
حجتالاسلام خدابخش عبدلی، دکترای علوم سیاسی و استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: لازم است ابعاد روانشناختی و تربیتی الگوسازی رسانهای را در پرتو یکی از مؤثرترین نظریههای علمی روز و پیوند شگفت آن با منطق قرآن کریم بررسی کنیم. بیتوجهی به این پیوند، همان خلط مغالطهآمیزی را دامن میزند که رسانههای گرفتار التقاط ارزشی، آگاهانه یا ناآگاهانه قربانی آن شدهاند.
نظریه یادگیری اجتماعی و بنیان قرآنی الگوسازی مشاهدهای
آلبرت بندورا، روانشناس برجسته کانادایی-آمریکایی، در نظریه «یادگیری اجتماعی-شناختی» خود با آزمایش مشهور «عروسک بوبو» اثبات کرد که انسان، بهویژه در سنین کودکی و نوجوانی، بخش عظیمی از رفتارها، ارزشها و سبک زندگی خود را نه از طریق آموزش مستقیم و پند و اندرز، بلکه از راه «مشاهده الگوها» و «سرمشقگیری» از مدلهای زنده یا رسانهای فرا میگیرد.
بندورا نشان داد که اگر الگوهای ارائهشده در رسانه، رفتارهای پرخاشگرانه، هنجارشکنانه یا ضدارزشی را به نمایش بگذارند و این نمایش با جذابیت بصری، تشویق ضمنی یا عدم تقبیح همراه باشد، کودک و نوجوان آن رفتار را درونیسازی کرده و در موقعیتهای واقعی بازتولید خواهد کرد. این فرایند که «یادگیری مشاهدهای» نام دارد، شامل چهار مرحله توجه، بهخاطرسپاری، بازآفرینی حرکتی و انگیزش است. رسانههای تصویری با در اختیار داشتن عناصر جلب توجه (رنگ، نور، موسیقی، شهرت چهرهها)، دقیقاً مرحله نخست و مهمترین مرحله این فرایند را به تسخیر خود درمیآورند.
اکنون اگر این یافته علمی را در کنار آیه شریفه «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ» قرار دهیم، میتوان دریافت که قرآن کریم قرنها پیش از روانشناسی مدرن، بر سازوکار «الگودهی مشاهدهای» برای ساخت شخصیت توحیدی تأکید ورزیده و پیامبر اکرم(ص) را به مثابه مدل زنده و اسوه کامل در معرض دید و دل مؤمنان قرار داده است. واژه «لَکُمْ» در آیه، نشاندهنده ارائه آگاهانه این الگو به جامعه است؛ یعنی جامعه ایمانی موظف است این سرمشق را در ویترین تربیتی خود برجسته کند.
نقطه مقابل این فرمان، آن است که اگر رسانهای بهجای اسوه حسنه، «اسوه سیّئه» را در قاب تماشا قرار دهد، بر اساس همان قانون یادگیری مشاهدهای، نسل در معرض …








