
*کنکور، آزمون سنجش نیست؛ وقتی استرس کودکان و جوانان قربانی بیبرنامگی میشود
پیش از آنکه دانشجوی رشته حقوق شوم، دانشجوی مقطع کاردانی آموزش ابتدایی بودم؛ رشتهای که شاید در نظام رسمی رتبهبندی رشتههای دانشگاهی، در شمار رشتههای پرتقاضا و برخوردار از جایگاه ممتاز نباشد، اما بعدها، زمانی که توفیق تدریس در دانشکده حقوق نصیبم شد، دریافتم که آن چهار ترم تحصیل در حوزه آموزش، روانشناسی یادگیری، سنجش و اندازهگیری و روشهای آموزشی، از کاربردیترین آموختههای دوران تحصیل من بوده است.
در آموزش، فقط دانستن یک درس یا تسلط بر محتوای علمی کافی نیست. کسی که مسئول سنجش و ارزیابی است باید بداند چگونه سؤال طراحی کند، چگونه شرایط آزمون را فراهم آورد، با چه روشی میزان یادگیری و درک دانشآموز را اندازهگیری کند و مهمتر از همه، چگونه شرایط روحی و روانی آزموندهنده را در نظر بگیرد.
محیط آزمون، رفتار مراقبان و ناظران، نحوه توزیع دفترچهها، زمانبندی مراحل مختلف آزمون، شیوه تذکر دادن به داوطلب و حتی نحوه مواجهه با اضطراب و نگرانی او، بخشی از فرایند «سنجش» است؛ نه امور حاشیهای و تشریفاتی.
با این مقدمه، متولیان سازمان سنجش و سایر دستگاههایی که مسئول برگزاری آزمونهای مهم کشور هستند، بفرمایند؟! چگونه است که یک دانشآموخته مقطع کاردانی آموزش ابتدایی، میآموزد که در طراحی سؤال و برگزاری آزمون باید به شرایط روحی، روانی و محیطی آزموندهنده توجه کند ، اما متولیان سازمان عریض و طویل سنجش طوری رفتار میکنند که گویی کمترین قرابتی با چنین اصول بدیهی و مختصات دانش سنجش و اندارهگیری ندارد؟
نمونه روشن آن، آزمون تیزهوشان است.
در شرایطی که دانشآموز باید در مدت بسیار محدود(۲۵دقیقه) به ۶۰ سؤال درس «سرعت و دقت» پاسخ دهد، درست در همان دقایق حساس، مراقبان و بازرسان به فکر تطبیق کارت ورود به جلسه با چهره دانشآموز و انجام فرآیندهای دیگری مانند احراز هویت و انگشتنگاری میافتند. پرسش ساده این است که آیا نمیشد این اقدامات پیش از شروع مرحلهای انجام شود که ثانیههای آن برای یک کودک یازده یا دوازدهساله تعیینکننده است؟
این کودکان، ماشین پاسخگویی نیستند. دانشآموزی که برای آزمونی رقابتی و پراسترس در چنین سن پایینی قرار گرفته، پیش از هر چیز یک کودک است؛ …












![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)