قیمت طلا امروز




 خبرگزاری مهر / ۱۴۰۵/۰۵/۱۱

ما زنده‌ایم... مثل امید!

از خیابان انقلاب به سمت پل کالج پایین می‌آیم و ویترین یک کتابفروشی نگاهم را به خودش جلب می‌کند. صدای پدافند می‌آید و آدم‌ها تندتر راه می‌روند، اما من با مکث روبه‌روی کتابفروشی ایستاده‌ام.
 ما زنده‌ایم... مثل امید!

به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه آگاه نوشت: پرده اول؛ یک لحظه حال خوب، زیر بمباران؛ از خیابان انقلاب به سمت پل کالج پایین می‌آیم. مسیر هرروزه‌ام است و از آنجا هم تاکسی می‌گیرم به سمت خانه. کمی مانده به پل، ویترین یک کتابفروشی نگاهم را به خودش جلب می‌کند. صدای پدافند می‌آید و آدم‌ها تندتر راه می‌روند، اما من با مکث روبه‌روی کتابفروشی ایستاده‌ام. شیشه‌های ویترین مثل بقیه شهر با چسب‌های محافظ پوشانده شده، اما نه با آن ضربدرهای قرمز آشنا؛ دو طرف ویترین را چسب‌های زرد با طرح «الله‌اکبر» گرفته و شیشه‌های وسط، با دو سرو سبز و ساده، کلمه «زندگی» را در سرم پررنگ می‌کنند. چند لحظه فقط نگاه می‌کنم و با حالی بهتر زیر صدای پدافند به مسیرم ادامه می‌دهم.

به خانه که می‌رسم، بی‌هدف در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخم؛ اما انگار چشم‌هایم هنوز دنبال ردی از آن زیبایی میان زردی‌ها هستند. ناگهان عکسی مشابه همان طرح را می‌بینم؛ این‌بار نه روی ویترین کتابفروشی، روی پنجره یک خانه معمولی. آفتاب از لای همان برچسب‌های رنگی «الله‌اکبر» گذشته و طرح‌های هندسی و سبز را، مثل شیشه‌های رنگی خانه‌های قدیمی، روی کف اتاق پهن کرده است. تصویر تکان‌دهنده‌ای است. چسبی که برای امنیت و از ترس ترکش زده شده، حالا به خانه آرامش می‌دهد و نور، کف اتاق فریاد می‌زند که خدا بزرگ‌تر است از هرچیزی...

با دنبال کردن منبع عکس، به کانال اصلی می‌رسم. «پنجره دلچسب»، چه اسم درخوری! جایی که یک آدم خوش‌ذوق گروهی را کنار خودش جمع کرده و با هم به پنجره‌های جنگ‌زده شهر زندگی می‌بخشند و تبدیل به پویشش کرده‌اند.

از اولین پست کانال شروع می‌کنم تا آخرین پست که یک ویدیو است. ویدیو را باز می‌کنم. مردی هنرمند در حال اجرای یکی از طرح‌ها روی شیشه‌های یک فروشگاه است. به ریزه‌های چسب زردی که روی لباسش نشسته اشاره می‌کند و می‌گوید: «اینها درجه است.» بعد هم صاف می‌ایستد و اضافه می‌کند: «ژنرال احمد هستم، از یگان چسبی کشور.» با ژنرال احمد، خالق «پنجره دلچسب»، قرار مصاحبه می‌گذارم. دلم می‌خواهد بیشتر از کار این روزهایش بدانم؛ از اینکه چطور میان این روزهای جنگ، از دل چسب‌های محافظ، تصویر زندگی بیرون می‌کشد.

پرده دوم

در کافه محل قرار مصاحبه، منتظر آقای یونسی یا همان ژنرال احمد نشسته‌ام. کمی گذشت و در باز شد. مردی عینکی که قبلا در ویدیوهای کانال او را دیده ‌بودم و می‌دانستم آقای یونسی است همراه با دختربچه‌ای سه، چهار ساله وارد شد. بعد از سلام و احوال‌پرسی سوال‌هایم را شروع کردم. آقای یونسی در حالی پاسخ می‌داد که همزمان با حوصله به دخترک صبحانه می‌داد.

آسمان خط خورده، قصه تولد یک پنجره/ ایده پنجره دلچسب از کجا آمد؟

پنجره دلچسب یک مقدمه دارد. مقدمه‌اش این است که ما در جنگ دچار یک سری محدودیت‌ها، سختی‌ها و تلخی‌ها می‌شویم. کسی که به این تلخی‌ها وارد می‌شود درصدد این است که این تلخی‌ها را رفع کند. مثل اینکه یک آواری بیفتد و تیم امداد، آواربرداری کند و آدم‌ها را نجات دهد. منتها به نظر من، بهترین حالت این است که علاوه بر اینکه تلخی‌ها و محدودیت‌ها و سختی‌ها رفع شود، تبدیل به احسن شود، تبدیل به چیز خوشایندی بشود. پنجره دلچسب هم ماجرایش همین است. ما اینجور دیدیم که نماد محدودیت‌های جنگ می‌شود آن ضربدرهایی که روی شیشه‌ها می‌خورد. پنجره نماد چیست؟ نماد ارتباط و زندگی و آسمان و خب یک ضربدری می‌خورد روی آسمان، به معنی گرفتاری و ترس و درگیری. دیدیم نمی‌توانیم بگوییم ضربدر نزنید و پنجره‌ها را محکم‌کاری نکنید. تبدیلش کردیم به احسن. گفتیم علاوه بر اینکه ما مواظب شیشه‌ها و سلامتی‌مان هستیم، پنجره‌هایمان را هم زیباتر می‌کنیم. حالا زیبا هم به معنی مادی، رنگ و نقش هم به لحاظ معنوی، نماد الله‌اکبر، یا الله، یا علی.

کار دیگری که پنجره دلچسب می‌کند، یک جور دست‌ورزی و کار گروهی در خانه است. آدم‌ها زمان جنگ می‌روند توی خانه و محدود می‌شوند. با این کار مامان و بابا و بچه و بقیه دور هم جمع می‌شوند و خانوادگی کاری مفرح انجام می‌دهند. طبق تجربه‌ای که در چند پروژه‌ای که رفتیم و با هم انجام دادیم مثل طبقه بالای همین‌جا، واقعا بعد از انجامش آدم‌ها حس خوبی می‌گیرند. هم یک جورهایی کار با دست و رنگ است هم در نهایت تو یک اثری تولید می‌کنی و وقتی می‌ایستی نگاهش می‌کنی لذت می‌بری. این پروژه حس خوب تولید کرد، حس خوب درست کرد بین آدم‌ها و باعث تخلیه روحی شد؛ درست است که آتش‌بس شده و اتفاقات ظاهرا تمام شده ولی آدم‌ها کلید نیستند که یه دکمه بزنند و از فردا بگویند مثل قبل زندگی کنیم.

اما درباره ایده، ما یک جشنواره رویداد هنری داشتیم بعد از جنگ ۱۲ روزه به اسم زندگی در جنگ. یک فراخوان عکاسی بود که راوی‌ها و عکاس‌ها را دعوت می‌کرد که آثارشان را درمورد زندگی در جنگ بفرستند. هویت بصری و طراحی پوستر و گرافیک آن جشنواره با من بود. من آمدم از همین چسب‌های رنگی استفاده کردم. یعنی این بحث نماد محدودیت که می‌شود ضربدر را آنجا بهش رسیدم. کاری که گرفتیم تصویری بود از آسمان یک شهر که یک ضربدر قرمز رنگ رویش خورده بود. همان چسب ایمنی بود و من از آنجا رفتم سراغ پیدا کردن این چسب‌ها و ادامه پیدا کرد، آمد داخل نمایشگاه و طراحی داخلی نمایشگاه. تا همین اسفند هم در نمایشگاه ما درگیر این چسب رنگی‌ها بودیم. تا رسید به هفته جنگ که من با خودم نشستم فکر کردم چه کار می‌توانم بکنم که یاد این چسب‌ها افتادم. رفتم بازار خریدم و یک سری طرح‌های اولیه را در خانه اجرا کردم. قصد پویش کردن این ماجرا و ادامه‌دار کردنش را نداشتم. صرفا در حد یک پیشنهاد بود. بعد دیدم ظرفیت دارد و استقبال شد ادامه دادیم و تا اینجا هم آمدیم.

مواجهه بقیه نسبت به کار شما چطور بود؟

با اولین تبلیغ خیلی مشتاق شدند و پیام‌های زیادی گرفتم. آنجا بود که تصمیم گرفتم تبدیلش کنم به یک کار تیمی. شما فرض کنید که من دو روز پشت سر هم این‌قدر گوشی‌ام را نگاه کردم و جواب آدم‌ها را دادم، واقعا چشم‌هایم درد گرفت. این بود که از چند نفر دیگر کمک گرفتم و گفتم ادمین داشته باشیم، کانال داشته باشیم که من بتوانم به کارهای دیگه‌ام هم برسم، ضمن اینکه واقعا نمی‌توانستم همه را تنها جواب بدهم. خیلی‌ها هم آمدند تشویق کردند از کسانی که کار کمپینی کردند، از کسانی که کار هنری کردند، از کسانی که طراح داخلی یا معمار بودند. یک مقاله‌ای منتشر شده‌ بود توسط یکی از استارتاپ‌های بچه‌های دانشگاه شریف که در آن شبهه‌ای مطرح شد در مورد زدن یا نزدن چسب. همان روزهای اول برای ما خیلی فرستادند. نسبت به این مسئله خیلی بازخوردهای بدی داشتیم. یعنی بچه‌ها هم اول کار خیلی نگران شدند که نکند خطا کرده‌ باشیم و کار جمع شود و خیلی جو بدی بود در گروه.

در دوره جنگ ادبیات خود هلال احمر را هم می‌بینیم که اگر چیزی را بخواهد هشدار بدهد خیلی ادبیات نرمی دارد تا بار روانی مردم تشدید نشود اما این مقاله کلمات بدی استخدام کرده ‌بود. کلمات تلخی بود. مثل «گیوتین» و «با جان خودتان بازی نکنید. من مجبور شدم با یکی از مدیران هلال احمر صحبت کنم. ایشان به من گفتند خروجی ستاد بحران این است که بزنید و تشکر هم کردند. یعنی گفتند که آقا این فضای امیدآفرینی که الان هلال احمر در دستور کار دارد و جدی هم هست، دقیقا همین کاری است که شما دارید انجام می‌دهید.

از خاطرات‌تان در اجرای طرح‌ها بگویید.

بازخورد قشنگ‌تر و بهترم را در یکی از هتل‌های جنگ‌زده‌ها گرفتم. جنگ‌زده‌ها بالاخره بهترین هتل تهران هم بروند که شاید بشود بهترین هتل ایران، یک سرخوردگی‌ای دارند، یک چیزی را از دست دادند و شاید حالشان با حال ماهایی که از کنار جنگ سالم رد شدیم خیلی فرق کند. خلاصه یک حال افسردگی {آنجا غالب بود}. پس جنگ برای آنها ادامه دارد. بعضی‌هایشان آن روزی که رفتیم ۲۰-۳۰ روز بود که گذشته بود و از اتاقشان جز برای کارهای ضروری درنیامده بودند. تا این حد فضا سنگین بود. من هم با یک گروهی آشنا شدم و در کنار آنها یک فضای ایونتی گذاشته ‌بودیم. مکانش یک حالتی شبیه گلخانه داشت با شیشه‌های خیلی بزرگ مربع. ما شروع کردیم به کار و بچه‌ها هم اینطور بودند که اینها اصلا نمی‌آیند که با ما این کار را انجام بدهند. گفتم حالا امتحان می‌کنیم. من رفتم به دو، سه تا خانواده پیشنهاد دادم. گفتم این چسب و با بچه‌ها شروع کردند به کار. با بی‌میلی بسیار زیاد قبول کردند.

یک خانمی آنجا بود که گفت بدم نمی‌آید. بعد از دو، سه دقیقه دیدیم یک شیشه بزرگ را پر از نقاشی با چسب کرده است. با او صحبت کردم و متوجه شدم طراح گرافیک است و یک پسر پنج ساله هم دارد. خانمی که اولش با بی‌میلی فراوان قبول کرد رفت سر پنجره سوم، چهارم و حتی کمک به بقیه. تبدیل شد به یکی از اعضای تیم و خودش بعدا آمد و گفت که من خیلی حالم خوب شد و ماجراها را فراموش کردم. یک سمت دیگر ماجرا با یک سری از بچه‌های جهادی آشنا شدم که پیشنهاد دادند که بیاییم در مناطقی که { به واسطه بمباران تخریب شده و } دارند کار می‌کنند، بزنیم. یک کارگاه شیشه‌بری در منطقه مسعودیه بود. ما رفتیم که به اینها آموزش بدهیم روی پنجره‌های نصب شده، به ذهنمان رسید که توی کارگاه شیشه‌بری که دارند شیشه می‌برند، طرح‌ها را بزنیم بعد برای نصب ببرند.

خلاصه آمدند و خیلی کارگاه یک ساعته خوبی بود. کار خاصی هم نیست. یک سری اندازه زدن و برش است دیگر. این تبدیل شد به یک جریان که بقیه کارگاه‌ها گفتند ما هم می‌خواهیم و ۱۸ تا کارگاه در تهران هست و خانم‌هایی که داشتند کار عمرانی می‌کردند تبدیل شدند به مجریان پنجره دلچسب و مربی بقیه کارگاه‌ها. یکی از جاهای دیگری که رفتیم کتاب‌فروشی کتاب شهر ایران بود. مشکل‌شان این بود که می‌گفتند ما شرق تهرانیم و انفجار زیاد داریم اما اگر بخواهیم شیشه‌ها را چسب بزنیم زشت می‌شود. ویترین بزرگی داشتند. حدودا ۹ متر شیشه. می‌گفتند تا الان تن ندادیم ولی می‌ترسیم شیشه بریزد و خیلی دردسر دارد. کار شما را که دیدیم باعث شد ترغیب بشویم برای چسب زدن. اینها دو هفته قبل از جنگ تازه کتاب‌فروشی را تحویل گرفته بودند و خانوادگی اداره‌اش می‌کردند. ما رفتیم و طرح الله‌اکبر را انتخاب کردند و برایشان اجرا کردیم. مدل کار ما اینطور است که طرح و اندازه را می‌گیریم، مدل کار را برایشان پیاده می‌کنیم و می‌فرستیم. تایید که دادند یا ما می‌رویم اجرا یا من بعضی خانه‌ها را می‌گویم خودتان انجام بدهید. روی حساب همان دست‌ورزی و کارگروهی.

یکی دیگر از خاطرات خوبم را همین جا داشتم. ما اولین جایی که رفتیم بدون طرح کار کردیم و خیلی لذت‌بخش بود اینجا بود و بچه‌هایی که خیلی شبیه خودمان نبودند هم حضور داشتند و این برای من خیلی خوب بود. شاید سال‌هاست ما این گمشده را داشتیم که با یکی که شبیه خودمان نیست بتوانیم ارتباط بگیریم. بالاخره یک گاردی هست دیگر، از دوست حتی. این گمشده را من اینجا پیدا کردم. بعد هم در هتل استقلال خیلی گسترده بود. اصلا دوست شدیم. مثلا یه خانمی بود بازیگر تئاتر. قرار شد تئاترها که باز شد با هم دست جمعی برویم تئاتر ببینیم. همین چسب که یک سرش را یکی می‌گیرد و سر دیگرش را یکی دیگه یک پل ارتباطی ایجاد می‌کند. پنجره به جای خودش، در ادبیات هنرهای اسلامی نماد ارتباط هم هست. هم به معنی ارتباط بین درون و بیرون یعنی داخل و خارج، هم بین این دو لنگه پنجره یک ارتباطی هست که کنار هم قرار می‌گیرند و یک کاری انجام می‌دهند.

کدام طرح‌ها از همه پرطرفدارتر بودند؟

چون سرعت کارمان این‌قدر زیاد شد نمی‌توان برآیندی گرفت ولی با توجه به اینکه اولین بار این عکس‌ها در فضای مذهبی و جهادی منتشر و استقبال شد، طرح الله‌اکبر را مردم خیلی دوست داشتند. مثلا ما قزوین داشتیم، تبریز داشتیم، اصفهان داشتیم که الله‌اکبر کار کرده بودند و برای ما عکس فرستاده‌ بودند. الله‌اکبر شاید به واسطه تکبیره‌الاحرام پر تکرارترین ذکر مسلمان‌ها باشد. آن زمان توییت‌های ترامپ مردم را ترسانده‌ بود. با خودم گفتم که آقا مثلا انگار این ذکر را واقعا نمی‌گوییم و قبولش هم نداریم. آنجا بود که من این طرح الله‌اکبر را زدم. یک جوری می‌خواستم که این الله‌اکبر را بولدتر کنم. ضمن اینکه می‌خواستم مخاطب‌های دیگرم را از دست ندهم که فکر کنند فضا فقط مذهبی است ولی ذکر آن روزها بود. الان هم هست. همواره هست. یعنی هم در خشمش هست، هم در ترسش هست و هم در غرورش. آنجایی که ما می‌زنیم هم باید بگوییم الله‌اکبر، خدا زد. یک جمله باحالی بود که می‌گفت به خدا ما نزدیم، خدا زد.

نظرتان را در مورد نقش هنر در بحران‌ها بگویید.

کار هنر مثل یک فیلتر است. فیلتری روی کثیفی‌ها، نگرانی‌ها، استرس‌ها، دل‌مشغولی‌ها، ترس‌ها، خشم‌ها و تنهایی‌ها. برای همه اینها انگار یک مرهم و یک علاجی است. هنری که داریم کار می‌کنیم درگیر می‌شود با ضرورت. فکر می‌کنم ایرانی‌ها در طول تاریخ دنبال ضرورت هم بوده‌اند. دنبال کاربرد بوده‌اند. ما همواره در هنرهایمان، هنر صرف نداشتیم. اگر مثلا هنر آینه‌کاری آمده یک کارکردی داشته. هنر که ترکیب می‌شود با این ضرورت و کاربرد انگار بیشتر به جان مردم ما می‌نشیند. آن جایی که هنر به سمت یک چیزی شدن و به یک دردی خوردن می‌رود مردم ما بیشتر دوست دارند. همیشه ما درگیر این هستیم که مثلا این به چه دردی می‌خورد؟ یعنی چه؟ این اثر معنی‌اش چیست؟

از طرفی جنگ یکی از نقاط اوج قلیان احساسات آدمی اعم از هیجان، ترس، خشم، فقدان، تلخی و پیروزی است. ما دائم این فضای سینوسی را تجربه می‌کنیم. توی یک روز با خبرهایی که می‌شنویم ممکن است چهار بار برویم بالای بالا و بیاییم پایین پایین. به نظرم هنر کاربردی می‌تواند تنظیمش بکند و یکی از چیزایی هم که در پنجره دلچسب بود همین بود. اگر یک آلبوم از جنگ داشته ‌باشیم تلخی در آن بیشتر به چشم می‌آید. حالا تصور کنید میان آنها یک تصویر رنگی و کاربردی باشد. این زیباست. حالا نه اینکه کار خودم باشد و بخواهم مدام تعریف کنم. به عنوان کسی که دارم از کنار می‌بینم می‌گویم که واقعا یک تصویر و خاطره خوبی می‌ماند.

پرده سوم

نور روی صفحه کیبورد لپ‌تاپم افتاده؛ سبز، سپید، سرخ، طلایی. طرحی را انتخاب کرده‌ام که همان بار اول مرا به مکث وا داشت. حالا یک «سرو» روی پنجره اتاق قد کشیده و «الله‌اکبر» نور طلایی را به داخل اتاق می‌پاشد. شاید در روزهای جنگ لازم باشد هرکدام‌مان از خود بپرسیم کجای لشکر ایران ایستاده‌ایم. یکی در میدان موشک پرتاب می‌کند، یکی برای مدافعان امنیت غذا می‌پزد و کاسبی به نیازمندان تخفیف می‌دهد. هرکس سهمی دارد. حتی آنهایی که سهم‌شان فقط ساختن یک لبخند یا حال بهتر است. ما زنده‌ایم، مثل امید؛ به همین نقش‌های کوچک که کنار هم می‌ایستند و ما را سر پا نگه می‌دارند. کد مطلب 6906244



۴۱ دقیقه قبل / سایت صفحه سیاست

ادعای حمله موشکی امارات؛ سناریوی آمریکا برای تخریب روابط ایران با همسایگان

صفحه سیاست-

در میانه هفته گذشته، ارتش امارات مدعی شد دو موشک بالستیک را شناسایی و رهگیری کرده و این موشک‌ها از سوی ایران شلیک شده‌اند. ابوظبی بدون ارائه جزئیات روشن درباره مسیر پرواز یا اهداف احتمالی موشک‌ها، در ادامه اعلام کرد روابط تجاری و مالی خود با ایران را متوقف خواهد کرد.

این ادعا با واکنش فوری تهران مواجه شد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اتهام امارات را کاملاً مردود دانست و آن را اقدامی خلاف حسن همجواری و تلاش‌های جاری برای تقویت اعتماد میان کشورهای منطقه عنوان کرد.

نکته مهم در این میان، فاصله کوتاه میان طرح ادعای حمله موشکی و اعلام تصمیم اقتصادی امارات است؛ فاصله‌ای که از نگاه منتقدان می‌تواند نشانه‌ای از پیوند میان یک روایت امنیتی و تصمیم سیاسی و اقتصادی باشد. آمریکا و سناریوی تخریب روابط ایران با همسایگان

رضا میرابیان، سفیر پیشین ایران در کویت و تحلیلگر مسائل غرب آسیا، معتقد است تحولات اخیر امارات را نمی‌توان جدا از فضای منطقه‌ای پس از جنگ اخیر بررسی کرد.

از نگاه او، آمریکا پس از آنکه در جنگ نتوانست به اهداف موردنظر خود دست پیدا کند، به سمت ایجاد آشفتگی در روابط ایران با کشورهای همسایه حرکت کرده است. در این چارچوب، طرح اتهامات علیه ایران می‌تواند با هدف کاهش اعتماد میان تهران و پایتخت‌های عربی و ایجاد زمینه برای فشارهای بیشتر انجام شود.

میرابیان همچنین حوادثی را که به گفته او در اقلیم کردستان عراق و امارات رخ داده، در چارچوب عملیات موسوم به «پرچم دروغین» تحلیل می‌کند؛ ادعایی که البته نیازمند بررسی مستقل شواهد و اطلاعات موجود است و نباید صرفاً بر مبنای اظهارات طرف‌های درگیر درباره آن قضاوت کرد. تصمیم امارات چقدر مستقل از واشنگتن است؟

یکی از پرسش‌های اصلی درباره رفتار ابوظبی این است که آیا توقف روابط اقتصادی با ایران تصمیمی مستقل بوده یا تحت تأثیر فشارهای آمریکا و ملاحظات امنیتی واشنگتن اتخاذ شده است.

میرابیان معتقد است امارات در تصمیمات راهبردی منطقه‌ای نمی‌تواند کاملاً جدا از آمریکا عمل کند و اقدامات اخیر را بخشی از یک طراحی بزرگ‌تر می‌داند. از منظر این تحلیل، واشنگتن تلاش می‌کند کشورهای عربی منطقه را در موقعیتی قرار دهد که در صورت افزایش تنش با ایران، از سیاست‌های آمریکا تبعیت کنند.

در مقابل، واقعیت روابط کشورهای عربی با ایران پیچیده‌تر از یک دوگانه ساده «ایران ـ آمریکا» است. کشورهای حوزه خلیج فارس از یک سو به همکاری‌های امنیتی با آمریکا وابسته‌اند و از سوی دیگر، ایران را به عنوان یک همسایه دائمی و بازیگری مهم در معادلات منطقه‌ای نمی‌توانند نادیده بگیرند. چرا کشورهای منطقه میان ایران و آمریکا گرفتار شده‌اند؟

این وضعیت یک تناقض اساسی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است. آنها از یک طرف نمی‌خواهند روابط امنیتی و نظامی خود با آمریکا را از دست بدهند و از طرف دیگر، می‌دانند که جغرافیای سیاسی منطقه قابل تغییر نیست و ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس و غرب آسیا خواهد بود.

میرابیان با اشاره به همین مسئله می‌گوید کشورهای منطقه به این واقعیت واقف‌اند که «ایران ماندنی و آمریکا رفتنی است»، اما کاهش وابستگی به واشنگتن فرآیندی زمان‌بر خواهد بود.

این نگاه را می‌توان یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های سیاست خارجی کشورهای عربی در سال‌های اخیر دانست؛ سیاستی که در آن تلاش برای حفظ رابطه با آمریکا، همزمان با گسترش مناسبات با قدرت‌های دیگری مانند چین و روسیه و مدیریت روابط با ایران دنبال می‌شود. کاهش نقش اقتصادی امارات در تعاملات ایران

در بخش اقتصادی نیز میرابیان معتقد است نقش امارات در مناسبات مالی ایران نسبت به گذشته کاهش یافته و تهران در ماه‌های اخیر تلاش کرده بخشی از مسیرهای تجاری و مالی خود را به دیگر کشورهای همسایه منتقل کند.

اگر چنین روندی ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی ناشی از تصمیم‌های ابوظبی الزاماً به معنای توقف کامل تجارت منطقه‌ای ایران نخواهد بود؛ بلکه می‌تواند به بازآرایی مسیرهای تجاری و افزایش نقش سایر همسایگان منجر شود.

به همین دلیل، تصمیم امارات را باید همزمان از دو زاویه بررسی کرد؛ نخست به عنوان یک اقدام سیاسی در واکنش به ادعای امنیتی اخیر و دوم به عنوان بخشی از روند تغییر مسیرهای اقتصادی ایران در منطقه. آیا عملیات «پرچم دروغین» به ابزار جنگ روایت‌ها تبدیل شده است؟

یکی از مهم‌ترین ابعاد تحولات اخیر، جنگ روایت‌هاست. در شرایطی که یک حادثه امنیتی می‌تواند در مدت کوتاهی به بحران سیاسی تبدیل شود، نحوه روایت حادثه گاهی به اندازه خود حادثه اهمیت پیدا می‌کند.

ایران با رد اتهام امارات، از کشورهای منطقه خواسته است از اتهام‌زنی بدون ارائه شواهد خودداری کنند. در مقابل، ابوظبی نیز ادعای خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی مطرح کرده است.

در چنین شرایطی، هرگونه نسبت دادن یک حمله یا حادثه امنیتی به یک کشور، بدون انتشار شواهد قابل بررسی، می‌تواند به افزایش سوءظن و تشدید فضای بی‌اعتمادی منجر شود؛ همان عاملی که در نهایت می‌تواند روابط میان کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. آیا حضور آمریکا در منطقه در حال تغییر است؟

میرابیان در بخش دیگری از تحلیل خود بر کاهش توان و نفوذ آمریکا در منطقه تأکید کرده و معتقد است کشورهای خلیج فارس باید در ارزیابی خود از کارآمدی حضور نظامی آمریکا تجدیدنظر کنند.

او همچنین به خرید تجهیزات دفاعی از کشورهای آسیایی توسط برخی کشورهای منطقه اشاره می‌کند و آن را نشانه‌ای از تلاش برای متنوع کردن منابع تسلیحاتی می‌داند.

با این حال، حتی اگر کشورهای منطقه به سمت تنوع‌بخشی به شرکای امنیتی خود حرکت کنند، به نظر می‌رسد خروج کامل آمریکا از معادلات امنیتی خلیج فارس در کوتاه‌مدت اتفاقی محتمل نیست. پایگاه‌های نظامی، همکاری‌های اطلاعاتی، قراردادهای تسلیحاتی و روابط سیاسی چند دهه‌ای، شبکه‌ای از وابستگی ایجاد کرده که تغییر آن به زمان نیاز دارد. فرافکنی؛ تلاش برای حفظ تصویر قدرت آمریکا

از نگاه میرابیان، فشارهای رسانه‌ای و امنیتی اخیر بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ تصویر قدرت خود در منطقه است؛ به‌ویژه در شرایطی که هزینه‌های نظامی و سیاسی حضور آمریکا افزایش یافته و توانایی این کشور برای تحمیل اراده خود با چالش‌هایی مواجه شده است.

در این چارچوب، ایجاد نگرانی درباره تهدید ایران، برجسته کردن حوادث امنیتی و متهم کردن تهران می‌تواند به آمریکا امکان دهد نقش خود را به عنوان تأمین‌کننده امنیت منطقه توجیه کند.

اما مسئله مهم‌تر این است که چنین رویکردی اگر با افزایش بی‌اعتمادی میان کشورهای منطقه همراه شود، می‌تواند دقیقاً برخلاف روندی باشد که در سال‌های اخیر برای کاهش تنش و توسعه روابط همسایگی شکل گرفته است. آینده روابط ایران و کشورهای خلیج فارس چه خواهد شد؟

تحولات اخیر نشان می‌دهد روابط ایران با کشورهای عربی منطقه همچنان در معرض فشارهای خارجی قرار دارد. از یک سو، تهران تلاش می‌کند روابط همسایگی و اقتصادی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش همچنان از ابزارهای امنیتی و سیاسی برای اثرگذاری بر معادلات منطقه استفاده می‌کنند.

در این شرایط، مهم‌ترین چالش برای کشورهای منطقه جلوگیری از تبدیل حوادث امنیتی به بحران‌های سیاسی و اقتصادی است. هر اندازه تصمیم‌های راهبردی بر اساس شواهد روشن، گفت‌وگو و سازوکارهای منطقه‌ای اتخاذ شود، امکان سوءاستفاده بازیگران خارجی از اختلافات میان همسایگان کاهش خواهد یافت.

ادعای اخیر امارات، صرف‌نظر از صحت یا نادرستی روایت‌های مطرح‌شده درباره منشأ موشک‌ها، یک واقعیت مهم را دوباره آشکار کرده است: خلیج فارس همچنان صحنه رقابت میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای است و هر حادثه امنیتی می‌تواند به ابزاری برای بازتعریف موازنه سیاسی تبدیل شود. از همین رو، حفظ کانال‌های ارتباطی میان ایران و همسایگان و جلوگیری از شکل‌گیری روایت‌های شتاب‌زده، می‌تواند یکی از مهم‌ترین عوامل جلوگیری از بازگشت منطقه به چرخه تازه‌ای از تنش باشد.

 


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

ولی نصر: فشار اقتصادی بیشتر، بدون پیشنهاد توافق، نتیجه‌ای ندارد

به نقل از  Philadelphia Inquirer، نصر در تحلیل شرایط کنونی تأکید کرده است که فشار اقتصادی بیشتر، لزوماً ایران را به پذیرش خواسته‌های واشنگتن وادار نخواهد کرد و حتی می‌تواند به تشدید درگیری منجر شود. این روزنامه در گزارش خود نوشته است که ایران با وجود مشکلات اقتصادی جدی، هنوز در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار ندارد و به همین دلیل ممکن است افزایش فشار را با تشدید اقدامات خود پاسخ دهد.

نصر در توضیح محاسبات تهران گفته است مشکل اصلی تهدید ترامپ برای افزایش فشار اقتصادی این است که در شرایط فعلی «توافق قابل‌قبولی» برای ایران وجود ندارد.

بر اساس این تحلیل، ایران عملاً با دو گزینه مواجه است؛ یا خواسته‌های آمریکا را بپذیرد و به توافقی تن دهد که از نگاه تهران امتیازات سنگینی به واشنگتن می‌دهد، یا به ادامه رویارویی و تحمل هزینه‌های اقتصادی و نظامی آن تن دهد.

نصر پیش‌تر نیز در گفت‌وگویی با شبکه CNN گفته بود که برای ایران، مسئله تنگه هرمز و رویارویی با آمریکا ماهیتی «وجودی» پیدا کرده است. به گفته او، تهران حاضر است سختی و فشار بیشتری را تحمل کند، زیرا از نگاه مقام‌های ایرانی، تسلیم شدن در این مرحله به معنای پذیرش کامل خواسته‌های آمریکا خواهد بود.

 


۱ ساعت قبل / سایت جماران

ترامپ: توافق با ایران آسان نیست!

به گزارش جماران، دونالد ترامپ در گفت‌ وگو با رادیو دبلیوای‌بی‌سی ۷۷ که پنجشنبه شب به وقت محلی منتشر شد، درباره جنگ علیه ایران با تکرار لفاظی های خود مدعی شد: «چاره‌ای جز حمله به ایران نداشتیم، اگر ۱۰۰ بار دیگر هم لازم بود این کار را انجام می‌دادم، ایران نباید به سلاح هسته‌ای دست یابد.»

رئیس جمهوری آمریکا در توجیه شکست خود در میدان دیپلماسی بدون اشاره به زیاده خواهی های واشنگتن و بدعهدی و نقض تفاهمنامه اسلام آباد ادعا کرد: «نیروی دریایی، هوایی از بین رفته است. بخشی از مشکل این است که بسیاری از رهبران از بین رفته‌اند. دستیابی به توافق آسان نیست. هیچ‌کس نمی‌داند چه کسی رهبری می‌کند.»

رئیس جمهوری جمهوریخواه و جنگ طلب آمریکا ادعا کرد: هدف اصلی کارزار آمریکا، جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای است.

ترامپ در توجیه رویکردهای شکست خورده خود در قبال جمهوری اسلامی ایران و در حالیکه پیامدهای جنگ بی دلیل او بر روی زندگی مردم آمریکا تاثیر گذاشته است، ادعا کرد: «فکر می‌کنم مردم می‌بینند که ما چه می‌کنیم، زیرا ایران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد. ما باید به خاورمیانه سفر کنیم، زیرا نمی‌توانیم اجازه دهیم ایران به سلاح هسته‌ای دست پیدا کند.»

رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با توهین به ایران مدعی شد: «آنها دیوانه‌اند. اگر کشوری مانند آن سلاح هسته‌ای داشته باشد، بدون تردید از آن استفاده خواهد کرد.»

ترامپ همچنین به استفاده از بمب‌افکن‌های بی‌۲ در حمله به تاسیسات هسته ای ایران اشاره و ادعا کرد: «من جلوی آن را گرفتم و با بمب‌افکن‌های بی‌۲، آن را به‌طور کامل متوقف کردم.»

رئیس جمهوری آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل که واشنگتن را در گرداب جنگ علیه ایران فرو برده است و در توجیه جنگ علیه ایران بدون اشاره به اقدامات تل آویو در منطقه به ویژه سرزمین های اشغالی فلسطین مدعی شد: «آنها (ایران) اسرائیل را نابود می‌کردند. آنها خاورمیانه را نابود می‌کردند.»

ترامپ در این برنامه رادیویی ادعا کرد:«ما در قبال ایران بسیار خوب عمل می‌کنیم. ما از نظر نظامی آن‌ها را کاملا از بین بردیم. البته هنوز تعدادی موشک و پهپاد دارند، اما توانایی آن‌ها برای ساخت این تجهیزات در مقایسه با پنج ماه پیش بسیار کاهش یافته است. پنج ماه پیش آن‌ها حملات موثری انجام می‌دادند، اما حالا برایشان بسیار دشوار است که هر هدفی را مورد حمله قرار دهند.»

رئیس جمهوری آمریکا بدون اشاره به پیامدهای اقتصادی جنگ خود علیه ایران بر زندگی و معیشت آمریکایی مدعی شد: «آن‌ها (ایران) در وضعیت بدی هستند. نرخ تورم آن‌ها حدود ۳۰۰ درصد است و ارزش پول آن‌ها تقریبا از بین رفته است. نیروهای نظامی‌ هم حقوق دریافت نمی‌کنند. بنابراین در شرایط بسیار بدی قرار دارند.»

ترامپ در باره تنگه هرمز نیز در حالیکه ایران کنترل این آبراه حیاتی را برعهده دارد، بار دیگر ادعای خود را تکرار و ادعا کرد: آمریکا کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد!

وی در بخش دیگری از این مصاحبه در توجیه حمله به ایران مدعی شد: «ایران به قدرت سلطه‌گری در خاورمیانه تبدیل شده است که برای همه قلدری می‌کند.»

ترامپ بدون اشاره به اینکه پایگاه های آمریکا در خاک برخی کشورهای منطقه است و نیز خسارات واشنگتن از پاسخ دفاعی ایران ادعا کرد «که ایرانی‌ها به سوی کشورهای نیمه‌بی‌طرفی موشک شلیک کردند که هیچ‌کس از میزان دخالت آن‌ها در درگیری آگاه نبود.»

رئیس جمهوری آمریکا ۱۹ اوت برابر با ۲۸ مرداد ماه در شبکه اجتماعی تروث سوشال خود با تکرار لفاظی‌هایش و درحالیکه در میانه مذاکرات به ایران تجاوز کرده است، ادعا کرد: «هیچ‌کس بیش از من به جمهوری اسلامی ایران فرصت نداده است تا به یک توافق دست پیدا کند. متاسفانه، (البته) برای آنها، این فرصت را از دست دادند.»

ترامپ که به شدت به دلیل پیامدهای تجاوز علیه ایران تحت فشار افکار عمومی مردم آمریکا و کنگره در آستانه انتخابات میاندوره‌ای قرار دارد، مدعی شد: بنابراین، امروز خردکننده‌ترین عملیات اقتصادی‌ که تاکنون علیه هر کشوری انجام شده است را اعلام می‌کنم! این یک جنگ اقتصادی و انزوای اقتصادی در مقیاسی بی‌سابقه خواهد بود.

رئیس جمهوری آمریکا در حالیکه واشنگتن سالهاست رویکرد خصمانه فشار اقتصادی و تحریم‌ها علیه ملت ایران را در پیش گرفته است، با اشاره به نبرد نورماندی و عملیات موسوم به «روز دی / D-DAY» ادعا کرد: «این یک روز - دی (تعیین کننده) اقتصادی خواهد بود و ما به همه متحدانمان نیاز داریم تا در کنار ایالات متحده آمریکا بایستند و برای منزوی کردن و شکست تهدید ایران همکاری کنند.» و «هر کشوری که به موسسات مالی، شرکت‌ها، فرودگاه‌ها و یا نهادهای دولتی خود اجازه دهد هر نوع حمایتی از ایران ارائه دهند، با پیامدهای شدید اقتصادی روبه‌رو خواهد شد.»

سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران نیز روز پنجشنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ با انتشار دو تصویر درباره عبور بدهی ملی آمریکا از مرز ۴۰ تریلیون دلار، «روز D اقتصادی» ادعایی دونالد ترامپ علیه ایران را تلاشی برای انحراف افکار عمومی از بحران اقتصادی و بدهی فزاینده آمریکا دانست و تاکید کرد تداوم سیاست‌های شکست‌خورده واشنگتن، جز شکست بیشتر و افزایش خصومت ایرانیان نتیجه‌ای نخواهد داشت.

 




 استارت والیبال قهرمانی زنان آسیا با شگفتی سازی ایران
۱ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

استارت والیبال قهرمانی زنان آسیا با شگفتی سازی ایران

تیم ملی والیبال زنان ایران در نخستین دیدار خود در مسابقات قهرمانی آسیا موفق به شکست سه بر یک چین تایپه شد تا برای نخستین بار در تاریخ در جمع تیم‌های ۱۰۰ امتیازی رده‌بندی جهان قرار گیرد.

 ملی‌پوش پرسپولیس قصد جدایی ندارد
۱ ساعت قبل / سایت هم میهن

ملی‌پوش پرسپولیس قصد جدایی ندارد

مدافع تیم فوتبال پرسپولیس درخواست جدایی از سرخپوشان را نداده است.

 استرس مزمن چگونه ویژگی‌های شخصیتی ما را تغییر می‌دهد؟
۱ ساعت قبل / سایت فرارو

استرس مزمن چگونه ویژگی‌های شخصیتی ما را تغییر می‌دهد؟

استرس مزمن فقط خلق‌وخو و انرژی را تحت تأثیر قرار نمی‌دهد؛ بلکه می‌تواند به‌تدریج مغز، واکنش‌های هیجانی و حتی برخی ویژگی‌های شخصیتی ما را تغییر دهد.

 لحظه احساسی حضور داماد رهبر شهید و پدر زهرای شهید ۱۴ ماهه در رواق دارالذکر
۳۳ دقیقه قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

لحظه احساسی حضور داماد رهبر شهید و پدر زهرای شهید ۱۴ ماهه در رواق دارالذکر

تصاویری از حضور حجت‌الاسلام محمدی گلپایگانی داماد رهبر شهید و پدر زهرای شهید ۱۴ ماهه در رواق دارالذکر منتشر شده است.

 لوتوس متعهد پذیره‌نویسی و بازارگردانی اوراق زیست اروند فارمد شد
۱ ساعت قبل / سایت صدای بورس

لوتوس متعهد پذیره‌نویسی و بازارگردانی اوراق زیست اروند فارمد شد

شرکت تأمین سرمایه لوتوس پارسیان از پذیرش تعهد پذیره‌نویسی و بازارگردانی اوراق صکوک مرابحه شرکت زیست اروند فارمد به ارزش ۷ هزار میلیارد ریال خبر داد.

 اعلام وضعیت اضطراری هواپیمای هشدار زودهنگام آمریکا نزدیک تنگه هرمز
۲۱ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

اعلام وضعیت اضطراری هواپیمای هشدار زودهنگام آمریکا نزدیک تنگه هرمز

یک هواپیمای هشدار زودهنگام آمریکا از نوع «بوئینگ E-۳B سنتری» نزدیک تنگه هرمز کد اضطراری ۷۷۰۰ را فعال کرد.