قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۹

چگونه کتاب خاطرات سیلوستر استالونه خلق شد

سیلوستر استالونه کارگردان و بازیگر مشهور سینما، با نوشتن کتاب خاطراتش سعی دارد تا هم از زندگی سخت خود بگوید و هم برای مخاطبانش الهام‌بخش باشد.
 چگونه کتاب خاطرات سیلوستر استالونه خلق شد

به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از پابلیشرز ویکلی، «پله‌ها» خاطراتی تلخ، الهام‌بخش و دلخراش از سیلوستر استالونه، اسطوره و چهره برنده جایزه اسکار است که مسیر بعید او به سوی ستاره شدن را روایت می‌کند و بزرگترین داستان یک فرد شکست‌خورده که تاکنون خلق شده را به دست خواننده می‌دهد.

عنوان کتاب «استپز» می‌تواند به معنی «پله‌ها» هم باشد. در ۵۰ سالی که از بالا رفتن سیلوستر استالونه از پله‌های موزه هنر فیلادلفیا می‌گذرد، او و آن پله‌ها به نمادهایی از مقاومت و عزم بدل شده، الهام‌بخش میلیون‌ها نفر در سراسر جهان برای دنبال کردن رویاهایشان شده‌اند.

در «پله‌ها» استالونه روایت می‌کند که چگونه رویاهای خود را دنبال کرده است. او به جایی که از آن آمده، تولدی دشوار، کودکی حتی دشوارتر، سال‌ها مبارزه در مدرسه را به اشتراک می‌گذارد و توضیح می‌دهد که چگونه داستان واقعی یک زندگی موفق با مواجهه، پذیرش و در نهایت غلبه بر چالش‌هایمان ساخته می‌شود. همه این‌ها در مسافت‌هایی که می‌خواهیم برویم و گام‌هایی که باید برداریم تا از جایی که هستیم به جایی که می‌خواهیم برویم، معنا می‌یابد.

استالونه با بیان ماجراهای بین ورودش به شهر نیویورک در سال ۱۹۶۹ و پیروزی «راکی» در جوایز اسکار ۱۹۷۷، تصویری زنده و محرک از مبارزه، امرار معاش و در نهایت موفقیت را به تصویر می‌کشد. او همچنین از روزهای اولیه و سال‌های پایانی خود و پشتکار، خلاقیت و انعطاف‌پذیری که نه تنها منجر به خلق «راکی» که به حرفه‌ای پر از نقش‌های فوق‌العاده نمادین بدل شد، نوشته است. «پله‌ها» گواهی بر زندگی خارق‌العاده استالونه و تأملی عمیق بر اهمیت بینش، اراده و سخت‌کوشی است.

این کتاب چگونه نوشته شد

سیلوستر استالونه گفته است: من کتاب «پله‌ها» را نوشتم تا سفرم را به اشتراک بگذارم – مبارزه‌ها، پیروزی‌ها و آنچه در طول مسیر آموخته‌ام. هر مبارزه، هر سقوط، هر بالا رفتن از آن پله‌ها، شخصیت مرا شکل داده است. هیچ چیز آسان به دست نمی‌آید؛ ضربه‌ها را می‌پذیری، به جلو حرکت می‌کنی و بالا می‌روی. هرگز فکر نمی‌کردم این کار را انجام دهم، اما فکر می‌کنم داستانی برای گفتن دارم و بسیاری از مردم ممکن است با آن ارتباط برقرار کنند.

برد لیول مدیر مشترک، انتشارات UTA گفته است: «اسلای» هر آنچه داشت را در این کتاب جا داد. او نوشت و بازنویسی کرد و بازنویسی کرد تا این که روحش بر صفحه کاغذ نقش بست. «پله‌ها» داستانی است که واقعاً معنای پشتکار و ایمان را به تصویر می‌کشد و قرار است زندگی کسانی را که آن را می‌خوانند و به آن گوش می‌دهند تغییر دهد. اعتمادی که او به من کرد تا در خلق آن به او کمک کنم، معنادارترین تجربه دوران حرفه‌ای من است.

مائورو دی‌پرتا، معاون ارشد ناشر گفته است: «اسلای» از همان ابتدا در این کار حضور داشت. یکی از چالش‌ها این بود که چگونه زندگی بزرگی مانند زندگی او روایت شود و مدتی طول کشید تا چارچوب روایت و همچنین مضامین اصلی را کشف کنیم: بلوغ یک هنرمند، اینکه چگونه نوشتن می‌تواند یک زندگی را نجات دهد، و هرگز عقب‌نشینی نکردن حتی زمانی که دنیا اعلام می‌کند هیچ شانسی برای موفقیت نداری!

پلوی سیریپانت، مدیر ارشد هنری هارپرکالینز گفته است: کلید این کتاب، یافتن تصویری بی‌نقص از سیلوستر استالونه بود. پس از بررسی صدها عکس، به تصویر نمادین استالونه روی پله‌های فیلم راکی رسیدیم. این تصویر مستقیم با عنوان کتاب مرتبط است و در عین حال نماد انعطاف‌پذیری، عزم و اراده و مسیر بعید او به سوی موفقیت است.

اشتیاق ناشران برای به دست آوردن امتیاز کتاب

سیلوستر استالونه ۲ سال پیش امتیاز کتاب خاطرات «پله‌ها» را در یک حراج پرمشتری به ویلیام مورو فروخت تا کتاب سال ۲۰۲۵ آماده ‌شود.

ددلاین در گزارشی در سال ۲۰۲۴ از این امر به عنوان یک حراج «پر سر و صدا» یاد کرد و خبر داد سال آینده این خاطرات منتشر خواهد شد. این کتاب توسط UTA به مائورو دپرتا در انتشارات ویلیام مورو فروخته شد. در حالی که طرفین خبری درباره شرایط مالی ندادند، اما روشن بود که مذاکرات با رسیدن به یک مبلغ هفت رقمی به نتیجه رسید.

در عین حال «پله‌ها» یکی از داغ‌ترین عناوین در نمایشگاه کتاب لندن آن سال بود که با محوریت هالیوود برگزار شد. مدیران بخش غیرداستانی بزرگترین ناشران جهان این پروژه را دنبال کردند.

همان زمان از این کتاب به عنوان کتابی «عمیقا شخصی» یاد شد که با داستان‌های آموزنده از زندگی و حرفه استالونه کتابی شبه خاطرات است که یادآور کتاب پرفروش «چراغ‌های سبز» نوشته متیو مک‌کانهی است.

عنوان کتاب به طرز بازیگوشانه‌ای نام خود را از صحنه دویدن اصلی فیلم «راکی» خارج از موزه هنر فیلادلفیا گرفته است تا هم گام‌ها و هم پله‌ها را متصور شود.

برد لیول در این مورد گفت: «عنوان کاملاً حیله‌گرانه بود. با این عنوان معنای دوگانه فیلادلفیا و دویدن از پله‌ها به ذهن می‌رسد و در عین حال او می‌خواست کتابی بنویسد که بتواند به مردم کمک کند.»

«پله‌ها» به نوعی دنباله مستند «اسلای» است؛ مستندی صمیمی درباره استالونه که چندی پیش با همکاری نتفلیکس پخش شد.

ناشر درباره این مستند و تفاوت آن با کتاب گفت: مستند پخش شد اما فقط سطح اطلاعات را خراش داد. هر چقدر هم که «اسلای» مدت زیادی در معرض دید عموم بوده باشد، او عمیقاً درون‌گرا نیز هست.

لیول افزود: اما کتاب نشان می‌دهد که درباره وی هیچ چیز به راحتی به دست نیامده و خود او بوده که همه چیز را به دست آورده است. او فقط می‌توانست روی خودش شرط ببندد زیرا به خودش ایمان داشت و این پیام بسیاری از فیلم‌های اوست: پیروزی شخصی در غلبه بر سختی‌ها. این کتاب بیشتر به این موضوع می‌پردازد و به مردم اجازه می‌دهد تا واقعاً بفهمند که چرا همه فیلم‌های او را اینقدر دوست داشته‌اند.

درباره استالونه

سیلوستر استالونه نیروی خلاق سازنده برخی از ماندگارترین و نمادین‌ترین شخصیت‌های سینما، از جمله راکی بالبوآ در فیلم «راکی» برنده جایزه اسکار، و جان رمبو در فیلم «اولین خون» و همچنین مجموعه فیلم‌های پرفروش «بی‌مصرف‌ها» است.

استالونه بیشتر با مجموعه فیلم‌های «راکی» شناخته می‌شود. او دو نامزدی اسکار اول خود را برای بهترین بازیگر مرد و فیلمنامه سال ۱۹۷۷ برای اولین فیلم این مجموعه دریافت کرد. استالونه بین سال‌های ۱۹۷۹ تا ۲۰۰۶ نویسندگی و کارگردانی چهار فیلم دیگر از مجموعه راکی را بر عهده داشت. جان جی. آویلدسن، که فیلم اول را کارگردانی کرده بود، در سال ۱۹۹۰ برای کارگردانی فیلم دیگری از روی فیلمنامه‌ای که بار دیگر توسط استالونه نوشته شده بود، بازگشت. از دیگر آثار او می‌توان به «اولین خون» (۱۹۸۲) و مجموعه فیلم‌های بعدی «رمبو»، «یک بار مصرف‌ها» و ده‌ها فیلم دیگر اشاره کرد. استالونه سال ۲۰۱۵ با بازسازی فیلم «کرید» به کارگردانی رایان کوگلر به مجموعه فیلم‌های «راکی» بازگشت.

او علاوه بر اینکه نویسنده و کارگردان پرکاری است، بازیگری نیز هست که در طول ۶دهه، درخشیده و به تازگی در سریال تلویزیونی واقع‌گرا و تحسین‌شده «تولسا کینگ» هم درکنار خانواده‌اش حضور یافت و هم به عنوان تهیه‌کننده‌ اجرایی و نویسنده نیز فعالیت داشت. او و همسرش جنیفر سه دختر دارند.

«پله‌ها: یک خاطره» در ۳۰۴ صفحه ۲۹ سپتامبر ۲۰۲۶(۷ مهر) توسط هارپر کالینز منتشر می‌شود. کد مطلب 6912021



۲۷ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

هالیوود مروج دنیای بدون خدا و ابرقهرمانان

جوان آنلاین: سال‌هاست که جریان فکری حاکم بر هالیوود با اتکا به ژانر ابرقهرمانی، سعی در بازتعریف مفاهیم اخلاقی، قدرت و مسئولیت دارد. در سریال جدید اسپایدرمن ۲۰۲۶، ما با نسخه‌ای از پیتر پارکر (شخصیت اصلی و قهرمان سریال) مواجه هستیم که بیش از هر زمان دیگری، نماد استیصال انسان مدرن در برابر نظام تکنو- سرمایه‌داری است. جریانات تولید محتوا در غرب و به‌ویژه هالیوود، عمدتاً به دنبال حذف خدا و تعهد به ارزش‌های دینی از زندگی نسل‌های زد و آلفا هستند. ترویج زندگی تجردمحور و ضدخانواده بودن نیز بخشی از این تلاش‌های پیدا و پنهان است که سعی دارد نسل‌های تازه را به نیرو‌های تربیت‌یافته جهت ایفای نقش‌های از پیش تعیین‌شده در ساختار تفکر سرمایه‌داری تبدیل کند. 

سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، آغاز یک روایت گام‌به‌گام از فروپاشی روانی و اجتماعی قهرمانی است که هالیوود می‌خواهد به جای «ناجی»، او را به «مهره‌ای کنترل‌شده» تبدیل کند. در قسمت اول، ما شاهد آن هستیم که کارگردانان با چه ترفندهایی، «خودخواهی» را به پوشش «رابین‌هودی» و «انزوا» را به پوشش «قدرت» می‌فروشند. 

 مزرعه حیوانات و جهش آغشته به خون 

یکی از عمیق‌ترین لایه‌های پنهان در قسمت اول این سریال، اشاره مستقیم به ریشه‌های ارتش‌محور ابرقدرت‌هاست. روایت با یک فلش‌بک کوتاه از آزمایشگاه‌های مخفی دوران جنگ جهانی دوم آغاز می‌شود؛ جایی که ارتش ایالات متحده با الهام از پروژه‌های شکست‌خورده نازی‌ها، بر روی «جهش ژنتیکی» برای ساخت سربازان ایده‌آل کار می‌کند. این سکانس، بیننده را به این حقیقت تلخ رهنمون می‌کند که ابرقهرمانان غربی، هرچقدر هم ظاهر فریبنده و عدالت‌خواهانه داشته باشند، در عمق خود، محصولی از «ارتش‌سالاری» و علم عاری از اخلاق هستند. 

اینجاست که استعاره «قلعه حیوانات» در ژانر مارول خود را به زیبایی نشان می‌دهد. درست مانند مزرعه‌ای که خوک‌ها شورش می‌کنند، در این سریال نیز پیتر پارکر گمان می‌کند برای عدالت می‌جنگد، اما در حقیقت، او تنها یک «حیوان تربیت‌شده» در باغ‌وحش بزرگ صنایع نظامی است. ذات تکنولوژیک نیش عنکبوت که در این قسمت بازنمایی می‌شود، انسان امروزی را به موجودی بدل می‌کند که برای قدرت گرفتن، باید «ژنتیک» خود را به دست آزمون‌گران جنگی بسپارد. این شبهه‌افکنی عمدی، وفاداری انسان به سرشت الهی خود را خدشه‌دار می‌کند و او را به موجودی دچار سوءاستفاده‌های ساختاری نشان می‌دهد. 

 اجتماع اقدام رابین‌هودی و باور خودخواهانه 

در قسمت اول این سریال، پیتر پارکر در قامت یک «دزد شب» ظاهر می‌شود؛ او دست به دزدی‌های کوچک می‌زند تا نیازمندان را یاری کند. این همان سبک «رابین‌هودی» است که غرب برای تطهیر چهره سرمایه‌داری از آن استفاده می‌کند. اما سؤال اینجاست: وقتی این «ابرقهرمان خودخواه» نه برای اصلاح نظام فاسد، بلکه صرفاً برای التیام موقت درد‌های جامعه دست به دزدی می‌زند، آیا او قهرمان است یا یک «اخلالگر»؟ 

تحلیل دقیق این سکانس‌ها نشان می‌دهد که هالیوود در این قسمت به شدت تلاش دارد تا مخاطب را متقاعد کند که «خودخواهی» و «فردگرایی» جوهره اصلی قدرت است. پیتر پارکر در این روایت، تنها به فکر نیاز خود و اطرافیان نزدیکش است و از هرگونه تعهد اجتماعی ماندگار فرار می‌کند. این دقیقاً همان نقطه‌ای است که نظام سرمایه‌داری به دنبال تزریق آن به جوامع دیگر است؛ تفکری که می‌گوید «نجات جهان» یک کار انفرادی است و به هیچ اتحاد و همبستگی جمعی نیاز ندارد. 

 ترویج «تجرد» و تبلیغ برای زندگی فردی 

موضوعی که در اولین قسمت این سریال به‌عنوان یک «نکته کلیدی» و به شکلی کاملاً برنامه‌ریزی‌شده به مخاطب القا می‌شود، این است که «پیتر پارکر برای اینکه قدرتمندتر شود، باید ازدواج نکند و عشق را کنار بگذارد.» این جمله که به‌عنوان یک نصیحت از سوی شخصیت‌های مرموز سریال به شخصیت اصلی و قهرمان آن گفته می‌شود، به واقع یکی از زهرآگین‌ترین پیام‌های پنهان این محصول است. 

چرا باید تجرد به اسپایدرمن قدرت بیشتری بدهد؟ پاسخ این سؤال را باید در بحران هویت خانواده در غرب جست‌و‌جو کرد. هالیوود با این شبه‌هافکنی، در تلاش است تا «پیوند‌های عاطفی و خانوادگی» را به‌عنوان «ضعف» و «بار اضافی» به تصویر بکشد. برخلاف نظام فکری اسلام و انقلاب اسلامی که خانواده را کانون اصلی قدرت و آرامش می‌داند، این سریال سعی دارد القا کند که هر انسان برای اینکه «عملکرد بهتری» در عرصه اجتماعی داشته باشد، باید از زندگی خانوادگی و فرزندآوری دست بشوید. این یک فریب بزرگ است؛ چراکه نتیجه این ترویج تجرد، ایجاد نسلی از جوانانی است که نه تنها افسرده و تنها هستند، بلکه هیچ انگیزه‌ای هم برای فداکاری عمیق و ماندگار (مثل دفاع از وطن یا تربیت نسل آینده) ندارند. قهرمانی که برای قدرت یافتن، از عشق می‌گریزد، قهرمان پوچ نظام‌های سکولار است. 

 شبهه‌افکنی در وفاداری 

در نقاط اوج قسمت اول، وقتی تهدید‌های بزرگ شهری ایجاد می‌شود، ما شاهد یک تناقض رفتاری در سیستم پلیس و نهاد‌های امنیتی هستیم. اسپایدرمن از یک سو به این نهاد‌ها حمله می‌کند (چون آنها را فاسد می‌داند) و از سوی دیگر، پنهانی برای آنها کار می‌کند. این یک «شبهه‌افکنی» بسیار هوشمندانه و خطرناک در زمینه «وفاداری» است. این روایت به جوانان می‌گوید که «وفاداری به یک نهاد یا کشور معنایی ندارد»؛ بلکه می‌توان هم با سیستم کار کرد و هم آن را نقد کرد و به آن خیانت ورزید. 

در نگاه انقلاب اسلامی، نقد اصلاحی و وفاداری به نظام، دو مفهوم جدایی‌ناپذیرند، اما این سریال سعی دارد تا با رواج «بی‌اعتمادی سازمان‌یافته» به اصطلاح «سوءاستفاده از وفاداری» دامن بزند. این همان استراتژی جنگ نرمی است که می‌خواهد اقتدار نهاد‌ها را در ذهن مخاطب از بین ببرد و او را به یک موجود سرگردان و بدون تکیه‌گاه بدل کند که تنها به یک «شخصیت فانتزی» (یعنی همان ابرقهرمان تنها) وابسته باشد. 

 قهرمان مزدور نظام غرب 

قسمت ابتدایی سریال اسپایدرمن ۲۰۲۶، یک نمونه بارز از «برنامه‌سازی ایدئولوژیک هالیوود» است. در این قسمت، مارول به شکل زیرکانه‌ای عناصر «تکنوکراسی جنگی» (جهش ژنتیکی جنگ جهانی دوم)، «فردگرایی مفرط» (رابین‌هود خودخواه) و «ترویج زندگی مجردانه» (تجرد برای قدرت) را درهم آمیخته است تا بتواند یک نسخه اصلاح‌شده و البته منفعل از اسپایدرمن را به نسل زد و آلفا ارائه دهد. این سریال مخاطب را به سمت «خودشیفتگی» و «انزوای عاطفی» سوق می‌دهد تا او را از اتحاد‌های اجتماعی و خانوادگی (که نیروی حقیقی مقاومت در برابر تهاجمات هستند) دور کند. 

مخاطبان باید این نوع محصولات را با نگاه انتقادی ببینند، نه سرگرمی بی‌ضرر، چراکه این آثار محموله‌ای از «دروغ بزرگ ابرقهرمانان» هستند. آنها به جای ارائه یک الگوی مقاومت مبتنی بر ایمان و ایثار، قهرمان خود را به یک برده تکنولوژی و یک فرد دربند تنهایی تبدیل می‌کنند. راه نجات از این تصویرسازی غلط، بازگشت به الگو‌های اصیل دینی و مقاومتی خودمان است که «قدرت» را در «پیوند خانواده» و «ایثار اجتماعی» تعریف می‌کند؛ نه در یک نیش جهش‌یافته یک عنکبوت در آزمایشگاهی جنگی!




 غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینه‌ساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم
۷ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

غفلت از دین؛ دومین اشتباه بزرگ مصدق که زمینه‌ساز کودتای 28 مرداد شد - تسنیم

جامعه شناس سیاسی درباره کودتا 28 مرداد گفت: نادیده گرفتن نقش دین و مذهب یکی از اشتباهات مصدق است.

 دزدی هنری در سالزبورگ
۸ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

دزدی هنری در سالزبورگ

نمایش بزرگداشت دویست وهفتادمین سالگرد تولد ولفگانگ آمادئوس موتزارت در شهر زادگاهش، سالزبورگ با یک سرقت گسترده به‌طور جدی خراب شد.

 مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم
۶ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

مردم ما در جنگ اقتصادی هم پیروز می‌شوند - تسنیم

روایت صادق آهنگران از نسل مداحان دیروز و امروز و ماجرای نماهنگ مشترک با حسین طاهری

 عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا
۱۸ ساعت قبل / سایت صبانیوز

عاشورا قرار نیست تغییر کند؛ این «ما» هستیم که باید تغییر کنیم | مجموعه رسانه ای صبا

پگاه زارعی/ صبا، پس از ۱۴ سال دوری از قاب تلویزیون، سیدمحمد سادات اخوی امسال با برنامه «چهارگاه» به آنتن شبکه چهار سیما بازگشت و این بازگشت، با میزبانی برنامه «دچار» در شبکه نسیم ادامه یافت؛ برنامه‌ای که کوشیده از زاویه‌های ادبی، هنری و تاریخی به واقعه عاشورا نگاه کند. سیدمحمد سادات اخوی در این

 تلویزیون آخر هفته چه فیلم‌هایی پخش می‌کند؟
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

تلویزیون آخر هفته چه فیلم‌هایی پخش می‌کند؟

در روزهای پایانی این هفته که مصادف با شهادت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام و آغاز امامت حضرت ولیعصر (عج) است، «انتظار»، «پروژه ۷۴۹»، «سقوط در یخ»، «۸۸»، «تحقیقات جنایی پنجشنبه ها»، «ماموریت مادر دختری»، «بازی سرنوشت»، «دیپلو داینا»، «فرمانروای آب»، «گوتیا» و «مورو در برابر سولو» فیلم های جدیدی هستند که از شبکه‌های سیما پخش می‌شوند.

 اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت
۹ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

اصغر فرهادی «قلب سارایوو» را گرفت

اصغر فرهادی، کارگردان برجسته ایرانی و برنده دو جایزه اسکار، در مراسمی در تئاتر ملی سارایوو، جایزه افتخاری «قلب سارایوو» را به پاس «سهم برجسته‌اش در هنر سینما» دریافت کرد.