
وقتی در جادههای پیچدرپیچ ایلام حرکت میکنم، هر پیچ مرا با تصویری تازه روبهرو میکند؛ بلوطهایی که بر شانه کوهها ایستادهاند، درههایی که تا دوردست امتداد یافتهاند، رودهایی که آرام و بیهیاهو از دل تاریخ میگذرند و روستاهایی که دود کمرنگ اجاق خانههایشان با آسمان زاگرس گره خورده است.
اینجا ایلام است؛ سرزمینی که برای شناختنش باید از شتاب جاده فاصله گرفت. هرچه بیشتر در مسیرهای روستایی استان پیش میروم، بیشتر درمییابم که این دیار را نمیتوان از پشت شیشه خودرو شناخت. باید کنار چشمهای مکث کرد، به صدای باد در میان برگهای بلوط گوش سپرد، صبح را با عطر نان تنوری آغاز کرد و غروب را در ایوان خانهای روستایی، با چای آتشی و مهربانی میزبانانش به تماشا نشست.
در روستاهای ایلام، تغییر آرام اما امیدبخشی را میبینم؛ خانههایی که روزگاری تنها مأمن خانوادههای روستایی بودند، امروز با حفظ معماری بومی، سادگی و صمیمیت خود، به اقامتگاههایی برای پذیرایی از گردشگران تبدیل شدهاند. چراغ بومگردیها یکییکی روشن شده و گرمای این چراغ، تنها در حیاط خانههای روستایی باقی نمانده است؛ نشانههای آن را در رونق کسبوکارهای کوچک، امید جوانان، هنر زنان و توجه دوباره به هویت محلی میتوان دید.
بیش از ۱۰۰ اقامتگاه بومگردی در نقاط مختلف استان ایلام آماده پذیرایی از گردشگران است. این ظرفیت نشان میدهد گردشگری روستایی در ایلام دیگر فعالیتی محدود و پراکنده نیست، بلکه به جریانی اثرگذار برای معرفی طبیعت، تاریخ و فرهنگ این سرزمین تبدیل شده است.
در این میان، درهشهر با حدود ۴۰ اقامتگاه بومگردی، یکی از مهمترین کانونهای این جریان بهشمار میرود.
وقتی به درهشهر میرسم، رود سیمره، دامنههای کبیرکوه و روستاهای پراکنده در طبیعت، نخستین تصویرهایی هستند که نگاهم را به خود جلب میکنند. در اینجا، طبیعت و تاریخ از هم جدا نیستند؛ هر مسیر، هر سنگ و هر روستا، نشانهای از گذشته این سرزمین را در خود دارد.
در روستاهای اطراف درهشهر، زندگی همچنان با ریتمی آرامتر جریان دارد. بوی نان محلی از تنور خانهها بلند است، سبزیهای کوهی در غذاها جای دارند و سفرههای ساده اما رنگین، نشانهای از مهماننوازی مردم منطقهاند. مسافر در اینجا تنها برای شبمانی نمیآید؛ او وارد فضای زندگی …












