
چهارمحال و بختیاری، سرزمینی که روزگاری نامش با چشمههای جوشان، رودخانههای خروشان، دشتهای سرسبز و برفهای ماندگار زاگرس گره خورده بود، حالا سالهاست با واقعیتی تلخ و نگرانکننده دستوپنجه نرم میکند، خشکسالی در این استان دیگر یک پدیده موقت و گذرا نیست که با چند بارش خوب بتوان از کنار آن عبور کرد، بیش از یک دهه تداوم خشکسالی، کاهش منابع آب و برداشت مستمر از ذخایر زیرزمینی، آرام آرام چهره منابع آبی این استان را تغییر داده است.
در سالهایی که بارشها نرمال یا حتی فرانرمال بودهاند، شاید تصور شده باشد که طبیعت فرصت جبران پیدا کرده است، اما واقعیت در اعماق زمین روایت دیگری دارد، آبخوانها برای جبران کسری انباشته خود به زمان، بارش مؤثر و تغذیه پایدار نیاز دارند، بارشهایی که بتوانند از سطح زمین عبور کرده و خود را به سفرههای زیرزمینی برسانند، بنابراین چند ماه بارندگی مناسب، به تنهایی نمیتواند کسری سالها برداشت و کاهش ذخایر زیرزمینی را جبران کند، به ویژه آنکه در بسیاری از مواقع، بخشی از بارشها پیش از آنکه به عمق زمین نفوذ کنند، از طریق روانآبها از دسترس آبخوان خارج میشوند.
حالا نشانههای این بحران بیش از گذشته آشکار شده است، دشتهای چهارمحال و بختیاری در وضعیت ممنوعه و ممنوعه بحرانی قرار گرفتهاند، تعبیری که تنها یک عنوان اداری نیست، بلکه زنگ خطری جدی درباره وضعیت سفرههای زیرزمینی و ظرفیت محدود آنها برای ادامه برداشت است. آبخوانهایی که سالها نقش پشتیبان منابع آب شرب، کشاورزی و فعالیتهای اقتصادی را ایفا کردهاند، دیگر توان سابق را ندارند و ادامه برداشت از آنها بدون توجه به ظرفیت تغذیه طبیعی، میتواند تعادل شکننده منابع آب زیرزمینی را بیش از پیش برهم بزند.
با این حال، ماجرا به همینجا ختم نمیشود. در حالیکه هشدارها درباره افت منابع آب زیرزمینی بارها مطرح شده، بهرهبرداری از آبخوانها همچنان ادامه دارد، چاهها آب میکشند، مزارع تشنهاند، نیازهای شرب و اقتصادی پابرجاست و هر سال فشار بیشتری بر منابع محدود زیرزمینی وارد میشود، چرخهای که اگر مدیریت نشود، میتواند آینده آب استان را با چالشهای جدیتری مواجه کند.
آب زیرزمینی برخلاف رودخانهای که میتوان جریان آن را دید، بیصدا و پنهان است، وقتی سطح آبخوان …






