
شاید یکی از مهمترین موانع ازدواج امروز، فاصله میان زندگی واقعی و تصویری باشد که از زندگی ایدهآل ساختهایم. جوانی که هر روز با تصاویری از خانههای لوکس، مراسمهای پرهزینه، سفرهای گرانقیمت و سبکهای زندگی پرزرقوبرق مواجه میشود، ممکن است تصور کند برای شروع یک زندگی مشترک باید پیش از هر چیز از امکاناتی برخوردار باشد که بسیاری از خانوادهها توان تأمین آن را ندارند.
در چنین شرایطی، ازدواج از یک «شروع» به یک «پروژه پرهزینه» تبدیل میشود، پروژهای که باید پیش از آغاز، تمام مقدمات آن فراهم باشد. نتیجه نیز روشن است، هرچه فاصله میان امکانات واقعی جوانان و انتظارات اجتماعی بیشتر شود، تصمیم برای ازدواج دشوارتر خواهد شد.
اما این آینه فقط مشکلات اقتصادی را نشان نمیدهد. ترس از شکست نیز تصویری پررنگ در آن دارد. جوانی که تجربه یک زندگی ناموفق را در خانواده یا میان نزدیکان خود دیده، ممکن است ناخودآگاه آن تجربه را به آینده خودش تعمیم دهد. گاهی یک طلاق، یک خیانت یا حتی سالها مشاهده اختلاف میان والدین، میتواند در ذهن فرد تصویری بسازد که در آن ازدواج بیش از آنکه نوید آرامش باشد، مترادف با خطر و از دست دادن آزادی تلقی شود.
از سوی دیگر، بخشی از جوانان با انتظاراتی وارد فرآیند انتخاب میشوند که یافتن فرد مناسب را دشوارتر میکند. گاهی به جای جستوجوی یک همراه برای ساختن زندگی، به دنبال انسانی بینقص هستند، کسی که هم از نظر اقتصادی در سطح مطلوب باشد، هم ظاهری مطابق استانداردهای ذهنی داشته باشد، هم هیچ ضعف و کاستی نداشته باشد و هم دقیقاً مطابق خواستههای ما رفتار کند. چنین تصویری از همسر ایدهآل، ممکن است در نهایت به تنهایی و تعویق تصمیم منجر شود.
در این میان، مفهوم ازدواج آسان نیز نیازمند بازنگری است. ازدواج آسان الزاماً به معنای ساده گرفتن اصل انتخاب یا نادیده گرفتن مسئولیتهای زندگی نیست. آسان بودن ازدواج میتواند به معنای کنار گذاشتن تجملات، کاهش توقعات غیرضروری و فراهم کردن امکان آغاز یک زندگی متناسب با توان واقعی زوجین باشد، اما در عین حال، انتخاب همسر و پذیرش مسئولیتهای مشترک را نمیتوان ساده و سطحی تلقی کرد.
انتخاب درست، نخستین و مهمترین تصمیم در فرآیند ازدواج است
یک روانشناس در گفتوگو با ایسنا با تأکید بر اینکه تصمیم ازدواج …











