کار کنم و ناخدای آن باشم.» فوئنتس در واقع به مدت دو دهه روی قایق همینگوی، یعنی «پیلار» کار کرد و حتی در جریان جنگ جهانی دوم، در ماموریتهای ردیابی زیردریاییهای آلمانی همراه او بود.
فوئنتس همچنین به این نشریه گفت که داستانهایی از زندگی خودش الهامبخش کتاب «پیرمرد و دریا» بوده است؛ از جمله ماجرای شبی در دوران جوانیاش که برای دور کردن کوسهها از یک نیزهماهی با آنها جنگیده بود.
فوئنتس که در سال ۲۰۰۲ و در ۱۰۴ سالگی درگذشت، به تایمز گفت که پس از مرگ همینگوی، دیگر هرگز روی قایق دیگری کار نکرد. او همچنین اظهار داشت که هرگز کتاب «پیرمرد و دریا» یا هیچیک از دیگر آثار همینگوی را نخوانده است. او گفت: «برای چه باید این کتاب را میخواندم؟ من خودم آنها را همراه با همینگوی زندگی کردهام.» …













